کد سوال : 701
موضوع : حقوقي
پرسش : آيا عمليات استشهادى فلسطينيان، از نظر اسلام و حقوق بشر مشروع است؟
پاسخ : در يك تحليل واقعبينانه و با درك شرايط تاريخى و وضعيت كنونى فلسطينيان، مىتوان گفت ملّتى كه سرزمين آبا و اجدادىاش به وسيله بيگانگان غصب و از كليه حقوق مادى و معنوى خويش محروم گرديده و نتيجهاى جز ضرر و عقبنشينى از راههاى طى شده نديدهاند، نمىتوانند نظارهگر نابودى تدريجى خويش و سرزمينشان باشند. در چنين شرايطى كه رژيم صهيونيستى زبانى به جز خشونت و زور نمىفهمد و با تمامى قوا و به پشتيبانى دولتهاى استكبارى و با استفاده از سكوت و بىتفاوتى مجامع بينالمللى، به نسلكشى ملت فلسطين پرداخته است، راهى جز دفاع و مقابله به مثل باقى نمانده است.
از نظر دينى، اكثريت قريب به اتفاق بزرگان اهل سنت و مراجع شيعه، بر مشروع بودن عمليات استشهادى فلسطينيان صحه مىگذارند. مفتى مصر، «قرضاوى» به عنوان يك عالم متفكر اهل سنت، علامه فضلاللَّه به عنوان مرجع تقليد شيعه و حتى مراجع شيعى ايرانى، چون حضرت آيتاللَّه فاضل لنكرانى و ... عمليات و حركت استشهادى را در شرايط كنونى فلسطينيان، تأييد مىكنند. V}ر.ك: فصلنامه حضور، ويژه فلسطين، بهار 1381، ش 40، صص 24-31.{V
به علاوه از نظر تاريخى چنين حركتى، اختصاص به ملّت مظلوم فلسطين ندارد؛ بلكه در همه انقلابهاى بزرگ دنيا و در مواردى كه خاك يك سرزمين به اشغال در مىآيد و ... چنين اقداماتى ديده شده و از جايگاه بالايى برخوردار است. به عنوان نمونه موقعى كه آلمانها، خاك فرانسه را اشغال كردند، چنين اقداماتى در عملياتهاى پارتيزانى در فرانسه، صورت مىگرفت. وقتى يك نفر براى آزادى سرزمين خود، جانش را فدا مىكند، نه تنها ضد ارزش نيست؛ بلكه ارزشمند و ستودنى است. V}همان.{V در برخى جوامع اسلامى در قرن 18 - كه بخشهايى از هندوستان امروزى محسوب مىشوند براى بيرون راندن استعمارگران اروپايى، به عملياتهاى انتحارى متوسل مىشدند.
«كاميكازه» - كه در فرهنگ سياسى دنيا در زمينه عملياتهاى انتحارى شهرت يافته است نام يك خلبان ژاپنى بود كه در خلال جنگ جهانى دوم، هواپيماى نظامى خود را به قلب ناوهاى نظامى آمريكا كوبيد. اين اقدام از آن به بعد، به يك استراتژى مهم ژاپنىها عليه آمريكا تبديل شد و امروزه نيز، كاميكازه براى ژاپنىها مورد تقدير و تحسين است. V}ناصرپور، حسن، عمليات استشهادى در فلسطين، ص 70.{V
حضرت امامرحمه الله در تقدير و تأييد عمليات استشهادى شهيد حسين فهميده،از او به عنوان «رهبر» نام برد. به هر حال اگر اين حركات از زاويه دينى و انقلابى و نيز شرايط كنونى نگريسته نشود، طبيعى است كه نمىتوان در داورى منصف و جامع عمل كرد V}همان.{V.
[از سوى ديگر مجموعه عملياتهاى استشهادى فلسطينيان، آثار و نتايج بسيار مطلوبى در برداشته و به اسرائيل و تمامى پشتيبانان آن فهمانده است كه ملّت فلسطين، زنده و بيدار است و هرگز تسليم نابودى و نقشههاى شوم آنان نمىشود ]و همچنين باعث شده تا مهمترين مسئله اسرائيل (تأمين امنيت) را - كه براى آن هزينههاى بسيار زيادى متحمل شدهاند با چالشهاى جدّى مواجه كند و خواب راحت را از ديدگان آنان بربايد.
در اسلام هدف از جنگ دفاعى، رفع حمله، سركوب پيمان شكنان و تجاوزگران بيگانه، بيرون راندن آنان از سرزمينهاى اشغالى، آزادسازى آن مناطق، دفاع از جان و مال مسلمانان و عقيده و مرام اسلامى است. انجام دادن اين نوع جهاد - كه در زمره واجبات عينى است بر تمامى مسلمانان، اعم از زن و مرد، در كليه قرون و اعصار و مادامالعمر لازمالاجرا است. V}محمدرضا ضيائى بيگدلى، اسلام و حقوق بينالملل، تهران، ص 128.{V
آيات متعددى از قرآن كريم مسلمانان را به جهاد دفاعى ترغيب مىكند: A}«وَ قاتِلُوا فِى سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ»{A؛ V}بقره (2)، آيه 190.{V؛ «و در راه خدا جهاد كنيد با كسانى كه با شما مىجنگند» و A}«اُقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ ...»{A؛ V}همان، آيه 191.{V؛ «هر جا مشركان را يافتيد بكشيد و از شهر و ديارشان برانيد، چنان كه آنان شما را از وطن آواره كردند».
از ديدگاه حقوق بينالملل نيز، طبق ماده 51 منشور، حق دفاع براى ملت مظلوم فلسطين وجود دارد و اين حق طبيعى براى آنان به رسميت شناخته شده است. آنان مىتوانند براى جلوگيرى از تجاوز و يا گسترش آن، اقدامات لازم را انجام داده و همه گونه آمادگى دفاعى و رزمى را براى خود فراهم آورند و عملاً براى سركوب خصم از آن استفاده كنند. V}اسلام و حقوق بينالملل عمومى، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه، ص 26.{V
اولين شرط دفاع مشروع از ديدگاه حقوق بينالملل، مقابله با تجاوز مسلحانه است كه بر اساس تعريف مجمع عمومى ملل متحد از تجاوز، دولت اسرائيل متجاوز محسوب مىشود. بر اساس ماده اول قطعنامه، تجاوز عبارت است از: «كاربردنيروى مسلح به وسيله يك دولت، عليه حاكميت، تماميت ارضى و يا استقلال سياسى دولتى ديگر؛ يا كاربرد نيروى مسلح در راههايى مغاير منشور ملل متحد»V}به نقل از: نشريه «مركز مطالعات عالى بينالملل» اسفند 1365، مقاله «مفهوم تجاوز در حقوق بينالملل».{V. مسلماً دولت نامشروع و غاصب اسرائيل مصداق واقعى متجاوز است و حق دفاع و مقابله به مثل براى فلسطينيان، كاملاً مشروع است. البته چه بسا رژيم صهيونيستىنيز از اين مواد قانونى سوء استفاده نموده، مبارزان فلسطينى را به عنوان تروريسم معرفى كند! اما آنچه مهم است، آشنايى افكار عمومى با مبانى اسلامى و اصول حقوق بشر است كه با استناد به آن، بتوان از مقاومت و مبارزه مشروع فلسطينيان دفاع كرد و نزد وجدان عمومى جهانيان، احقاق حق فلسطينيان را به رسميت شناساند.
عمليات استشهادى، جوانههاى اميد به پيروزى را در قلب ملّت مظلوم فلسطين، رويانيده و انتفاضه مردمى فلسطين را به حركتى زنده، پويا و پرتوان، تبديل كرده است. در هر صورت عمليات استشهادى ملّت فلسطين در شرايط كنونى، از مصاديق جهاد دفاعى است كه از نظر اسلام و حكم عقل و حقوق بينالملل، امرى كاملاً مشروع است.
کد سوال : 702
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : با اينكه اوضاع اقتصادى كشور ما نابسامان است، چرا به فلسطين و افغانستان كمك مىكنيم؟
پاسخ : وجود پارهاى از مشكلات و معضلات اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و ... در سطح كشور، امرى واقعى و غيرقابل انكار است كه براى برون رفت از اين وضعيت و دستيابى به موقعيتى مطلوبتر، تلاشهاى مضاعفى لازم است.
در كنار اين حقيقت، بايد واقعيتى ديگر را نيز در نظر گرفت و آن توجه به ساير مسئوليتهاى دينى و ملى دولت و نظام اسلامى است. به عبارت ديگر حيطه و گستره وظايف و مسئوليتهاى دولتها، فقط در درون مرزهاى آن كشور محدود نمىشود؛ بلكه آنها جهت دستيابى به اهداف خود، در سطح داخلى و بينالمللى (از قبيل تأمين امنيت و منافع ملى و تحقق آرمانهاى ايدئولوژيك)، ناچارند عملكرد و اقدامات خود را به بيرون از مرزهاى بينالمللى، گسترش دهند و در عرصه معادلات و رقابتهاى بينالملل شركت فعّال داشته باشند.
امروزه به دليل گسترش ارتباطات و تكنولوژى، جهانىشدن اقتصاد و.. - كه مرزهاى ملى كشورها را درنورديده است ديگر نمىتوان عملكرد و وظايف دولتها را تنها در محدوده مرزهاى آن كشور، تعريف كرد؛ بلكه دولتى از توانايى بيشتر در سامان دادن به مسائل داخلى و تأمين امنيت و رفاه در سطح جامعه و تعقيب آرمانهاى ايدئولوژيك خود، بهرهمندتر است كه به صورت فعّال، در مناسبات، معادلات و رقابتهاى بينالمللى حضور داشته باشد و در چارچوب اصول سياست خارجى خويش، نقش مؤثرى را در تأثيرگذارى بر تحولات منطقهاى و بينالمللى ايفا كند و از موقعيتها و فرصتهاى جهانى، به بهترين نحو جهت پيشبرد اهداف سياست خارجى خود، بهره جويد.
