کد سوال : 53914
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كسي كه نمي داند روزة مسافر باطل است و در بين روز اين مسئله را بفهمد، چه حكمي دارد؟
پاسخ : معناي بطلان روزة مسافر اين است كه اگر روزه بگيرد، روزة او صحيح نيست، بنابراين كسي كه نمي داند روزة مسافر صحيح نيست و در مسافرت روزه بگيرد، اگر در بين روزه به اين مسئله آگاهي پيدا كند، نبايد قصد روزه داشته باشد و خود به خود روزه اش باطل خواهد بود. چنانچه روزه واجب و در ايام ماه مبارك رمضان باشد، بايد قضاي آن روز را به جا آورد.
کد سوال : 53915
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا تمام كراتي كه در كهكشان ها وجود دارد، خدا آن ها را آفريده يا ذهن ما قادر به درك آن نيست؟
پاسخ : از نظر آموزه هاي ديني و فلسفي آفرينش آسمان پر شكوه و همه كرات عالم بالا بعني ميليون ها ميليون آفتاب درخشان و هزاران هزار ستارگان ثابت و سيار كه با چشم ديده مي شوند يا در پشت تلسكوپ هاي عظيم خود را به ما نشان مي دهند، با آن نظام دقيق و شگفت خود كه سراسر آن ها را همچون حلقه هاي يك رشته زنجير به هم پيوسته است، همه نشانه هاي ذات پاك خداوند و آيينه هاي درخشان قدرت و علم و يگانگي او هستند.هر چه علم و دانش بيشتر پيش مي رود، عظمت و انسجام عالم و وسعتش در نظر بشر بيشتر مي شود و معلوم نيست گسترش علمي تا كي ادامه خواهد يافت!امروز دانشمندان به ما مي گويند: هزاران هزاران كهكشان در عالم بالا وجود دارد كه منظومه شمسي ما جزئي از يكي از اين كهكشان ها است. تنها در كهكشان ها صدها ميليون خورشيد و ستاره درخشان وجود دارد كه روي محاسبات دانشمندان ميان آن ها ميليون ها سياره مسكوني با ميلياردها موجود زنده است و تمام اين ها از نظر آموزه هاي ديني و فلسفي مخلوق خداوند مي باشند و دليل بر علم، قدرت و بيگانگي خدايند. در قرآن كريم نيز تأكيد شده كه همه آنچه در آسمان و زمين است، مخلوق خداوند است: "الله الذي خلق السماوات والارض".(1) و منظور از آسمان ها و زمين، يعني هر آنچه غير خدا است، مخلوق و آفريدة او است.بنابراين از نظر آيات قرآن هر آنچه در آسمان و زمين است (خواه علم بشري به آن دست يابد، يا نيابد) مخلوق خداوند است.(2)با اين كه قرآن مجيد بر محيط عقب افتاده عصر جاهليت عرب نازل شد، ولي غالباً تأكيد مي كند كه مسلمانان در اسرار با عظمت عالم هستي تفكر و انديشه كنند.بشر هر چه بيشتر در آفريده هاي جهان هستي مي انديشد، به نظم دقيق در آفرينش و انسجام و به هم پيوستگي موجودات بيشتر آگاه مي شود. نظم و انسجام موجودات عالم نشانة يكپارچگي و به هم پيوستگي آن ها است و همين مسئله ما را به يگانه بودن آفريدگار جهان رهنمون مي كند.از نظ فيلسوفان اسلامي، تمام جهان خلقت، مانند يك انسان كامل است كه اجزاي آن به هم پيوسته و مرتبط بوده و با هم ساختمان واحدي را تشكيل مي دهند و اين خود يكي از دلايل توحيد و يكتايي خالق و آفريدگار جهان هستي است. معلوم مي شود كه آفريدگار موجودات جهان هستي جز يكي نمي تواند باشد و ذهن بشري مي تواند آن را درك كند.هر چه دانش بشري پيشرفت مي كند، انسجام و ارتباط اجزاي عالم با يكديگر بيشتر آشكار مي شود. پي نوشت ها: 1. ابراهيم (14) آية 32.2. ر.ك: تفسير نمونه، ج 24، ص 323.
