- عالم از شور و شر عشق خبر هيچ نداشت
- فتنه انگيز جهان غمزه جادوي تو بود
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- غمزه :
اشاره با چـشم و ابرو
English Translation :
Of the tumult and the uproar of love (the knowledge of God), the world had no news:
First Mesra Translation:
The calamity-exciter of the world, thy glance of sorcery (absolute love)-- was.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- جهان از شور و غوغاي عشق مطلقاً خبر نداشت ; اشارت چشم جادوگر تو فتنه انگيزي كرد،جادو: چشم جادوگر، بسيار زيبا، و غمزه جادو يعني غمزه فريبنده يا غمزه چشم فريبنده ،و به تعبير عرفاني اگر جاذبه جمال نبود، شور و شر عشق در جهان به پا نمي شد، با اشاره به مذهب اصحاب تجلي مي گويد وسوسه جمال خالق ، مخلوق را به عشق عرفاني برانگيخته و ايجاد شور و شر كرده است ، كه مرا از شور عشق حالت جذبه عاشقان و شر عشق همان فتنه ها و حوادث اجتماعي است كه بر اثر برخورد عقايد اهل طريقت و شريعت ايجاد گرديده است ، **