کد سوال : 53304
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مگر قرآن هدايت كننده نيست، پس چه نيازي به مرجع تقليد است؟
پاسخ : قرآن هدايت كننده است و يك كتاب تربيت و انسان سازي است كه براي تكامل خود و جامعه در همة جنبه هاي معنوي و مادي نازل شده است، ولي اين بدان معنا نيست كه فهم قرآن نياز به تدبّر و تفكر و تخصص نداشته باشد. همان گونه كه كتاب هاي پزشكي براي تربيت كردن پزشك نوشته شده و كتاب هاي رياضي و فيزيك براي پرورش مهندس، همين طور كتاب هاي ديگر كه در رشته هاي متفاوت نوشته شده اند، ليكن اين طور نيست كه فهم آن ها نياز به استاد نداشته باشد و هر كس بتواند با مطالعه آن ها پزشك يا مهندس شود، يا اين كه هر كس بگويد: با مراجعه به كتاب هاي پزشكي خودم مي توانم طبابت كنم و نياز به مراجعه به پزشك نيست.فهم قرآن مجيد به گواهي تمام متخصصان فن و مفسراني كه دقت كامل در قرآن و تفسير آن داشته اند، بدون اطلاع لازم از علوم قرآن (مثل شأن نزول آيات، محل نزول و جو فكري چيره بر زمان نزول) كامل نمي شود. از اين رو مفسران قرآن براي تفسير اين كتاب الهي زحمات زيادي متحمل مي شوند و وقت هاي زيادي را براي كشف حقايق قرآن صرف مي كنند. نقل مي كنند مرحوم علامه طباطبايي براي نوشتن تفسير الميزان بيست سال شبانه روز وقت صرف كرده است. پس اصولاً فهم عميق قرآن نياز به تخصص دارد. از طرف ديگر آن چه در آيات دربارة احكام دين آمده، صرفاً كليات است يا بعضي از احكام به شكل روشن بيان نشده است. در موارد اوّل، تفصيل آن احكام از طرف پيامبر و امامان معصوم(ع) بيان شده، مثلاً وقتي آية نازل مي شود كه نماز را بر پاي داريد، حكم كلي است، بدون ذكر جزئيات و اجزا و شرايط نماز، به همين خاطر پيامبر و پيشوايان معصوم دين احكام و جزئيات را بيان مي كنند. در بخش دوم نيز مقصود اصلي آيات را در مورد احكام بيان مي دارند.رواياتي كه از امامان و پيشوايان معصوم(ع) دربارة توضيح آيات از قرآن كه در مورد احكام است، مثل نماز، روزه، حج و ... از دو جهت قابل بررسي است: يكي از جهت اختلاف با فقه اهل سنت، ديگري از جهت اختلاف بين خود روايات صادره از معصومان(ع) كه به خاطر جو خفقان و تقيّه و عوامل ديگر، روايات متفاوت در يك زمينه صادر شده و يا رواياتي جعل شده و به دروغ به يكي از امامان نسبت داده شده است.براي به دست آوردن حكم واقعي الهي از اين روايات مختلف، تخصص در چند علم لازم است، از جمله علم فقه و علم اصول. مجتهد در اين علوم تخصص دارد و مي تواند حكم الهي را طبق قواعدي كه در دست دارد، از بين روايات به دست آورد. از اين رو براي به دست آوردن احكام الهي از قرآن و روايات به مجتهد و مرجع تقليد نيازمنديم.از سوي ديگر قرآن اصول كلي را بيان كرده، ولي حكم تك تك مسائل و نيازهايي را كه در طول زندگي بشر پيش مي آيد، بيان نكرده است، از اين رو در هر عصر كساني به عنوان مجتهد بايد باشند تا بتوانند با استفاده از فهم صحيح آيات و روايات كشف كنند مسايل جديد با كدام يك از احكام كلي اسلام همخوان است، تا حكم آن را صادر كنند و خود و مردم را از بلاتكليفي نجات دهند.بوعلي سينا دربارة ضرورت اجتهاد در اسلام مي گويد: نيازهايي كه براي زندگي بشر پيش مي آيد، بي نهايت است به همين دليل اجتهاد ضرورت دارد، يعني در هر عصر و زماني بايد افراد متخصص و كارشناس واقعي باشند كه اصول اسلامي را با مسايل متغيري كه در زمان پيش مي آيد، تطبيق كنند، نيز درك نمايند كه اين مسئله نو و تازه در چه اصلي از اصول اسلام داخل است.(1)با توجه به آن چه گفته شد روشن شد با اين كه قرآن هدايت كننده است، نيازمند اجتهاد و مجتهد براي فهم صحيح آيات و روايات هستيم.پي نوشت ها: 1. شهيد مطهري، مجموعة آثار، ج 21، ص 158.
