• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 52864
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با اين كه استعداد و هوش خوبى دارم , جديت و پشتكار ندارم ! چه كنم ؟
پاسخ : هر كس چه فرد عادى و با استعداد متوسط و چه فرد مستعد كه از هوش و نبوغ فوق العاده برخورداراست ـ اگر بخواهد درهاى موفقيت را به روى خود بگشايد و از وجود خويش ثمرى بر گيرد, با الهام از نظام آفرينش ,بايد در قدم اول نظم دقيق و برنامهء منظمى داشته باشد و در كارها شكيبايى به خرج دهد و به نيروى واقع بينى و تدبيرمجهّز باشد و زندگى را در افق پهناور مشاهده كند و بداند هرگز كارهاى بزرگ به طور آنى و فورى به سامان نمى رسند و براى پياده كردن طرح ها و نقشه هاى وسيع و به ثمر رساندن امور پر ارزش و گسترده , وقت و انرژى بسيارى لازم است . فعاليت موقت ـ هر اندازه هم كه درخشان باشد ـ موفقيت پايدارى به بار نخواهد آورد.باهمت و پشتكار است كه مى توان عوامل گوناگونى را كه سدّ راه پيشرفت مى شوند, از ميان برداشت و از انبوه سختى ها و دشوارى ها عبور كرد. تفاوت اساسى بين افراد كامياب و شكست خورده , در كيفيت فعاليت و ميزان ثبات آن ها در برابر عوامل نامساعد زندگى است .وقتى مانعى كوچك بر سر راه انسان قرار گرفت , بايد در صدد چاره جويى باشد, نه اين كه از حركت و فعاليت بازماند. نبايد از اين شاخه به آن شاخه پريد, بلكه بايد به يك فعاليت جدى توأم با ثبات مبادرت ورزيده اگر تزلزل وغفلت و مسامحه و قصور روى دهد, هرگز موفقيت حاصل نمى شود. زندگانى عرصهء جهاد دايمى و پيكار شديدى است كه از نخستين دورهء حيات تا آخرين لحظات عمر, امتداد دارد و شكيبايى و پشتكار, قوى ترين سلاح برندهء اين نبرد مى باشد. در اين صحنه , پيروزى به افرادى اختصاص دارد كه در هيچ وضعى تسليم موانع نگردند و هر قدر زمين بخورند, بار ديگر به پاخيزند و تلاش خود را از سر گيرند و با تدبير و درايت گره ها را بگشايند. به اميد موفقيت جنابعالى .
کد سوال : 52865
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : براى قوى تر شدن ايمان و يقين چه بايد بكنيم ؟
پاسخ : مطالعه و بررسى آيات الهى و دقت در نظام منظم آفرينش , ما را به وجود خداوند دانا و حكيم , مؤمن ومعتقد مى سازد. لازم است انديشه و افكار و گفتار و رفتار ما بر وفق رضاى خدا باشد, تا به مقام شامخ ايمان برسيم وبراى كسب رضاى او, به تمام آن چه رسول گرامى 6ابلاغ كرده است , احترام بگذاريم و عمل كنيم . شناخت اراده ءالهى در خلقت بشر و عمل بر طبق آن , به ايمان كامل منجر مى گردد; ولى بايد هوشيار بود, زيرا هواى نفس , دشمنى بسيار خطرناك است و آدمى را از راه راست باز مى دارد.از اين جهت بايد نسبت به هواى نفس و آن چه انسان را از دين خدا خارج مى كند, شناخت كامل داشت . طبق روايات , به مرحلهء عالى ايمان گفته مى شود. امام باقر7فرمود: .امام باقر7دربارهء يقين فرمود: .(1) براى اين كه به كمال يقين برسيم , بايد اين صفات را در خود زنده كنيم و بر خدا توكل كنيم و در برابر خواسته هاى او تسليم باشيم و به قضاى او راضى باشيم . بايد بدانيم آن چه روزى مااست , به ما خواهد رسيد و در اين صورت آرامش پيدا خواهيم كرد. (پـاورقى 1.علامه مجلسى , بحارالانوار,ج 70 ص 138 ح 4
کد سوال : 52866
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مشكلات يكى پس از ديگرى به من روى مى آورد و توان مقاومت از من سلب مى شود! چه كنم تا اوضاع آشفته اى را كه در اثر نگرانى ها, به وجود آورده ام , سر و سامانى بدهم ؟ آيا مى توانم به هدفم برسم ؟ آيااميد من به آينده , خوش بينى و خودفريبى است ؟