عوامل متعددى در شكلگيرى سياست خارجى كشورها، مؤثر است كه مهمترين آنها عبارت است از V}جهت اطلاع بيشتر ر.ك: عبدالعلى، قوام، اصول سياست خارجى و سياست بينالملل، ص 135.{V: 1. ارزشها و اعتقادات، 2. زمينههاى تاريخى و فرهنگى،3. ساختار نظام بينالملل، 4. مشكلات و نيازهاى داخلى.
دولتها جهت تحقّق اهداف سياست خارجى خود، از ابزارها و تكنيكهاى گوناگونى بهره مىجويند؛ ابزارهايى نظير ديپلماسى، حربههاى اقتصادى، نظامى و فرهنگى. استفاده صحيح و به موقع از اين تكنيكها، در ميزان موفقيت واحدهاى سياسى بسيار مؤثر است. V}همان، ص 206.{V
در سطح بينالملل، سياست خارجى كشورى موفقتر و از توانايى بيشترى در پيشبرد اهداف بينالمللى و تأمين منافع ملى خود، برخوردار است كه از توانايى بيشترى در كاربرد تمامى اين ابزارها، برخوردار باشد و در موقع نياز جهت دسترسى به اهداف خود، از آنها بهره گيرد. به عنوان نمونه امروز، با استفاده از ابزار اقتصادى (نظير اعطاى وام، مشاركت در سرمايهگذارى يا بازسازى كشور)، مىتوان زمينههاى مناسبى را جهت تأثيرگذارى در تحولات داخلى آن كشور، فراهم كرد و بازارى براى عرضه كالاهاى توليدى در خارج و ... به وجود آورد. در نتيجه، بخشى از اهداف كوتاهمدت، ميان مدت و بلندمدت سياسى خارجى خويش را تحقّق بخشيد.
براساس مطالب يادشده، در خصوص كمك ايران به مسلمانان فلسطين گفتنى است:
T}يكم.{T بخشى از اين كمكها (مانند مواد غذايى، دارو، پوشاك و..) در شرايط كنونى، حياتى بوده و از مسئوليتهاى فرا ملّى دولت اسلامى محسوب مىشود.
T}دوّم.{T با توجه به نيازهاى ضرورى و حياتى مردم فلسطين و امكانات نسبتاً خوب كشورمان، كمكها محدود بوده و تأثيرى منفى در روند آبادانى و حل مشكلات اقتصادى و معيشتى ما بر جاى نمىگذارد. به علاوه نتايج مثبتى را در كوتاه مدت و طولانى مدت، در سطح منطقهاى و بينالملل، براى كشور ما به ارمغان مىآورد. ميزان كمكها وقتى در سطح افراد نگريسته شود، زياد به چشم مىآيد (مثلاً صد كاميون). اما همين ميزان در سطح كلان بسيار اندك است؛ يعنى، ارزش مادى آن كمكها براى آحاد ملت، رقم بزرگى است؛ ولى در سطح يك كشور يك رقم جزئى است كه اگر بخواهند همان ميزان كمك را در داخل بين همه مردم آن كشور تقسيم كنند، بسيار ناچيز است.
T}سوّم.{T فشارها و مشكلات جامعه هراندازه زياد باشد، در برابر وضعيت پيش آمده براى برادران و خواهران آواره فلسطينى و ... اصلاً قابل مقايسه نيست.
T}چهارم.{T مسلمين امت واحده و داراى سرنوشت مشتركىاند. استعمارگران همواره درپى جداسازى و تفرقه ميان ملتهاى مسلمانند تا از اين رهگذر، سلطه خود را بر جهان اسلام بيشتر استوار سازند. بنابراين اگر ما دست از يارى برادران ستمديده مسلمان خود برداريم، در واقع به جداسازى امت اسلامى - كه هدف دشمنان است كمك كردهايم.
T}پنجم.{T همان طور كه كمكهاى فردى موجب افزايش نعمت و بركات الهى است، كمكهاى اجتماعى نيز چنين است.
T}ششم.{T امروزه در تمام جهان، سرمايههايى براى كمك به جوامع محروم اختصاص داده مىشود و دراين حركت انسان دوستانه، مسلمانان و جمهورى اسلامى، بايد جلودار باشند.
T}هفتم.{T ارائه حمايتهاى اقتصادى، سياسى و تبليغاتى در حد توان به ملتهاى مسلمان ديگر - به خصوص فلسطين نه تنها با منافع ملى ما تعارض ندارد؛ بلكه در راستاى تأمين منافع ملى ايران به حساب مىآيد؛ زيرا منافع ملى يك كشور، فقط در مرزهاى جغرافيايى آن محدود نمىشود. لذا دولتها به ميزان هزينههايى كه در كشورهاى ديگر صرف مىكنند، از توان و قدرت تصميمگيرى و تأثيرگذارى بيشترى نيز در آينده آن كشور و معادلات منطقهاى برخوردار مىباشند.
علاوه بر اين حفظ موجوديت، استقلال و تماميت ارضى و امنيت ملى كشور - كه از عناصر كليدى و حياتى تشكيلدهنده منافع ملى است نيازمند صرف چنين هزينهها و كمك به ملتهايى است كه در خط اول مبارزه با دشمنان ما قرار دارند. واقعيت آن است كه مردم مظلوم و مبارز فلسطين، از ما نيز دفاع مىكنند و ما كمترين وظيفه خود (تداركات و پشتيبانى) را انجام مىدهيم. رهبر فرزانه انقلاب در ديدار با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى فرمود: «اگر صهيونيستهاى افزون طلب، گرفتار انتفاضه نبودند، بدون ترديد براى سيطره بر مصر و سوريه و لبنان و ديگر كشورهاى خاورميانه وارد عمل مىشدند».
هستههاى مقاومت و نهضتهاى آزادى بخش در سراسر جهان اسلام، به عنوان يكى از مهمترين اهرمهاى قدرت براى جمهورى اسلامى است كه ابر قدرتها را ترسانده و موجب بازدارندگى آنها، از عملى كردن نيات امپرياليستى مىگردد و كمك به اين مردم مبارز، به معناى استحكام بخشيدن به سنگرهاى دفاعى خود است.
آيندهنگرى و تأمين منافع بلندمدت، خود بهترين دليل بر انجام چنين اقداماتى است؛ زيرا آرمانها و اهداف توسعهطلبانه رژيم صهيونيستى، هرگز به فلسطين محدود نيست؛ بلكه آنان آرزوى سيطره بر جهان اسلام - به خصوص امالقراى آن جمهورى اسلامى ايران را در سر مىپروراند.
T}هشتم.{T اين كمكها يكپارچگى ما را بهتر حفظ مىكند و قدرت جمعى ما را بر دشمنان افزون مىسازد و براى مصونيت خود ما از خطرات دشمن مفيد است.
T}نهم.{T ارسال اين قبيل كمكها مختص ايران نيست؛ بلكه كشورهاى بزرگ جهان، (مانند آمريكا) به رغم وجود مشكلات داخلى، باز هم در جهت اهداف و منافع نامشروع خود، كمكهاى بسيار زيادى را به اسرائيل - كه در واقع هيچ بهرهاى براى ملت آمريكا ندارد ارسال مىكنند. حال آيا روا است كه كشورهاى اسلامى، از انجام كمترين وظايف دينى و انسانى خود - در قبال مشكلات مردم فلسطين و جهان اسلام دريغ ورزند؟
از طرف ديگر با توجّه به واقعياتى چند - از قبيل وجود مرزبندىهاى بينالمللى، حفظ و تقويت نظام جمهورى اسلامى ايران، ارائه الگويى نمونه بر اساس اصول و ارزشهاى اسلامى و ... توجه به نيازهاى داخلى نيز حائز اهميت است. حال اگر زمانى بين نيازهاى داخلى و خارجى، تزاحم به وجود آمد؛ رعايت اصول اهم و مهم، ضرورى مىنمايد. براى مثال اگر در كشورهاى ديگر، مسلمانانى نيازمند به ضرورىترين نيازهاى حياتى (از قبيل غذا، دارو، پوشاك و ...) باشند؛ بدون شك نمىتوان نيازمندىهاى غيرحياتى و كماهميتتر داخلى را اولويت داد؛ زيرا در اينجا مسئله زندگى و حفظ جان مسلمانان در ميان است.
به بيان ديگر، حاكم اسلامى با كمك گرفتن از متخصصان و كارشناسان و با درك شرايط و مقتضيات زمانى و مكانى، بايد مشخص كند كه اولويت با رفع نيازهاى داخلى است يا نيازهاى خارجى و يا اينكه نسبت به هر يك، چه مقدار بايد اهتمام ورزيد و براى آن سرمايهگذارى كرد.
از ديگر سو مردم ما - كه با واقعيات و الزامات جهانى، روشهاى پيشبرد اهداف سياست خارجى و تأمين امنيت و منافع ملى و ... آشنا هستند و وفادارى عميقى به تعهدات دينى دارند درستى اعطاى چنين كمكها و سرمايهگذارىها را تصديق مىكنند و در اين زمينه همكارى و مساعدت جدى با دولت به عمل مىآورند. بنابراين در ضمن تلاش جدى براى رفع مشكلات داخلى، بايد دانست اين قبيل مشكلات و معضلات، نمىتواند توجيه كننده بىتوجهى ايران، از وضعيت نابسامان ساير مسلمانان و اهداف سياست خارجى خود باشد؛ بلكه همراه با انجام وظيفه برونمرزى خود، بايد به حل مشكلات درون نيز پرداخت.
