کد سوال : 641
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : «رمضان» يعنى چه و آيا ماه رمضان و روزه گرفتن، در اديان گذشته نيز وجود داشته است؟ فرق روزه مسيحيان و يهوديان با مسلمانان چگونه است؟
پاسخ : برخى «رمضان» را از «رمض» مشتق مىدانند كه به معناى تافته شدن سنگها، از شدّت گرما است و چون وجوب روزه در ماه رمضان، مصادف با شدّت گرما بوده است، نام اين ماه را رمضان گذاشتهاند. به يك تعبير ماه رمضان، ماه سوزاندن گناهان و بلكه بالاتر سوزاندن نفس آدمى است كه انسان خام را پخته مىكند تا حجاب انانيت و خود خواهى از ميان برداشته شود.
برخى ديگر رمضان را مشتق از «رميض»، به معناى ابر و باران در پايانچلّه تابستان و ابتداى فصل پاييز مىدانند كه گرماى تابستان را دور مىكند. به اين دليل اين ماه را «رمضان» گفتهاند كه بدنهاى آدميان را از گناهان مىشويدV}سيوطى، الدرالمنثور، ج 1، ص 183.{V. برخى ديگر «رمضان» را بر گرفته از «رمضت النصل ارمضه رمضاً»{Hمىدانند؛ به اين معنا كه نيزه را ميان دو سنگ مىگذاشتند و بر آن مىكوفتند تا نازك شود. به اين تعبير رمضان؛ يعنى، انسان خود را ميان طاعت و عبادت الهى قرار مىدهد تا نفس او نرم و آماده بندگى شود. از اين رو برخى مىگويند: «رمضان» نامى است كه اسلام بر اين ماه گذاشته است و بنابر نظر ديگر، از زمان جاهليت بر اين نام بوده استV}السيد على خاتن الحسينى المدنى الشيرازى، رياض السالكين فى شرح صحيفة السجادية، ج 6، ص 10-11، تحقيق و نشر مؤسسة النشر الاسلامى قم بى تا.{V. در معناى «رمضان» به دو نكته كه در روايات بيان شده، اشاره مىگردد:
1. در بسيارى از احاديث اهل بيتعليهم السلام از گفتن كلمه «رمضان» به تنهايى نهى و توصيه شده است كه آن را «ماه رمضان» نام گذارند؛ زيرا «رمضان» يكى ازاسماى الهى است V}طريحى، مجمع البحرين، ج 2، ص 223.{V. از امير مؤمنانعليه السلام نقل شده است: «نگوييد رمضان؛ بلكه بگوييد ماه رمضان و احترام آن را رعايت كنيد» V}كلينى، كافى، ج 4، ص 69.{V. امام باقرعليه السلام فرمود: «نگوييد«اين رمضان» و «رمضان رفت» و يا «رمضان آمد»؛ زيرا «رمضان» نامى از نامهاى خداوند است كه نمىآيد و نمىرود. رفتن و آمدن، ويژگىهاى موجود زايل شدنى است» V}همان، ص 69 و 70.{V.
پس در حقيقت «رمضان»، نامى از نامهاى خداوند است و ماه رمضان، ماه الهى است. به همين تعبير از پيامبر گرامى اسلامصلى الله عليه وآله در خطبه شعبانيه وارد شده است: «ايها الناس قد اقبل اليكم شهر الله»{H؛ V}سيد بن طاووس، الاقبال، ج 1، ص 26.{V؛ «اى مردم! همانا ماه خدا به سوى شما روى آورده است».
2. در روايات متعدد، ماه رمضان اول سال معرفى شده؛ چنان كه امام صادقعليه السلام فرموده است: «اول سال ماه رمضان است» V}همان، ص 31.{V و به اين دليل اگر اين ماه سالم باشد، همه سال درست و سالم خواهد بود V}همان.{V.
فروردين اول سال، بر اساس اعتدال طبيعت و مناسب براى كشاورزى است و ماه محرم، اول سال در ماههاى قمرى است. اما براى ساكنان و كسانى كه به دنبال خودسازى هستند، ماه رمضان اول سال است. در ماههاى رجب و شعبان، بايست حساب سالشان را صاف و پاك كنند و با پاكى به مهمانى خداوند گام نهند.
بر اساس صريح آيه قرآن، روزه براى امتهاى گذشته نيز واجب بوده است:A}«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ»{A؛ V}بقره(2)، آيه 183.{V. از اين آيه به دست مىآيد كه در ملتها و امتهاى پيشين نيز روزه واجب بوده است. اما اين ملتها چه كسانى بودهاند؟ نقلهاى تاريخى از مصر، يونان، روم و هند باستان، نمونههاى روزه دارى را نقل كرده است. در كتاب مقدس نيز بر روزه دارى تأكيد و تشويق شده است V}سيد محمدحسين، طباطبايى الميزان فى تفسير القرآن، ج 2، صص 8-9.{V.
در قاموس كتاب مقدس آمده است: «روزه در تمام اوقات در ميان هر طايفه و هر ملت و مذهب، در موقع اندوه و زحمت غيرمترقبه، معمول بوده است» V}قاموس كتاب مقدس، ص 427، به نقل از: تفسير نمونه، ج 1، ص 633.{V.
از تورات نيز برمىآيد كه موسىعليه السلام چهل روز روزه داشته است: «هنگام بر آمدنم به كوه، لوحهاى سنگى را (لوحهاى عهدى كه خداوند با شما بست) بگيرم. آن گاه در كوه چهل روز و چهل شب ماندم؛ نه نان خوردم و نه آب نوشيدم» V}تورات، سفر تثنيه، ف 9، ش 9، به نقل از: تفسير نمونه، ج 1، ص 632.{V.
همچنين از انجيل لوقا نيز برمىآيد كه حواريون مسيح روزه مىگرفتند V}انجيل لوقا، ب 5، ش 3533.{V.
روزه به عنوان يك عمل عبادى، در ميان يهود رواج دارد؛ ولى تنها در روز «كيپور» (روز كفار) اين عمل صورت مىگيرد. در اين روز يهوديان از غروبروز قبل تا شبانگاه اين روز، براى كفّاره گناهان روزه مىگيرند و از خوردن و آشاميدن، استحمام و كار پرهيز مىكنند و در كنيسهها به عبادت و استغفار مشغول مىشوند V}حسين توفيقى، آشنايى با اديان بزرگ، (تهران، سمت، طه و مركز جهانى علوم اسلامى، چاپ سوم، زمستان 1379 ش)، ص 94.{V.
کد سوال : 642
موضوع : تاريخ و سيره
پرسش : «ماه رجب»، ماه اميرمؤمنان و «ماه شعبان» منسوب به پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله است و «ماه رمضان» ماه خدا است كه مخصوص امت پيامبر مىباشد؛ اين مسائل را توضيح دهيد.
پاسخ : براساس روايات «ماه رجب»، ماه تقويت ارتباط با خداوند است و در «ماه شعبان» صلوات بر محمد و آل محمد و التزام به سنت پيامبرصلى الله عليه وآله بسيار سفارش شده است. در «ماه رمضان»، قابليت ضيافت الهى و بخشش امت در هر شبانه روز مطرح است كه نقطه اوج آن، شب قدر و شب عيد فطر است.
پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود: «رجب ماه خدا، شعبان ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است» V}شيخ صدوق، فضائل الاشهر الثلاثه، تحقيق ميرزا غلامرضا عرفانيان، (چاپ نجف)، ص 24، ح 12.{V.
روايات در اين زمينه مختلف است؛ بعضى، ماه رجب و ماه رمضان، ماه خدا معرفى شده است. البته در حقيقت تمامى اين ماهها، متعلق به خداوند است؛ لكن بعضى از ماهها، ويژگى خاصى دارند. در برخى ديگر، ماه رجب به امام علىعليه السلام نسبت داده شده و اين ممكن است به جهت تولد آن حضرت در اين ماه باشد و يا اشاره به مقام ولايت باشد. ارتباط صحيح و حقيقى با خداوند، جز از طريق ولايت ممكن نيست؛ زيرا «ولايت» انسان را به «نبوت» متصل مىگرداند و «نبوت» نيز ما را به «توحيد» مرتبط مىكند. اين حقيقت در «شب قدر» براى اولياى الهى كشف مىشود؛ به طورى كه ملائكه و روح، مقدّرات عالم را بر قلب مبارك امام زمان(عج) نازل مىكنند. در حديثى آمده است: «با سوره قدر بر ولايت ما ائمه استدلال كنيد»V}الكافى، ج 1، ص 249.{V.