کد سوال : 53305
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از كجا مطمئن باشيم مرجع تقليدي كه انتخاب كرده ايم، فردي مورد اعتماد و موثّق است؟
پاسخ : وثاقت و عدالت هر فردي از جمله مرجع تقليد از چهار طريق ثابت مي شود: 1ـ شهادت دو نفر عادل.2ـ بين مردم مشهور به عدالت باشد. به ديگر سخن: عدالت ايشان در بين مردم شيوع پيدا كند.3ـ حسن ظاهر، يعني ظاهر و رفتار شخص به گونه اي باشد كه انسان با ديدن وي و رفت و آمد با او به عدالتش اطمينان پيدا كند. 4ـ حصول اطمينان به عدالت از هر راهي كه باشد، مثلاً كسي وارد مسجدي شود و از اقتداي مؤمنان به امام جماعتي، به عدالت او مطمئن شود.(1)بنابراين در مجتهد يقين به عدالت داشتن شرط نيست. آنچه بر انسان تكليف مي شود، حكم ظاهر انسان ها از روش و طريق عقلي است، نه حالت واقعي انسان ها كه جز خداوند آگاه نيست. از آن جا كه در مرجع تقليد افزون بر عدالت، اجتهاد و اعلم بودن وي نيز شرط است (در صورتي كه چند مجتهد داشته باشيم) مجتهد اعلم را از سه راه مي توان شناخت: اوّل آن كه خود انسان يقين كند، مثل اين كه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را تشخيص دهد.دوم آن كه دو نفر عالم عادل كه مي توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند، مجتهد يا اعلم بودن كسي را تصديق كنند، به شرط آن كه دو نفر عالم عادل ديگر با گفتة آنان مخالفت ننمايند. سوم آن كه عدّه اي از اهل علم كه مي توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند و از گفتة آنان اطمينان پيدا مي شود، مجتهد يا اعلم بودن كسي را تصديق كنند.(2)پي نوشت ها: 1. امام خميني، تحريرالوسيله، ج 1، ص 275، مسئلة 3.2. همان، توضيح المسائل، مسئلة 3.
کد سوال : 53306
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا مي توان مرجع تقليد را تغيير داد؟
پاسخ : در صورتى كه انتخاب مرجع قبلى با تحقيق و با علم به اعلميت او بوده، تغيير دادن جائز نيست، مگر در صورتى كه: 1ـ يقين كند مرجع قبلى شرايط لازم براي اعلميت را از دست داده يا از ابتدا نداشته است. 2ـ تشخيص دهد كه مرجع ديگرى از او اعلم و با سوادتر است. در اين موارد بايد از مرجع قبلى به مرجع جديد برگردد و نيازى به اجازه گرفتن از مرجع قبلى نيست.(1)آيت الله بهجت فرموده است: "در صورت مساوى بودن دو مجتهد، جائز است انسان در مسائلى كه ارتباطى با هم ندارند، بعضى مسائل را از يكى و بعضى ديگر را از مجتهد ديگر تقليد نمايد".(2)نيز فرموده است: "عدول از مجتهد زنده به مجتهد ديگر در صورت تساوى دو مجتهد در اعلميت در جميع مسائل يا در بعضى مسائل كه ارتباطى با هم ندارند، جايز است، ولى احوط ترك عدول است مگر به اعلم"؛(3) يعنى احتياطاً در صورت تساوى دو مرجع، تغيير ندهد و اگر دومى اعلم است، اشكال ندارد و حتى بايد تغيير داد. پىنوشتها: 1 - آيت الله فاضل، توضيح المسائل، مسئله 11.2 - آيت الله بهجت، توضيح المسائل، مسئله 5.3 - همان، مسئله 6.