کد سوال : 703
موضوع : اطلاعات عمومي
پرسش : دلايل قداست و اهميت بيتالمقدس براى مسلمانان چيست؟
پاسخ : بيتالمقدس به دلايل متعددى، براى مسلمانان و جهان اسلام از قداست و اهميت ويژهاى برخوردار است:
T}يكم.{T فلسطين، سرزمينى است كه در آن اولين قبله مسلمين، دومين مسجداسلام، سومين حرم شريف (بعد از مكّه و مدينه) قرار دارد و بنا به فرموده امام علىعليه السلام يكى از چهار قصر بهشتى در دنيا (مسجدالحرام، مسجد النبىصلى الله عليه وآله، مسجد بيتالمقدس و مسجد كوفه) است. اين شهر به طور يكسان براى پيروان هر سه دين ابراهيمى، مقدس است و قبله امتهاى پيشين نيز بوده است. V}دايرة المعارف تشيع، ج 3، ص 558.{V در سيزده سال اول بعثت - كه پيامبرصلى الله عليه وآله در مكّه زندگى مىكرد و نيز تا هفده ماه بعد از هجرت به مدينه، آن حضرت و مسلمانان به سوى مسجدالاقصى نماز مىگزاردند.
T}دوم.{T مسجدالاقصى از جهت ديگرى هم براى مسلمانان حائز اهميت است و آن، قداست و اهميت معراج پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله است كه از مسجدالحرام به قصد مسجدالاقصى و از آنجا به آسمانها صورت پذيرفت. قرآن كريم در اين باره مىفرمايد: A}«سُبْحانَ الَّذِى أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِى بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ»{Aرحمه الله V}اسراء (17)، آيه 1.{V؛ «پاك و منزه است خدايى كه بندهاش را در يك شب از مسجدالحرام به مسجدالاقصى - كه گرداگردش را پربركت ساختيم برد، تا آيات خود را به او نشان دهيم ...». جمله «بارَكْنا حَوْلَهُ»{H بيانگر اين مطلب است كه مسجدالاقصى، علاوه بر اينكه خود سرزمين مقدسى است، اطراف آن نيز سرزمين مبارك و پربركتى از نظر مادى و معنوى است. اين سرزمين مقدس در طول تاريخ، كانون پيامبران بزرگ خدا و خاستگاه نور توحيد و خداپرستى بوده است. V}تفسير نمونه، ج 12، ص 10. {Vاز امام صادقعليه السلام نقل شده است: «مسجدالاقصى يكى از مهمترين مساجد اسلام است و عبادت در آن فضيلت بسيار دارد». V}ر.ك: فصلنامه حضور، ش 40، بهار 1381، ص 111.{V
T}سوم.{T در شهر بيت المقدس، علاوه بر مسجدالاقصى، 36 مسجد ديگر وجود دارد كه 29 مسجد در داخل شهر و 7 مسجد نيز در خارج از بافت قديمى و در حومه شهر قرار دارد. علاوه بر آن، مقبرهها و زيارتگاههاى بسيارى از رهبران بزرگ اسلام و اصحاب پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله در اين شهر واقع است. V}همان، ص 112.{V
T}چهارم.{T افزون بر مسئله قداست و پايگاه ممتاز بيتالمقدس و اين سرزمين در منابع اصيل اسلامى، آنچه كه در شرايط كنونى مسئله فلسطين را براى جهان اسلام،از اهميت ويژهاى برخوردار نموده، موضوع اشغال آن به وسيله صهيونيسم و استكبار جهانى و رويارويى غرب با جهان اسلام است. به گونهاى كه اشغال فلسطين، هرگز اشغال يك سرزمين و يك كشور نيست؛ بلكه ايجاد يك كانون استعمارى ضداسلامى، در جهت نابودى جهان اسلام و جلوگيرى از شكلگيرى مجدد تمدن اسلامى است. از اين رو قضيه فلسطين، علاوه بر بعد دينى، با استقلال، امنيت و منافع ملى ساير كشورهاى اسلامى نيز به شدّت در ارتباط است. اين واقعيتى است كه هم از آرمانها، اصول و برنامههاى نژادپرستانه و توسعه طلبانهرژيم صهيونيستى (شعار گسترش اسرائيل از نيل تا فرات و ادعاى تصاحب بسيارى از اماكن اسلامى) و هم از نظر تاريخى و عملكرد آن رژيم در قبال مردم فلسطينو كشورهاى همجوار آن، به خوبى قابل اثبات است. بنابراين اسرائيل براىكشورهاى منطقه و جهان اسلام، تهديدى بسيار جدّى است. مهمترين اين تهديدها عبارت است از:
1. تهديدهاى ناشى از فعاليتهاى نظامى؛
2. تهديدهاى ناشى از حضور سياسى؛
3. نقش عملكرد اقتصادى اسرائيل در منطقه؛
4. انرژى و مسائل مترتب بر آن؛
5. محيط زيست و منابع طبيعى. V}ر.ك، سيدحسين موسوى، تهديدهاى جديد امنيتى اسرائيل در منطقه خاورميانه، مجله مطالعات منطقهاى، ش 8.{V
اسرائيل تاكنون خود را مقيّد به هيچ يك از معاهدات بينالمللى - كه درباره منع توليد و استفاده از سلاحهاى هستهاى و كشتار جمعى، منعقد شده نكرده است. اسرائيل ششمين قدرت هستهاى جهان است و برابر بعضى گزارشها، اين كشور حدود 180 تا 200 كلاهك هستهاى در اختيار دارد. تسليحات تهاجمى و اتمى اسرائيل، با توجه به شمار جمعيتش، 150 برابر تسليحات دفاعى اعراب است. غرب به شدّت اسرائيل را پايگاه خط مقدم و حامى منافع مختلف خود مىداند و برترى و تسلط اسرائيل را بر منطقه و جهان اسلام خواستار است.
استاد مطهرى در مورد اهميت قضيه فلسطين مىگويد: «اگر پيغمبر اسلامصلى الله عليه وآله زنده مىبود، امروز چه مىكرد؟ درباره چه مسئلهاى مىانديشيد؟ واللَّه و بالله!قسم مىخورم كه پيغمبر اكرمصلى الله عليه وآله در قبر مقدسش امروز از يهود مىلرزد ... اين يهوديانى كه شما امروز اسمشان را مىشنويد - موشه دايان، زلى اشكول، گلداماير آخر ببينيد از كجاى دنيا آمدهاند؟ مدعى هستند كه اين سرزمين، سرزمين ما است ... هدف مگر تنها همين است كه يك دولت كوچك در آنجا تشكيل شود؟ ... او مىداند كه يك دولت كوچك بالاخره نمىتواند آنجا زندگى كند؛ يك اسرائيل بزرگ كه دامنهاش از اين طرف - شايد ايران خودمان هم كشيده شود. به قول عبدالرحمن فرامرزى: اين اسرائيل كه من مىشناسم، فردا ادعاى شيراز را هم مىكند و مىگويد: شاعرهاى خود شما هميشه در اشعارشان، اسم شيراز را گذاشتهاند: «ملك سليمان». هر چه بگويى آقا! آن تشبيه است، مىگويد: سند از اين هم بهتر مىخواهيد؟ مگر ادعاى خيبر را كه نزديك مدينه است، ندارند؟ مگر «روزولت» (رئيس جمهور آمريكا) به پادشاه وقت عربستان سعودى پيشنهاد نداد كه شما بياييد اين شهر را به اينها بفروشيد؟
مگر اينها ادعاى عراق و سرزمينهاى مقدس شما را ندارند؟ واللَّه بالله! ما در برابر اين قضيه مسئوليم. به خدا قسم! مسئوليت داريم ... والله! قضيهاى كه دل پيغمبر اكرمصلى الله عليه وآله را امروز خون كرده است، اين قضيه است ... [ امروز ]اگر [ امام ]حسين بن علىعليه السلام بود، مىگفت: اگر مىخواهى براى من عزادارى كنى، براى من سينه و زنجير بزنى؛ شعار امروز تو بايد فلسطين باشد. شمر امروز موشه دايان است. شمر هزار و سيصد سال پيش مرد، شمر امروز را بشناس ... V}شهيد مطهرى، حماسه حسينى، ج 1، سخنرانى استاد در عاشوراى 1390 (1348 شمسى).{V.
علاوه بر اين از ديدگاه مقام معظم رهبرى: «مسئله فلسطين، تنها يكمسئله اسلامى نيست؛ بلكه مسئلهاى انسانى و بشرى است و هر كس مىتواند با تكيه بر ارزشها و مبانى انسانى، در مورد فاجعه فلسطين قضاوت كند و واكنش نشان دهد» V}بيانات مقام معظم رهبرى در خطبه دوم نماز جمعه (16/1/81).
جهت مطالعه بيشتر ر.ك:
الف. امين مصطفى، ديپلماسى پنهان اسرائيل در كشورهاى عربى، ترجمه محمدجعفر سعديان؛
ب. آلفرد.م.ليليانتال، ارتباط صهيونيستى، ترجمه سيدابوالقاسم حسينى (ژرفا)، نشر پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، چاپ اول، پاييز 1379.{V.
