- جان عشاق سپند رخ خود مي دانست
- وآتش چهره بدين كار بر افروخته بود
-
واژه نامه
- عشاق :
عاشـقان ، مقــامي در موسيــقي
English Translation :
Rue for his own face, he (the true beloved) regarded the lover's soul:
First Mesra Translation:
And, for this work (of consuming the lover), the (ruddy) fire of his cheek,-- had enkindled.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- جان عاشقان را دانه اسپندي مي دانست كه بايد به آتش چهره او بسـوزد; و آتش ِچهره را براي سـوزانـدن آن شعله ور ساخته بود،يعني جان عاشقان را مثل دانه اسپند مي دانست كه بايد روي آتش بسوزد تا چهره او از چشم زخم مصون بماند و با اين فكر چهره سرخ آتشين خود را براي سوزاندن اين جان ها شعله ور ساخته بود،حاصل معني اينكه جان عاشقان بايد مثل اسپند با صدا و هيجان و جست و خيز بسوزد تا چهره او از چشم زخم محفوظ بماند، **