- رخ برافروز كه فارغ كني از برگ گلم
- قد برافراز كه از سرو كني آزادم
-
English Translation :
So that me, independent of the rose-leaf (perfume) thou mayst make,-- thy face illumine:
First Mesra Translation:
So that me, free of the (lofty) cypress, thou mayst make,-- thy stature exalt.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- چهره را گلگون كن تا از برگ گل بي نياز گردم ; برخيز و قامت خويش را نشان بده تا از نگاه كردن به سرو بي نياز شوم ،رخ برافروختن به معني چهره سرخ و گلگون كردن ، و كنايه از آرايش و جلوه بيشتر دادن به چهره است ،رخ معشوق را برگ گل و قامت او را با سرو مقايسه كرده مي گويد وقتي چهره را آرايش مي كني من ديگر احتياجي به برگ گل ندارم ; زيرا چهره تو از برگ گل لطيف تر و معط ّرتر است ; و بر همين قياس ، هنگامي كه قد و بالا را نشان مي دهي ديگر اعتنائي به قامت سرو ندارم ،در مصراع دوم نكته اي هست كه نياز به دقت و تأمل دارد، آزاد به لحاظ ظاهر و مجاز صفت سرو واقع مي شود زيرا سرو به ظاهر قامتي كشيده و آزاد دارد، و چون شاخه هاي خود را، به دور خود جمع كرده اين حالت به دامن برچيدن و مجازاً وارستگي و آزادگي آن تعبير شده است ، كليم كاشاني اين هر دو معني را خوب توضيح مي دهد:سرو را داني چرا آزاد مي گويند خلق زانكه دامان تعلّق زين جهان برچيده استاشاره مُضمري در بيت به اين نكته هست كه با اينكه سرو خود به آزادي و بي نيازي شهرت دارد، من از سرو هم بي نياز خواهم شد، **