کد سوال : 53916
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منافع يا مضراتى كه در احكام و دستورهاى دينى وجود دارد از چه منبعى مىتوان به دست آورد؟
پاسخ : شكى نيست كه قوانين و احكام اسلامى تابع مصالح و مفاسدى است كه خداوند با علم و آگاهى كه از زواياى جسمى و روحى انسانها و جوامع بشرى دارد، آنها را وضع كرده است، تا بشر در سايه انجام آنها به كمالات مطلوب برسد. نمىتوان حكمى از احكام اللَّه را پيدا كرد كه به ضرر بشر باشد، مثلاً اگر شراب يا گوشت خوك يا قمار يا ربا را تحريم كرده است، مسلماً اين گونه افعال مضراتى براى جسم و يا روح فرد و جامعه دارد. براى آگاهى به فلسفه احكام بايد علت و فلسفه آنها از طرف پيامبر (ص) يا ائمه (ع) به ما رسيده باشد، يا از نظر علمى به جايى رسيده باشيم كه به مفسده و مصلحت احكام پى ببريم، و يا با پيشرفت علوم و كشف آثار و نتايج موادى كه انسان مصرف مىكند يا اعمالى كه انجام مىدهد، كم كم به مصالح و مفاسد واقعى احكام پى برده شود. الآن با پيشرفت علوم، حكمت برخى از احكام نورانى اسلام بر همگان روشن شده است. فهم دانش هايى مانند روانشناسى (بهداشت روانى) و جامعهشناسى و زيستشناسى و علوم پزشكى و... در مسير فهم مصلحتها و منافع احكام اسلام كمك شايانى مىكند.
کد سوال : 53917
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با توجه به قضا و قدر الهى و اين كه از ابتدا هر چيز مشخص شده و خداوند از پيش آگاه است، اختيار انسان چگونه توجيه مىشود.
پاسخ : در پاسخ به اين سؤال دو جواب ارسال مىشود.آنها را مطالعه كرده و چنانچه پرسشى برايتان باقى ماند، مجدداً با ما مكاتبه نماييد
کد سوال : 53918
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر كسى مرجع تقليد مشخصى نداشته باشد، ولى از حكم چندين مرجع تقليد پيروى كند اعمال او صحيح است؟
پاسخ : اعمالى كه انجام مىدهيم بايد مستند به دلايل شرعى باشد، حال يا خود در مسائل شرعى مجتهد هستيم و آگاهى كامل از احكام داريم. در اين صورت تقليد كردن از ديگرى بر ما حرام خواهد بود، يا آگاهى از احكام شرعى نداريم، پس بايد از شخصى كه آگاه و عالم به مسائل شرعى است، تقليد و تبعيت كنيم. در اين صورت عملى كه انجام مىدهيم، مستند به نظريه يك صاحب نظر دينى خواهد بود. در مورد تقليد از مرجع بايد، اعلم و داناتر از ديگران باشد، يعنى در فهميدن حكم خدا از تمامى مجتهدان زمان خويش استادتر باشد. در مسائل شرعى مىتوان از چند مرجع تقليد كرد، در صورتى كه هركدام از آنان در مسائل مورد تقليد اعلم باشند، مثلاً مرجع "الف" در بحث حج اعلم است، كه مسائل حج را از او بايد تقليد كنيم اما مرجع "ب" در مسائل زكات اعلم است، كه بايد در اين مسائل از او تقليد كنيم. اگر مرجعى را در كل مسائل فقهى اعلم بدانيم، نمىتوانيم از غير او تقليد كنيم و بايد در تمامى مسائل از وى تقليد كنيم. تشخيص اينكه كدام يك از مراجع اعلم هستند، با خود شما است. بايد با تحقيق و پرسش از صاحب نظران راجع به اينكه كدام مرجع اعلم است، اعلم را برگزينيد. اگر صاحب نظران، اختلاف نظر داشتند، از هر يك از مراجعى كه جامعه مدرسين اعلام كردهاند تقليد بكنيد، كافى است. در صورتى كه مدتى مرجع تقليد مشخصى نداشته باشيد، اگر اعمالى كه انجام مىدادهايد، مطابق با نظر مرجع تقليدى باشد كه وظيفه تان تقليد از او است، اعمالتان صحيح بوده، در غير اين صورت بايد مقدارى را كه متفاوت بوده جبران كنيد.