بنابراين چون اين امت با اقتدا به رسول خداصلى الله عليه وآله و حضرت علىعليه السلام، مىتوانند به بالاترين مقامات توحيدى و معنوى نايل شوند و اين معنا در ماه رمضان امكانپذيرتر است؛ لذا ماه رمضان به ماه خدا ناميده شده است و به جهتشرافت اين ماه براى امت و آمرزش گناهان و پاك شدن بندگان، به ماه امت نيز نسبت داده شده است V}وسائلالشيعة، ج 10، (انتشارات آل البيت)، ص 475، ح 9 و ص 480، ح 16.{V.
کد سوال : 643
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : ميهمانى خداوند در ماه رمضان چيست؟ چگونه در ماه رمضان برنامهريزى كنيم تا بهتر از بركات اين ماه بهره ببريم؟
پاسخ : ميهمانى خداوند، به معناى اكرام و رحمت خاص الهى بر بندگان است؛ زيرا بندگان - اعم از مؤمن و كافر در سراسر زندگى خود، در سر سفره اكرام و رحمت الهى نشستهاند. اما ميهمانى در ماه رمضان، اكرام و رحمت خاص براى روزه داران است. بر اساس روايات، چند موضوع نشان از ميهمانى خداوند است:
1. از شب اول ماه رمضان، درهاى بهشت باز مىشود و تا شب آخر بسته نمىشود V}بحارالانوار، ج 96، ص 344؛ ميزانالحكمة، ج 5، ص 2132.{V.
2. از ابتدا تا انتهاى ماه رمضان، درهاى جهنم بسته مىشود V}ميزانالحكمة، ج 5، ص 2132.{V.
3. شياطين در بند و زنجير مىشوند تا نتوانند روزه بندگان را خراب كنندV}همان.{V.
4. ماه رمضان، ماهى است كه ابتداى آن رحمت، وسطش آمرزش گناهان و پايان آن، آزادى از آتش جهنم است V}همان.{V؛ يعنى، با رحمت الهى به ميهمانى دعوت و آمرزيده مىشويم و در پايان ميهمانى به عنوان هديه، از آتش جهنم آزاد مىگرديم.
5. وجود شب قدر در اين ماه است كه ارزش آن، از هزار ماه بيشتر است و عبادت در آن، نتايج بسيارى دارد و سرنوشت يك سال بندگان در آن تعيين مىگرددV}همان.{V. بدون ترديد موفقيت در هر كارى، مستلزم برنامهريزى صحيح است و آن هنگامى ميسّر است كه:
الف. برنامه ناظر به اهدافى باشد كه انسان، در پيش روى دارد.
ب. اهداف وقتى از شفافيت برخوردار مىشود كه فرصت پيش آمده يا امكانات فراهم شده، به خوبى شناخته و ارزش گذارى گردد.
ج. وقتى انسان ارزش فرصتى را بداند و يا اهميت نعمتى را درك كند، قدر آن را بهتر مىداند و بيشتر از آن بهره مىبرد.
پس بايد از اين فرصت سرنوشت ساز، بيشترين بهره را ببريم و اگر بخواهيم به اين هدف دست يازيم، بايد براى لحظه لحظه آن حساب باز كنيم؛ حتى براى ساعاتى كه در حال خواب يا استراحت هستيم.
براى استفاده كامل از ماه رمضان، هر كس بايد متناسب با موقعيت شغلى و وضعيت جسمانى و روانى خويش، برنامه ريزى كند. در اين صورت بايد وقت خود را به چند بخش تقسيم كنيم:
T}بخش اول. علم و معرفت{T
در اين ماه بايد با جديت تمام، در جهت دانش افزايى تخصصى و معرفتيابى بنيادين و اعتقادى بكوشيم.
T}بخش دوم. عبادت و مناجات{T
در ماه رمضان، علاوه بر عبادتهاى معمول - كه در طول سال هميشه بايدانجام دهيم عبادتهاى واجب و مستحب ديگرى نيز اضافه شده است؛ مانند: روزه گرفتن، تلاوت قرآن، خواندن دعاهاى ماه رمضان، احسان و... براى انجام دادن اين اعمال، تأكيد فراوانى شده است و بايد در برنامه ريزى ماه رمضان، در نظر گرفته شود.
T}بخش سوم. خواب و استراحت{T
لازمه استفاده بهينه از دو بخش گذشته، اين است كه خواب و استراحت انسان به مقدار كافى انجام شود. در غير اين صورت در دو بخش اول نيز موفق نخواهد بود. در ماه مبارك رمضان، به دليل جابهجايى اوقات غذا و تغييراتى ديگر، تا حدودى چرخه خواب و استراحت نيز تغيير مىكند. توصيه ما اين است كه بكوشيد ميزان خواب خود را خيلى تغيير ندهيد و وقت آن را نيز خيلى به هم نزنيد. فقط با كمى تغيير در چرخه خواب، برنامه خواب و استراحت خود را ادامه دهيد؛ براى مثالاگر هنگام سحر حدود يك ساعت (براى سحرى خوردن و خواندن نماز شب و نماز صبح) بيدار مىمانيد؛ اين مقدار از خواب را در روز جبران كنيد. بعد از نماز ظهر و عصر - با توجه به اينكه ناهار از برنامه روزانه حذف شده است زمان مناسبى براى استراحت و خواب است. در اين صورت مقدارى از شب را مىتوانيد بيدار بمانيد و از وقتتان استفاده بهترى بكنيد.
T}توصيههاى ماه رمضان{T
علاوه بر آنچه بيان شد، رعايت نكات زير به كيفيت استفاده از ماه رمضان مىافزايد:
1. بر ترك محرماتى كه بر اعضاى ديگر لازم گرديده - به ويژه محرمات چشم، گوش و زبان و نيز استفاده از غذاى حلال، اهتمام ويژهاى داشته باشيد.
2. در شبانه روز چند نوبت قرآن تلاوت كنيد؛ براى مثال حدود پانزده دقيقه در روز و پانزده دقيقه در شب.
3. دعاها را تقسيم كنيد و آنها را در چند نوبت در شبانه روز بخوانيد. روزها به همان مقدار دعايى كه بين نماز يا بعد از نمازهاى يوميه خوانده مىشود، اكتفا كنيد. اما شبها وقت بيشترى را صرف خواندن دعا كنيد. اگر بعضى از دعاها طولانى است، لازم نيست هر شب همه آن دعا را بخوانيد.
4. براى استفاده بهينه از زمان در هنگام رفت و آمد، ذكر بگوييد (البته ذكرهاى بدون صدا و آرام تا شائبه ريا به وجود نيايد). بكوشيد از مرحله ذكر زبانى، به مرتبه توجّه به معناى ذكر و ذكر قلبى و ياد واقعى خداوند برسيد؛ به طورى كه او را حاضر و ناظر بر خود بدانيد.
بهترين ذكر - به ويژه براى رفع بعضى مشكلات ظاهرى و نيز روحى و روانى ذكر «استغفار» و «لا اله الا الله» است.
5. دائم الوضو باشيد و حتى قبل از خواب نيز وضو بگيريد و به بستر خواب برويد؛ زيرا در ماه رمضان، خواب نيز عبادت است و نفس كشيدن تسبيح به حساب مىآيد.
6. از شب زنده دارى و احيا - به ويژه در شبهايى كه فرداى آن تعطيل است غفلت نكنيد. شايد يكى از مهمترين اعمال در اين ماه، شب زندهدارى، تهجّد، استغفار و نماز شب در نيمه شبها است.
7. در مجالس بيان احكام و معارف دينى و موعظه، در مساجد يا حسينيهها شركت كنيد. بسيارى از علما و مجتهدان نيز مقيدند، به موعظه و ذكر مصيبت واعظان و سخنرانان گوش فرا دهند.
به طور كلى شركت در مجالس مذهبى، قرار دادن خود در معرض نفحات و نسيمهاى رحمت الهى است كه نقش مهمى، در حفظ دين و معنويت انسان دارد.
