- دوش مي آمد و رخساره برافروخته بود
- تا كجا باز دل غمزده اي سوخته بود
-
واژه نامه
- دل :
سرچشـــمه جريـــان خون در بــدن است
English Translation :
Last night, he (the true beloved) came; and his cheek, he-- had enkindled.
First Mesra Translation:
Let us see, the grief-stricken heart (of the lover), how he-- had enkindled.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- ديشـب مي آمـد و چـهره اش هيجـان زده بود; معلوم نيست كه باز كجا دل آدم غمناكي را سوزانده بود،رخساره بر افروخته به معني آرايش كرده و زيباتر از پيش شده نيز هست ،مقصود اينكه معلوم نيست با آتش چهره برافروخته خود دل كدام آدم رنجديده و غمناكي را سوزانده بود،**