• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 53324
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : جايگاه بهشت و دوزخ كجا است؟ آيا روي زمين است يا در جايي ديگر؟
پاسخ : از روايات و آيات به دست مي آيد كه بهشت و دوزخ در عالم مادي و خاكي نخواهد بود، بلكه در عالمي ديگر با قوانين و سنت هايي غير مادي است. در آن عالم، تغيير و زوال و دگرگوني وجود ندارد و لذت و درد به صورت خالص خواهد بود. بنابراين روي زمين نخواهد بود. اما اين كه جايگاه واقعي آن كجا است و همين الآن موجوداست يا آفريده خواهد شد، نظريات متعددي وجود دارد، كه در ذيل مي آيد: بهشت و جهنم اكنون موجودند، ولى نمى‏دانيم جايشان كجا است، چون در قرآن و حديث جايگاه اين دو به طور قطعى بيان نگرديده است و غير از راه وَحْى راهى براى پى بردن به جاى بهشت و جهنم نداريم.(1)2- بهشت در بالاى آسمان‏ها و جهنم در طبقه هفتم زمين است. مرحوم علامه مجلسى مى‏فرمايد: "اين كه بهشت و دوزخ آفريده شده‏اند، مورد قبول جمهور مسلمانان است، و اما اين كه جايگاه آن‏ها كجا است، از روايات چنين استفاده مى‏شود كه بهشت بالاى آسمان‏هاى هفتگانه و دوزخ در طبقه هفتم زمين است".(2) 3- بهشت و جهنم دو جهان مستقل از جهان دنيا هستند و هر كدام براى خود احكام و قوانينى دارند. چون بهشت و دوزخ مستقل و جدا از آسمان و زمين است، پرسش از جايگاه اين دو غير صحيح است.(3) به ديگر سخن: بهشت و دوزخ از گونه جهان دنيا نيستند تا سؤال شود در كجاى دنيا قرار دارند. پس جايگاه دارند، اما نه در آسمان و زمين دنيا. 4- بهشت و جهنم درون دنيا قرار دارند و حجاب‏هاى عالم دنيا مانع از مشاهده آن‏ها مى‏شود، ولى اولياءاللَّه مى‏توانند آن‏ها را ببينند و پيامبر اسلام(ص) به هنگام معراج كه از هياهوى مردم جهان دور بود، با چشم ملكوتى خود توانست گوشه‏اى از بهشت را در جهان بالا و باطن اين عالم مشاهده كند، حتى براى اولياى خدا ممكن است در جذبه‏هاى خاص معنوى روى زمين نيز گه گاه آن‏ها را ببينند. چنان كه در كربلا هنگامى كه اصحاب و ياران امام حسين(ع) اعلام وفادارى كامل به حضرت كردند و از ترك ميدان كربلا و شكستن بيعت سرباز زدند، امام(ع) براى آن‏ها دعاى خير كرد و پرده‏ها را از جلوى چشمان آنان كنار زد و نعمت‏هاى بهشتى را كه خداوند به آنان بخشيده بود، با چشم خويش ديدند، و امام(ع) منازل و جايگاه شان را به آن‏ها معرفى فرمود.(4) به عبارت ديگر: بهشت و دوزخ، باطن اعمال خود ما است و هر عمل ما مانند دروغ و راست گويى، ظلم و عدالت و... صورت ظاهرى و باطنى دارد. خداوند در قرآن به همين معنا اشاره كرده، از خوردن مال يتيم به ظلم و جفا، به عنوان خوردن آتش ياد كرده كه باطن و تجسّم خوردن مال يتيم است "كسانى كه اموال يتيمان را به ستم مى‏خورند، جز اين نيست كه شكمشان را از آتش مى‏انبارند و (در نتيجه) به آتش سوزان (جهنم) در خواهند آمد".(5) تمام عالم نيز صورت ظاهرى و باطنى دارد. باطن اين اعمال بر ما مكشوف نيست و در قيامت براى همه مكشوف مى‏شود. خداوند در سوره "ق" به اين حقيقت اشاره كرده است: "اى انسان! تو از اين حقيقت غافل بودى و ما پرده‏ها را از چشمان تو كنار زديم، پس امروز (قيامت) چشمان تو همچون آهن (تيز و بينا) شده است".