8. از انجام دادن ورزشهاى سنگين، در طول ماه رمضان بپرهيزيد و بكوشيد ورزشهاى سبك و آرام (مانند پياده روى يا نرمش) انجام دهيد.
9. از غذاهاى قندى و پروتئيندار در رژيم غذايى خود بيشتر استفاده كنيد (مانند خرما و لبنيات).
10. از پرخورى هنگام افطار و سحرى جداً بپرهيزيد؛ زيرا علاوه براينكه چرخه خواب شما را به هم خواهد زد، از ساير برنامههاى عبادى و درسى نيز بهره كافى نخواهيد برد.
11. از هدر دادن انرژى بىجا و بىمورد اجتناب كنيد؛ براى مثال از حرف زدنهاى بىمورد و تماشاى برنامههاى تلويزيونى غيرضرورى بپرهيزيد.
کد سوال : 644
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : اثرات تربيتى، اجتماعى و بهداشتى روزه چيست؟
پاسخ : روزه ابعاد گوناگونى دارد و آثار فراوانى از نظر مادى و معنوى در وجود انسان مىگذارد كه از همه مهمتر «بعد اخلاقى و فلسفه تربيتى» آن است.
T}يك. آثار تربيتى{T
T}1-1. تلطيف روح{T
روح انسان، همواره در حال تدبير بدن است و بدن بدون تدبير روح، مانندكشتى بدون ناخدا است. در ماه رمضان، به دليل امساك از خوردن و آشاميدن و محدود كردن آن به ساعاتى مشخص و نيز كنترل حواس (مانند چشم، گوش و تمامى مجارى ورود اطلاعات به درون ذهن)، فراغت روح و نفس بيشتر فراهم مىشود. فعاليت روح براى پرداخت به امور مادى و دنيوى كاهش مىيابد و امكان پرداخت به امور معنوى بيشتر مىشود. در نتيجه روح از لطافت بيشترى برخوردار مىگردد.
T}1-2. تقويت اراده{T
خداوند برنامه روزه دارى را به گونهاى تنظيم كرده است كه انسان بايد در ساعت معيّنى، از خوردن و آشاميدن بپرهيزد و در ساعت خاصى، مىتواند آزادانه بخورد و بياشامد و از لذتهاى حلال استفاده كند.
ملزم شدن انسانها به اجراى دقيق اين برنامه و تكرار آن طى يك ماه، تمرين بسيار مناسبى است براى عادت دادن نفس به امورى، غير از آنچه در ماههاى ديگر عادت كرده بود و اين عمل، عزم و اراده انسان را تقويت مىكند.
T}1-3. كنترل غرايز{T
روزهدار بايد در حال روزه - با وجود گرسنگى و تشنگى از غذا و آب وساير لذات (از قبيل لذت جنسى)، چشم بپوشد و ثابت كند كه او همچون حيوانات، در بند اسطبل و آب و علف نيست. او مىتواند زمام نفس را به دست گيرد و بر هوسها و شهوتهاى خود مسلّط شود و اين امر باعث مىگردد كه غرايز به كنترل او در آيد و علاوه بر اين، در بهره ورى از آنها تعديلى به وجود آيد. خلاصه اينكه روزه، انسان را از عالم حيوانى ترقى داده و به جهان فرشتگان صعود مىدهد.
تقوا و پرهيزگارى در تربيت اخلاق اسلامى يك مسلمان، نقش بسيار مهمى دارد و براى رسيدن به اين صفت شايسته، بهترين عبادت روزه است. قرآن درباره آن مىفرمايد: A}«لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»{A؛ V}بقره (2)، آيه 183.{V؛ يعنى، نتيجه و علّت غايى روزه، تقوا از محارم الهى است.
وقتى پيامبرصلى الله عليه وآله در خطبه «شعبانيه»، فضايل ماه رمضان و روزه را برشمرد، اميرمؤمنان علىعليه السلام پرسيد: بهترين اعمال در اين ماه چيست؟ فرمود: «الورع عن محارم اللَّه»{H؛ V}عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 266.{V ؛ «پرهيز و اجتناب از معاصى و گناهان است». بنابراين روزه، عامل بازدارنده از گناه و عامل سركوب كننده نفس عصيانگر است. شخص با عمل به اين دستور الهى، به خوبى روح تقوا و پرهيزگارى را در خويش زنده مىكند؛ زيرا با روزه، اصلاح نفس و تربيت آن، آسانتر مىشود؛ زيرا گرسنگى و ديگر محروميتهاى روزه، شعلههاى سركش غريزههاى حيوانى و هواهاى نفسانى را خاموش مىسازد.
پر شدن شكم زمينه بسيارى از ناهنجارىها و تحريك شهوات، غوطهورى در حرام و ظهور خواهشهاى باطل در نفس مىشود؛ چنان كه در حديثى آمده است: «انى اخاف عليكم من البطن والفرج»{H؛ V}بحار، ج 1، ص 368.{V؛ «من از شكم و شهوت بر شما بيمناك هستم». اگر شكم عفيف باشد و به قدر ضرورت اكتفا كند و از حرام و شبهه بپرهيزد، بدون شك دامن نيز عفيف مىشود. عفت اين دو عضو، زمينه بسيار خوبى براى نشاط معنوى و صفاى دل و باطن خواهد شد.
T}1-4. روحيه ايثار و نوع دوستى{T
انسان موجودى اجتماعى است و انسان كامل، كسى است كه در همه ابعاد وجودى رشد كند. روزه، بعد اجتماعى انسان را در كنار ساير ابعاد او رشد مىدهد؛ بدين صورت كه درس مساوات و برابرى در ميان افراد اجتماع است. با عمل به اين دستور مذهبى، افراد متمكن وضع گرسنگان و محرومان اجتماع را به طور محسوس در مىيابند و به دنبال آن درك، به اين نتيجه مىرسند كه بايد به فكر بيچارگان و محرومان باشند. اگر توجه به حال گرسنگان، جنبه حسّى و عينى پيدا كند، اثر بيشترى دارد و روزه به اين موضوع مهم اجتماعى، رنگ حسّى مىدهد. با رشد اين بعد اجتماعى، انسان نسبت به همنوعان خود بى تفاوت نمىشود و دردهاى فراگير اجتماعى (مانند فقر و گرسنگى) را حس مىكند و مصداق اين سخن حكيمانه سعدى مىشود كه:
P}بنىآدم اعضاى يكديگرند{E}كه در آفرينش ز يك گوهرند{P
P}چو عضوى به درد آورد روزگار{E}دگر عضوها را نماند قرار{P
به راستى اگر كشورهاى ثروتمند جهان و اغنيا، چند روز از سال روزه بدارند و طعم گرسنگى را بچشند، باز هم اين همه گرسنه در جهان خواهد بود؟! آيا ميليونها انسان با سوء تغذيه و كمبود مواد غذايى مواجه خواهند شد؟!
T}دو. آثار بهداشتى{T
بدون ترديد در علم پزشكى، اثر معجزه آساى امساك، در درمان انواع بيمارىهاى جسمانى و روانى به اثبات رسيده است. عامل بسيارى از بيمارىها، زيادهروى در خوردن غذاهاى مختلف است. پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود: «واعلم ان المعدة بيت الداء و ان الحمية هى الدواء»{H؛ V}بحارالانوار، ج 58، ص 307، (بيروت، مؤسسة الوفاء).{V؛ «معده مركز و خانه هر دردى است و پرهيز [ از غذاهاى نامناسب و زيادهخورى]، اساس هر داروى شفابخش است». منشأ بسيارى از بيمارىهاى روانى، افكار غلط، سوء ظن، گناه و شناخت غيرمعقول و غيرمنطقى است و روزه با ايجاد محدوديتهايى، هم معده و دستگاه گوارشى را تقويت مىكند و هم با كنترل افكار و اجتناب از گناه، روان انسان را از آلودگىها باز مىدارد.