کد سوال : 704
موضوع : اطلاعات عمومي
پرسش : روز قدس چرا و چگونه و به دست چه كسى پايهگذارى شد؟
پاسخ : در اولين ماه رمضان، پس از پيروزى انقلاب، امام خمينىرحمه الله كه از ابتداى قيام، عليه رژيم پهلوى و آمريكا از آزادى فلسطين و مردمش دفاع مىكرد آخرين جمعه ماه رمضان را به عنوان روز قدس اعلام كرد تا مسلمانان، آزادگان و مستضعفان جهان، در اين روز، نداى آزادى قدس را عليه مستكبران سر دهند و با تظاهرات و راهپيمايى و هر گونه اقدام ممكن، به جهاد برخيزند. اين اقدام مهم و تاريخى حضرت امامرحمه الله براى زنده نگه داشتن مسئله فلسطين و جلب توجه مسلمين و دولتهاى اسلامى به خطر صهيونيسم بود. همچنين عكس العمل ناشى از بصيرت و غيرت اسلامى، در برابر خيانتهاى سازشكارانه برخى دولتهاى عربى مانند انور سادات بود. امام در 16 مرداد 1358 در پيام مهمى براى اعلام روز قدس، فرمود: «من در طى ساليان دراز، خطر اسرائيل غاصب را گوشزد مسلمين نمودم كه اكنون اين روزها به حملات وحشيانه خود، به برادران و خواهران فلسطينى شدت بخشيده است و به ويژه در جنوب لبنان به قصد نابودى مبارزان فلسطينى، پياپى خانه و كاشانه ايشان را بمباران مىكند. من از عموم مسلمانان جهان و دولتهاى اسلامى، مىخواهم كه براى كوتاه كردن دست اين غاصب و پشتيبانان آنان، به هم بپيوندند و جميع مسلمانان جهان را دعوت مىكنم آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را - كه از ايام قدر است و مىتواند تعيين كننده سرنوشت مردم فلسطين نيز باشد به عنوان روز قدس انتخاب و طى مراسمى، همبستگى بينالمللى مسلمانان را در حمايت از حقوق قانونى مردم مسلمان اعلام نمايند. از خداوند پيروزى مسلمانان را بر اهل كفر خواستارم». V}صحيفه نور، ج 8، ص 229.{V
و در پيام ديگرى فرمود: «روز قدس يك روز جهانى است، روزى نيست كه فقط اختصاصى به قدس داشته باشد. روز مقابله مستضعفين با مستكبرين است. روز مقابله ملتهايى است كه در زير فشار ظلم آمريكا و غيرآمريكا بودند ... روزى است كه بايد مستضعفين مجهز بشوند، در مقابل مستكبرين و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند ... روز قدس روز اسلام است. روز قدس، روزى است كه اسلام را بايد احيا كرد و احيا بكنيم و قوانين اسلام در ممالك اسلامى اجرا بشود. روز قدس روزى است كه بايد به همه ابرقدرتها هشدار بدهيم كه اسلام ديگر تحت سيطره شما - به واسطه عمال خبيث شما واقع نخواهد شد. روز قدس، روز حيات اسلام است. بايد مسلمين به هوش بيايند، بايد بفهمند قدرتى را كه مسلمين دارند، قدرتهاى مادى، قدرتهاى معنوى مسلمين - كه يك ميليارد جمعيت هستند و پشتوانه خدايى دارند و اسلام پشتوانه آنها است و ايمان پشتوانه آنها است از چه بايد بترسند؟ ... اسلام دين خدا است و بايد در همه اقطار، اسلام پيشروى كند. روز قدس، اعلام يك همچو مطلبى است. اعلام اين مطلب است كه مسلمين به پيش؛ براى پيشرفت در همه اقطار عالم. روز قدس فقط روز فلسطين نيست، روز اسلام است، روز حكومت اسلامى است. روزى است كه بايد جمهورى اسلامى در سرتاسر كشورها، بيرقش افراشته شود. روزى است كه بايد به ابرقدرتها فهماند كه ديگر آنها نمىتوانند در ممالك اسلامى، پيشروى كنند. من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اكرم مىدانم. روزى است كه بايد ما، تمام قواى خودمان را مجهّز كنيم و مسلمين از آن انزوايى كه آنها را كشانده بودند، خارج شوند و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بايستند ...» V}همان، ج 5، ص 286.{V.
T}دستاوردها{T
اعلام روز جهانى قدس از سوى حضرت امامرحمه الله و گسترش آن به ساير كشورهاى اسلامى، فلسطين را از مسئله داخلى بودن، خارج نموده و آن را به عنوان يكى از مهمترين مسائل جهان اسلام، تبديل كرده است. اين امر باعث آگاهى، بيدارى و اتحاد جهان اسلام، در مقابل اهداف شوم آمريكا و صهيونيسم بينالملل شد و افكار عمومى جهان اسلام را به كانون اين توطئهها، سوق داد.
اين موضوع و اهتمام حضرت امامرحمه الله به موضوع فلسطين، در داخل آن كشور نيز داراى تأثيرات بسيار ارزندهاى بود؛ پس از دهههاى 50 تا 70 - كه اسلام از صحنه فلسطين خارج بود مجدداً به مركزيت نهضت اسلامى معاصر منتقل شد و با اين پشتوانه جديد، به مقابله با پديده اسرائيل رفت. V}شقاقى، فتحى ابراهيم، انتفاضه و طرح اسلامى معاصر، (تهران، انتشارات بينالمللى الهدى، 1371)، ص 4.{V
از اين به بعد جهاد، شهادت و فداكارى در راه هدف - كه نمادهاى شعارهاى انقلاب اسلامى ايران بود - به عنوان اصول اساسى جهاد اسلامى فلسطين مطرح شد. شيخ عبدالعزيز عوده مىگويد: «انقلاب خمينىرحمه الله مهمترين و جديدترين تلاش در بيدارسازى اسلامى، براى اتحاد ملتهاى مسلمان بود... ايران تنها كشورى بود كه واقعاً بر روى مسئله فلسطين متمركز شد». V}جميله، كديور، رويارويى انقلاب اسلامى ايران و آمريكا، (انتشارات اطلاعات، 1374)، ص 114.{V
جهاد اسلامى فلسطين اعلام كرد: «مسئله فلسطين، يك مسئله اسلامى است، نه يك مسئله ملى كه تنها مربوط به فلسطينيان باشد و يا يك مسئله عربى كه فقط به اعراب ارتباط داشته باشد. اين مسئله، مسئله جهان اسلام است». V}همان.{V
احياى اسلام اصيل و اقبال مردم فلسطين به آن، شكلگيرى گروههاى مبارز فلسطين با تكيه بر آموزههاى اصيل اسلامى، گسترش روز افزون انتفاضه و در پى آن ايجاد وحشت و ناامنى براى اشغالگران متجاوز، به چالش كشاندن سياستهاى رژيم صهيونيستى و ... از ديگر نتايج اين موضوع مهم است.
کد سوال : 705
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : با وجودى كه اكنون مسافرتها سخت نيست، چرا نبايد در سفر روزه گرفت؟
پاسخ : پيش از بيان پاسخ، ذكر اين نكته ضرورى است كه در روند درك فلسفه و حكمت احكام دينى يا به تعبير ديگر دفاع «عقلانى» از دين، دو شيوه و متد وجود دارد و به طور طبيعى هر يك با ويژگىها و محدوديتهاى خاصى روبه روست:
1. روش عقلى كل نگر؛ يعنى انسان مومن و خداشناس بر اساس باور ژرف و عميقى كه به خداوند به عنوان كامل مطلق و حكيم علىالاطلاق دارد يقين پيدا مىكند كه هر آنچه از ناحيه او دستور داده شده و هر حكمى كه از ناحيه وى صادر گرديده - اعم از مسائل حقوقى الزامى و احكام اخلاقى - حتماً داراى مصالحى است كه به بندگان بازگشت مىنمايد؛ هر چند كه عقول و انديشههاى بشرى از درك حكمت آن ناتوان و قاصر باشد. چنين متدى نقطه قوتى دارد و نقطه ضعفى: قوت آن در اين است كه تمام سوالات انسان را يك جا پاسخ مىدهد و ديگر جاى هيچ ترديدى باقى نمىگذارد و روح و روان آدمى را بىهيچ دغدغهاى تسليم فرمانهاى الهى مىكند. نقطه ضعف آن اين است كه حكمت هيچ چيز را به طور جزئى و روشن و دقيق مشخص نمىسازد.
2. متد ديگر روش عقلى جزءنگر راسيوناليستى)Rationalistic( است كه در فرآيند تحقيقات علمى تجربى به كار مىرود. بر اساس اين روش حساب هر حكمى جداگانه و تك به تك رسيدگى و با عقول و رهيافتهاى علمى بشر سنجيده مىشود. اين شيوه نيز محاسنى دارد و معايبى: حسن آن اين است كه به دقت مىتواند حكمتهاى بسيارى براى يك حكم جزئى ارائه دهد؛ مثلا در رابطه با فلسفه حرمت شراب مىتوان از علومى مانند فيزيولوژى، پزشكى، روانشناسى و... بهره جست و نكات بسيار ارزشمندى در اين رابطه دريافت داشت. نقص و عيب اين روش آن است كه: اولاً تدريجى است و ثانيا محدوديتهاى زيادى دارد؛ يعنى بسيارى از سوالات انسان را بدون پاسخ گذاشته و گاه نيز رهآوردهاى فرضيههاى اثبات نشده علمى يا شرايط و جو فكرى و فرهنگ عصرى تأثيرات نامطلوبى را در اين راستا به جاى خواهد گذارد. همين مساله باعث شده كه در جهان غرب جريانى به نام «فيدئيسم»)Fideism( پديد آيد كه معتقد است به جاى دفاع عقلانى از دين همواره بايد درجهت حفظ ايمان تودهها كوشيد. اكنون چه بايد كرد؟
به نظر ما دفاع عقلانى از دين به خوبى ميسور است و اتفاقا دين اسلام همواره در اين مسائل سرافراز بيرون آمده است؛ ليكن جز دو ابزار بيان شده و نيز فلسفهها و حكمتهايى كه در خود دين تعيين گرديده راه ديگرى وجود ندارد. بنابراين ما در درجه اول بايد بدانيم كه ابزارهاى تحقيقمان چيست و تا چه اندازه توانايى استفاده از آن را داريم. بدون شك عقل جزءنگر محدوديتهاى زيادى دارد و افراط در استفاده از آن انديشه را به ناكامى مىكشاند ولى نبايد به طور كلى آن را كنار زد. پس تا آن جا كه توانايى علمى ما اجازه مىدهد بايد فلسفه احكام را دريابيم و آن جا كه ناتوان شديم ديگر راه چارهاى جز اتكا به عقل كلنگر و اطمينان كلى به مصالح احكام الهى وجود ندارد و نبايد ضعف دانش و بينش خود رابه حساب دين بگذاريم. نكته ديگرى كه بايد توجه داشت اين است كه برخى از فلسفهها و حكمتهاى احكام الهى هرگز از طريق علوم تجربى بشرى قابل درك نيستند، زيرا اين علوم همواره به پديدههاى فيزيكى و مظاهر مادى حيات بشر دسترسى دارند و از امور روحانى و ماوراء مادى دستشان كوتاه است. مثلاً دانش پزشكى مىتواند از فوايد جسمانى روزه سخن بگويد، اما قرآن مجيد تكيه بر تقوايابى انسان مىكند. بنابراين در روند درك فلسفه احكام نبايد نظر را به نتايج طبيعى و تجربى بسنده كرد. بلكه بايد به جنبههاى معنوى، اجتماعى و آخرتى نيز توجه داشت.