کد سوال : 53307
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا مراجع مورد تأييد امام زمان(عج) هستند، به چه دليل و سندي؟
پاسخ : هر وكيل مورد تأييد موكّل خود مي باشد، چرا كه اگر مورد تأييد نباشد، او را وكيل خود نمي نمايد. مراجع معظم تقليد، نماينده و وكيل حضرت امام زمان(عج) هستند، البته وكيل عام، نه وكيل خاص، به اين معني كه طبق روايات، در دوران غيبت امام زمان(عج) هر مجتهدي كه داراي صلاحيت علمي و تقوايي باشد، نماينده و وكيل امام زمان(عج) است و مردم بايد در مسايل شرعي به وي مراجعه نمايند و در احكام و فروع دين از او تقليد كنند.يكي از آن روايات نامة امام عصر(عج) است در پاسخ شخصي كه مسايلي از حضرت سؤال كرده بود. حضرت در اين توقيع شريف مي فرمايد: "و امّا الْحوادث الْواقعة فارْجعوا فيها إلي رواة حديثنا فإنّهم حجّتي عليكم و أنا حجة الله عليكم؛ دربارة رويدادهايي كه پيش مي آيد، به راويان حديث ما مراجعه كنيد كه آنان حجت من بر شما هستند، و من حجت خدا بر شما هستم".(1)حضرت در اين نامه فقهاي شيعه را كه آشناي با فقه شيعه و دستورهاي ائمة اطهار(ع) هستند(متقي و درستكار باشند) نماينده و حجت خود بين مردم معرفي مي فرمايد و به شيعيان دستور مي دهد در احكام و فروع دين پيرو نظريات مراجع تقليد باشند، و بدين وسيله مراجع و فقها را مورد تأييد قرار مي دهد.پي نوشت ها:1. شيخ طوسي، الغيبه، ص 177.
کد سوال : 53308
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا انسان مي تواند از دو يا چند مرجع تقليد كند، مثلاً هر كدام كه راحت تر بود عمل كند؟
پاسخ : تقليد در لغت به معناى گردن بند در گردن انداختن و در اصطلاح فقهى عمل به فتواى مجتهدى نمودن است چنان كه شيوهء عقلا در هر عصر وزمان بر اين است كه اگر كسى جاهل به امرى از امور بود، به آن كس كه آگاه به آن امر باشد رجوع مى كند و از اين راه جهل خويش را بر طرفمى نمايد. در مورد احكام دين نيز امر بدين منوال است، چه هر كسى كه نتواند احكام دين را بااستدلال و استناد به مدارك و به طريق اجتهاد دريافت دارد، از اين رو بايد به متخصص و خبره در امر دين يعنى فقيه جامع الشرايط مراجعه بنمايند.(1)تقليد از ضروريات زندگى انسان است، چه عالم باشد و چه جاهل. نياز جاهل به تقليد در زندگى روزمره اش محتاج به بيان نيست و نياز عالم به تقليد به اين جهت است كه هر دانشمندى دايره دانش او به قسمت ناچيزى از احتياجات او محدود است، مثلاً دانشمند در طب در ساختن خانه اش بايد مقلد مهندس و معمار ساختمان باشد و اگر سوار هواپيما شد مقلّد خلبان و اگر سوار كشتى شد پيرو بى چون و چراى ناخدا باشد. بنابراين، كسى كه ايمان به دين دارد و مى داند در دين براى او وظايف و تكاليفى معين شده است، به حكم عقل و فطرت خود ملزم است نسبت به آن وظايف يكى از سه راه را انتخاب كند: يا تحصيل علم به آن ها پيدا كند و يا از عالِم به آن ها پيروى كند و يا جانب احتياط را مراعات كند و در صورتى كه نه عالم به آن وظايف است و نه اهل احتياط، راه منحصر به پيروى از نظريات عالم و دانشمند به آن احكام است و اگر دانشمندان در آن احكام اختلاف نظر داشتند، از نظر اعلم آن ها پيروى كند.(2)انسان بايد در احكام از مرجع تقليد اعلم پيروى نمايد و زمانى كه مرجع تقليد خود را شناخت بايد فقط از او پيروى نمايد و نمى تواند مسئله اى را از مرجع ديگر تقليد نمايد و ملاك تقليد به دست شخص نيست تا از هر كس كه خواست در مسئله اى پيروى نمايد. از اين رو اولاً: بايد از مرجع اعلم تقليد نمود؛ ثانياً: ملاك تقليد آسانى و سختى نيست بلكه انسان مقلّد بايد از نظرات و فتاواى مرجع تقليد خود پيروى نمايد. البته در صورتى كه مساوى باشند انسان در گام اول مى تواند در هر مسئله اى از يكى از مراجع كه مساوى هستند تقليد كند و چون از آن مرجع خاص تقليد كرد، بايد در مسايل ديگر نيز از او تقليد كند، مگر آن كه در برخي موارد خود آن مرجع اجازة تقليد از مرجع ديگر داده باشد، البته اگر هر كدام از مراجع در زمينه اي و رشته اي اعلم و متخصص تر بود بايستي در آن زمينه از او تقليد كرد.پي نوشت ها: 1. سيد مصطفى حسينى دشتى، معارف و معاريف، ج 3، ص 637.2. آيت ا... وحيد خراسانى، رساله توضيح المسائل، ص 172 و 173.
