کد سوال : 53764
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مقدار زيادي نماز قضا دارم، چگونه بايد آن ها را انجام دهم؟
پاسخ : ميتوانيد نمازهاي قضا را به دو شكل انجام دهيد: 1 - تمامي نماز هاي صبح را قضا كنيد، بعد تمامي نمازهاي ظهر، سپس تمامي نمازهاي عصر، بعد تمامي نمازهاي مغرب و آن گاه هم? نمازهاي عشاءرا.2 -قضاي نمازها را به ترتيب روزانه صبح، ظهر و عصر، مغرب و عشاء قضا كنيد، تا نمازهاي قضا تمام شود. نكته :درنماز هايي مثل نماز ظهر و عصر از يك روز و يامغرب وعشا از يك روز ترتيب شرط است، كه در قضاي آن ها نيز ترتيب شرط است، يعني اوّل بايد نماز ظهر و بعد نماز عصر را قضا نمود. نميشود اوّل نماز عصر را بعد نماز ظهر از همان روز را قضا نمود. بنابر اين نمازهاي صبح كه در مدت چهار سال قضا شده، تمامي آن ها را قضا نموده ايد، صحيح است. همين طور نماز هاي ظهري را كه قضا نمودهايد، صحيح است، فعلاً نماز هاي عصر را قضا كنيد و در نيت شما اين باشد كه مثلاً نماز عصر اوّل مربوط به نماز ظهر روز اوّل باشد و نماز عصر دوم مربوط به نماز ظهر روز دوم، همين طور تا ترتيب بين نمازهاي ظهر و عصر از هر روز رعايت شود . بعداً نماز هاي مغرب و عشا را به ترتيب قضا نماييد. اين كه گفتهايد فعلاً نماز عصر و مغرب و عشا را به ترتيب ميخوانم، صحيح است؛ فقط نمازهاي عصر را به همان نيّت كه عرض شد، انجام دهيد.
کد سوال : 53765
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا در روايات درباره دختر بسيار سفارش شده است؟
پاسخ : اين كه چرا در اسلام دختر بيشتر مورد توجه قرار گرفته است، ريشه آن را بايد در تاريخ و رفتار جوامع بشري جستجو كرد.وقتي كه به تاريخ و جوامع بشري امروز و ديروز نگاه مي كنيم، ديده مي شود كه ديدگاه و نظريات بعضي از جوامع نسبت به دختر و پسر متفاوت است و براي پسر ارزش و شخصيت قائلند، ولي براي دختر اين گونه نيست، تا آن جا كه بعضي از جوامع (مانند زمان جاهليت) وجود دختر را مايه بدبختي و ننگ دانسته، دختر را زنده به گور مي كردند! در بعضي از جوامع امروزي شخصيت دختر را به عنوان وسيله اي براي لذت بردن و خوش گذراني اي و وسيله ايبراي تبليغ كالا و جلب مشتري مي دانند!هنگامي كه اسلام ظهور كرد، بسياري از افكار پوچ و باطل را تغيير داد و انسان را به سوي افكار حق و خوب هدايت كرد.قبل از اسلام دختر را مايه ننگ و بدبختي مي دانستند و براي رهايي از اين ننگ و بدبختي ، راه را در اين ديدند كه بايددختر را از بين ببرند!شروع اين عمل زشت در جاهليت از آن جا بود كه جنگي ميان دو گروه در آن زمان اتفاق افتاد. گروه فاتح دختران و زنا ن گروه مغلوب را اسير كردند. پس از مدتي كه صلح برقرار شد، خواستند اسيران جنگي را به قبيله خود بازگردانند. بعضي از دختران اسير با مرداني از گروه غالب ازدواج كرده بودند، آن ها ترجيح دادند كه ميان دشمن بمانند و هرگز به قبيله خود بازنگردند. اين امر، پدران دخترها سخت گران آمد و مايه شماتت و سرزنش آن ها گرديد، تا آن جا كه بعضي سوگند ياد كردند هرگاه در آينده دختري نصيبشان شود، او را با دست خود نابود كنند تا به دست دشمنان نيفتند.