- هزار نقش برآيد ز كلك صنع و يكي
- به دلپذيري نقش نگار ما نرسد
-
واژه نامه
- صنع :
ساخـــتن ، آفرينـــش
- كلك :
( به كسر ك ) نـِــي ، قـلم نِـــي
- نقش :
تصوير، اثـــر، آلت بادي كوچكي بوده كه صداي پـــرنده را تـــــقـليد مي كرده ، مثــل تيــپـچه در شـــكار بـــلدرچــــــين
- نقش :
تصوير، اثـــر، آلت بادي كوچكي بوده كه صداي پـــرنده را تـــــقـليد مي كرده ، مثــل تيــپـچه در شـــكار بـــلدرچــــــين
- نگار :
نـقـش و نـقـاشي ، معـشــــــوق
- هزار :
هزاردســــتان ، سار سياه كه چـنانكه معروف است نـــغمه پرندگان ديگر را تـقليد مي كند و از آن جهت آن را هزاردســــتان گفــــته اند
English Translation :
From the Creator's reed, issue a thousand pictures: and one
First Mesra Translation:
To the (degree of) approval of the picture of our idol (Muhammad)-- reacheth not.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- هزارگونه تصوير از قلم آفرينش پديدار مي شود; يكي از آنها مثل چهره محبوب ما مطبوع نيست ،نگار ما نيز همان قوام الدين محمد صاحب عيار در بيت قبل است ، در تأييد مضمون بيت پيشين مي گويد خداوند هيچ آفريده اي را هم چون ممدوح محبوب ما دلپذير و شايسته محبت نيافريده است ، **