کد سوال : 53309
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با توجه به اين كه مرجع معصوم نيست و اشتباه مي كند، مسئلة مرجعيت چگونه مي شود؟
پاسخ : هر مجتهدى كه صاحب نظريه و فتوا است , با استناد به قرآن و احاديث و عقل و اجماع، فتوا مى دهد و در رسالة عملية خود مى نويسد: او تمام جِدّ و كوشش خود را در بدست آوردن حكم خدا كرده؛ يعنى حجّت نزد او تمام است. مانند پزشكى كه با آزمايش ها و معاينه ها دارويى را براى بيمار تجويز كرده حال اگر بر خلاف واقع درآمد و نتيجه نداد، پزشك نزد عقلا معذور است و كسى متعرض او نمى شود، زيرا پزشك بر اساس معاينات و آزمايش و عكس، دارو تجويز كرده است. مجتهد نيز چنين است . اگر احياناً معلوم شد كه فتوايش درست نبوده، نه مجتهد گناهكار است و نه مقلدان او. آيا هر چه مجتهد، اجتهاد مى كند، نظر او درست و صحيح است و هيچگاه به خطانمى رود يا ممكن است اشتباه كند؟ گروهى از اهل سنت بر اين مبنا هستند كه مجتهد خطا نمى كند. اين گروه را "مصوّبه" مى نامند؛ يعنى مى گويند: مجتهد و صاحب نظر در مسائل دينى و شرعى، به هر نتيجه اى رسيد، نظر او عين حيقيت و صواب است و حكم خداوند، همان است كه مجتهد به آن مي رسد، حتي اگر حكم خدا چيز ديگر باشد، خداوند حكم خود را مي كند. به اين معنا كه خداوند به تعداد نظريات مجتهدان حكم دارد.در مقابل اين گروه، عده اى مى گويند: ممكن است مجتهد خطا و اشتباه كند. به اين گونه "مخطّئه" مى گويند. عالمان شيعه بر اين عقيده اند. آنان مى گويند: مجتهد ممكن است اشتباه كند، ولى اگر بر اساس قواعد و اصول عمل كرده باشد، گناهكار نيست و معذور است. شهيد مطهرى مى فرمايد: متكلمين شيعه مى گويند: ما مخطئه هستيم. آنان معتقد بودند كه متن واقعى اسلام (حكم واقعى اللّه) يك چيز بيشتر نيست. ما كه استنباط مى كنيم، ممكن است استنباط ما صحيح و مطابق با واقع باشد و ممكن است خطا و اشتباه باشد. اجتهاد مجتهد ممكن است صحيح باشد، ممكن است غلط باشد. مى گفتند پيغمبر هم فرموده است : "للمصيب أجران و للمخطىء أجر واحد؛ مجتهدى كه نظرش مطابق با واقع در آيد، دو اجر دارد و مجتهدى كه به خطا رود، يك اجر دارد".(1)باز در اين جا بحث ديگرى است به نام "اجزاء"؛ يعنى با تغيير فتواى مجتهد يا با عوض كردن مرجع تقليد يا با فوت مرجع تقليد و تقليد از مرجعى كه فتواى او بر خلاف فتواى مرجع قبلى است، آيا اعمال سابق او مجزى و صحيح است يا بايد آن ها را دوباره انجام دهد؟ نظريات فقها در بحث "اجزاء" اين است كه اعمال سابق كه مقلد انجام داده، صحيح است و نيازى به اعادة آن ها نيست، مگر مواردى كه دليل خاصي بر اعادة آن ها باشد.(2)پي نوشت ها: 1. شهيد مطهرى، اسلام و مقتضيات زمان، ج 2، ص 72.2. التنقيح، ج 1، ص 52 با تلخيص، تقريرات درس خارج آيت اللّه خويى(ره ).