ملاحظه مي كنيد كه وحشتناك ترين جنايات زير پوشش دروغين دفاع از ناموس و حفظ شرافت و حيثيت خانواده انجام مي گرفت.(1)در قرآن آمده است : "در حالي كه هرگاه به يكي از آن ها بشارت دهند دختري نصيب تو شده، صورتش (از فرط ناراحتي) سياه مي شود و مملو از خشم مي گردد. از قوم و قبيله خود به خاطر بشارت بدي كه به او داده شده، متواري مي گردد ( و نمي داند) آيا او را با قبول ننگ نگه دارد ، يا در خاك پنهانش كند".(2)در تاريخ ، در حالات "قيس بن عاصم" كه از اشراف و رؤساي قبيله بني تميم در جاهليت بود، آمده است : پس از ظهور پيامبر (ص) اسلام آورد . روزي به خدمت پيامبر آمد تا با بار گناه سنگيني را كه به دوش مي كشيد، شايد سبك كند، عرض كرد: در گذشته گروهي از پدران بر اثر جهل و بي خبري دختران بيگناه خود را زنده به گور كردند، من نيز دوازده دختر نصيبم شد كه همه را به اين سرنوشت شوم مبتلا ساختم! سيزدهمين دخترم را همسرم مخفيانه به دنيا آورد و وانمود كرد كه نوزادش مرده به دنيا آمده، اما در خفا او را نزد اقوام خود فرستاده بود. موقتاً فكرم از ناحيه اين نوزاد راحت شده بود اما بعداً كه از ماجرا آگاه شدم، او را با خود به نقطه اي بردم و به تضرع و التماس و گريه او اعتنا نكرده و زنده به گورش ساختم! پيامبر (ص) از شنيدن اين ماجرا سخت ناراحت شد و در حالي كه اشك مي ريخت فرمود: "من لا يرحم لا يرحم؛ كسي كه رحم نكند، به او رحم نخواهد شد".(3)در همان زمان شخصي به نام "صعصعة بن ناجيه" جدّ فرزدق شاعر معروف كه انسان آزاده و شريفي بود، با بسياري از عادات زشت مبارزه كرد تا آن جا كه 360 دختر را از پدرانشان خريد و از مرگ نجات داد.پيامبر (ص) فرمود: كار بسيار بزرگي انجام داد كه و پاداش تو نزد خداوند محفوظ است!.(4)اسلام با اين همه جنايات وحشتناك و ضد حقوق بشر مبارزه كرد به زن ها و دختر ها شخصيتي عطا كرد كه در تاريخ سابقه ندارد، (5) براي همين است كه اسلام توجه بيشتري به اين مسئله كرد. وقتي خداوند به پيامبر (ص) فاطمه (س) را داد، آثار ناخشنودي در چهره ياران حضرت نمايان گشت! پيامبر فرمود: "اين چه حالتي است در شما مي بينم ؟! خداوند گلي به من داده ، او را مي بويم.اگر غم روزي او را مي خوريد، روزيش با خدا است".(6) نيز فرمود : "چه فرزند خوبي است دختر ! هم پر محبّت است ، هم كمك كار، هم مونس است و هم پاك و پاك كننده.(7)سفارش كردن اسلام نسبت به دختر به اين معنا نيست كه از شخصيت پسرها بكاهد، بلكه فقط براي احياي حق و حقوق دختران و زنان بوده است. اصولاً دفاع از گروه خاصي گوياي پيشينه مظلوميت آن گروه است. اگر اسلام توجه خاصي به دختران نموده ، گوياي اين حقيقت است كه در گذشته به آنان ظلم شده است. اسلام مي كوشد ظلم را بزدايد.پي نوشت ها : 1 - تفسير نمونه، ج11، ص 271.2 - نحل (16) ايه 58 و 59.3 - تفسير نمونه، ج11، ص 274.4 - همان.5 - همان.6 - همان، ص 275.7 - همان، ص 276.