اين قاعده كلى درباره احكام عبادى مانند نماز و روزه مسافر نيز جارى است و دليل شكسته شدن نماز مسافر نگرفتن روزه در سفر به طور كامل براى ما روشن نيست و تنها از برخى روايات استفاده مىشود كه يكى از حكمتهاى اين حكم تخفيف و هديه الهى براى مسافر استV} حضرت علىعليه السلام مىفرمايد: «من قصر الصلاة فى السفر و افطر فقد قبل تخفيف اللَّه عزّوجل و كملت صلاتُهُ»؛ «هر كس نماز را در مسافرت شكسته بخواند و روزهاش را افطار كند، تخفيف [ و هديه ]خداوند را پذيرفته و نمازش كامل است» (مستدرك الوسائل الشيعه، ج 1، ص 503).{V. زيرا به طور معمول در سفر شرايط تغيير مىكند و اگرچه وسايل نقليه و امكانات مسافرت با گذشته فرق كرده است؛ ولى در عين حال هم اكنون نيز مسافرت داراى محدوديتهاى ويژه است. شما اگر به تجربه خودتان مراجعه كنيد، ملاحظه خواهيد كرد كه اصولاً در سفر - به ويژه در ميان راه - آن آرامش لازم وجود ندارد؛ به ويژه آنكه در سفر با وسايل سريع، دغدغهها بسيار زياد و فرصت اندك است. بنابراين با توجه به مشكلات زياد و عدم آرامش، دستور قصر نماز مسافر، صادر شده است.
در پايان گفتنى است؛ آن گاه كه قانون و حكمى متناسب با شرايط عمومى تعيين شود براى تمامى مشمولان لازم الاجرا است اگرچه در موارد خاص، مشكلى را به وجود نياورد. اما به جهت رعايت نظم و نهادينه شدن هنجار اجتماعى و فرهنگى همگى ملزم به اجرا مىباشد مانند توقف پشت چراغ قرمز، كه حتى در ساعات خلوت نيز رعايت آن لازم است.
از اين رو خداوند متعال در سوره نساء مىفرمايد: «وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنَّ الْكافِرِينَ كانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِيناً»V} نساء (4)، آيه 101.{V؛ «و چون در زمين سفر كرديد، اگر بيم داشتيد كه آنان كه كفر ورزيدهاند به شما آزار برسانند، گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد، چرا كه كافران پيوسته براى شما دشمنى آشكارند».
در نتيجه اگر چه در اين آيه شريفه حكم نماز شكسته به جهت ترس و خطر مطرح شده اما اين قيد غالبى است و منافات با فراگيرى حكم نسبت به ساير موارد سفر نيست چنانكه سنت پيامبرصلى الله عليه وآله و امامان معصومعليهم السلام كه خود مفسر و بيانگر آيات الهى بودند در سفرها نماز را شكسته مىخواندند و از پيامبرصلى الله عليه وآله روايت شده كه در مسافرتها نماز را شكسته مىخواند و حتى در مراسم حج در سرزمين منى با وجود كوتاهى سفر و عدم وجود خطر نمازها را شكسته مىخوانده است.V} تفسير نمونه، ج 4، ص 94 تا 98.{V
کد سوال : 706
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : . چگونه در ماه مبارك رمضان برنامهريزى كنيم تا بهتر و بيشتر استفاده كنيم؟
پاسخ : بدون ترديد موفقيت در هر كارى، مستلزم برنامه ريزى صحيح است و آن هنگامى ميسّر است كه:
1. برنامه ناظر به اهدافى باشد كه انسان در پيش روى دارد.
2. اهداف وقتى از شفافيت برخوردار مىشوند كه فرصت پيش آمده يا امكانات فراهم شده به خوبى شناخته شده و ارزش گذارى گردد.
3. وقتى انسان ارزش يك فرصتى را بداند يا اهميت يك نعمتى را درك كند، قدر آن را بهتر مىداند و بيشتر از آن بهره بردارى مىكند.
در مورد اهميت و ارزش ماه رمضان همين بس كه «شب قدر» در آن قرار دارد و ارزش اين شب از هزار ماه بهتر است. اگر بخواهيم به صورت يك فرمول رياضى ارزش شب قدر را به صورت كمى بيان كنيم و با وقتهاى ديگر مقايسه كنيم، بايد بگوييم: نسبت هر لحظه از ماه مبارك رمضان با لحظات ديگر، مساوى با يك به (ده به توان سه) است.
يكى از اهداف ماه مبارك رمضان، اين است كه از اين فرصت سرنوشت ساز بيشترين بهره را ببريم. اگر بخواهيم به اين هدف خود دست يابيم، بايد براى لحظه لحظه آن حساب باز كنيم؛ حتى براى ساعاتى كه درحال خواب يا استراحت هستيم.
به طور كلى براى بهره بردارى از ماه مبارك رمضان، هر كسى بايد متناسب با موقعيت شغلى و وضعيت جسمانى و روانى خودش، برنامه ريزى كند. اكنون با توجه به اينكه دانشجو هستيم، مهمترين تكليف و كارى كه به عهده ما است دانش افزايى، تحصيل و تحقيق مىباشد. از نظر سنى نيز يك جوان هستيم و از لحاظ جسمانى و روانى نيز از سلامت نسبى برخورداريم، در اين صورت بايد وقت خود را به چند بخش تقسيم كنيم:
T}بخش اول. برنامه ريزى براى دانش افزايى و تحصيل{T
در اين قسمت بايد ما به عنوان فردى كه وظيفه و كار اصلى او تحصيل است، سعى كنيم با جديت تمام و با تمركز هر چه بيشتر درسمان را خوب مطالعه كنيم و تكاليف علمى خود را به خوبى انجام دهيم.
T}بخش دوم. برنامه ريزى براى عبادت{T
در ماه مبارك رمضان علاوه بر عبادتهاى معمول - كه در طول سال هميشه بايد انجام دهيم مانند نمازهاى يوميه - عبادات واجب و مستحب ديگرى نيز اضافه شده است؛ مانند خود روزه گرفتن كه در ساير ماههاى سال بر ما واجب نيست، ولى در اين ماه اينچنين است. انجام دادن اعمال مستحبى كه در اين ماه تأكيد فراوانى بر آن شده است؛ مانند تلاوت قرآن، خواندن دعاهاى وارده و گفتن ذكر و خواب و استراحت.
T}بخش سوم. خواب و استراحت{T
لازمه استفاده بهينه از دو بخش گذشته، اين است كه خواب و استراحت انسان به مقدار كافى انجام شود. در غير اين صورت در دو بخش اول نيز موفق نخواهيد بود. در ماه مبارك رمضان به دليل جابهجايى اوقات غذا و تغييراتى ديگر تا حدودى چرخه خواب و استراحت نيز تغيير مىكند.
توصيه ما به شما اين است كه سعى كنيد: اولا ميزان خواب خود را خيلى تغيير ندهيد و ثانيا وقت آن را نيز خيلى به هم نزنيد فقط با كمى تغيير در چرخه خواب برنامه خواب و استراحت خود را كما فى السابق ادامه دهيد، مثلا اگر هنگام سحر حدود يك ساعت (براى سحرى خوردن و خواندن نماز شب و نماز صبح بيدار مىمانيد، اين مقدار از خواب را سعى كنيد در روز جبران كنيد؛ مثلا بعد از نماز ظهر و عصر با توجه به اينكه ناهار از برنامه روزانه حذف شده است، همان وقت را به استراحت و خواب اختصاص دهيد تا هم خواب شما جبران شود و هم بعد از ظهر و مقدارى از شب را بتوانيد بيدار بمانيد و از وقتتان استفاده بهترى بكنيد.
علاوه بر آنچه بيان شد رعايت نكات زير به كيفيت استفاده از ماه مبارك رمضان مىافزايد:
1. در شبانه روز چند نوبت قرآن تلاوت كنيد، مثلا پانزده دقيقه بعد از نماز صبح، پانزده دقيقه بعد از نماز ظهر، پانزده دقيقه شبها بعد از صرف افطارى.
2. ادعيه مأثوره را تقسيم كنيد و آنها را نيز در چند نوبت در شبانه روز بخوانيد. روزها به همان مقدار دعايى كه بين نماز يا بعد از نمازهاى يوميه خوانده مىشود، اكتفا كنيد، ولى شبها كمى وقت بيشترى را صرف خواندن دعا كنيد. اگر بعضى از دعاها طولانى است لازم نيست هر شب همه آن دعا را بخوانيد.
3. براى استفاده بهينه از زمان در هنگام اياب و ذهاب، ذكر بگوييد (البته ذكرهاى بدون صدا و آرام تا شائبه ريا به وجود نيايد).
بايد سعى كنيد از مرحله ذكر زبانى به مرتبه ذكر قلبى و ياد واقعى خداوند برسيد؛ به طورى كه او را حاضر و ناظر بر خود بدانيد.
4. سعى كنيد دائم الوضو باشيد و حتى قبل از خواب نيز وضو بگيريد و به بستر خواب برويد؛ زيرا در ماه مبارك رمضان خواب نيز عبادت است و نفس كشيدن نيز تسبيح به حساب مىآيد.
5. از شب زنده دارى و احياء - به ويژه در شب هايى كه فرداى آن تعطيل هستند - غفلت نكنيد. شايد يكى از مهمترين اعمال در ماه مبارك، شب زندهدارى، تهجد، استغفار و نماز شب در نيمه شبها است.
6. حتما در يكى از مجالس بيان احكام و معارف دينى و موعظه در مساجد يا حسينيهها شركت كنيد.
بسيارى از علما و مجتهدان نيز مقيد هستند به موعظه و ذكر مصيبتهاى گويندگان گوش فرا دهند تا دل و جان آدمى به واسطه شنيدن معارف دينى متذكر و نورانى گردد.