کد سوال : 53310
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا برخي از فرقه هاي اسلام به مسئلة تقليد معتقد نيستند؟ آيا حتماً بايد از مرجع زنده تقليد كرد؟
پاسخ : همة فرقه هاي اسلامي به تقليد معتقدند، با اين تفاوت كه شيعه معتقد است از مجتهد زنده بايد تقليد كرد (بقا بر ميت هم با اجازة مجتهد زنده بايد باشد) از اين طريق مسئلة اجتهاد همواره زنده و بالنده و پويا است و بدين وسيله حكم مسايل مستحدثه و موضوعات نو و تازه از نظر حكم اسلامي به بن بست نمي رسد. از ظاهر دلايل تقليد مثل آية "فاسئلوا اهل الذّكر" و ادلة ديگر استفاده مي شود كه مرجع تقليد بايد زنده باشد، به اضافة اين كه به عقيدة شيعه مرجعيت، نيابت عامّه از حضرت ولي عصر(عج) است، بنابراين در مرجعيت، امامت و پيشوايي و رهبري نهفته است و امام و پيشوا بايد زنده باشد.اهل تسنن فقط از چهار نفر ميت تقليد مي كنند و نظر آن ها را معتبر مي دانند. 1ـ ابوحنيفه (نعمان بن ثابت) متوفاي 150 قمري.2ـ عبدالله بن ادريس شافعي، متوفاي 240 ق.3ـ احمد بن حنبل، متوفاي 240 ق.4ـ مالك بن انس، متوفاي 174 يا 179 ق.(1)حتّي صوفيه و دراويش و اسماعيليه و ساير فرقه هاي شيعي و سنّي اهل تقليد از علماي خود هستند. البته آنان كه پاي بند دين نباشند، رجوع به متخصّص و آگاه در احكام دين (تقليد) ندارند.پي نوشت ها: 1. عبدالله مبلّغي آباداني، تاريخ اديان و مذاهب جهان، ج 3، ص 1185، 1192، 1193 و 1196.
کد سوال : 53311
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كدام يك از آيات قرآن به مسئلة تقليد از مرجع اشاره كرده، آيا يك امر ضروري و لازم در دين است؟
پاسخ : تقليد به معناي رجوع غير متخصص به متخصص است.(1) از اين رو تقليد از ضروريات زندگي است، حتي شخصي كه در يك رشته عالم و متخصص است، در بقية رشته ها و فنون به متخصص مراجعه مي كند.اين مراجعه و پيروي را تقليد مي گويند، مثلاً دانشمند در طبّ، براي ساختن خانه اش بايد مقلِّد مهندس و معمار ساختمان باشد، يا اگر سوار هواپيما شد، مقلد خلبان، و اگر سوار كشتي شد، پيرو بي چون چراي ناخدا باشد، بلكه با پراكندگي طبّ، اگر متخصص در رشته اي شد، در رشتة ديگر بايد مقلد ديگري باشد. بنابراين زندگي هيچ فردي بدون تقليد اداره نمي شود. قرآن مجيد پيش از همه اين مسئله را يادآور شده و با بيان رسا اعلام فرموده كه انسان بايد ندانسته هاي خود را از دانايان بپرسد و به آنان مراجعه نمايد: "فاسئلوا أهل الذكر إنْ كنتم لا تعلمون؛ اگر چيزي را نمي دانيد، از آگاهان سؤال كنيد".