2. آيهي امامت حضرتابراهيم(ع):
آيهي ديگري كه ازآن ميتوان عصمت را استنباط نمود, آيهي124سورهي مباركهبقره است: «و اذ ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال اني جاعلك للناس اماماقال و من ذريتي قال لاينال عهدي الظالمين» يعني: «و هنگامي كه پروردگار ابراهيماو را با كلماتي آزمود و آنها را تمام كرد, (پروردگار) گفت, من تو را امام مردمقرار دادم, (ابراهيم) گفت: از ذريهي من نيز (امام شوند) (پروردگار) گفت: عهد منبه ظالمان نميرسد»
اين آيهي شريفه ميرساندكه پيش از امتحانات الهي حضرت ابراهيم (علينبيناوآلهوعليهالسلام), تنهاپيامبر بود و هنوز به مقام امامت نرسيده بود اما پس از سربلندي در امتحانات الهي,به مقام منيع امامت كه به تعبير اين آيهي شريفه, عهدي است الهي, نايل شد. پس ازاحراز مقام امامت, حضرت ابراهيم (ع) از خداوند درخواست ميكند كه اين مقام به نسلاو نيز منتقل شود و خداوند در پاسخ ميفرمايد كه عهد امامت به ظالمان نخواهد رسيد.از همين فراز آخر ميتوان استفاده كرد كه مقام امامت تنها به كساني ميرسد كهمعصوم باشند.
با اين توضيح كه:بايد دانست هيچيك از مقامهاي الهي مانند نبوت و امامت و ولايت, مقامهايي قرارداديواعتباري نيستند و نبايد آنها را با مقامات دنيوي مانند رياست و حكومت مقايسه كردكه اموري قرادادي و اعتبارياند و به همين جهت براساس قرارداد و اعتبار, تعيين ميشوند.مقامهاي دنيايي خودشان ذاتا اعتبارياند يعني رييس و حاكم و ... اموري نظير آنهاخود به خود اعتبارياند و اموري واقعي محسوب نميشوند يعني مثلا اگر گفتيم كه زيد,رييس عمرو است پس از رياست، چيزي به زيد افزوده نميشود بلكه از آن به بعد, تنهاعمرو بايد در بعضي از اموري كه قرارداد تعيين ميكند، مطيع زيد باشد. به هميندليل مقامهاي دنيوي بر اساس قرارداد تعيين شده و بر همان اساس نيز جابهجا ميشوند.اما مقامهاي الهي هرگز اينگونه نيستند بلكه اموري حقيقي و وجودياند كه انسانهابر اساس مراتب و درجات وجوديشان (به اذن الهي) به آنها نايل ميشوند.
بنابراين با توجهبه مطالب بالا, درخواست ابراهيم (ع) از خداوند متعال براي آن كه نسلاش به مقامامامت برسند, به اين معناست كه از خداوند متعال ميخواهد كه چنين آمادگي را در نسلاو بوجود آورد كه بتوانند با هدايت الهي به مقام امامت برسند. از اين رو قطعا مرادحضرت ابراهيم(ع) اين نيست كه همهي نسل او به اين مقام برسند (زيرا چنين چيزيامكانپذير نيست). در واقع ميتوان نسل حضرت ابراهيم(ع) را به چهار گروه تقسيمكرد:
1. كساني كه همهي عمر گناه ميكنند و بدون توبه از دنيا ميروند
2. كساني كه در ابتداي عمر گناهي مرتكب نميشوند ولي درپايان عمر گناهكار از دنيا ميروند.
3. كساني كه در ابتداي عمر گناه كردهاند ولي سپس توبه ميكنندو تا آخر عمر گناهي مرتكب نميشوند.
4. كساني كه در سراسر عمرشان گناهي از آنان سر نميزند.
امكان ندارد بگوييمكه درخواست حضرت ابراهيم(ع) گروه اول و دوم را نيز شامل ميشود. زيرا محال است كهايشان از خدا درخواست كنند انسانهايي را كه گناهكار از دنيا ميروند به مقام امامتبرساند (مخصوصا با توجه به آنچه گفتيم اين امر ذاتا نيز محال است). بنابرايندرخواست حضرت ابراهيم (ع) تنها ميتواند شامل دو گروه سوم و چهارم باشد. وليخداوند متعال با اين جمله كه «لاينال عهدي الظالمين» گروه سوم را نيز خارج ميكندو ميفرمايد عهد امامت تنها به كساني ميرسد كه هرگز ظلمي مرتكب نشدهاند و كاملامعصوماند يعني امامت مخصوص گروه چهارم است. تذكر اين نكته نيز بيفايده نيست كهاز نظر قرآن كريم اموري از قبيل: شرك (ان الشرك لظلم عظيم
[1]) وتخلف از حدود الهي يا گناه (و من يتعد حدود الله فقد ظلم نفسه
[2])؛ ظلممحسوب ميشوند.
به اين ترتيب ميتوان از اين آيه، عصمت امامان(عليهمالسلام) را ثابت كرد.
[1] . لقمان/13.
[2] .طلاق/1