(6) گفته شده است كه بعضى از اولياءاللَّه در دنيا باطن و حقيقت انسان‏ها را مى‏بينند. اما باقى ماندن گناهكاران در جهنم كه آيا هميشه در آن جا خواهند بود، بايد گفت كه خداوند عده‏اى از گنه كاران را (كه ايمان به خدا داشته و دچار معصيت شده‏اند) بعد از مدّتى عذاب شدن، (به اندازه گناهى كه انجام داده‏اند) آزاد كرده و به بهشت باز مى‏گرداند. هر كه را كه خداوند اراده كند از آتش (جهنم) نجاتش مى‏دهد. "و امّا كسانى كه تيره بخت شده‏اند، در آتش فرياد و ناله‏اى دارند تا آسمان‏ها و زمينِ (آخرت) برجاست، در آن ماندگارند، مگر آنچه پروردگارت بخواهد، زير پروردگار تو همان كند كه خواهد".(7) در آتش جهنم، كفّار و مشركان و قاتلان و دشمنانِ انبيا(ع) و امامان(ع) جاودان هستند. خداوند در قرآن مى‏فرمايد: "إنّ الّذين كفروا من أهل الكتاب والمشركين فى نار جهنم خالدين فيها؛ كسانى كه از اهل كتاب و مشركان كفر ورزيدند در آتش جهنم جاودانه خواهند بود".(8)پى نوشت‏ها: 1. جعفر سبحانى، منشور جاويد، ج 9، ص 372، به نقل از شرح مقاصد، تفتازانى، ج 2، ص 220.2. بحارالانوار، ج 8، ص 127، حديث 28.3. جعفر سبحانى، منشور جاويد، ج 9، ص 373.4. ناصر مكارم شيرازى، پيام قرآن، ج 6، ص 341.5. نساء (4) آيه 22.6. ق (50)آيه 22.7. هود (11) آيات 106 و 107.8. البيّنه (98) آيه 6.
کد سوال : 53325
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كساني كه نماز قضا بسيار دارند اما نمي توانند محاسبه كنند و يا وقت كافي براي اداي آن ها ندارند، بايد چه كار كنند؟
پاسخ : در پاسخ مراجع تقليد به اين مسئله و مسائل شبيه به آن آمده است: هر مقدار از نمازها را كه يقين داريد فوت شده و به هر مقدار كه قدرت داريد، بايد قضا كنيد. ترتيب در خواندن آن ها واجب نيست مگر بين نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا.(1)افرادي كه نماز قضا بسيار دارند، لزومي ندارد كه همة آن ها را به يك باره به جا آورند، بلكه با برنامه ريزي و به مرور زمان و البته در زمان كوتاه تر آن ها را به جا آورند و تأخير نيندازند. هر مقدار كه نتوانستند به جا آورند، سفارش و وصيت نمايند كه به جا آورده شود. پي نوشت ها: 1. امام خميني(ره)، استفتائات، ج 1، ص 173، س 175 و 185؛ مقام معظم رهبري، رسالة اجوبه الاستفتائات، ترجمة فارسي، ص 108، س 536.
کد سوال : 53326
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا حقيقت دارد كه تمام انسان ها طعم دوزخ را مي چشند؟
پاسخ : در آية 31 سورة مريم آمده است كه: "و ما منكم الاواردها؛ يعني هيچ كس نيست مگر آن كه وارد جهنم مي شود. مفسرين در كلمة ورود(واردها) دو نظر دارند. برخي را عقيده بر آن است كه ورود در اين آيه به معناي نزديك شدن و اشراف پيدا كردن است، يعني همة مردم بدون استثناء براي حساب رسي، يا براي مشاهده سرنوشت نهائي بدكاران به كنار جهنم مي آيند. سپس خوبان مي روند و بدان را وارد جهنم مي كنند.اين گروه براي تأييد نظريه خود به آيه 23 سورة قصص استدلال مي كنند "و لمّا ورد ماء مدين..."، يعني وقتي حضرت موسي(ع) نزديك و كنار آب مدين رسيد.اكثر مفسرين مي گويند ورود، در اين جا به معني دخول است طبق اين معني، همة انسان ها (خوبان و بدان وارد جهنم مي شوند) منتها آتش دوزخ بر خوبان سرد و سالم خواهد بود، همان گونه كه آتش نمرود بر ابراهيم(ع) چنين بود. يا ناركوني برداً و سلاماً علي ابراهيم.(1) اي آتش بر ابراهيم(ع) خنك و سلامت باش.(2) پي نوشت ها: 1. انبياء آية 69.2. ج 13، تفسير نمونه، ص 117.
