• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • داشتم دلقي و صد عيب مرا مي پوشيد
  • خرقه رهن مي و مطرب شد و زنار بماند
واژه نامه
  • خرقه : خرقه در لغت به معني پاره و قطعه اي از جامه است ودر اصطلاح صوفيه عبارتست از جامه اي پشمين كه غالباّ از پاره هاي به هم دوخته فراهم آمده است
  • زنار : رشتـه اي كه مسيحيان و زردشتيان به دور كمر مي بستــند و در اشعار فارسي نماد كفر و بي ديني است
  • مطرب : به طــــــرب درآورنده ، كســـي كه نواخـتن ساز و خواندن آواز شــــغل او باشـــد، مغــــني
English Translation :
A Darvish garment, I had; and it concealed a hundred faults:
First Mesra Translation:
For wine and the minstrel, the Khirka was pawned; and the mystical cord (of a hundred faults)-- remained.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- دلقي داشتم كه عيبهاي بسيار مرا پنهان مي كرد; دلق براي خرج مي و مطرب به گرو رفت و زنار زير آن برجا ماند،زنار: رشته اي كه مسيحيان وزردشتيان به دور كمر مي بستند و در اشعار فارسي نماد كفر و بي ديني است ،مي گويد خرقه ظاهرالصلاحي داشتم كه عيبهاي مرا ــ هر چه از كفر و گناه داشتم ــ مي پوشانيد، اكنون خرقه به گرو رفته و زنار من يعني كفر من ظاهر شده است ،خلاصه سخن اينكه : رعايت ظاهر را به كنار گذاشته و بي پروا شده ام ،**