به عبارت ديگر روزه، زبالهها و مواد اضافى و جذب نشده بدن را مىسوزاند و در واقع، بدن را «خانه تكانى» مىكند و روح را با تلاوت قرآن و خواندن دعاهاى ويژه تقويت مىنمايد. خلاصه اينكه با روزه، سلامتى جسمانى و روانى انسان تضمين مىشود و بر همين اساس پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله فرمود: «صوموا تصحّوا»{H؛ V}همان، ص 255.{V؛ «روزه بگيريد تا سالم شويد». روزه اگر با شرايطى كه دارد گرفته شود، اثرات مهم تربيتى، اجتماعى و بهداشتى براى انسان دارد V}براى مطالعه بيشتر ر.ك:
الف. الكسى سوفورين، روزه، روش نوين، براى درمان بيمارىها، ترجمه جعفر امامى.
ب. سيد حسين موسوى لاهيجى، روزه، درمان بيمارىهاى روح و جسم، (انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه) قم.
پ. عبدالكريم بىآزار شيرازى، رساله نوين فقهى پزشكى، ج2، (دفتر نشر فرهنگ اسلامى).
ت. سيد رضا پاكنژاد، اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، ج3؛ (انتشارات كتابفروشى اسلاميه).{V.
کد سوال : 645
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : آيا روزه نوعى رياضت نيست؟ اگر چنين است تفاوت آن با رياضتهاى غيردينى در چيست؟
پاسخ : «رياضت» در لغت چند معنا دارد: 1. تحمل رنج و تعب براى تهذيب نفس و تربيت خود يا ديگرى؛ 2. تمرين و ممارست؛ 3. كوشش و سعى؛ 4. گوشهنشينى توأم با عبادت و كفّ نفس V}فرهنگ معين.{V. در اصطلاح؛ يعنى، تحمل رنج و مشقت و از نظر جسمانى خود را در محدوديت قرار دادن و در قبال آن به يك توانمندىهاىروحى رسيدن.
T}انواع رياضت{T
از يك چشمانداز مىتوان رياضت را به دو نوع تقسيم كرد: 1. رياضت به صورت مطلق؛ قطع نظر از آموزههاى دينى؛ 2. رياضت در قالب آموزههاى دينى و براساس معيارهاى شرعى. فرقهاى اين دو عبارت است از:
T}يكم.{T رياضت به معناى مطلق، عبارت است از اينكه انسان از هر راه ممكن، جسم خود را به مشقّت بيندازد تا مهارتها و توانمندىهايى را در بعد روحى به دست آورد؛ قطع نظر از اينكه آيا چنين عملى از نظر احكام شرعى و مبانى دينى صحيح است يا نه. از اين رو مرتاضانى كه بدون در نظر گرفتن شريعت الهى، رياضت مىكشند، براى رسيدن به هدف خود، هر عملى را انجام مىدهند! حال فرقى نمىكند اين كار از نظر شرعى حرام باشد، يا با كرامت انسانى سازگار نباشد؛ زيرا آنان بر اين باورند كه فلان عمل، موجب تقويت روح يا ارادهشان مىشود. حال آنكه در رياضتهاى دينى (مانند روزه)، هرگز فرد از چارچوب شريعت خارج نمىشود و هر قدرت و نيرويى براى او مطلوب نيست. او براساس احكام الهى روزه مىگيرد؛ زيرا اعمال احكام دينى، براى اين است كه انسان را در حوزه عبوديت خدا قرار دهد و او را به مقام قرب الهى برساند. پس نتيجه واثر رياضتهاى شرعى و غيرشرعى كاملاً با هم متفاوت است.
T}دوم.{T فرق ديگر رياضت دينى با رياضت غيردينى، اين است كه دين، به انسان اجازه ضرر زدن به خود يا به ديگرى را نمىدهد و اعمال او همواره بايدفايده عقلايى داشته باشد. براى مثال روزه عمل واجبى است كه افراد مكلّف، بايد آن را بگيرند. اما همين روزه اگر در جايى موجب آسيب شديد جسمانى،يا بيمارى و يا تشديد آن گردد، حكم آن لغو مىشود و چنين فردى نبايد روزه بگيرد.
در حالى كه مرتاض، ممكن است عملى را به اين جهت انجام دهد كه موجب تقويت اراده شود و كارى ندارد به اينكه اين عمل ممكن است براى او ضرر داشته باشد يا نه. به عبارت ديگر بر اساس قاعده كلى «لاضرر و لا ضرار فى الاسلام»{H،ضرر رساندن و ضرر ديدن در اسلام و احكام آن، قرار داده نشده است. همچنين بر اساس قاعده A}«لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها»{A؛ V}بقره (2)، آيه 286.{V، خداوند براى هيچ كس بيشتر ازتوانايىاش تكليف نمىكند. مرتاض اين قواعد و اصول را نه تنها مد نظر ندارد؛ بلكه ممكن است برخلاف آن عمل كند؛ به اين جهت كه مىخواهد با رياضت، ابعاد روحى و روانى خود را تقويت كند. از همين رو بسيارى از احكام اوليه، ممكن است در مورد عدهاى، تغيير كند يا آن تكليف اوليه از دوش آنان برداشته شود. براى مثال اگر كسى بيمار است و روزه گرفتن براى او ضرر دارد، يا درمان او را به تأخير مىاندازد و نيز افرادى كه مسافر هستند، نبايد روزه بگيرند.
T}سوّم.{T فرق ديگر مربوط به انگيزه و هدفى است كه مرتاض دنبال مىكند. اگر از مرتاض سؤال شود انگيزه و هدف تو از اين عمل چيست، ممكن است بگويد: براى تقويت روح، يا به جهت تقويت اراده، يا به دليل اينكه بتوانم توانايى به دست آورم. اما نخستين شرط روزه اين است كه روزهدار، بايد نيت و قصد «قربت» كند: «انما الاعمال بالنيات»{H؛ V}مستدرك الوسايل، ج 1، ص 90.{V. البته روزهدار نيز ممكن است انگيزهاش دستيابى به بهشت و نعمتهاى بهشتى باشد؛ اما بايد قصد «قربة الى الله» كند. او مىخواهد در قالببندگى، رضايت خدا را به دست آورد و به دنبال آن، از نعمتهاى مادى و معنوى نيز بهره بگيرد. پس در رياضتهاى الهى، قصد و انگيزه الهى است؛ ولى معلوم نيست مرتاض چنين هدفى را دنبال كند.
T}چهارم.{T يكى ديگر از فرقهايى كه بين رياضتهاى غير دينى و رياضتهاى دينى وجود دارد، به كارگيرى محصولات و نتايج رياضت است. يك انسان مؤمن - كه در قالب عمل به احكام الهى به كمالاتى دست مىيابد هرگز حاضر نيست از اين كمالى كه به دست آورده، سوء استفاده كند و در راه حرام، آن را به كار گيرد. اما مرتاض ممكن است در اثر رياضت، توانمندىهايى به دست آورد و در راه غيرصحيح و غيرمشروع از آن استفاده كند. حال ممكن است سؤال شود: مگر مىشود انسانى از طريق رياضتهاى غير دينى، به جايى برسد؟
جواب آرى است؛ زيرا رياضت و نتايج آن، تحت نظام علّى و معلولى قرار دارد؛ يعنى، اگر علت (به مشقّت انداختن جسم) ايجاد شد، معلول (تقويت روح در بعدى از ابعاد) نيز حاصل مىشود. حال اين علّت و معلول، ممكن است در قالب يك نظام ارزشى و الهى شكل بگيرد و يا ممكن است خارج از اين نظام باشد. درست مثل يك چاقوى تيز كه مىتوانيم در راه صحيح و يا غلط از آن بهرهبردارى كنيم و ممكن است اين چاقو از طريق صحيح تيز شده باشد و يا از راه غصبى. بنابراين تقويت روح چيزى شبيه تيز كردن چاقو است. پس در سايه رياضتهاى دينى، علاوه بر اينكه نفس انسان قدرتمند مىشود و او به كمالاتى مىرسد؛ به سعادت واقعى و جاودان نيز دست مىيابد. اين امرى است كه با رياضتهاى غير دينى حاصل نمىشود.