(2)در مسايل ديني نيز بايد به متخصص دين شناس مراجعه كرد. انسان به حكم عقل و فطرت ملزم است نسبت به وظايف ديني خود يكي از سه راه را انتخاب كند: يا در علوم ديني متخصص شود و يا از متخصصان ديني پيروي نمايد، و يا جانب احتياط را رعايت نمايد. در صورتي كه عالم به مسئلة نيست، اگر كسي نه خود متخصص است و نه مي تواند اهل احتياط باشد، بايد از نظريات مجتهد و عالم به احكام ديني تبعيت كند،(3) پس تقليد در احكام دين براي كساني كه مجتهد نيستند و عمل به احتياط هم نمي توانند بكنند، يك امر ضروري و لازم و عقلي است.به دو آيه از قرآن بر مسئلة تقليد استدلال شده است: يكي آيه اي كه ذكر شد و مي فرمود: "اگر چيزي را نمي دانيد از اهل اطلاع سؤال كنيد" ديگري آية "نفر" كه مي فرمايد: "چرا از هر قومي طايفه اي از آنان كوچ نمي كند (و طايفه اي بماند) تا در دين او معارف و احكام) آگاهي پيدا كنند، و به هنگام بازگشت به سوي قوم خود آن ها را انذار نمايند".(4) همان گونه كه مي بينيم اين آيه فراگيري تعليمات اسلام و رساندن آن به ديگران، نيز لزوم پيروي شنوندگان را بيان مي كند، و اين همان تقليد است.پي نوشت ها: 1. آيت الله مكارم شيرازي، استفتائات، ج 2، سؤال 1.2. نحل (16) آية 43.3. آيت الله وحيد خراساني، توضيح المسائل، ص 171.4. توبه (9) آية 122.
کد سوال : 53312
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كسي كه تا كنون مرجع تقليد نداشته، وضعيت اعمال گذشته اش چه مي شود؟
پاسخ : هر فرد مسلمان يا بايد خودش مجتهد باشد و احكام و مسائل مربوط به فروع دين را از ادله استنباط و اجتهاد نمايد، يا بايد از يك مجتهد و مرجع كه احكام و مسائل را با سعى و تلاش فراوان به دست آورده، تقليد و پيروى نمايد، يا از راه احتياط طورى به وظيفه خود عمل نمايد كه يقين كند تكليف خويش را انجام داده است، مثلاً اگر عدّهاى از مجتهدان عملى را حرام مىدانند و عده ديگرى مىگويند حرام نيست، آن عمل را انجام ندهد، يا اگر عملى را بعضى واجب و بعضى مستحب مىدانند، آن را به جا آورد. پس كسانى كه مجتهد نيستند و نمىتوانند به احتياط عمل كنند، واجب است از مجتهد تقليد نمايند.(1)اگر شخص مجتهد خاصى نداشته، اما اعمالش را طورى انجام داده كه بنابر فتواى مجتهدى كه وظيفهاش تقليد از او بود، صحيح باشد، اعمالش درست است.(2) در غير اين صورت آن مقدار از اعمال كه مطابق نباشد، صحيح نيست.در هر حال، در صورت مجتهد نبودن و احتياط نكردن (چون احتياط بسيار مشكل است و بايد موارد احتياط را بداند) بايد هر چه زودتر مجتهد خود را مشخص كند، تا اعمال را طبق نظر او انجام دهد.پى نوشتها: 1. توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 13، مسئله 1. 2. همان، مسئله 14.
