- زلف را حلقه مكن تا نكني در بندم
- طره را تاب مده تا ندهي بر بادم
-
واژه نامه
- حلقه :
دايـــره ، انجمـــن و مجلس ، مجلـس دوستـــانه كه گرد يكديگر بنشــينند
English Translation :
So that me, in bonds, thou put not-- thy tress be curl not:
First Mesra Translation:
So that me, to the wind (of destruction) thou give not,-- lustre to thy face give not.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- زلف را حلقه حلقه مكن تا مرا در حلقه هاي آن اسير نكني ; چهره را با آب و رنگ آرايش مكن ، طراوت مده ، تا هستي مرا به باد ندهي ، **