• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • به سر سبز تو اي سرو كه گر خاك شوم
  • ناز از سر بنه و سايه بر اين خاك انداز
واژه نامه
  • تو : از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
English Translation :
O cypress! (I conjure thee) by thy verdant head, when I become dust,
First Mesra Translation:
Out from thy head, disdain put; and, on this my dust, shade-- cast.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- اي سرو، به سر سبزت قسمت مي دهم كه وقتي مُردم و پيكرم به خاك مبدّل شد; از ناز و غرور دست بردار و سايه خود را بر خاك من بينداز،سرسبزي به معناي سر زندگي و باط راوت بودن است و نيز اشاره به اين واقعيت دارد كه سرو دائماً سبز است ،معشوق سرو قامت را به سر خود قسم مي دهد كه بعد از مرگ ديگر مثل زمان حيات با او ناز و غرور نكند، از او ياد كند، بر سر خاكش بيايد تا سايه اش بر گور او بيفتد، **