کد سوال : 53919
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا شراب حرام است؟ من مشروب مىخورم، ولى آدم معتقدى هستم، چگونه مىتوانم آن را كنار بگذارم؟
پاسخ : يكى از احكام مسلّم دين مبين اسلام، حرمت شراب است، كه در آيات به نحو صريح بيان شده است جواب براى فهم حرمت شراب و حكمت و فلسفه اين حكم بايد دو نكته مورد توجه قرار گيرد1 - احكامى كه از طرف خداوند براى بشر تعيين شده و پيامبر اسلام (ص) مأمور ابلاغ آن شده، براى سعادت و خوشبختى انسان وضع شده و مسلمان چون معتقد به خدااست. اطمينان دارد كه احكام و دستورهاى الهى داراى منافع و مصلحت هايى است كه خداوند از آن آگاهى داشته و براى ابلاغ آن به انسانها توسط پيامبر وحى كرده است، اگر چه ما از حكمت و فلسفه احكام يا برخى از حكمتهاى آن آگاهى نداشته باشيم، اما چون معتقديم كه آن را در جهت خير و صلاح و رستگارى انسانها وضع كرده، به آن پايبند بوده و عمل مىكنيم، همانند اطاعت از نسخههاى پزشكى كه با اطمينان از تخصص پزشك در رشته خود، داروهاى تجويزى را عمل مىكنيم، اگر چه از كيفيت داروها و چگونگى تأثير آن اطلاع چندانى نداريم. پيامبران و امامان معصوم (ع) طبيبان دردهاى انسان هستند و مىدانند چه چيزهايى براى سلامت فكري بشر مفيد و چه چيزهايى مضر است. 2. در آيات به طور آشكار شراب امر پليد و زشت اعلام شده و انسانها را از مصرف آن بازداشته، خداوند در قرآن فرمود: "انما الخمر و الميسر... رجسٌ مِن عمل الشيطان فاجتنبوه"(1) شراب و قمار و... پليد و عمل شيطانى است، از آن اجتناب كنيد".سپس خداوند در سبب حرمت مىفرمايد: "انّما يريد الشيطان أن يوقع بينكم العدواة و البغضاءَ فى الخمر والميسر"(2) شيطان مىخواهد با شراب و قمار بين شما دشمنى و كينه ايجاد كند.در اين آيات، نوشيدن شراب عمل شيطانى و پليد دانسته است كه آثار روحى و روانى نامطلوب در انسان برجاى مىگذارد كه از جمله آنها كينه و دشمنى است. در آيه ديگر خداوند مىفرمايد: "از تو در مورد شراب و قمار مىپرسند، بگو در آن دو گناهى بزرگ است." 3)) در روايات حرمت شراب به صورت مفصل و با ذكر آثار نامطلوب آن بيان شده است. از مولاى متقيان سؤال شد: آيا شما فرموديد كه شراب از دزدى و زنا بدتر است، فرمود: "بلى، زنا كننده شايد گناه ديگرى نكند، ولى شرابخوار چون شراب بخورد، زنا مىكند، آدم مىكشد، نماز را ترك مىكند."(4))از امام باقر (سلام اللَّه عليه) سؤال شد كه بزرگترين گناه كبيره كدام است؟ فرمود: "شرابخواري ، خداوند به چيزى چون ميخوارى نافرمانى نشده است! ممكن است شخص نماز واجب خود را ترك كند و با مادر و دختر و خواهر خود زنا كند، در حالى كه مست و لايعقل باشد."(5))امام رضا سلام اللَّه عليه فرمود: خداى متعال شراب را بدان جهت حرام كرد كه مايه فساد و بازداشتن عقل از درك حقايق و از بين بردن شرم و حيا است.