به طور كلى شركت در مجالس مذهبى، خود را در معرض نفحات و نسيمهاى رحمت الهى قرار دادن است كه نقش مهمى در حفظ دين و معنويت انسان دارد.
7. از انجام دادن ورزشهاى سنگين در طول ماه رمضان اجتناب كنيد و در اين ماه سعى كنيد ورزشهاى سبك و آرام (مانند پياده روى يا نرمش) انجام دهيد.
8. مواد مغذى به ويژه غذاهاى قندى و پروتئين دار را در رژيم غذايى خود بيشتر استفاده كنيد؛ مانند خرما، لبنيات.
9. از پرخورى هنگام افطار و سحرى جدا پرهيز كنيد؛ زيرا علاوه براينكه چرخه خواب شما را به هم خواهد زد، از ساير برنامههاى عبادى و درسى نيز بهره وافى را نخواهيد برد.
10. از هدر دادن انرژى بىجا و بى مورد اجتناب كنيد؛ به ويژه در روزها مثلا از حرف زدنهاى بى مورد و تماشاى برنامههاى تلويزيونى غيرضرورى اجتناب كنيد.
به عبارت ديگر با سكوت بيشتر و فيلتر گذارى روى گوشها و كنترل ساير حواس، از هدر دادن انرژى جلوگيرى كنيد. به تمركز خود بيفزاييد و فرصتهاى جديدى براى انجام دادن كارهاى مهمتر ايجاد كنيد.
کد سوال : 707
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چه كار كنيم تا اثرات ماه مبارك رمضان را در خود حفظ كنيم؟
پاسخ : بدون ترديد يك ماه روزه دارى و مبارزه عملى با هواهاى نفسانى، تأثير بسيار عميقى در روح و روان و سلامت جسمانى انسان دارد؛ اما اين كه چه كنيم روزه ما اثرش بر نفس و جان باقى بماند، در مرحله نخست بايد سعى كنيم كه روزه ما كامل و واقعى باشد. آن گاه اثر آن تا سال آينده؛ بلكه براى هميشه باقى خواهد ماند.
امام جعفر صادق(ع) مىفرمايد: «هرگاه روزه دار هستى، پس بايد گوش و چشم تو از حرام حتماً صائم باشد. بايد جوارح و جميع اعضاى تو از زشتىها پاك باشد و بايد كارهاى بيهوده ولغو را از خود دور كنى... لازم است بر تو حلم و وقار و خشوع روزه واقعى (زيرا روزه دار واقعى آن كسى است كه كاملاً مراقب و مواظب تمامى شئون زندگىاش باشد كه كوچكترين نواقص شرعى، عرفى و اخلاقى از او مشاهده نگردد)... روزهدار بايد در حد امكان سكوت و خاموشى را اختيار كند، مگر ذكر خدا (و كلماتى در حد ضرورت براى رفع نيازمندى هايش). از قهقهه و بلند بلند خنديدن بايد اجتناب كند، زيرا خداوند بر خندههاى قهقهه خشم دارد».
از اين سخنان پر معناى امام صادق(ع) استفاده مىشود كه روزه وقتى كامل است و ما روزهدار واقعى محسوب مىشويم كه روزه فقط خوددارى از خوردن و آشاميدن نباشد؛ بلكه همه اعضا و جوارح ما روزه باشد. چنين روزهاى كامل و واقعى است و طبعاً اثر آن پايدار خواهد بود. البته علاوه بر آنچه گفته شد، دو عمل مهم ديگر بايد انجام دهيم تا اثر روزه تا ماه مبارك رمضان بعدى باقى بماند:
يك. اجتناب از آنچه كه موجب زايل شدن اثر روزه مىشود. علت غايى روزه دستيابى «تقوا» است. تقوا؛ يعنى، دورى از گناه، چه اينكه گناه با غايت و هدف روزه منافات دارد و در تعارض است و ما هنگامى مىتوانيم از اثر روزه - كه همان تقواى الهى است - به طور مستمر بهرهمند شويم كه رفتارمان همسو و هم جهت و در راستاى تقوا باشد.
دو. علاوه بر اجتناب از گناه، بايد ارتباط خود را با آنچه در ماه مبارك رمضان انجام داديم قطع نكنيم، يعنى، براى تقويت آثار روزه هر از چند گاهى يك روز روزه بگيريم. البته اين روزهها واجب نيست، ولى از نظر كيفيت بايد به همان صورتى باشد كه در ماه مبارك رمضان روزه مىگرفتيم، يعنى، همه اعضا و جوارح ما روزه باشد.
بنابراين استوارى عمل و مداومت بر آن، موجب مىشود اثر آن عمل باقى بماند:
امام باقر(ع) فرمود: دوست داشتنىترين عمل نزد خداوند، عملى است كه بنده آن را ادامه دهد، اگر چه اندك باشدV}اصول كافى، ج 3، ص 129، ج2.{V و يكى از دلايل استمرار عمل، حفظ و بقاى اثر آن عمل است. از نظر علمى و تجربى نيز اين حقيقت به اثبات رسيده است كه براى ماندگارى يادگيرى، شناخت و نيز صفات اخلاقى و معنوى، يك فرآيند دو مرحلهاى را بايد طى كرد: 1. شكلگيرى، 2. تثبيت و بقا.
انسان هر كارى را مىخواهد ياد بگيرد، در مرحله اول بايد آموزش صحيح ببيند تا آن مهارت را بياموزد، بدون آموزش صحيح يادگيرى تحقق پيدا نمىكند. بعد از اينكه مهارتى را آموخت، استمرار و بقاء آن مستلزم آن است كه آن مهارت، تبديل به عادت و ملكه شود. اگر بخواهيم مهارتى تبديل به ملكه شود، بايد تكرار گردد. در غير اين صورت با گذشت زمان اثر آن مهارت، كم مىشود ودر صورت عدم تكرار حتى تبديل به خاموشى مىشود. از اينرو روان شناسان براى پيشگيرى از خاموشى، بحث «تقويت» را مطرح مىكنند. نقش تقويت اين است كه نه تنها از خاموشى جلوگيرى مىكند. بلكه مطلب آموخته شده تبديل به ملكه مىشود و براى هميشه باقى مىماند. اين مطلب در همه مهارتها صدق مىكند. هر مطلب با مهارتى كه انسان به دست مىآورد براى تثبيت و بقاى آن بايد ارتباط خود را با آن مهارت - ولو به صورت اندك - حفظ كند. اين مطلب در مورد مسائل معنوى و اخلاقى نيز صدق مىكند، يعنى، اگر مىخواهد اثرات ماه مبارك رمضان نه تنها تا ماه مبارك رمضان بعدى حفظ شود؛ بلكه به عنوان يك سرمايه معنوى براى هميشه باقى بماند، بايد ارتباط خود را با ماه مبارك رمضان حفظ كند و حفظ اين ارتباط ممكن نيست مگر با انجام دادن همان اعمالى كه در ماه رمضان انجام مىداد.
از اينرو توصيه مىشود بعد از ماه مبارك رمضان، گهگاهى روزه بگيريد و تلاوت قرآن را - هر چند روزى يك صفحه - قطع نكنيد و دعاهاى مربوط به ماههاى بعد از رمضان را - هر چند در حد چند دقيقه - هر روز بخوانيد و شايد يكى از ادله اينكه سيره عملى بزرگان دين مانند پيامبر و ائمه(ع)، همواره اين بوده كه بعضى از روزها را روزه مىگرفتند و به ما نيز توصيه كردهاند كه حداقل هر ماه سه روز، روزه بگيريد (اول، وسط و آخر ماه)، همچنين توصيه كردهاند كه هر مؤمنى حداقل هر روز پنجاه آيه قرآن را تلاوت كند، به جهت استمرار و بقاى آثار ماه مبارك رمضان باشد و تبديل آن حالات معنوى حاصل از ماه رمضان به صفات و ملكات ماندگار و هميشگى به گونهاى كه اين آثار جزء وجود و شخصيت ما شود و همواره رفتارهاى ما را تحت تأثير قرار دهد.
کد سوال : 708
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : . رياضتهاى غيردينى چه فرقى با روزه كه نوعى رياضت است دارد؟
پاسخ : رياضت در لغت چند معنا دارد:
1. تحمل رنج و تعب براى تهذيب نفس و تربيت خود يا ديگرى،
2. تمرين و ممارست،
3. كوشش و سعى،
4. گوشه نشينى توأم با عبادت و كفّ نفسV}فرهنگ معين.{V.
و در اصطلاح؛ يعنى، تحمل رنج و مشقت و خود را از نظر جسمانى در محدوديت قرار دادن و در قبال آن به يك توانمندىهاى روحى رسيدن.
T}انواع رياضت:{T
از منظرى كلى، رياضت را به دو نوع مىتوان تقسيم كرد:
1. رياضت به صورت مطلق؛ قطع نظر از آموزههاى دينى.
2. رياضت در قالب آموزههاى دينى و براساس معيارهاى شرعى. فرقهاى اين دو عبارت است از:
يكم. رياضت به معناى مطلق؛ يعنى، اينكه انسان از هر راه ممكن، جسم خود را به مشقت بيندازد تا مهارتها و توانمندى هايى را در بعد روحى به دست آورد؛ قطع نظر از اينكه آيا چنين عملى از نظر احكام شرعى و مبانى دينى صحيح است يا نه؛ از اينرو مرتاضانى كه بدون در نظر گرفتن شريعت الهى، رياضت مىكشند براى رسيدن به هدف خود، هر عملى را انجام مىدهند؛ ولو اين كه از نظر شرعى كار حرامى باشد يا حتى با كرامت انسانى سازگار نباشد؛ زيرا او بر اين باور است كه فلان عمل، موجب تقويت روح يا اراده او مىشود. حال آنكه در رياضتهاى دينى (مانند روزه) هرگز فرد از چارچوب شريعت خارج نمىشود و هر قدرت و نيرويى براى او مطلوب نيست. براساس احكام الهى روزه مىگيرد، زيرا اعمال و احكامى كه دين وضع نموده و انسانها را موظّف به انجام دادن آن كرده، بدين جهت است كه انسان را در حوزه عبوديت خدا، قرار دهد و او به مقام قرب الهى برسد. پس نتيجه واثر رياضتهاى شرعى، با غير شرعى كاملا با هم متفاوت است.
