- حافظ از شوق رخ مهر فروغ شوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد'>تو بسوخت
- كامگارا نظري كن سوي ناكامي چند
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
English Translation :
From desire of thy face, love-kindling (that hath the sun's splendor) Hafiz consumed:
First Mesra Translation:
O one whose desire is fulfilled! cast a glance towards one-- some desire unfulfilled.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- حافظ از اشتياق رسيدن به چهره تو كه مانند خورشيد نوراني است سوخت ; تو كه خوشبخت و كامروا هستي ، به مشتاقان ناكام التفاتي كن ،كامگار: به كام رسيده ، كامروا،نظري كن : التفاتي كن ، **