(6))علاوه بر آيات و روايات امروزه از نظر علمى نيز مضرات مصرف مواد الكلى به اثبات رسيده است. دانشمندان به اين واقعيت اعتراف داشتهاند كه از جمله آثار زيان بخش شراب، پيامد سوئى است كه روى مغز و عقل مىگذارد و آن را از كار مىاندازد. روشن است كه با از بين رفتن عقل، پرده شرم و حيا دريده مىشود. در نتيجه ميدان به دست غرايز حيوانى مىافتد و انسان به صورت حيوانى وحشى و لجام گسيخته درمىآيد. نوشابههاى الكلى پس از استفاده سريعاً جذب خون مىشود و خون در مسير خود مغز و مغز حرام را بى نصيب نمىگذارد، در نتيجه عمل سلسله اعصاب رو به ضعف مىرود و خويشتن دارى كه ارادى و منشأ شرم و حيا در انسان و مانع از بروز كارهاى زشت است، از دست مىرود. الكل عالىترين اعمال مغزى يعنى اعمال توقفى آن را فلج مىكند.(7)اينكه گفتيد انسان معتقدى هستيد و در عين حال از مشروب استفاده مىكنيد، اين شكل از دو چيز مىتواند ناشى شود:الف. شايد اين حالت شما به واسطه عدم آگاهى كامل از حكم شرعى و نظر آيات و روايات در اين موضوع است كه با توضيحات داده شده، جاى هيچ شبههاى باقى نمىماند كه يكى از منفورترين امور نزد خداوند، مصرف مشروبات الكلى است. ب. اين حالت از ضعف ايمان ناشى مىشود. انسانى كه به دين و آيينى اعتقاد داشته باشد، معنايش آن است كه با باور قلبى آن را پذيرفته است. كسى كه دين اسلام را با باور قلبى پذيرفته باشد، سعى در عمل طبق دستورهاى آن خواهد داشت. نمىتواند كسى ايمان و اعتقاد داشته باشد كسى هست كه متبحرترين پزشك براى دردها است، اما طبق نسخههاى او براى درمان درد عمل نكند. گاهى اعتقادات انسان، صرفاً در زبان است، اما به مرحله دل و عمل وارد نشده است. چنين كسى بنابر آيات و روايات مؤمن واقعى محسوب نمىشود. در حديثى از اميرمؤمنان آمده كه ايمان بر سه پايه است: اقرار به زبان، اعتقاد قلبى و عمل طبق ايمان.كسى كه برخى از پايههاى ايمان را نداشته باشد، ايمان كامل و واقعى نخواهد داشت. البته شايد مؤمن گاهى دچار اشتباه و گناه شود، اما هيچ گاه بر گناهى اصرار نمىورزد و تداوم نمىبخشد و پس از انجام گناه توبه مىكند. حتى اگر گناهى كوچك و صغيره باشد، تداوم بر آن، گناه را كبيره مىسازد، تا چه رسد اصل گناه كبيره باشد.بنابراين، ايمان هيچ گاه با تداوم بر گناه نمىسازد، چون نشانه عدم اعتقاد و باور به اين حكم شرعى است كه از طرف خداوند وضع شده است. در برخى روايات آمده كه: در هنگام گناه، انسان مؤمن نيست و اگر خداى ناكرده در اين حال از دنيا برود، غير مؤمن از دنيا رفته است. در مورد گناه نوشيدن شراب وضع بسيار بدتر است. اگر كسى اين گناه را انجام دهد تا چهل روز نماز او پذيرفته نمىشود. براى ترك چنين گناهى بايد اوّلاً: از مضرات آن بر روح و جسم آگاه شويد كه برخى از آنها بيان شد.دوم: متوجه شويد كه اين گناه شما را از درگاه لطف و رحمت بى پايان الهى دور مىسازد و به شيطان نزديك مىكند.سوم: ايمان خود را به خدا و قيامت قوىتر سازيد و براى رسيدن به آن، مراقبت بيشترى بر رفتار و عبادات و احكام ديگر داشته باشيد و بر انجام صحيح آنها، با تمام شرايط كوشش كنيد.چهارم: براى موفقيت خود در ترك گناه از خداوند يارى بطلبيد تا لطف و توفيق الهى در ترك گناه شامل حالتان شود و شما را برانجام عبادات و اطاعت از خداوند موفق سازد.: پىنوشتها 1. مائده(5)، آيه 90. 1 - 2. همان، آيه 91. 2 - 3. بقره(2)، آيه 219. 3 - 4. شهيد دستغيب، گناهان كبيره، ج 1، ص 234. 4 - 5. همان، ص 233. 5 - 6. سيد هاشم رسولى محلاتى، كيفر گناه، ص 78. 6 - 7 - همان، ص 80.