کد سوال : 646
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : گفته مىشود كه در ماه رمضان، شيطان به زنجير كشيده مىشود، پس دليل گناهان ما در اين ماه چيست؟ اصولاً چرا خداوند به شيطان مهلت داده ما را به گناه بكشاند تا مجبور باشيم با اين همه سختى، خود را از شرّ او رهايى بخشيم؟
پاسخ : اين سؤال، پرسشى بنيادين است كه براى هر انديشمند مسلمان رخ مىنمايد و پاسخ به آن در گرو كاويدن جنبههاى مختلف آن است. در اين پرسش سه طرف - خداوند، انسان و شيطان قرار دارد كه به طور مختصر به بررسى آنها مىپردازيم:
1. هدف خداوند از آفرينش انسان، رساندن او به كمال است.
2. تبلور كمال انسان، در شناخت خداوند است و معرفت، در گرو عبادت او است. خداوند خود مىفرمايد: A}«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ»{A؛ V}ذاريات (51)، آيه 56.{V ؛ «جن و انس را تنها براى عبادت خود آفريدم»؛ زيرا با عبادت و شناخت او، كمال انسان تحقق مىيابد.
3. انسان عبادتگر را تنها در صورتى مىتوان در حال حركت به سوى كمال ديد كه آگاهانه و با اختيار، اين مسير را انتخاب كرده باشد؛ نه آنكه همانند فرشتگان به صورت تكوينى به عبادت بپردازد و قدرت بر عصيان و نافرمانى خداوند نداشته باشد: A}«بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ»{A؛ V}انبياء (21)، آيه 26 و 27.{V.
و چه زيبا سروده است خواجه شيراز در اين باره:
P}جلوهاى كرد رُخت ديد ملك عشق نداشت{E}عين آتش شد ازين غيرت و بر آدم زد{P
4. خداوند به همين جهت انسان را موجودى مختار آفريد و انتخاب راه سعادت و شقاوت را در اختيار او نهاد؛ چنان كه مىفرمايد: A}«إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراًوَ إِمَّا كَفُوراً»{A؛انسان (76)، آيه 3.{V؛ «ما راه را به انسان نشان داديم، حال يا سپاسگزار است و يا ناسپاس».
5. از اينجا است كه مسئله امتحان - به عنوان يكى از اهداف واسطهاى آفرينش انسان مطرح مىشود؛ زيرا امتحان، تبلور اختيار انسان است و جاى شگفتى ندارد كه در آيات فراوانى، طرح اين مسئله را به گونههاى مختلف مىبينيم؛ چنان كه مىفرمايد: A}«إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ»{A؛ V}همان، آيه 2.{V؛ «ما انسان را از نطفهاى آميخته آفريديم تا او را بيازماييم» V}همچنين ر.ك: آيات 31 سوره محمد؛ 35 سوره انبياء؛ 155 سوره بقره؛ 7 سوره كهف؛ 165 سوره انعام؛ 7 سوره هود؛ 2 سوره ملك، 15 سوره فجر و... .{V.
6. برقرارى يك «امتحان عادلانه»، تنها در گرو وجود شرايط و امكانات براى گزينش مسير خير يا شرّ به وسيله انسان است. اما خداوند از آن رو كه انسان را گل سر سبد مخلوقات خود مىداند و تنها براى آفرينش او به خود تبريك مىگويد A}«فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ»{A؛ V}مؤمنون (23)، آيه 14.{V، در جهت انتخاب مسيركمال و خير، امكانات فراوانى را در اختيار او گذاشته است. اين ابزار و امكانات عبارت است از:
6-1. آفرينش بر اساس فطرت و گرايش ذاتى به خداوند: A}«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها»{A؛ V}روم (30)، آيه 30.{V.
6-2. رهبرى و هدايت الهى به سوى حق به وسيله خود خدا: A}«قُلِ اللَّهُ يَهْدِى لِلْحَقِّ»{A؛ V}يونس (10)، آيه 35.{V.
6-3. الهام خوبىها و بدىها به انسان به منظور گزينش آگاهانه او: A}«فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها»{A؛ V}شمس (91)، آيه 28.{V.
6-4. محبوب قرار دادن ايمان به خداوند در نهاد انسانها: A}«حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِى قُلُوبِكُمْ»{A؛ V}حجرات (49)، آيه 7.{V.
6-5. يارى رساندن ويژه به مؤمنان در مسير زندگانى: A}«إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِى الْحَياةِ الدُّنْيا»{A؛ V}غافر (40)، آيه 56.{V؛ V}با استفاده از: الميزان، ج 12، ص 159.{V
6-6. گشودن راههاى هدايت به تناسب تلاش انسان: A}«وَالّذيِنَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ»{A؛ V}ابراهيم (14)، آيه 12.{V.
7. حال با وجود اين همه امكانات در جانب خير، بودن نيرويى در جانب شرّ، موجب مىشود كه آزمايش الهى از حالت صورى در آيد؛ يعنى، وجود نيروهايى كه انسان را به سوى شرّ وسوسه مىكنند، باعث مىشود انسان واقعاً در ميان دو راهىها، قرار گيرد و خود با اراده و عزم خويش، مسيرى را انتخاب كند.
به عبارت ديگر وسوسههاى شيطانى، باعث مىشود كه انسان به مبارزه برخيزدو با استمداد از عنايتهاى الهى، نبردى سهمگين را آغاز كند. به اين وسيله نفس او پرورش و تكامل مىيابد و عالىترين مدارج كمال ممكن را كسب مىكند و چون در اين صورت امتحان جدى صورت گرفته است، حقيقت شخصيت او - خواه مثبت و ملكوتى يا منفى و منحط بروز مىنمايد؛ يعنى، انسان نهان خود رانشان مىدهد.
از اينجا بود كه با نافرمانى ابليس و رانده شدن او از درگاه الهى و سپس تقاضاى او براى اغواى نوع انسانى؛ خداوند با تقاضاى او موافقت كرد و به او مهلت داد تا در مقابل نيروهاى الهى، وسوسهگر انسان به سمت شرّ باشد. اما در عين حال قدرت او در اين زمينه را محدود ساخت و هيچ سلطهاى را براى شيطان به طور مستقل بر انسانها قرار نداد: A}«وَ ما كانَ لَهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْها فِى شَكٍّ»{A؛ V}سبا (34)، آيه 21.{V.
8. اغواگرى شيطان، تنها در انسانهايى مؤثر است كه جانب شرّ را بر خير ترجيح مىدهند؛ اما خالصان و خداجويان حقيقى، گزندى از او نمىبينند. چنان كه شيطان خود بر ناتوانى خويش در اين زمينه اعتراف كرده، مىگويد: A}«فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ»{A؛ V}ص (38)، آيه 82 و 83.{V.
بنابراين وسوسهگرى شيطان، پس از روىگردانى انسان از نداى فطرت و الهامات رحمانى است. چنين كسانى كه با اختيار و انتخاب خود كفر ورزيده، قابليت محبت و همراهى با پاكترين انسانهاى روى زمين را از دست دادهاند؛ سزاوار آن هستند كه به وسوسههاى شيطانى گرفتار شوند و اين خود نوعى مجازات الهى نسبت به آنان در همين دنيا است: A}«أَ لَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّياطِينَ عَلَى الْكافِرِينَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا»{A؛ V}مريم (19)، آيه 83.{V؛ «آيا ندانستى كه ما شيطانها را بر كافران گماشتهايم، آنان را شديداً تحريك كنند؟».
9. خداوند متعال به جهت عنايت ويژهاش به مؤمنان، زمانها، مكانها و وسايطى براى آنها قرار داده است تا بتوانند از آنها استمداد جسته و در جهت حفظ و تقويت بعد معنوى خويش، تلاشى پيگير داشته باشند. ماه رمضان - به ويژه شب قدر بهترين زمانها براى اين جهت است. خداوند در اين ماه، قدرت شيطان را محدود ساخته است (كه از اين محدوديت، به زنجير كشيده شدن او تعبير مىشود)؛ لكن اين تنها زمينه خوبى براى حركت به سوى كمالات معنوى است كه به خواسته انسان مشروط است و اگر انسان نخواهد در مسير تكامل ايمانى قرار گيرد - اگر چه روزه هم بگيرد لكن در ترك گناهان نكوشد روزه تأثيرى ژرف در جان او نگذاشته، تنها تكليفى را از او ساقط مىكند.
