- گفت آن يار كز او گشت سر دار بلند
- جرمش اين بود كه اسرار هويدا مي كرد
-
English Translation :
He said: " That friend (Husain Mansur Hallaj), by whom lofty became the head of the gibbet,
First Mesra Translation:
" His crime was this that clear, the mysteries of the sky, he-- made."
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- گفت آن دوست كه بر سر دار رفت و دار از اين بابت سربلند شد; گناهش اين بود كه نگفتني ها را فاش مي ساخت ،به قرينه سَرِ دار و مفهوم كلي بيت ، آن يار حسين بن منصور حلاج است كه در سال 903 ق ، به امر مقتدر خليفه عباسي به دار آويخته شد، در تذكره الاولياء در ذكر حسين منصور حلاج آمده است : چون به زير دارش بردند به باب الطاق قُبله بر زد و پاي بر نردبان نهاد، گفتند حال چيست ، گفت معراج مردان سَرِ دار است ، امكان دارد كه سَرِدار بلند شدن اشاره به اين سخن حلاج باشد كه به دار عنوان معراج مردان داده است ، و اسرار هويدا مي كرد به سخنان گستاخانه او اشاره دارد كه ظاهراً خلاف شريعت بود، دكتر غني مي نويسد: وقتي حسين بن منصور حلاج نزد جنيد رفت و از صَحور و سكر سخن راند جنيد او را ملامت كرد و به اعتدال دعوت نموده ، گفت و من اي پسر منصور در كلام تو فضولي بسيار مي بينم و عبارات بي معني حاصل آنكه سالخوردگان صوفيه و مردم با حزم و تجربه آنها به سايرين تعليم مي دادند كه از افشاي اسرار خودداري كنند و اگر اظهار و افشا ضروري باشد بايد به رموز و اصطلاحات بخصوص متوسل شوند و البته واضح است كه اين احتياط ها ناشي از آن است كه تصوف رنگ ديگري يافته و از زهد ساده عهدهاي اوليه خارج شده و به افكار و آراء تازه اي آغشته گشته ، چندان كه مورد اعتراض و حمله فقها و علما واقع شده است ،،،خلاصه معني بيت آنكه : [پير مغان ] گفت كه حلاج كه از ياران ما بود بدان سبب به دار آويخته شد كه اسرار عرفاني را بي پروا اظهار مي داشت ،و عراقي پيشتر از حافظ گفته :مكن فاش اين سخن هاهم چوحلاجبياويزندت از دار، اي عراقي**