کد سوال : 53920
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا ميان انسان هايي كه در ناز و نعمت بزرگ شده اند و براي به دست آوردن هر چيزي كه مي خواستند، زياد سختي نكشيده اند، فرقي در آخرت با افرادي كه با زحمت زندگي كرده اند وجود دارد؟
پاسخ : چگونگي زندگي در آخرت از نظر سعادت و شقاوت و خوشي و ناخوشي و بهشتي بودن يا جهنمي شدن كاملاً وابسته است به اين كه انسان در دنيا چگونه زندگي كند اما نه از اين جهت كه فقير بوده يا غني، در ناز و نعمت بوده يا در مشقت و سختي، بلكه از اين جهت كه محور زندگي او بر اساس تقوا و درستكاري بوده است يا نه؟ آيا دستورهاي الهي را سرلوحة زندگي خود قرار داده، يا مسير حركت وي را شيطان و هواي نفس تعيين كرده است؟ بلي در آخرت بين انسان ها فرق وجود دارد، ليكن ملاك فرق و امتياز، رعايت تقواي الهي در دنيا و عدم رعايت آن است. قرآن مي فرمايد: "إنّ أكرمكم عندالله أتقيكم؛(1) گرامي ترين شما نزد خداوند با تقواترين شما است". فقر و ثروت، همانند بسياري از امور خدادادي در دنيا، وسيلة آزمايش است و چگونه به دست آوردن و چگونه مصرف كردن نيز آزمون است. ممكن است آدمي در دنيا فقير باشد و با زحمت زندگي را سپري كند، ولي به خاطر نداشتن تقوا، در آخرت متحمّل عذاب الهي گردد و ممكن است در عين فقر با تقوا باشد و پس از مرگ به نعمت جاويدان و ناز و نعمت شاد برانگيز نايل آيد. نيز مي شود ثرومتمندي اموالش را از راه مشروع به دست آورد و حقوق الهي را از قبيل پرداخت خمس و زكات و رسيدگي به فقرا رعايت كند و تقوا را سرمشق زندگي خود قرار دهد و در عين بهره مندي از نعمت هاي خداوند، به فكر فقرا و تهيدستان بوده و حقوق آن ها را پرداخت كند و باصطلاح از مرفهان بي درد نباشد. در نهايت با ايمان از دنيا برود و مشمول رحمت واسعه الهي قرار گيرد، چنان كه ممكن است پولداري بر محور تقوا حركت نكرده و حقوق واجب الهي را پرداخت نكند و پس از مرگ گرفتار عذاب هاي دردناك الهي شود. پس آن چه ملاك سعادت و شقاوت اخروي است، با تقوايي و بي تقوايي است. بلي معمولاً آنان كه در ناز و نعمتند، كمتر به احكام و دستورهاي الهي توجه دارند و اين خطري است كه آنان را تهديد مي كند و ممكن است كه خداي نكرده بد عاقبت شوند. از طرف ديگر هر كس در دنيا امكانات بيشتري داشته باشد، در آخرت بايد به همان اندازه حساب پس بدهد، پس كساني كه در ناز و نعمت هستند، بايد در مقابل خداوند بيشتر جوابگو باشند. در روايات آمده است كه در حلال خدا حساب است و در حرام آن عذاب، يعني اگر ناز و نعمت را از راه حرام به دست آورده باشد، نتيجه آن عذاب الهي است و اگر از راه حلال و صحيح به دست آورده باشد، حساب مي شود كه آيا در راه صحيح و درست و حلال و پرداخت حقوق واجب، مصرف كرده است.حضرت صادق(ع) فرمود: "مؤمنان فقير چهل سال پيش از مؤمنان توانگر به بهشت مي روند... هر گاه دو كشتي كه يكي تهي و ديگري پر از كالا است، به بندري وارد شوند، مسئول گمرك چون به آن دو بنگرد، دستور دهد: كشتي خالي را زودتر ترخيص كنند، ولي كشتي پر از كالا را براي بازرسي نگه دارند".(1)پي نوشت ها: 1. حجرات(49) آية 13؛ مصطفي حسيني دشتي، معارف و معاريف، ج 8، ص 82، ماده فقر.