کد سوال : 53766
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا نمونههايي از آخرت را به كسي نشان نميدهند؟
پاسخ : نميدانيم منظور شما از نمونههاي آخرت چيست. قرآن معاد را واقعيت و رخداد قطعي تلقي كرده، عقل و برهان، انسان را به پذيرش آن رهنمون ميگردد در نتيجه مجال براي شك و ترديد در محور آن نيست،ولي اين واقعيت مسلّم را با ارائه نمونه هاي فراوان از زنده كردن مردگان به گونه اي محسوس و ملموس مطرح كرده است. در اين جا فقط به فهرست برخي از آن ها اشاره ميكنيم: أ ) احياي مردگان در داستان حضرت ابراهيم كه از خداوند تقاضاي زنده كردن مردگان را داشت.(1) ب ) احياي عُِذير پيامبر كه داستان آن معروف ميباشد و در قرآن مطرح شده است.(2) ج ) داستان اصحاب كهف كه در غار 309 سال تمام خواب بودند و دوباره زنده شدند.(3) د ) احياي مردگان توسط حضرت عيسي(ع).(4) ه ) زنده شدن عالم طبيعت پس از نزول باران و در فصل بهار، پس از خشكي و مردگي كه هميشه در حال تكرار است.(5) نمونه هاي ديگري كه مي توان درقرآنپيدا كرد. گذشته از اين كه برخي از افراد در عالم خواب،واقعياتي را از عالم قيامت درك ميكنند و يا مردگان را درخواب ميبينند و واقعياتي را با آن ها در ميان ميگذارند. درضمن كساني كه اهل مكاشفه و كشف و شهود عرفاني باشند، ميتوانند حقايقي از عالم قيامترا به چشم دل ببينند چون انسان ميتواند بر اثر قدرت ايمان و يقين، حجابهايي را كه بر اثر گناهان و ملكات و صفات زشت پيدا كرد، كنار زند تا حقايق عالم باطن را مشاهده كند. اما اگر مقصود آن باشد كه حقيقتي از آن عالم فوق ماده و ماديات، عيناً در اين عالم مادي اتفاق افتد، چنين چيزي امكان ندارد ، چون اين دو عالم، ماهيتاً متفاوت از هم ديگر هستند، مثالها و مواردي كه بيان شد، به عنوان مواردي شبيه به قيامت و اتفاقات آن عالم،بيان شده تا انسان در مورد قيامت، آگاهي بيشتر يافته و شك و ترديدها را از خود دور كند. پاورقي: 1 - بقره (2)، آيه 26. 2 - همان، آيه 259. 3 - كهف (18)، آيه 11. 4 - آل عمران (3)، آيه 49 و مائده (5 )، آيه 110. 5 - روم (30)، آيه 19 و زخرف (43) آيه 11.
کد سوال : 53767
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا خداوند، موجودات را بي عقل و شعور آفرييده است؟
پاسخ : از برخي از آيات و روايات استفاده ميشود كه همه موجودات، از جمله حيوانات داراي گونه اي درك و شعوري هستند. خداوند در آيه 44 سوره اسراء مي فرمايد: "إنْ مِِِِِِِن شيٍٍ الاّ يسبّح بحمده و لكنْ لا تفقهون تسبيحهم؛ هيچ موجودي نيست مگر اين كه خداوند را تسبيح ميكند، ولي شما ذكر و تسبيح آنها را درك نميكنيد" از اين آيه معلوم ميشود موجودات ديگر هم يك گونه ادراك و شعوري نسبت به پروردگار دارند.در سوره نحل راجع به زنبور عسل ميفرمايد: "و اَِوحي ربُّك الي نحل أن اتُِخذي من الجبال بيوتاً و من الشجر؛ پروردگارت به زنبور عسل وحي كرد كه در كوهها و درختان براي خود لانه و خانه بسازد و انتخاب كند". معلوم است كه زنبور عسل داراي شعور و دركي است كه در مورد الهام الهي قرار گرفته است.