کد سوال : 53327
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : سؤال نكير و منكر در قبر روحي است يا جسمي؟
پاسخ : پس از پايان زندگي دنيا و فرا رسيدن مرگ، روح انسان از بدن دنيايي خارج مي شود و وارد "بدن مثالي" كه شبيه دنيايي است مي شود و در عالم برزخ با بدن مثالي زندگي مي كند.بدن مثالي نه كاملاً مجرد است و نه مادي محض، بلكه داراي يك نوع تجرد برزخي است؛ يعني از نظر شكل ظاهر شبيه بدن دنيايي است، ولي تغيير و تحول ندارد.موقع پاسخ دادن به سؤال قبر برخي بر اين نظرند كه روح پس از جدا شدن از قبر موقتاً هنگام سؤال نكير و منكر با بدن خود در قبر ارتباط پيدا مي كند و در همان بدن پاسخ مي دهد، برخي ديگر بر اين باروند كه پاسخ به نكير و منكر در بدن مثالي است.(1)عقيدة بهتر آن است كه پاسخ انسان به سؤالات به وسيلة روح و در بدن برزخي است. پي نوشت ها: 1. ناصر مكارم شيرازي، پيام قرآن، ج 5، ص 463 و 468.
کد سوال : 53328
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : عذاب و نعمت انسان پس از مرگ از هنگام ورود به قبر آغاز مي شود يا در قيامت است؟
پاسخ : در مورد عالم برزخ و كيفيت حيات آن، جزوه اي ارسال مي شود. پاسخ سؤال در آن آمده است. چنانچه برايتان در اين باره ابهام باقي ماند، با ما مكاتبه كنيد.
کد سوال : 53329
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : وقتي مادر زن فوت مي كند، داماد حق دفن او را دارد؟
پاسخ : بلي داماد، محرم مادر زن است و مي تواند وي را دفن كند.(1) پي نوشت ها: 1. توضيح المسائل مراجع، ج 1، مسئلة 629.
کد سوال : 53330
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دعاهاي مفاتيح الجنان از چه كسي يا چه كساني روايت شده است؟
پاسخ : دعاهاي مفاتيح الجنان از ائمه اطهار(ع) نقل شده، مثلاً دعاي عرفه از امام حسين(ع)، دعاي سحر ماه مبارك رمضان از امام باقر(ع)، دعاي ابوحمزة ثمالي از امام سجاد(ع)، دعاي كميل از حضرت علي(ع)، دعاي "يا من أرجوه" كه در ماه رجب خوانده مي شود، از حضرت صادق(ع)، زيارت جامعة كبيره از امام علي النقي(ع) و همين طور ساير دعاها. بعضي از دعاهاي مفاتيح منسوب به ائمه(ع) است و صدورش از آن بزرگواران يقيني نيست.راويان اين دعاها از امامان افراد مختلف اند كه شيخ عباس قمي از كتاب هاي مختلف دعاها را جمع آوري كرده است.
کد سوال : 53331
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا ابليس به حضرت آدم سجده نكرد؟
پاسخ : بين علما و دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد، آيا شيطان از ملائكه است يا جن؟ مشهور علما از جمله شيخ مفيد و بعد از ايشان قائلند كه شيطان از جنس جنّيان بوده و از آتش خلق شده، امّا در اثر كثرت عبادت در رديف ملائكه و در صف آنان قرار گرفته بود، به طوري كه وقتي خطاب به ملائكه شد كه سجده كنيد بر آدم، شيطان هم جزء آنان بود، همه سجده كردند، ولي شيطان (ابليس) سجده نكرد."قال: يا ابليس ما منعك ان تسجد لما خلقت بيديّ استكبرت ام كنت من العالين قال: أنا خيرٌ منه خلقتني من نار و خلقته من طين قال: فاخرج منها فانّك رجيم و ان عليك لعنتي الي يوم الدين".(1)خداوند فرمود: "اي ابليس چه چيز مانع شد بر مخلوقي كه با قدرت خود خلق كردم، سجده نكردي؟ آيا تكبر كردي يا از برترين ها بودي؟ گفت: من از او بهترم. مرا از آتش خلق كردي و او را از گِِِل. خداوند فرمود: خارج شو كه تو رانده درگاه مني، و لعنت من تا روز قيامت بر تو خواهد بود".از اين آيات استفاده مي شود كه شيطان به جهت آن كه خود را از مقربان درگاه الهي مي ديد و خلقت خود را برتر مي دانست، تكبر كرد و خودبيني و خودخواهي او باعث شد كه سجده نكند و دستور نكند و دستور خدا را اطاعت ننمايد.حضرت علي(ع) مي فرمايد: "از آن چه خداوند در مورد ابليس انجام داد پند و عبرت گيريد؛ زيرا عمل طولاني و تلاش مداوم او را ضايع كرد در حالي كه شش هزار سال خدا را عبادت كرده بود... و اين مجازات به خاطر يك لحظه تكبّر بود".(2) پي نوشت ها: 1. ص(38) آية 74.2. نهج البلاغه، خ 192.
