• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • دوش ديدم كه ملايك در ميخانه زدند
  • گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند
واژه نامه
  • پيمانه : ظرفي براي اندازه گيري
  • دوش : شب گذشته
English Translation :
Last night (in the hidden world) I saw that the angels beat (at) the door of the tavern (the world of love),
First Mesra Translation:
(Whence they brought out moulds of love). The clay of Adam, they shaped and into the mould (of love), they-- cast.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- و اين يكي ديگر از شبهاي حافظ است ، يعني از غزلهائي كه با دوش يا ديشب آغاز مي شود، در اين شب ، انديشمند دور پرواز در پي اينكه از انگيزه و آغاز كار جهان آگاهي يابد، پرنده خيال را تا نخستين روز خلقت آدمي پرواز مي دهد; و آنچه را كه به چشم شاهبازِ خيال مي بيند براي ما باز مي گويد،زمينه فكري او در اين سير معنوي ، همان زمينه هاي معارف اسلامي است ، آياتي از قرآن كريم در باب خلقت آدمي از گل ، نظير: الذي اَحسَن َ كُل َ شـَـي ءِ خَلَقَه ُ وَ بَدَأ اَخَلق َ الانسان ِ مِن طين ٍ را در نظر مي آورد، پس رفت و آمد فرشتگان براي تخمير گل آدم در ذهنش مجسم مي شود و تا آنجا قوت مي گيرد، كه گوئي هنگام سرشتن و به قالب ريختن اين گل حضور داشته و هر چه را كه در آن دوردست آفرينش گذشته با چشم خويش ديده كه مي گويد:دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدندچنين است كه به جاي اينكه آيات قرآني را به شيوه مفسران توضيح دهد، به نيروي تصورِ هنري صحنه سازي مي كند و تصاوير را با اصطلاحات عرفاني در قالب مي و پيمانه عرضه مي دارد، براي كارگاهي كه بايد گل آدم در آن به قالب ريخته شود فضاي فرح بخشي مثل ميخانه مي سازد، جاي ديگر نيز مكاني را كه گل آدم را در آن مخمر مي كنند ميخانه ناميده است :بر در ميخانه عشق اي ملك تسبيح گوي كاندر آنجا طينت آدم مخمر مي كنندتصاوير در شب از نظر شاعر مي گذرند، زيرا سخن از راهي دور و تاريك است ، اما در آن شب سخن نمي گويد و فردا كه به حال خود بازگشته قصه را نقل مي كند،ابتدا سيري در نماي كلي غزل داشته باشيم :در بيت نخستين ِ غزل ، ملائك كه نخستين كارگران دستگاه آفرينش اند به ميخانه مي آيند و آنجا گل آدم را خمير مي كنند و به قالب مي ريزند،بيت دوم بيان حال آدم است ، لحظه اي كه از آب و گل به در آمده و در هيأت انساني خود جلوه گر شده است ، ساكنان حرم ملكوت آسمانها به تهنيت او مي آيند و به شكرانه اينكه از عدم به وجود آمده با او باده مستانه مي زنند،بيت سوم آغاز زندگي در جهان هستي است و اينكه كداميك از موجودات طبيعت بايد مسئوليت نگهداري اين دستگاه عظيم را بر عهده بگيرد، و از طريق ارتباط با عالم بالا آن را اداره كند؟ بار اين امانت را بر كدام دوش بايد نهاد؟ آيه ديگر از قرآن كريم اين معني را براي شاعر روشن مي سازد: اِنا عَرَضنَا الاَمانَة َ عَلَي السَموات ِ وَ الاَرض ِ وَ الجِبال ِ،،، خداوند مي گويد ما امانت را به كوهها و درياها،،، عرضه كرديم همه از پذيرفتن آن ابا كردند الا آدم ، و اين امانت در نظر عرفا عشق است ، پس براي اتصال با عالم بالا راه عشق و طريقت را بايد برگزيد،در بيت چهارم به ياد مي آورد كه همه مردم در اين اعتقاد با او شريك نيستند، و اصولاً مردم در تعبيرات خود از كلمات خداوند، اختلاف ها دارند، چنين است كه جنگ هفتاد و دو ملت را محصول جهل آدمي مي داند، چون آن حقيقتي را كه بايد اصل دين و رابطه آنان با آفريدگار باشد نمي بيند، به دنبال افسانه سازي و سخنان باطل رفته اند،در بيت پنجم شكرگزار است كه خود او از اين گونه افكار به دور است ، و رابطه اش با پروردگار، رابطه اي دور از اين گونه افكار نادرست ، پس شكر كه ميان من و پروردگار صلح برقرار است و دوستان صوفي منش به شكرانه اين صلح و دوستي باده مي نوشند،بيت ششم وصف عشق پرشوري سوزنده تر از آتش است : آتش آن نيست كه بر زبانه شمع شعله مي كشد، اين آتش ، آتش ظاهر و محسوس است ، آتش حقيقي آن است كه به جان ِ پروانه زدند، آن آتشي كه سبب مي شود تا پروانه خود را به شعله بزند،و سرانجام در بيت هفتم از اينكه رازهاي خلقت را براي ما بازگفته شادمانه خودستائي مي كند كه ، از وقتي كه با شانه قلم زلف عروس سخن را آراسته اند، كسي نتوانسته مثل حافظ از چهره فكر پرده بردارد، اكنون ، پس از ارائه اين نماي كلي ، مي رويم بر سر ابيات ،دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدندديشب ديدم كه فرشته هاي آسماني در ميخانه را زدند; گل آدم را خمير كردند و در پيمانه ريختند،در ميخانه زدند: كنايه از اينكه به ميخانه وارد شدند،گل آدم بسرشتند: اشاره به خلقت آدم از گل ـ طين ـ دارد كه در آيات مختلف قرآني از آن ياد شده است ،پيمانه : ظرف براي اندازه گيري ،ميخانه در اين بيت تعبير عرفاني خود دارد يعني جايگاه عشق الهي و مي تعبيري از اين عشق و حال است ، پس فرشتگان آسمان در ميخانه گل آدمي را با شراب عشق عجين كردند و پيمانه اي ، به اندازه ساختن قالب انسان ، از آن برداشتند، **