البته كساني بودهاند كه زبان حيوانات را ميفهميده و با آنها صحبت ميكرده اند، چنان كه درباره حضرت سليمان ميخوانيم: "عُلّمنا منطق الطير؛(1) منطق و زبان پرندگان به ما (حضرت سليمان) تعليم شده" اين معنا در روايات اسلامي نسبت به پيامبر و ائمه(ع) نيز آمده است. فلاسفه در مباحث عقلي ثابت كرده اند كه وجود به خودي خود مساوي با نوعي شعور است، منتهي وجودها چنان آميخته با عدم است كه براي ما تصور وجود و شعور آنها مشكل است، ولي اجمالاً ميدانيم آن چه را كه شعور ميدانيم، درجهاي از آن در آن جا هست، اما آن درجه را نميتوانيم تصور كنيم.(2) بنابر اين خداوند نه تنها موجودات را بي عقل و شعور نيافريده، بلكه خود شعور همگاني بر سرتاسر عالم حاكم است. همه موجودات اعم از انسان، حيوان، نبات و جماد ازيك نوع شعور برخوردارند، هر چند كيفيت و كميت شعور ايشان براي ما معلوم نباشد. جمله ذرات عالم در نهان با تو مي گويند روزان و شبان ما سميعيم و بصيريم و هشيم با شما نامحرمان ما خاموشيمپاورقي: 1 - نمل (27)، آيه 16. 2 - مجموع? آثار، شهيد مطهري،ج 7،ص 441.
کد سوال : 53768
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چراعمر انسان به دست خودش نيست يا چراهر وقت بخواهد نميتواند به زندگياش پايان دهد؟
پاسخ : انسان از نظر تكويني مختار است هر كاري خواست انجام دهد، ولي از نظر تشريعي خداوند با وضع قوانين جلوي انجام برخي از كارها را گرفته، از جمله عمر كه به دست انسان است و از نظر تكويني هر زماني كه خواست ميتواند به زندگي خود خاتمه دهد يا هر كار ديگري انجام دهد. از اين نظر در كمال اختيار ميباشد و هيچ گونه جبري در كار نيست.از نظر تشريعي خداوند به خاطر اين كه علم كامل به مصالح و مفاسد افعال دارد، برخي از كارها را حرام كرده است كه افراد مجاز به انجام دادن چنين كارهايي نيستند همان گونه كه در زندگي اجتماعي قانون گذاران، قوانيني وضع مي كنند تا نظم و انضباط در جامعه حاكم شود، زيرا اگر بنابر اين باشد كه هر كس هر كاري را دوست داشت انجام دهد، جامعه به سوي هرج و مرج و آثارش خواهد رفت و كسي نميتواند بگويد كه چون مجبورم به قوانين عمل كنم و اگر عمل به قوانين نكنم جريمه ميشوم، پس در كارهاي خود مجبورم، زيرا در پاسخ وي گفته ميشود، شما از نظر تكويني مختار هستي وميتواني كار خوب يا بعد را انتخاب كني، ولي از نظر تشريعي و قانونگذاري بايد آثار و پيامد كارهايي را كه انجام مِيدهي بپذيري. در مورد خودكشي نيز اگر چه از نظر تكويني، اين اختيار را انسان دارد، اما از نظر قانون الهي (تشريع ) كه مالك همه جهان هستي است و طبعاً هر چيزي بايد در حيطه مالكيت خدا، به اذن او انجام پذيرد، انسان مجاز نيست موجب از بين بردن خود باشد، همان گونه كه مجاز نيست جان ديگري را بگيرد و براي آن مجازات تعيين شده است.
