- گفتم كه نوش لعلت ما را به آرزو كشت
- گفتا تو بندگي كن كاو بنده پرور آيد
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- نوش :
فـــــعل امــــر از مصدر نوشــــيدن ، اصـــطلاح باده خواران است كه به مثــــــابه نوعي ادب به حريف باده مي گويــــند
English Translation :
I spake saying: " With desire, the sweet drink of thy ruby lip slayeth me."
First Mesra Translation:
He said: " perform thou service (of the lip); for he, soul-cherishing-- cometh."
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- گفتم كه لب شيرينت ما را در آرزوي خود كشت ; گفت تو بر ارادت خود باقي باش كه با تو سر لطف خواهد آمد، **