- آن يار كز او خانه ما جاي پري بود
- سر تا قدمش چون پري از عيب بري بود
-
واژه نامه
- پري :
فرشـته در مقابل ديـو، نماد زيــبايي و معشوق ايده آل كه مطلقاً عيــبي در تمام وجودش يافت نشود، آمده است
- پري :
فرشـته در مقابل ديـو، نماد زيــبايي و معشوق ايده آل كه مطلقاً عيــبي در تمام وجودش يافت نشود، آمده است
English Translation :
That friend, by whom our house the (happy) dwelling of the Pari-- was,
First Mesra Translation:
Head to foot, free from defect, a Pari-- was.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- آن يار كه خانه ما را از وجود خود به خانه فرشتگان بدل كرده بود; سر تا پايش مثل پري از عيب مبرا بود،پري : فرشته در مقابل ديو، و در بيت به مثابه نماد زيبائي و معشوق ايده آل كه مطلقاً عيبي در تمام وجودش يافت نشود، آمده است ، **