کد سوال : 53769
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا خداوند از كسي نپرسيد آيا مي خواهد خلق شود يا نه؟
پاسخ : اين كه به وجود آمدن هر فردي خارج از اختيار خودش باشد، امر كاملاًٍٍٍ بديهي است. اگر خداوند قبل از خلقت ميخواست در مورد آفرينش شما، اجازه بگيرد، چگونه متصور بود، در حالي كه شما و يا فرد ديگري وجود نداشتيد و سپس موجود شديد؟! اين سؤال ظاهراً صحيح به نظر نميرسدو در مورد جبر و اختيار نيز اين سؤال مورد بحث نيست. آن چه دربار? اختيار مورد بحث است، در زمينه افعال و كنشهاي آدمي است كه فرع بر وجود او است، آن هم نه هم? افعال، زيرا برخي از كردارها جنب? غريزي و غير ارادي دارند، مانند مكيدن پستان مادر به هنگام گرسنه شدن نوزاد، پس اختيار در مورد افعال گزينشي و انتخابي مطرح است. بنابر اين انسان در سه جهت داراي اختيار نيست: - اصل وجود خود، - برخي از كنش هاي غريزي، - نتايج قهري و تخلف ناپذير اعمالش. ولي در افعال گزينشي و انتخابي داراي اختيار مي باشد. انسان هر چند بدون اختيار خويش پا به عرصه هستي گذاشته اما در مقابل از نعمتي بي نظير برخوردار گشته و آن عبارت از هستي و وجود است كه خداوند لطف كرده است و ما را از عرصه نيستي به هستي درآورده، بايد شكرگزار چنين نعمتي باشيم، اگر چه اختيار و اراد? ما در آن هيچ نقشي ندارد، همچنين به همراه هستي و وجود، عنصر اختيار داده است. ثانياًگر چه آدمي درآمدن به عالم هستي مختار نبوده ولي باز خداوند بر اساس لطف و رحمتش انسان را در چگونه زيستن و چگونه بودن و كيفيت رفتن و چگونه حركت كردن كاملاً آزاد گذاشته است. البته به طور طبيعي نتايج هر نوع انتخابي به دنبال آن خواهد آمد. اگر خداوند مرا در اين زمينه نيز با اجبار روبه رو ميساخت ومن در كژ انديشي و كژ عملي يا درست انديشي و صحيح كرداري مجبور بودم ، جاي اين پرسش بود ، ولي در حقيقت امر چنين نيست. بنابر اين در اصل وجود، اختياري ندراريم و تابع علت هستيم ، همان گونه كه هر معلولي، تابع علت خود است. در هستي يافتن از علت، هيچ معلولي اختيار ندارد، اما وجود انسان اين مزيت را دارد كه علت هستي بخش، عنصر اختيار نيز همراه آن كرده است.
کد سوال : 53770
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : روز اوّل ربيع الاول عده اي از مسلمانان برخي مناطق به سمت مساجد رفته، درب مسجد را ميزنند و عرض حاجت ميكنند، آيا چنين عملي در روايات بيان شده و كار صحيحي است؟
پاسخ : در خصوص مطالب بالا، در كتب، حديثي نيافتيم. تنها دو روز مزبور يكِ عمل مستحب وارد شده و آن روزه گرفتن است. اوّل ربيع الاول روز هجرت پيامبر اسلام است و امام علي(ع) در جاي حضرت خوابيد و برادري خود را با حضرت ثابت كرد، از اين رو مستحب است مسلمانان براي تشكر و سپاسنعمت سلامتيآن دو بزرگوار، آن روز را روزه بدارند و زيارت ايشان را بخوانند.(1) لازم است به مردم مسلمان آن ديار تذكر داده شود كه براي برآوره شدن حاجت شايسته است. مسلمان وضو بگيرد، وارد مسجد شود، دو ركعت نماز بخواند و سپس از آفريدگار خويش حاجت بخواهد. پاورقي: 1 - مفاتيح الجنان، ص 598.
کد سوال : 53771
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : شنيدهام كه در روز عيد قربان نبايد كارهايي مانند، خياطي، بافندگي و ... انجام داد، آيا اين مطلب سنديت دارد؟
پاسخ : كار كردن در اعياد اسلامي مثل عيد قربان و عيد غدير و ولادتهاي پيامبر و امامان معصوم و ايّام شهادتهاي آن بزرگواران اشكالي ندارد، ولي خوب است بخشي از ساعات اين روزها را به دعا و عبادت و بزرگداشت آن ايام اختصاص و اعمال مخصوص آن روزها را انجام دهيم. نيز در ايام عزاداري براي بزرگداشت مقام شامخ ائمه (كه شهداي راه فضيلت و تقوا و فدايي دين بودهاند) اقدام كنيم. هم چنين در روز هاي عيد را خوشحال باشند و شادي هاي مشروع و به ديدن يكديگر برويم. نيز در روزهاي شهادت به جهت احترام بر مصيبتهاي سخت و جانسوزي كه بر آن بزرگواران وارد شده، به سوگواري بپردازيم، چون اين گونه كارها موجب خشنودي خدا و ثواب خواهد بود. البته اگر مردم كار لازم و ضروري داشتند و در آن روزها انجام دهند، اشكال ندارد. بخصوص در روز عيد كه كاركردن اشكال ندارد. پاورقي: 1 - مفاتيح الجنان، ص 500.