کد سوال : 647
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : در ماه رمضان احساس محبت بيشترى به خدا و امام دارم. از كجا بفهمم كه خدا هم من را دوست دارد؟ آيا راهى هست كه مطمئن شوم خدا هم مرا دوست دارد؟
پاسخ : اظهار محبت و دوستى در ميان انسانها، راههاى مختلفى دارد؛ گاه كلمات آتشين و سخنان محبتآميز در قالب شعر و نثر پيام محبت را مىرساند و گاهى ريزش بىامان اشك سوزان و شرارههاى قلب فروزان، پيك خوش خبر صفا و محبت است. هديه دادن، احترام نمودن و پذيرايى كردن از ديگر نشانههاى محبتورزى است.
اظهار محبت خداوند به بندگانش، از نوع انفعالات و تأثراتى نيست كه در ميان انسانها شايع است؛ چون او منزّه و مبرّا از اين گونه حالات است. محبت خداوند به مخلوقاتش، به اين جهت است كه هر علتى به معلول و هر صانعى به مصنوع خود علاقهمند است؛ هر معلولى، ظهور و تراوشى از علت خود است و با آن سنخيت و مشابهت دارد. هر معلولى نيز به علت خود علاقهمند و دلبسته است؛ چون هستى و سرمايه وجودش را از او مىداند. هر چه علت قوىتر و ادراك معلول بيشتر باشد، دوستى و محبت ميان آن دو شديدتر است. پس بالاترين و قوىترين نوع دوستى، محبتى است كه خداوند نسبت به بندگان خود دارد:
P}سايه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد{E}ما به او محتاج بوديم، او به ما مشتاق بود{P
خداوند در آيات و روايات فراوانى، محبتش را به بندگانش ابراز كرده است:A}«إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ»{A؛ V}بقره(2)، آيه 222.{V؛ A}«فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ»{A؛ V}آل عمران (3)، آيه 76.{V؛ A}«وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»{A؛ V}همان، آيه 134.{V؛A}«وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ»{A؛ V}همان، آيه 146.{V؛ و... .
در حديث قدسى آمده است: «لو علم المدبرون كيف انتظارى لهم لماتوا شوقاً»{H؛V}ميزان الحكمه، ج 4، ح 2797.{V؛ «اگر آنان كه از من روى گردانيدهاند، مىدانستند كه چه قدر منتظر آنان هستم، از شوق مىمردند».
محبت خداوند به بندگانش، داراى آثار و نشانههايى است كه در احاديث به آنها اشاره شده است. بعضى از اين نشانهها و آثار عبارت است از:
T}1. اطاعت از خداوند و پيروى از اولياى او:{T «من سرّه ان يعلم ان الله يحبه فليعمل بطاعة الله و ليتبعنا»{H؛ V}ميزان الحكمه، ج 2، ص 223، ح 3135.{V؛ «كسى كه خوشحال مىشود از اينكه بفهمد محبوب خدا است، بايد مطيع خدا و پيرو ما [ اهل بيت ]باشد».
T}2. زياد به ياد خدا بودن:{T«اذا رأيت عبدى يكثر ذكرى فأنا اذنت له فى ذلك و انا احبه»{H؛V}همان، ح 3136.{V؛ «اگر بندهام را ببينى كه زياد به ياد من است، خودم چنين اجازهاى به او دادهام و او را دوست مىدارم».
T}3. آرامش درونى و شكيبايى:{T «اذا احب الله عبداً زيَّنَهُ بالسكينة و الحلم»{H؛ V}همان، ص 224، ح 3140.{V؛ «هنگامى كه خداوند بندهاى را دوست بدارد، او را با زيور آرامش و شكيبايى مىآرايد».
T}4. داشتن قلبى پاك و اخلاقى متعادل:{T «اذا احب الله عبداً رزقه قلباً سليماً و خلقاً قويما»{H؛V}همان، ح 3145.{V؛ «زمانى كه خداوند بندهاى را دوست بدارد، قلبى پاك و اخلاقى متعادل (به دور از افراط و تفريط) روزىاش مىكند».
T}5. دوست داشتن مطيعان و دشمنى با عاصيان:{T «اذا اردت ان تعلم ان فيك خيراً فانظر الى قلبك فان كان يحب اهل طاعة الله عز و جل و يبغض اهل معصية ففيك خير و الله يحبك»{H؛V}همان، ص 233، ح 3190.{V؛ «اگر مىخواهى بدانى كه در تو خير و نيكى وجود دارد يا نه، به قلبت بنگر؛ اگر در آن دوستى و محبت نسبت به بندگان مطيع خداوند و بغض و كينه نسبت به گناهكاران يافتى، پس در تو خير و نيكى است و خداوند تو را دوست دارد». نعمت وجود و حيات و استمرار آن و مجهز بودن به اسباب و لوازمى كه براى ادامه زندگى و تكامل مادى و معنوى انسان بايسته است، از ديگر جلوههاى محبت خداوند به بندگانش است.
شور و شوق و كشش و جذبهاى كه گاه انسان در كانون وجود و نهان خانه ضميرش احساس مىكند و او را به سوى كمال مطلق و هستى بى كران مىكشاند، از نشانههاى ديگر لطف و محبت الهى است. اگر محبت و عنايت حق به بندگانش نبود و شبستان قلب ما با نور محبت او روشن نگشته بود، هرگز آتش اشتياق در درونمان زبانه نمىكشيد و نهر كوچك وجودمان، ميلى به دريا شدن و بىكرانه گشتن پيدا نمىكرد:
P}رشتهاى بر گردنم افكنده دوست{E}مىكشد آنجا كه خاطر خواه اوست{P
احساس نياز به دعا و تضرّع و خاكسارى در پيشگاه معبود متعال و عرض نياز و حاجت با او، از آثار توجّه و عنايت و محبت خداوند به بندگانش است.
محبت بندگان و اولياى خدا به جايى مىرسد كه اعلام مىكنند: خدايا! اگر ما را در جهنم هم ببرى، باز هم اعلام مىكنيم دوستت داريم.
در مناجات شعبانيه چنين مىخوانيم: «و ان ادخلتنى النار اعلمت اهلها انى احبك»{H؛V}مفاتيحالجنان، اعمال ماه شعبان، مناجات شعبانيه.{V؛ «خدايا! اگر مرا وارد آتش كنى، به دوزخيان اعلام مىكنم كه دوستدار توام» و نيز در مناجات ابو حمزه ثمالى آمده است: «الهى! لو قرنتنى بالاصفاد و منعتنى سيبك منبين الاشهاد و دللت على فضائحى عيون العباد و امرت بى الى النار و حلت بينى و بين الابرار ماقطعت رجائى منك و ما صرفت تأميلى للعفو عنك و لاخرج حبك من قلبى»{H؛ V}همان، اعمال ماه مبارك رمضان، دعاى ابو حمزه ثمالى.{V؛ «خدايا! اگر با غل و زنجير به بندم كشى و لطف عام و شاملت را از من دريغ كنى و ديگران را از رسوايىهايم آگاه سازى و دستور دهى به آتشم ببرند و ميان من و بندگان خوبت جدايى بيندازى؛ با اين همه، اميدم از تو بريده نمىشود و از آرزوى عفو و گذشتت صرف نظر نخواهم كرد و محبت تو از قلبم بيرون نخواهد رفت».
دعاهاى اولياى برگزيده و بندگان معصوم خداوند، سخنانى شاعرانه ومبالغهآميز نيست كه در گرما گرم غلبه احساسات بر زبان جارى شده باشد؛ بلكه بيان حال و مشاهدات آن خوبان پاك سرشت است. آنان عاشقان دلباخته و شيدايىاند كه يكسره غرق تماشاى محبوب خويش بوده و جلوههاى جمال و كمال دوست را در هر مظهر و موجودى، به روشنى مىبينند: «انت الذى لا اله غيرك تعرفت لكل شىء فما جهلك شىء و انت الذى تعرفت الىّ فى كل شىء فرأيتك ظاهراً فى كل شىء و انت المظاهر لكل شىء»{H؛ V}مفاتيح الجنان، اعمال ماه ذى الحجه، اعمال روز عرفه، دعاى عرفه امام حسينعليه السلام.{V ؛ «تو آن خدايى كه معبودى جز تو نيست. خود را به هر چيز شناساندهاى، به طورى كه در نزد هيچ چيز ناشناس نيستى. تو آن خداوندى كه در هر چيز، خود را به من نمودى، آن سان كه تو را در هر چيزى آشكار ديدم و تو براى هر چيز ظاهر و هويدايى».
