- نيست در شهر نگاري كه دل ما ببرد
- بختم ار يار شود رختم از اينجا ببرد
-
واژه نامه
- دل :
سرچشـــمه جريـــان خون در بــدن است
English Translation :
In this city is no idol that, our heart,-- taketh:
First Mesra Translation:
If fortune be my friend, hence my chattels, it (fortune)-- taketh.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- در شهر معشوق خوبروئي نيست كه دل از ما ببرد; اگر بخت با من مساعد باشد بار سفرم را از اين جا خواهد برد،نگار: نقش و نقاشي ، معشوق ،يعني در شهر خوبروئي كه بتواند ما را مجذوب خود كند، اگر بخت مساعد باشد، اسباب سفر مرا از اين شهر خواهد برد ـ به بركت بخت و اقبال از اين شهر بي عشق به سفر خواهم رفت ، **