کد سوال : 53332
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا حيوانات روح دارند؟
پاسخ : فلاسفه نفس را به سه قسم: نباتي، حيواني و انساني تقسيم كرده و گفته اند: از ويژگي هاي نفس نباتي، تغذيه و رشد و توليد مثل است. هر گياهي در ابتدا از گياه ديگري به وجود مي آيد (تولد) و سپس رشد و نمو مي كند و سرانجام منشأ توليد گياهان همنوع خود مي گردد.ويژگي نفس حيواني ادراك جزئيات و حركت ارادي است. ويژگي نفس انساني نيز دارا بودن دوقوه عاقله و عامله است.قوّه عاقله مُدْرِك كليات و قوة عامله عضلات را بر اساس رأي صادر شده از عقل عملي، به حركت در مي آورد.انواع نفوس نباتي و حيواني و انساني از حيث درجات كمال وجودي در يك مرتبه قرار ندارند، مثلاً بين خزه و درخت نخل از حيث مرتبه وجودي، تفاوت فراواني هست، از همين رو است كه درخت نخل منشأ آثار وجودي بيشتر و متنوع تري مي گردد.در حيوانات بين كرمي كه تنها قوه لامسه دارد، با حيواناتي كه داراي تمام قواي حيواني در حدّ كامل تر مي باشند، اختلاف شديدي وجود دارد.بنابراين حيوانات نيز داراي نفس و روح هستند. روح و نفس حيواني داراي قوايي هستند كه به دو دسته كلّي تقسيم مي شود: قواي محركه يا تحريكي، قواي مدركه يا ادراكي.قواي تحريكي و ادراكي نيز داراي تقسيمات فرعي ديگري هستند. گروهي از حكما بر اين باورند كه نفس حيواني جز مجموع اين قوا نيست، ولي جمعي ديگر معتقدند كه حقيقت نفس حيواني، قوّه وهْميه است و ساير قوا در خدمت آن مي باشند.(1)مرحوم علامه طباطبايى مى فرمايد كه حيوانات همانند انسان داراى افكار و انديشه هاى فردى و اجتماعى وعاطفه و احساسات هستند. دشمنى و دوستى را مى فهمند. ملاك تكليف و مسئوليت يعنى قوّهء انتخاب , و قدرت اختيار در حيوانات امرى قطعى است، اگر چه از ميزان و حدود آن اطلاع دقيقى نداريم . آن مفسر كبير در تفسيرالميزان مى فرمايد: "مطالعه و دقت در مراحل زندگى حيوانات اين حقيقت را روشن مى كند كه آن ها هم مانند انسان ها داراى افكار و انديشه هاى فردى و اجتماعى هستند و در راستاى تأمين نيازمندهاى خود با آگاهى لازم اقدام مى نمايند و همين آگاهى است كه آن ها را به جلب منفعت و دفع ضرر راهنمايى مى سازد.دانشمندانى كه دربارهء زندگى حيوانات تحقيق كرده اند, آثار بسيارى شگفتى از تمدن و جامعه در آن ها كشف كرده اند، كارهاى حيوانات بر همين تفكرات استوار است و آن ها را به بعضى از امور بر مى انگيزاند و از يك سلسله كارها باز مى دارد. گويى اعمال نيك و بد را مى فهمند. مى بينيم كه حيوانات عاطفه دارند و دشمنى و دوستى را مى فهمند و اين موضوع در اعتقاد به حسن و قبح مؤثر است بذل عواطف در حيات أخروى انسان نيز اثر دارد و ملاك حساب و كتاب به شمار مى رود و اين گونه امور حشر حيوان را روشن و منطقى مى سازد. ظلم وعدالت و زشتى و خوبى در حيوان، برخاسته از فطرت طبيعى و آيين تكوين الهى است. بنابراين اگر عميقاً مطالعه شود، انسان مى فهمد حيوانات نيز به گونة ضعيف از نعمت اختيار بهره مند مى باشند در بسيارى از حيوانات علائم ترديد را مشاهد مى كنيم".(2)نتيجة بحث؛ حيوانات همانند انسان داراى روح هستند كه از ويژگيهاى آن، قوة درك و شعور، قدرت انتخاب و اختيار و احساسات و عواطف است. پي نوشت ها: 1. براي توضيح بيشتر ر.ك: شرح اسفار اربعه، استاد مصباح، ج 8، ص 257.2. محمد باقر شريعتى، معاد در نگاه عقل و دين، ص 375ـ 374 با تلخيص .
کد سوال : 53333
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مي گويند مبلغ خمس را به مرجع بدهيد و او به شخصي كه نياز دارد بدهد، حال اگر مرجع انسان از دنيا رفت، چكار بايد بكند؟
پاسخ : اگر مرجع انسان فوت كند، بايد به مرجع اعلمي كه زنده است، مراجع كند و در صورت فتوا و اجازة او، بر تقليد از مرجع فوت شده باقي بماند يا به مرجع زنده رجوع نمايد. بايد به مرجع زنده خمس را پرداخت كند.