P}كى رفتهاى ز دل كه تمنا كنم تو را{E}كى گشتهاى نهفته كه پيدا كنم تو را{P
P}با صد هزار جلوه برون آمدى كه من {E}با صد هزار ديده تماشا كنم تو را{P
آن محرمان راز هستى، خانه دلشان را از غير حق پرداخته و حرم قلبشان را منزلگاه جانان ساختهاند «القلب حرم الله فلا تسكن حرم الله غير الله»{H؛V}بحارالانوار، ج 67، ص 25، (چاپ مؤسسه الوفاء لبنان).{V ؛ «دل حرم خدا است، پس غير را در آن منشان».
آنان پروانگان شمع ذات احدى و جمال ازلى هستند. هر چه از محبوب مىبينند، زيبايى و كمال است. اگر چه خداى حكيم و رحيم، بندگان پاك و برگزيده خود را با آتش عذاب نمىكند و در جهنم جاى نمىدهد؛ ولى اگر به فرض چنين هم باشد، در ميان شعلههاى آتش، باز نظارهگر جمال محبوباند و جز لطف، خوبى، كمال و جمال دوست چيزى نمىبيند.
P}در آتش ار خيال رخش دست مىدهد{E}ساقى بيا كه نيست ز دوزخ شكايتى{P
کد سوال : 648
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چه كنيم تا آثار و بركات ماه رمضان را در خود بيشتر حفظ كنيم؟
پاسخ : بدون ترديد يك ماه روزه دارى و مبارزه عملى با هواهاى نفسانى، تأثير بسيار عميقى در روح و روان و سلامت جسمانى انسان دارد؛ اما چه كنيم روزه ما اثرش بر نفس و جان باقى بماند؟
در مرحله نخست بايد بكوشيم روزه ما كامل و واقعى باشد؛ آن گاه اثر آن تا سال آينده؛ بلكه براى هميشه باقى مىماند.
امام جعفر صادقعليه السلام مىفرمايد: «هرگاه روزه دار هستى، پس بايد گوش و چشم تو از حرام به دور و جوارح و اعضاى تو از زشتىها پاك باشد. بايد كارهاىبيهوده و لغو را از خود دور كنى... لازم است بر تو حلم و وقار و خشوع روزه واقعى [ زيرا روزه دار واقعى كسى است كه] كاملاً مراقب و مواظب تمامى شئون زندگىاش باشد تا كوچكترين نواقص شرعى، عرفى و اخلاقى از او مشاهده نگردد... روزهدار بايد در حد امكان، سكوت و خاموشى را اختيار كند؛ مگر ذكر خدا و بيان نيازمندىهايش. از قهقهه و بلند خنديدن بپرهيزد؛ زيرا خداوند بر خندههاى قهقهه خشم دارد» V}بحارالانوار، ج 96، ص 292.{V.
از اين سخنان پر معناى امام صادقعليه السلام، استفاده مىشود كه روزه وقتى كامل است و ما روزهدار واقعى محسوب مىشويم كه اين عمل، فقط خوددارى از خوردن و آشاميدن نباشد؛ بلكه همه اعضا و جوارح ما روزهدار باشد. چنين روزهاى كامل و واقعى است و طبعاً اثر آن پايدار خواهد بود. البته علاوه بر آنچه گفته شد، دو عمل مهم ديگر بايد انجام دهيم تا اثر روزه تا ماه مبارك رمضان بعدى باقى بماند:
T}يكم.{T پرهيز از آنچه كه موجب زايل شدن اثر روزه مىشود. علت غايى روزه دستيابى به «تقوا» (دورى از گناه) است؛ چه اينكه گناه با غايت و هدف روزه منافات دارد و در تعارض است و ما هنگامى مىتوانيم از اثر روزه (تقواى الهى)به طور مستمر بهرهمند شويم كه رفتارمان، همسو و هم جهت و در راستاى پرهيزگارى باشد.
T}دوم.{T علاوه بر اجتناب از گناه، بايد ارتباط خود را با آنچه در ماه مبارك رمضان انجام دادهايم، قطع نكنيم؛ يعنى، براى تقويت آثار روزه، گاهى روزه بگيريم. البته اين روزهها واجب نيست؛ ولى از نظر كيفيت بايد به همان صورتى باشد كه در ماه مبارك رمضان روزه مىگيريم؛ يعنى، همه اعضا و جوارح ما روزه باشد.
بنابراين استوارى عمل و مداومت بر آن، موجب مىشود اثر آن عمل باقى بماند. امام باقرعليه السلام فرمود: «دوست داشتنىترين عمل نزد خداوند، عملى است كه بنده آن را ادامه دهد؛ هر چند اندك باشد» V}اصول كافى، ج 3، ص 129، ج2.{V و يكى از دلايل استمرار عمل، حفظ و بقاى اثر آن است. از نظر علمى و تجربى نيز اين حقيقت ثابت شده است كه براى ماندگارى يادگيرى و نهادينه شدن صفات اخلاقى و معنوى، يك فرآيند دو مرحلهاى را بايد طى كرد: شكلگيرى و تثبيت و بقا.
هر مهارتى كه انسان به دست مىآورد، براى تثبيت و بقاى آن، بايد ارتباط خود را با آن مهارت - اگر چه به صورت اندك حفظ كند. اين مطلب در مورد مسائل معنوى و اخلاقى نيز صدق مىكند؛ يعنى، اگر مىخواهد اثرات ماه مبارك رمضان، نه تنها تا ماه رمضان بعدى حفظ شود؛ بلكه به عنوان يك سرمايه معنوى براى هميشه باقى بماند، بايد ارتباط خود را با اين ماه حفظ كند. نگه داشتن اين ارتباط، ممكن نيست؛ مگر با انجام دادن همان اعمالى كه در ماه رمضان انجام مىداد.
از اين رو توصيه مىشود بعد از ماه مبارك رمضان، گاهى روزه بگيريد و تلاوت قرآن را - هر چند روزى يك صفحه قطع نكنيد و دعاهاى مربوط به ماههاى بعد از رمضان را هر روز بخوانيد. سيره عملى بزرگان دين - مانند پيامبر و ائمهعليه السلام همواره اين بوده كه بعضى از روزها را روزه مىگرفتند و توصيه مىكردند كه حداقل هر ماه سه روز، روزه بگيريد (اول، وسط و آخر ماه) و حداقل هر روز پنجاه آيه قرآن را تلاوت كنيد و... اين سيره و سفارشها شايد براى استمرار و بقاى آثار ماه مبارك رمضان و تبديل آن حالات معنوى، به صفات و ملكات ماندگار و هميشگى است؛ به گونهاى كه اين آثار جزء وجود و شخصيت انسان شود و همواره رفتارهاى او را تحت تأثير قرار دهد.
کد سوال : 649
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : رابطه قرآن و ماه رمضان چگونه است و چرا اين ماه «بهار قرآن» ناميده شده است؟
پاسخ : با استفاده از آيات و روايات، به روشنى ثابت مىشود: روزه اگر چه عبادتمهمى است و داراى ثواب بسيار است؛ اما مقدمهاى براى رسيدن به مرحله تقوا است: A}«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»{A؛ V}بقره(2)، آيه 183.{V؛ «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! روزه بر شما مقرر شده است، همانگونه كه بر كسانى كه پيش از شما [ بودند] مقرر شده بود، باشد كه پرهيزگارى كنيد».
هدايت كامل متقين، وابسته به بهرهمندى از قرآن است: A}«الم ذلِكَ الْكِتابُ لارَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ»{A؛ V}همان، آيه 1 و 2.{V ؛ «الم اين كتابى است كه در [ حقانيت] آن هيچ ترديدى نيست [ و ]مايه هدايت تقواپيشگان است».
از اين رو فضيلت مهم ماه رمضان، به نزول قرآن در اين ماه است: A}«شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِى أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ»{A؛ V}همان، آيه 185.{V ؛ ماه رمضان [ همان ماه ]است كه در آن، قرآن فرو فرستاده شده است كه مردم را راهبر است».