دوم. فرق ديگر رياضت دينى با رياضت غير دينى اين است كه دين به انسان اجازه ضرر زدن به خود يا به ديگرى را نمىدهد و همواره اعمالى كه انسان انجام مىدهد بايد يك فايده عقلايى داشته باشد. به عنوان مثال روزه يك عمل واجبى است كه افراد مكلف - كه داراى شرايط تكليف هستند بايد روزه بگيرند. اما همين روزه اگر در جايى موجب آسيب شديد جسمانى شود يا موجب بيمارى يا تشديد بيمارى گردد، حكم آن لغو مىشود و چنين فردى نبايد روزه بگيرد.
در حالى كه يك مرتاض ممكن است عملى را انجام دهد؛ صرفا به جهت اين كه دادن انجام آن موجب تقويت اراده مىشود و كارى ندارد به اينكه اين عمل ممكن است براى او ضرر داشته باشد. به عبارت ديگر بر اساس قاعده كلى H}«لاضرر و لا ضرار فى الاسلام»{H؛ ضرر رساندن و ضرر ديدن در اسلام و احكام آن قرار داده نشده است و نيز بر اساس قاعده A}(لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها){A؛ خداوند هيچ كس را بيش از توانايىاش تكليف بار نمىكند. اين قواعد و اصول را يك مرتاض نه تنها مد نظر ندارد؛ بلكه ممكن است برخلاف آن عمل كند؛ صرفا به اين جهت كه مىخواهد با رياضت كشيدن، بعدى از ابعاد روحى و روانى خودش را تقويت كند. از همين روى بسيارى از احكام اوليه در مورد بسيارى از افراد ممكن است تغيير كند يا آن تكليف اوليه از دوش آنان برداشته شود؛ مثلا اگر كسى بيمار است و روزه گرفتن براى او ضرر دارد يا درمان او را به تأخير مىاندازد و نيز افرادى كه مسافر هستند، نبايد روزه بگيرند.
سوّم. فرق ديگر مربوط به انگيزه و هدفى است كه مرتاض دنبال كند. مرتاض با چه انگيزه و هدفى جسم خود را به مشقت مىاندازد؟ اگر از مرتاض سؤال شود انگيزه و هدف تو از اين عمل چيست؟ ممكن است بگويد: براى تقويت روح يا به جهت تقويت اراده يا به دليل اينكه بتوانم توانايى به دست آورم. اما اولين شرط روزه اين است كه روزه دار بايد نيت و قصد «قربت» كند: H}«انما الاعمال بالنيات»{H. البته روزهدار نيز ممكن است انگيزهاش دستيابى به بهشت و نعمتهاى بهشتى باشد؛ اما قصد قربة الى الله دارد او مىخواهد در قالب عبوديت، رضايت خدا را به دست آورد و به دنبال آن از نعمتهاى مادى و معنوى او نيز بهره بگيرد. پس در رياضتهاى الهى قصد و انگيزه انسانها الهى است؛ ولى مرتاضان معلوم نيست چنين هدفى را دنبال كنند.
چهارم. يكى ديگر از فرق هايى كه بين رياضتهاى غير دينى و رياضتهاى دينى وجود دارد، به كارگيرى محصولات و نتايج رياضت است. يك انسان مؤمن - كه در قالب عمل به احكام الهى از جمله روزه گرفتن به كمالاتى دست مىيابد - هرگز حاضر نيست از اين كمالى كه به دست آورده، سوء استفاده كند و در راه حرام آن را به كار گيرد؛ ولى يك مرتاض ممكن است در اثر رياضت؛ توانمندى هايى به دست آورد و در راه غير صحيح و غير مشروع از آن استفاده كند. حال ممكن است سؤال شود: مگر مىشود انسانى از طريق رياضتهاى غير دينى، به جايى برسد؟
جواب اين است كه آرى؛ زيرا رياضت و نتايج آن تحت نظام علّى و معلولى است؛ يعنى، اگر علت (به مشقت انداختن جسم) ايجاد شد، معلول (تقويت روح در بعدى از ابعاد) نيز حاصل مىشود. حال اين علت و معلول ممكن است در قالب يك نظام ارزشى و الهى شكل بگيرد و ايجاد شود و يا ممكن است خارج از نظام ارزشى الهى تحقق پيدا كند. درست مثل يك چاقوى تيز كه مىتوانيم در راه صحيح از آن بهره بردارى كنيم و نيز ممكن است از اين چاقو در راه غلط استفاده كنيم و حتى تيز كردن چاقو نيز ممكن است از طريق صحيح تيز شده باشد و از راه غصبى و از وسيله غصب شده ديگران؛ بنابراين تقويت روح چيزى شبيه تيز كردن چاقو است.
بنابراين رياضتهاى دينى علاوه بر اينكه نفس را قدرتمند مىكند و انسان به كمالاتى مىرسد؛ به سعادت واقعى و جاودان نيز دست مىيابد، چيزى كه با رياضتهاى غير دينى حاصل نمىشود.
کد سوال : 709
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : . آيا تهذيب نفس احتياج به استاد دارد؟ چگونه مىتوان استاد سير و سلوك را پيدا كرد؟ اگر كسى را مىشناسيد معرفى كنيد؟
پاسخ : نقش استاد در تهذيب نفس و سير و سلوك، بسيار تعيين كننده است و عارفان تأكيد فراوانى؛ آن كردهاند. بدون داشتن استاد، قدم نهادن در مسير سلوك، مىتواند آفتهايى براى انسان داشته باشد كه گاهى جبرانناپذير است. مانند وارد آوردن فشار بيش از حد بر خود و خروج از تعادل روحى و روانى بر اثر رياضتهاى شديد و غلبه اوهام بر ذهن انسان يا گرفتار شدن در دام كبر و عجب و يا عدم تشخيص القائات شيطانى از الهامات غيبى و آفات و مفاسد ديگر كه هر يك از آنها، براى سقوط معنوى انسان كافى است.
البته در سير و سلوك، كار اصلى را خود سالك انجام مىدهد؛ اما استاد، نقش يك راهنماى با تجربهاى است را دارد كه از اين راه آگاهى دارد و از خطرات و خصوصيات آن مطلع است و وسيله حركت را به خوبى مىشناسد و آن را در اختيار سالك قرار مىدهد. گاهى انسان سالك، نيازمند ذكر خاصى است تا حالت ومقام معنوى خاصى در او ايجاد شود كه استاد آن را تشخيص مىدهد. همچنين مراقبتهايى كه سالك بايد انجام دهد - كه داراى مراتب مختلف است - تشخيص آن با استاد است. اگر مراقبه سالك بيش از توان روحى و معنوى او باشد، نمىتواند دوام بياورد و از ادامه راه منصرف خواهد شد. فوايد وجود استاد، فراوان است و به همين اندازه اكتفا مىشود.
البته اين بدين معنا نيست كه انسان بدون استاد، نمىتواند به سعادت برسد؛ بلكه عمل به دستوراتى كه به صورت كلى و عمومى در قرآن كريم و روايات آمده است و عمل خالصانه، تقوا داشتن، پاك بودن وظيفه خود را به نحو شايسته انجام دادن، احترام به والدين و... همگى زمينهساز سعادت انسان مىباشند و كم نبودهاند بندگانى كه از اين راهها به قرب الهى رسيده و شايسته لطف ويژه خداوند گشتهاند.
دسترسى به استاد سير و سلوك از طريق كسانى ميسّر است كه در اين راه گام برداشتهاند و اساتيد اين راه را مىشناسند. اما نكته مهم در اين رابطه، اين است كه كسانى كه به اسم ارشاد و هدايت و داشتن منصب استادى در راه معنويت، جوانان را فريب داده و آنان را از مسير حق منحرف كردهاند؛ در طول تاريخ اندك نبودهاند. كسانى كه خود بويى از حقيقت و بندگى خداوند نبردهاند و قدمى در اين راه برنداشتهاند و با كتاب و سنت آشنايى ندارند و تنها به قصد منافع دنيوى و كسب شهرت و دكان باز كردن خود را استاد راه معرفى كرده و دلهاى پاك و با صفا و خداجوى جوانانى را كه به دنبال نداى فطرت خدايى در جست و جوى حقيقت مىباشند، منحرف نمودهاند. بنابراين نمىتوان به سادگى و بدون تحقيق كافى و اطمينان به كسى سرسپرد و او را به عنوان استاد انتخاب نمود.
پس در سير و سلوك، ملازمت به دستورات شرع مقدس، اساس كار مىباشد و نياز به استاد را جبران مىكند. از آيه شريفه سوره «عنكبوت» استفاده مىشود كه: هر كس در راه رسيدن به رضايت و خشنودى الهى تلاش كند، خداوند او را به راههاى خود هدايت مىنمايد: A}(والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا ان الله لمع المحسنين){A؛ «و كسانى كه در راه ما مجاهده كنند، ما به سوى راههاى خود هدايتشان مىكنيم و خدا همواره با نيكوكاران است».
اينكه مىفرمايد بعد از مجاهده و تلاش، مؤمن مشمول هدايت الهى مىشود، اشاره به اين است كه خداوند اسباب و وسايل هدايت و به عبارتى سير در طريق صراط مستقيم را برايش فراهم مىسازد.
وقتى از آيت الله بهجت پرسيده شد؛ استادى به ما معرفى كنيد؛ فرمودند: «به هر آنچه مىدانيد صحيح است عمل كنيد، اگر ديديد در سيرتان وقفهاى رخ داده است، بدانيد از دانستههاى خود عدول نمودهايد».