کد سوال : 53313
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا امام زمان در همه جا هستند يا در مكان هاي خاص؟
پاسخ : از مسائلى كه درباره امام زمان(ع) مورد بحث و گفت و گو است، مكان و محل سكونت آن حضرت است، كه آيا آن حضرت در مكان خاصى سكونت دارد يا نه؟ و اگر در مكان ويژهاى است آن مكان كجا است؟ رواياتى كه درباره مكان امام زمان(ع) وجود دارند چند دستهاند: 1 - برخى از روايات محل خاصى را تعيين نكرده و جايگاه آن حضرت را در بيابانها و كوهها معرفى مىكند. از آن جمله حضرت مهدى(ع) به پسر مهزيار فرمود: "فرزند مهزيار! پدرم امام حسن(ع) از من پيمان گرفت و فرمان داد كه براى سكونت كوه هاى سخت و سرزمينهاى خشك و دور دست را برگزينيم".(1) از اين روايت استفاده مىشود كه حضرت از دسترسى مردم دور است و كسى از محل سكونت وى آگاه نيست. 2 - برخى روايات خاصى را به عنوان محل سكونت آن حضرت ياد نمودهاند، مثلا در برخى از روايات در مدينه و پيرامون آن اشاره شده است. ابوبصير مىگويد از امام باقر(ع) شنيدم كه فرمود: "لابد لصاحب هذا الامر من عزلة و لابد فى عزلته من قوة و ما بثلاثين من وحشته، و نعم المنزل طيبة"(2)، صاحب زمان(ع) را عزلت و غيبتى است كه در آن، غيبت، نيرومند است به سى نفرى كه با حضرت هستند وحشت و تنهايى را از وى دور مىكنند (و به قوت وى مىافزايد) و خوب جايگاهى است (مدينه) طيبه. از اين روايات استفاده مىشود كه حضرت در مدينه منوره منزل دارد و افرادى همواره با ايشان به صورت ناشناس هستند. برخى روايات مكان امام زمان(ع) را كوه"رضوان" كه در اطراف مدينه است، بيان كردهاند، عبدالاعلى آل سام مىگويد: "با امام صادق(ع) از مدينه خارج شديم، به روحاء (اطراف مدينه) كه رسيديم حضرت نگاهش را به كوهى دوخت و مدت زمانى ادامه داد، و فرمود: اين كوه رضوان نام دارد، خوب پناهگاهى است براى خائف(امام غائب) در غيبت صغرا و غيبت كبرى.(3) از روايات ديگر استفاده مىشود كه امام زمان(ع) در مكانى به نام "ذى طوى" كه در اطراف مكه است، زندگى مىكند و از همان جا نيز ياران خود قيام مىكنند. امام باقر(ع) فرمود: "امام زمان را غيبتى است در بعضى از درهها و اشاره كرد به منطقه "ذى طوى. (4) 3 - برخى روايات جايگاه خاصى را براى امام زمان(ع) نام نمىبرد، ولى از حضرت به عنوان فردى ياد مىكند كه با مردم و در ميان مردم و با آنان حشر و نشر داردو به گونهاى ناشناس زندگى مىكند. امام صادق(ع) فرمود: "صاحب الامر شباهتى نيز به حضرت يوسف پيامبر(ع) دارد جاى انكار نيست كه خداوند با حجت خود همان كارى را انجام دهد كه با يوسف انجام داد. صاحب الزمان(ع)، آن مظلوم حق از دست داده، در ميان مردم رفت و آمد مىكند و در بازار قدم مىنهد و گاهى بر فرش منزلهاى دوستان مىنشيند، ليكن او را نمىشناسند تا زمانى كه خداوند به وى اذن دهد تا وى خود را معرفى كند، آن گونه كه يوسف(ع) اجازه داد هنگامى كه برادرانش گفتند: تو يوسفى؟ گفت: آرى من يوسفم".(5) از اين روايت استفاده مىشود كه امام زمان(ع) مكان معين نداشته در ميان جمع و جامعه است، با مردم حشر و نشر دارد و زندگى طبيعى و معمولى دارد. در مراسم مذهبى و مناسك حج شركت مىجويد، ولى شناخته شده نيست و اين امرى است كه سابقه داشته و دارد. عنايت امام(ع) به مردم و هدايت و رهبرى مردم از سوى ديگر نشان از آن دارد كه آن حضرت در همه جا بوده و در همه جا حضور دارد. از جمع بين روايات نيز مىتوان استفاه كرد كه امام زمان(ع) در همه جا حضور دارد و اين منافات ندارد به آن دسته از روايت كه مكان معين مانند مدينه و مكه را بيان كردهاند؛ زيرا آن دسته روايات ناظر بر آن است كه در برخى از زمانها و مكانهاى خاص حضور پيدا مىكند. آن دسته از روايات كه مكان مشخصى را براى امام بيان نكرده ناظر بر آن است كه حضرت در همه جا حضور دارد. بى ترديد يكى از مصاديق حضور امام در همه جا، همان مكانهاى خاصى مىباشد. پى نوشتها:1 - شيخ طوسى، كتاب الغيبه، ص 266. 2 - بحار الانوار، ج 52، ص 153 و اصول كافى، ج 1، ص 340.3 - شيخ طوسى، كتاب الغيبه، ص 162. 4 - نعمانى، كتاب الغيبه، ص 182. 5 - نعمانى، كتاب الغيبه، ص 164.