• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • زلفت هزاردســــتان ، سار سياه كه چـنانكه معروف است نـــغمه پرندگان ديگر را تـقليد مي كند و از آن جهت آن را هزاردســــتان گفــــته اند'>هزار دل به يكي تاره مو ببست
  • راه هزاردســــتان ، سار سياه كه چـنانكه معروف است نـــغمه پرندگان ديگر را تـقليد مي كند و از آن جهت آن را هزاردســــتان گفــــته اند'>هزار چاره گر از چار سو ببست
واژه نامه
  • تاره : تــار مو، تــاريك ، تــيره
  • دل : سرچشـــمه جريـــان خون در بــدن است
  • هزار : هزاردســــتان ، سار سياه كه چـنانكه معروف است نـــغمه پرندگان ديگر را تـقليد مي كند و از آن جهت آن را هزاردســــتان گفــــته اند
  • هزار : هزاردســــتان ، سار سياه كه چـنانكه معروف است نـــغمه پرندگان ديگر را تـقليد مي كند و از آن جهت آن را هزاردســــتان گفــــته اند
English Translation :
With a single hair (delight) of its, a thousand hearts, the tress (the world)-- bound (kept back from truth and thought of the future world),
First Mesra Translation:
The path of a thousand remedies (men of learning and of heart)-- bound.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- زلفت دلهاي بسياري را به يك تار موي خود ببست ; راه هزار آدم مكار را از چهار طرف بست ،تاره : تار مو، تاريك ، تيره ; و در بيت معنائي ميان اين دو دارد: تار موي سياه ،چاره گر: افسونگر و فريبگر، درمان كننده و ياري دهنده و در بيت كنايه از عقل است ،مي گويد زلف تو با جاذبه اي كه دارد دلهاي بسياري را به يك تار موي خود مقيد كرد و راه گريز را از چهار طرف بر مردم هوشيار و با تدبير بست ، چنين بود كه هيچ كس نتوانست از تأثير جاذبه آن بگريزد، **