کد سوال : 53772
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منظور از "روُحي" كه خدا آن را در انسان دميده چيست؟ در سور? انبياء آي? 91 آمده "ياد كن مريم را كه رحمش را پاك و پاكيزه گردانيديم و در او از روح خود بدميديم".
پاسخ : منظور از "روُحي" يا "روحنا" روح با عظمت و شريف و ممتاز و متعالي است. اين گونه اضافه، "تشريفيّه" است كه براي بيان عظمت چيزي آن را به خدا اضافه مي كنيم، مانند بيت الله (خانه خدا) و شهر الله (ماه خدا).(1) براي اين كه تصوّر نشود كه بُعد وجود انساني بُعد خاكي است، ميفرمايد: "و هنگامي كه آن را نظام بخشيدم، از روح خودم (روح شريف و ممتازي را كه آفريدم)، در او ديدم. همگي براي او به خاك بيفتيد و سجده كنيد".(2) چنانچه ميخواهيد اطلاعات بيشتري در خصوص "روح" به دست آوريد، به تفسير نمونه و تفسير الميزان، مراجعه كرده و ذيل آيه هشتاد وهشت سور? اسراء (بني اسرائيل) را مطالعه بفرماييد. پاورقي: 1 - انبياء (21)، آيه 91. 2 - ص (38)، آيه 72. 3 - تفسير نمونه، ج 13،ص 495 و ج 19، ص 336 به بعد.
کد سوال : 53773
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : صلوات حضرت فاطمه(س) (اللهم صل على فاطمة و ابيها و بعلها و بينها...) در چه كتابى ذكرشده است ؟منظور از "سر المستودع" چيست؟
پاسخ : اين دعا را در جايى نيافتيم , ولى مضمون آن در بسيارى از مواضع ذكر شده است , از جمله :اللهم صلّ على فاطمة بنت نبيّك و زوجه وليّك و امّ السبطين الحسن و الحسين ...;(1) اللهم و صلّ على الطاهرة البتول , الزهراء ابنة الرسول , امّ الائمة الهادين ... و مستودعاً لحكمة;(2)كلمهء<مستَودع > (وديعه گاه ) دربارهء ائمه به كار گرفته شده است : اللهم صل على محمد بن على باقر العلم ... ومستَودعاً لحكمتك و مترجماً لوحيك .(3)در زيارت حضرت موسي بن جعفر(ع) آمده: "السلام عليك يا سر الله المستودع؛ "درود خدا بر تو، اي كسي كه اسرار الهي در تو به وديعه نهاده شده است".ائمه(ع) : وديعه گاه علم الهى هستند و علوم دينى و الهى در آنان به وديعه نهاده شده است و بايد دين را ازآنان آموخت .ظاهراً اين صلوات را از زيارت هاي منقوله مأثوره گرفتهاند. اين ذكر صلوات با نثري زيبا و كوتاه و جامع انشا شده و مضمون آن اين است: "خدايا بر فاطمه و پدرش و شوهر و فرزندانش درود بفرست و بر آن سرّ نهفتهاي كه درون فاطمه به وديعه گذارده شده (كه حضرت مهدي(ع) است) درود بفرست". با ذكر اين صلوات بر تمامي ائمه و فاطمه زهرا(س) و پيامبر اسلام(ص) درود و سلام فرستاده شده است.پـاورقى:1 - بحارالانوار, ج 99 ، ص 45 ، ج 98 ، ص 179.2 - همان , ص 1813 - همان , ج 91،ص 76