کد سوال : 710
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : . چه كار كنيم كه دلمان از معاصى خالى شود؟ و حب امور بالاتر در آن جاى گيرد؟
پاسخ : خطا و گناه آدمى، ريشه در دنيا دوستى و گرايش افراطى به لذتهاى مادى و طبيعى آن دارد: H}«حب الدنيا رأس كل خطيئة»{H بنابراين اگر كسى بخواهد دلش را از گناه خالى كند، بايد با ريشه و منشأ آن بستيزد و بكوشد كه از شدت محبت دنيا در دلش بكاهد و گرايش به لذتهاى طبيعى را در نفس خويش تعديل نمايد. كه اگر چنين كند و به استعانت خداى متعال، در اين كار سترگ موفقيتى به دست آورد؛ مىتوان دلش را از گناه خالى كند و به جاى آن محبت خداى بزرگ و اولياى او را جايگزين نمايد.
اما اينكه چرا انسان به دنيا گرايش دارد، بدين جهت است: روحى كه داراى ويژگى گرايش به فضايل است، ابتدا در قالب جسمى مىگنجد كه از جنس دنيا و ماده است. در واقع روح متعالى در جوار جسمى قرار مىگيرد كه خود به خود به ماديات و محسوسات گرايش و با آنها سر و كار دارد.
به همين جهت تهذيب نفس يا خود سازى، در ابتداى حركت به سمت تكامل روحى و معنوى ضرورى است. چنان كه خداوند مىفرمايد: A}(قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها * وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها){A؛V}شمس (91)، آيه 9 و 10.{V هر كس نفس خود را پاك و تزكيه كرد رستگار شده و آن كس كه نفس خود را به گناه آلوده ساخته، نوميد و محروم گشته است.
تهذيب و خود سازى، شخص را از گرداب نفس بيرون آورده، موانع ترقى و كمال را از مسير او برمى دارد و تا زمانى كه وى سرگرم حجابها و درگير موانع است، راهى به معدن معرفت و چشمه توحيد و اخلاق پسنديده نخواهد برد.
امام راحل در «محرم راز» به زيبايى اين معنا را به قالب نظم كشيده است:
P}آنكه سر در كوى او نگذاشته آزاده نيست{E}آنكه جان نفكنده در درگاه او دلداده نيست{P
P}تا اسير رنگ و بويى بوى دلبر نشنوى{E}هر كه اين اغلال در جانش بود آماده نيست{P
V}محرم راز، ص55، مؤسسه نشر آثار امام.{V
هدف از تهذيب نفس، كنار زدن حجابها و پرده هايى است كه ميان انسان و فطرت او مانع گرديده و اجازه تبلور و تجلى به آينه خدانماى فطرت را نمى دهد. اين پردهها و حجابها برگرفته از گناهان، غفلتها و فرو رفتن در عالم ماده و ماديات و فراموش كردن خداو آخرت و عالم ملكوت است. تمام دستورات و احكامى كه در شرع مقدس وارد شده، همگى هدف واحدى را دنبال مىكند و آن كمرنگ كردن و يا كنار زدن اين حجابها و درخشش گوهر فطرت و حقيقت انسان است كه در زير خروارها گرد و خاك غفلت و عصيان مدفون گشته است.
ياد و ذكر الهى و نماز و روزه و ساير عبادت هايى كه در شريعت مقدس بر آن تأكيد گرديده، همگى در راستاى تحقق بخشيدن به هدف فوق است. ميزان تأثير اين اعمال بستگى كامل به زمينههاى قبلى و توجه و اخلاص افراد دارد و به همين سبب نماز و روزه و ساير عبادات در افراد تأثيرات كاملاً مختلفى دارد. ممكن است يك نماز دو ركعتىفردى را تا عرش و ملكوت بالا ببرد و به او نورانيت و صفاى زيادى ببخشد، در حالى كه گاهى نماز پنجاه يا شصت ساله شخصى ديگر، تأثيرى ملموس در زندگى او ندارد؛ چون رفع موانع نكرده است... پرهيز از امورى كه با اين عبادات منافات دارد و اثر آنها را خنثى مىسازد، از امور بسيار مهم است؛ همانند دو نفر مريض كه هر دو به دستور دكتر عمل كرده و داروهاى خود را به موقع مىخورند؛ ولى يكى از چيزهاى زيان بار پرهيز مىكند و ديگرى بى پروا است و اهل پرهيز نمى باشد، در اين صورت سفارش و نسخه پزشك براى دومى بى اثر يا كم اثر است.
امام خمينى(ره) در كتاب آداب الصلاة مطلب بسيار زيبا و كاملى در اين زمينه دارند:
بايد دانست كه به حسب فطرت و جبلّت، قلب به هر چه علاقه و محبت پيدا كرد، قبله توجه آن همان محبوب است و اگر اشتغال به امرى مانع از تفكر در حال محبوب و جمال مطلوب شود؛ به مجرد آنكه آن اشتغال كم شود و آن مانع از ميان برخيزد، فورا قلب به سوى محبوب خود پرواز نموده، متعلق به دامن آن شود. اهل معارف و صاحبان جذبه الهيه، اگر داراى قوت قلب باشند و متمكن در جذبه و حب باشند، در هر مرآتى جمال محبوب و در هر موجودى كمال مطلوب را مشاهده نمايند.
حضرت على(ع) فرمود: و نديدم چيزى را مگر اينكه خداى را در آن و با آن مشاهده كردم: H}«و ما رأيت شيئا الا [و ]رأيت الله فيه و معه»{H. آنان كه حب مال و رياست و شرف در دل آنها است، در خواب نيز مطلوب خود را مىبينند و در بيدارى به فكر محبوب خود به سر مىبرند. بر انسان عاقل علاقهمند به سعادت خود لازم است اين درخت را از دل ريشه كن كند.
در روايتى آمده است مولاى عارفان على(ع) جابر بن عبدالله را ديد كه آهى بر كشيد. فرمودند: اى جابر! براى دنيا آه مىكشى؟ جابر عرض كرد: آرى. حضرت فرمودند: اى جابر! لذتهاى دنيا در هفت چيز است: خوردنى، آشاميدنى، پوشيدنى، آميزشى، سوار شدنى، بوييدنى و شنيدنى. لذيذترين خوردنى عسل است و آن آب دهان حشرهاى باشد: گواراترين آشاميدنى آب است كه بر خاك روان است؛ بهترين پوشيدنى ابريشم است و آن از آب دهان كرمى باشد؛ برترين همبستر شدنى زنانند كه از زشتترين عضو آنان خواسته مىشود؛ بهترين سوار شدنى، اسب است و آن كشنده است؛ ارزشمندترين بوييدنى مشك است و آن خون ناف حيوانى باشد؛ بهترين شنيدنىها غنا و آواز است كه آن هم گناه باشد؛ پس آدم خردمند براى چيزهايى با اين اوصاف هرگز آه نمىكشد. جابر بن عبدالله مىگويد: به خدا سوگند از آن زمان به بعد هرگز دنيا بر دلم خطور نكرد».V}ميزان الحكمه، ح 6058.{V
سپس امام راحل(ره) در بيان راه عملى علاج فرموده است: «و طريق علاج عملى آن است كه معامله به ضد كند: پس اگر به مال و منال علاقه دارد، با بسط يد و صدقات واجبه و مستحبه، ريشه آن را از دل بكند و يكى از بزرگان فرموده است: دنيا بسان اندامى است كه سر آن كبر، چشم آن آز، گوش آن ولع، زبان آن ريا و خودنمايى، دست آن شهوت، پاى آن عجب، قلب آن غفلت و بىخبرى، بودش نيستى و ثمرهاش زوال است. پس هر كس آن را دوست گيرد، كبر و خودبينى به او دهد و به هر كه نيكوش پندارد، حرص و ولع ارزانى كند و كسى را كه طالب او گردد به آز و طمع در اندازد و بر كسى كه او را بستايد، جامه ريا پوشاند و كسى را كه اراده آن كند، گرفتار عجب و خودبينى كند و كسى را كه به او اعتماد كند، غافل سازد و كسى را كه متاعهاى او پسند وى افتد، نابود سازد و كسى را كه متاعهاى دنيوى جمع كند و بخل بورزد به جايگاه و قرارگاهش، آتش، روانه كند».V}مصباح الشريعه، باب 32، فى صفه الدنيا.{V
سرّ دادن صدقات همين كم شدن علاقه به دنيا است؛ از اين رو مستحب است كه انسان چيزى را كه دوست مىدارد و مورد علاقهاش است، صدقه دهد. بايد انسان بداند كه دنيا طورى است كه هر چه آن را بيشتر تعقيب كند و در صدد تحصيل آن باشد، علاقهاش به آن بيشتر شود و تأسفش از فقدان آن روز افزون گردد؛ گويى انسان طالب چيزى است كه به دست او نيست؛ گمان مىكند طالب فلان حد از دنيا است تا آن را ندارد تعقيبش مىكند و در راه آن تحمل مشاق مىكند و خود را به مهالك مىاندازد. همين كه آن حد از دنيا را به دست آورد، براى او يك امر عادى مىشود و عشق و علاقهاش مربوط مىشود به چيز ديگرى كه بالاى آن است و خود را براى آن به زحمت و مشقت مىاندازد و هيچ گاه عشقش فرو ننشيند، بلكه هر دم روز افزون شود و زحمت و تعبش بيشتر گردد و اين فطرت و جبلت را هرگز وقوفى نيست و اهل معرفت با اين فطرت، اثبات بسيارى از معارف كنند كه بيان آن از حوصله اين اوراق خارج است و اشاره به بعضى از اين مطالب در احاديث شريفه شده است، چنانكه در كافى شريف از حضرت باقرالعلوم(ع) روايت نموده كه «مثل حريص به دنيا مثل كرم ابريشم است كه هر چه به دور خود آن را بيشتر مىپيچد از خلاص شدن دورتر شود تا آنكه از اندوه بميرد» و از حضرت صادق(ع) مروى است كه «مثل دنيا مثل آب دريا است كه هر چه انسان تشنه از آن بخورد تشنهتر گردد تا او را بكشد».V}آداب الصلاة، باب 12.{V