کد سوال : 53921
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مقصود از عبادت كردن خدا چيست؟ آيا عبادت كردن فقط از طريق خواندن نماز است؟
پاسخ : عبادت معناي وسيعي دارد كه هم شامل بعضي امور واجب و تكاليف الهي مي شودو هم بعضي اموري را كه مستحب است، در بر مي گيرد.عبادت در لغت به معناي انجام فرائض (واجبات) ديني به قصد قرب الهي و انجام دستور او و پرستش و بندگي است.(1)بناي اصلي عبادت، اعتراف به بندگي خدا است، در اين صورت گسترة عبادت علاوه بر واجبات و مستحبات، امور مباح را نيز در بر مي گيرد و آن را به مستحب تبديل مي كند. تشنه، اگر هنگان نوشيدن آب شكر خدا را به جا آورد، اين كار او عبادت محسوب مي شود، پس عبادت تنها در خواندن نماز و گرفتن روزه نيست! اعتراف به بندگي خدا و هر كار مثبتي را به ياد او انجام دادن عبادت است. در عين حال شاخص اصلي و مصداق برتر عبادت، در انجام واجبات خلاصه مي شود. آنچه از طرف خداوند و پيامبرش در مورد رعايت حقوق انسان ها و چگونگي ارتباط با مردم بيان شده نيز عبادت محسوب مي شود. رعايت حق الله، حق النّاس و حق النفس عبادت است. كسب روزي حلال كه انجام وظيفه در مقابل خود و خانواده است، عبادت محسوب مي شود.امام سجاد(ع) فرمود: " هر كس به واجبات خدا عمل كند، از عابدترين مردم است".(2)خوب است در پايان به بعضي ديگر از مصاديق عبادت كه از مستحبات است اشاره كنيم.رسول گرامي اسلام(ص) فرمود: "نگاه به عالِم، نگاه به امام عادل، نگاه به پدر و مادر از روي مهرباني و رحمت، نگاه به برادر ديني كه در راه خدا دوستش بداري، عبادت است".(3)نگاه به صورت دانشمند و يا مهربانانه به چهره پدر و مادر نگاه كردن مثل انجام تكليف با سختي و مشقت همراه نيست و هزينه نخواهد داشت اما چنين نگاهي را عبادت شمرده اند، زيرا انسان هر كار يا هر عملي را هر چند بدون صرف وقت و بدون مشقت اما با اخلاص و براي خدا انجام دهد، عبادت محسوب مي شود. پي نوشت ها: 1. فرهنگ لاروس، ص 1417.2. اصول كافي، ج 3، ص 136.3. بحارالانوار، ج 71، ص 73.
کد سوال : 53922
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا در برزخ جزا و پاداشي كه مي بينيم، اين گونه است كه همراه با درد و رنج است يا عذاب و پاداشي است كه از نتيجه اعمال مشاهده مي كنيم؟
پاسخ : در عالم پس از مرگ هر چه نصيب انسان مي شود، اعم از رنج و مشقت يا لذت و مسرت همه اش نتيجة اعتقادات و اعمال آدمي در دنيا است. بنابراين مجازات و پاداش اخروي كه همراه با درد و رنج است و يا توأم با خوشي و لذت، نتيجه و بازتاب كارهاي خوب و بد انسان است كه در جهان پس از مرگ (برزخ و قيامت) به وي بر مي گردد، مثل اين كه وقتي دست دزد را مي بُرند، هم درد را تحمل مي كند و هم قطع دست نتيجه كار خودش است؛ بنابراين، اين دو با هم تفاوت ندارند.قرآن مي فرمايد: "هر كس به قدر ذرّه اي كردار نيك كرده، آن را خواهد ديد، و هر كس به قدر ذرّه اي كار زشت مرتكب شده، آن را خواهد ديد (و به كيفرش خواهد رسيد)".(1)پي نوشت ها: 1. زلزال (99) آية 7 و 8.
کد سوال : 53923
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا گرفتن شيربها از داماد صحيح است؟
پاسخ : اگر داماد شيربها را به عنوان پيشكش و بخشش داده باشد، اشكالي ندارد و اگر شيربها را به پدر زن يا مادر زن بخشيده باشد، باز اشكالي ندارد.اگر شيربها به عنوان جعاله باشد كه مثلاً اين مال را داماد به پدر يا مادر يا برادر عروس مي دهد كه واسطه شوند و رضايت عروس خانم را حاصل كنند، حلال است، ولي اگر داماد راضي به دادن شيربها نباشد و پدر عروس يا مادر او به زور بخواهند از داماد بگيرند، گرفتن آن جائز نيست.(1)در هر حال شيربها مثل مهريه نيست كه يك حق براي خانواده عروس باشد تا بخواهند به هر شكلي بگيرند، بلكه به عنوان يك هديه يا پيشكش از طرف داماد لحاظ مي شود.پي نوشت ها: 1. آيت الله فاضل، جامع المسائل، ج 1، ص 421 و 420.