- خوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرين
- افسوس كه آن گنج روان رهگذري بود
-
واژه نامه
- افسوس :
ملامت و سرزنـــش و ريشخـــند
English Translation :
Sweet was the marge of the water, and the rose and the verdure. But,
First Mesra Translation:
Alas that moving treasure, a way-farer-- was.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- نشستن كنار جوي آب و گل و سبزه و نسرين لذت بخش بود اما; افسوس كه آن همه نعمت ، موقتي و گذرا بود،گنج روان ، به يك معني گنج قارون است كه به نفرين موسي در زمين فرو رفت و چون در نفرين مشخص نشده كه چقدر بايد زير زمين فرو رود، پيوسته در حال فرو رفتن است ، نيز به معني گنجي است پر از سكه هاي رايج و روان ، و در هر دو معني ، در بيت معادل است با اوقات خوش در مصراع اول ،مقصود اينكه آن اوقات مثل گنجي گرانبها بود ولي افسوس كه پيوسته در حال حركت و گذر بود، پس اين گنج از نظر اينكه رايج و رونده بود با گنج قارون مشابهت داشت ،روان را به معني جان ، و گنج روان را جان گرانبها چون گنج نيز مي توان معني كرد، **