- ابر آذاري برآمد باد نوروزي وزيد
- وجه مي مي خواهم و مطرب كه مي گويد رسيد
-
واژه نامه
- مطرب :
به طــــــرب درآورنده ، كســـي كه نواخـتن ساز و خواندن آواز شــــغل او باشـــد، مغــــني
English Translation :
Come up hath the cloud Azar; and blown hath the breeze of nau-ruz:
First Mesra Translation:
The way of wine, I desire; and the minstrel who singeth hath arrived.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- ابر بهاري برخاست و باد نوروزي وزيد; پولي براي خرج مي و مطرب مي خواهم ، چه كسي مي گويد رسيد،آذار: از ماههاي رومي است ، ششمين از ماههاي سرياني كه عرب آن را شهورالروم خواند، ماه اول بهار،دو اصطلاح معمول زمان را از زبان مردم گرفته و در مصراع دوم پشت سر هم آورده است ، كه با روشن شدن آنها، لطف تركيب و اشارات بيت بهتر آشكار مي شود، به توضيح آنها مي پردازيم :وجه مي و مطرب خواستن اشاره به اين رسم دارد كه در زمان شاعر، وقتي مأموران دولت يا قلدران غير مأمور، مي خواستند آدم توانگري را تلكه كنند و از او باج بگيرند، گريبانش را مي گرفتند و مي گفتند وجه مي و مطرب مي خواهيم تا درخواستشان صورت عجز و گدائي نداشته باشد، در كتاب دستورالكاتب آمده است : ،،،مقرر چنان بوده كي [كه ] چون جماعت خواجگان شهري يا كدخدايان صاحب ناموس در ممالك پادشاهان قديم به استحمام يا جهت مصلحتي ديگر به بازار رفتندي چند نفر خربنده و ساربان ايشان را تكليف كردندي كه امروز وجه شراب و شاهد و مطرب و نان و گوشت و ديگر حوائج كه ما را بايد بر شماست و مي بايد داد، اگر منع كردند يـا عـذري مـي گـفتند آن خـربنـدگـان به سفاهت و دشنام وجهي از آن كدخدايان مي ستدند يا لَت ِ بسيار مي زدند و آن جماعت ناچار قرضي مي كردند و به ايشان مي دادند و عرض و ناموس بر باد رفته به خانه مي آمدند و بر سر بازارها نيز جوق جوق از اين متعديان چون پيكان و سگ بانان و شيربانان و غير هم ايستاده مردم را زحمت مي دادند،،،و كه مي گويد رسيد اشاره به رسم ديگري است و آن چنين بوده كه وقتي واعظي از سر منبر مي خواست براي آدم محروم و كم بضاعتي از مردم كمك بگيرد مي گفت مثلاًمؤمني مي خواهد عروسي كند يا به زيارت برود، به فلان مبلغ احتياج دارد، براي ثواب هر كس مبلغي تعهد كند و بپردازد، گاه اتفاق مي افتاد كه توانگري از ميان مجلس به بانگ رسا مي گفت رسيد، يعني پرداخت كل مبلغ را يك جا تقبل كردم ، هر دو اصطلاح مذكور در مصراع دوم به دنبال هم آمده اند، به مناسبت برخاستن ابر و باد نوروزي شاعر سر ذوق آمده وجه مي ومطرب مي خواهد، پس با زباني طنزآلود، به همان گونه كه براي امر خيري از برادران مؤمن كمك مي طلبند، از مردم ياري مي طلبد و ميل دارد كسي يك جا بپردازد، با آوردن اصطلاح نخستين نوعي حالت تحكم نشان مي دهد و با اصطلاح دوم به آن جنبه امرِ خير مي دهد، **