از اين رو رابطه خاصى بين قرآن و ماه رمضان وجود دارد. همان طور كه در فصل بهار، عالم طبيعت و انسان شادابى خاص و حيات مجددى پيدا مىكند، قرآن نيز بهار دلها است كه با خواندن و يادگيرى و فهميدن معارف آن، دلها همواره زندگى ويژهاى مىيابد. امام علىعليه السلام مىفرمايد: «تعلّموا كتاب الله تبارك و تعالى،فانه احسن الحديث و ابلغ الموعظة، و تفقهوا فيه فانه ربيع القلوب»{H؛ V}تحف العقول، ابن شعبة الحرانى، ص 150.{V؛ «كتاب خداوند - تبارك و تعالى را ياد بگيريد؛ زيرا آن زيباترين گفتار و رساترين موعظهها است و فهم در قرآن پيدا كنيد؛ زيرا آن بهار دلها است». بنابراين رابطه قرآن با ماه رمضان، خيلى عميق است و انسان با خواندن و يادگيرى قرآن و تدبير و تعميق در آن،در اين ماه مىتواند به حيات طيبه رسيده و شب قدر را - كه با حقيقت قرآن متّحد است درك كند و بنابر فرمايش رسول خداصلى الله عليه وآله (در خطبه جمعه آخر ماه شعبان)، خواندن يك آيه از قرآن در ماه رمضان، معادل با ثواب يك ختم قرآن، در ماههاى ديگر است V}عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 266.{V.
کد سوال : 650
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : با توجه به آيه شريفه A}«شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِى أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ»{A؛ V}بقره (2)، آيه 184.{V آيا تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است؟
پاسخ : درباره كيفيت نزول قرآن، دو گونه آيات را مىتوان دستهبندى كرد:
T}يك.{T آياتى كه بر نزول قرآن در شب قدر و ماه رمضان دلالت دارد؛ مانند آيه 185 سوره «بقره»، آيه 3 سوره «دخان» و آيه 1 سوره «قدر».
T}دو.{T آياتى كه بر نزول تدريجى قرآن در طول 20 تا 23 سال دلالت دارد؛ مانند آيه 106 سوره «اسراء» و آيه 32 سوره «فرقان».
در اينجا ممكن است سؤال شود: چگونه بين اين دو طايفه از آيات را جمع كنيم و زمان بعثت با قول نزول قرآن در شب قدر چگونه قابل است؟
پاسخهايى كه از جانب علماى اهل سنت و شيعه داده شده، به شرح ذيل است:
1. بيشتر اهل سنت و برخى از علماى شيعه (مانند شيخ مفيد، سيد مرتضى و ابن شهر آشوب)، پاسخ دادهاند: منظور از نزول قرآن در شب قدر، آغاز و شروع نزول است كه در ماه رمضان بوده است؛ زيرا هر حادثهاى را مىتوان به زمان شروع آن نسبت دادر.ك: محمد هادى معرفت، التمهيد، ج 1، ص 113.{V. از اين رو به نظر اين گروه، طايفه اول آيات، در مقابل مفاد طايفه دوم قرار نمىگيرد.
2. برخى گفتهاند: مقصود از «رمضان»، رمضان سال خاص نيست؛ بلكه نوع آن است؛ يعنى، در هر شب قدر از هر سال، به اندازه نياز مردم قرآن بر پيامبرصلى الله عليه وآله نازل مىشد و جبرئيل آن را در موارد نياز، به دستور خدا بر پيامبرشصلى الله عليه وآله مىخواند. فخر رازى اين احتمال را داده است V}ر.ك: التفسير الكبير، ج 5، ص 85.{V. بديهى است با اين فرض، قرار گرفتن طايفه اول، در برابر طايفه دوم منتفى مىگردد.
3. به نظر برخى: معناى طايفه اول اين است كه آيات قرآن در ماههاى رمضان نازل شده و به لحاظ آن، انتساب نزول قرآن به ماههاى رمضان، صحيح استV}ر.ك: سيد قطب، فى ظلال القرآن، ج 2، ص 79.{V.
4. برخى - از جمله شيخ صدوق معتقدند: قرآن به صورت مجموع در يك شب قدر - در بيت العزّة يا بيت المعمور نازل گرديد. سپس در طول 20 يا 23 سال به صورت تدريجى، بر پيامبرصلى الله عليه وآله نازل شده است. اين ديدگاه برگرفته از برخى شواهد روايى است. براى نمونه امام صادقعليه السلام مىفرمايد: «قرآن يك جا بر بيت المعمور نازل شد. آن گاه در طول بيست سال بر پيامبرصلى الله عليه وآله نازل مىگرديده است» V}ر.ك: صدوق، الاعتقادات، ص 101 ؛ بحارالانوار، ج 18، ص 250.{V.
5. برخى ديگر از علماى شيعه (مانند فيض كاشانى V}تفسير صافى، ج 1، ص 41. {Vو ابو عبداللَّه زنجانى V}تاريخ قرآن، ص 10.{V ) گفتهاند: منظور از نزول قرآن، فرود آمدن الفاظ آن نيست؛ بلكه منظور حقايق و مفاهيم آن است و نيز مراد فرود آمدن قرآن بر قلب رسول خدا است كه در روايات، تعبير به «بيت المعمور» شده است.
6. علامه طباطبايىرحمه الله با فرق گذاشتن ميان نزول دفعى و تدريجى معتقد است: «انزال» همان نزول دفعى است كه مرحله مفاهيم و حقايق و مقام احكام است و «تنزيل» همان نزول تدريجى است كه مرحله قطعه قطعه و مقام تفصيل قرآن را شامل مىگردد. اين ديدگاه برگرفته از برخى شواهد قرآنى است؛ از جمله: }A«كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ»{A؛ V}هود (11)، آيه 1.{V.
علامه طباطبايىرحمه الله علت نياز به نزول دفعى را اين گونه بيان كرده است: «قرآن كريم، داراى يك حقيقت والا، روح باطنى و وجود بسيط است؛ همان گونه كه واجد يك حقيقت تفصيل يافته و تجزيه شده در قالب الفاظ و كلمات است. يك بار همان حقيقت بسيط و روح كلى، سر بسته و متعالى قرآن، از لوح محفوظ - كه مرتبهاى از علم الهى است به صورت دفعى، بر جان و روان پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله تجلّى كرد؛ زيرا كسى كه معلم، مربى، بشير، نذير و رحمت براى عالميان است، بايد سرفصلها، اغراض و اهداف اساسى دعوت و پيام آسمانى و كتاب خويش را به صورت كلى و اجمالى بداند و بر معارف عظيم الهى و آيين هدايت و حقايق عالى خلقت و اسرار وجود آگاهى يابد» V}براى آگاهى بيشتر ر.ك:
الف. الميزان، ج 2، صص 15 و 18، ج 18، ص 139، ج 14، صص 231 و 232.
ب. عبدالله، جوادى آملى، قرآن در تفسير، تفسير موضوعى، صص 72-74.{V.
بنابراين علت نزول دفعى قرآن، آگاهى يافتن از اهداف، برنامهها، هدايتها و حقايق، به صورت اجمالى و كلى است. بايسته است كه پيامبرصلى الله عليه وآله از اين علم و فيض غيبى بهرهمند شد؛ اگر چه نزول تدريجى و متناسب با حوادث و نيازها، براى تثبيت قلب پيامبرصلى الله عليه وآله تأثير فراوانى دارد و ترتيب نزول آيات الهى، براى راهنمايى بشر و ارائه الگو جهت شكلگيرى يك تمدن اسلامى، بسيار راه گشا و كارساز است.
از ميان گفتههاى پيش، ديدگاه علامه طباطبايى مؤيدات كلامى دارد؛ اما برخىاز محققان علوم قرآنى، دلايل مرحوم علامه را كامل ندانسته و معتقدند: آنچه به طور مسلم مىتوان پذيرفت، تنها همان نزول تدريجى است و فضيلت ماه مبارك رمضان به جهت آغاز نزول آياتى از قرآن در آن - به عنوان كتاب هدايت بشرى است V}ر.ك: محمد هادى، معرفت، التمهيد، ج 1، ص 101-121.{V.