پاسخ : اميد به آينده و زندگى بهتر, خوش بينى و موجب اميد به آينده است و نگرانى امرى طبيعى واجتناب ناپذير است , كه منشأ آن احساس خطر است . البته بين نگرانى و به فكر فردا بودن , تفاوت است . بايد به فكرآينده بود, ولى نگران نبود. افراد عاقل در بد آمدها و حوادث ناگوار نمى توانند بى اعتنا و بدون فكر و تدبير باشند,ولى نگرانى , جز ساختهء ذهن بشر نيست , كه سرچشمهء آن , تصور خطرات وهمى و غير واقعى است . از اين كه جنابعالى در برابر مصائب مقاوم هستيد و سعى مى كنيد با توجيه , هر چه بهتر آمادهء تحمل رنج ها باشيد, بسيار قابل تحسين هستيد.بسيارى از مردم همواره از تشويش هاى موهوم در رنج و عذابند و خود را مى بازند, در صورتى كه كمال انسان در دامن مشكلات و حوادث تأمين مى شود.افرادى كه اسير وَهْم و تخيّلند, اغلب ضميرى آشفته دارند و بر اثر نگرانى هاى موهوم , نا آرام و بى قرارند. اينان براى زندگى , دور نماى وحشتناكى در ذهن مى سازند و با تخيل , آتش نگرانى و تشويش را در دل مى افروزند و خودرا تسليم شعله هاى سوزان آن مى كنند و قرار و آرام را از خويش سلب مى نمايند. اما كسانى كه طرز تفكرشان عاقلانه است , پيرامون اوهام و تخيلات نمى گردند. آن ها مى دانند دنيا كانون حوادث و مصائب است و خوشى مطلق در دنيا نيست و به راه مقاومت بايد انديشيد.هرگز نبايد در برابر مشكلات خود را باخت . بايد زبان حال مؤمن اين باشد: ]به جهان خُرّم از آنم كه جهان خرّم از اوست عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوستبه حلاوت بخورم زهر كه شاهد ساقى است به ارادت بكشم درد كه درمان هم از اوستغم و شادى پَرِ عارف چه تفاوت دارد؟! ساقيا باده بده كاين غم و هم شادى از اوست]مؤمنان , عزت و ذلت را دست خدا مى دانند و بر اين باورند كه خداوند با مشكلات , انسان را آزمايش مى كند تااستعدادش پرورش يابد. آن ها با قدرت تلاش مى كنند خطر را دفع كنند. انسان مؤمن و عاقل در برابر هر گونه حوادث و پيش آمدها خود را نمى بازد, بلكه از خود مى پرسد: اكنون وظيفه چيست و چه بايد كرد؟ پس از بررسى و دقت به اين نتيجه مى رسد كه ناآرامى و بى قرارى سودى ندارد و زيان بخش است و مصيبت را دو چندان مى كند.بايد از گذشتهء دردناك چشم پوشيد و آن را از ياد برد و تمام همت و قدرت را به زمان حال و آينده معطوف داشت . از اين رو اظهار تأسف و تأثر نمى كند و مى كوشد حادثهء تلخ را از ذهن براند و به دست فراموشى بسپرد.او وضع موجود را مى سنجد و مورد رسيدگى دقيق قرار مى دهد و با واقع بينى , خط مشى فرداى خويش را تعيين مى كند و اميدوار است با تدبير, گذشته اش جبران شود و موجبات خوشبختى و سعادت آينده اش فراهم آيد.جهان طبيعت كه در آن زندگى مى كنيم , سراى دگرگونى و تحول است و هيچ يك از شئون آن دوام و ثبات ندارد.از اين رو تمام انسان ها ـ در هر مرتبه و مقامى كه باشند ـ مشمول مقررات آن هستند و خواه ناخواه با حوادث وناگوارى هايى مواجه مى شوند و به آفات و شرور مبتلا مى گردند. على 7فرمود: .(1)اگر ما دنيا را آن طور كه هست , بشناسيم و از ياد نبريم جهان ثابت و پايدار نيست . همواره براى دگرگونى ها وتحولات روزگار مهيّا خواهيم بود. همين آمادگىِ روحى ما را نيرومند مى كند و به ما قدرتِ مقاومت مى بخشد و بر اثرآن , خود را نمى بازيم و پست و فرومايه نمى شويم و بى تابى نمى كنيم و شخصيت خويش را از دست نمى دهيم و اين خود اولين عامل مبارزه با تشويش و نگرانى است . قرآن مى فرمايد: (غرورآميز) پيدا نكنيد>.ناگفته نماند بلايا و مصائبى كه بشر را گرفتار مى كند و نگرانى و تشويش خاطر به بار مى آورد, منحصر به حوادث طبيعى و پيش آمدهاى غير اختيارى نيست , بلكه قسمتى از آلام و مصائب , معلول اخلاق بد و اعمال ناروايى است كه مردم با سوء اختيار مرتكب مى شوند و با اراده و عمد, باعث رنج و ناراحتى خود مى گردند. توجه به دگرگونى ها وتحول دنيا ـ كه در روايات آمده است (2) ـ براى تقليل نگرانى هايى است كه از حوادث طبيعى و رويدادهاى غيراختيارى سرچشمه مى گيرند, ولى در مورد نگرانى هايى كه ناشى از كار خود مردم است , راه علاج , تصفيهء اخلاق واعمال است . بايد هر فرد به اصلاح خود بپردازد و زشت خويى و بدرفتارى را ترك گويد, تا از اين راه موجبات آسايش خاطر و آرامش فكر خويش را فراهم آورد. افراد عاقل , از آينده , ترس ندارند, اما از بلايا و آفات واقعى كه معلول گناه و تخلف از وظايف است , ترسناكند; از اين رو همواره مراقب گفتار و رفتار خويش هستند و پيرامون ناپاكى و اعمال پليد نمى گردند و از وظايفى كه به عهده دارند, سر باز نمى زنند و با اراده , موجبات بدبختى خويش رافراهم نمى آورند.(3)(پـاورقى 1.غررالحكم , ج 6 ص 420(پـاورقى 2.وسائل , كتاب تجارت , ص 103(پـاورقى 3.گفتار فلسفى , ص 204
کد سوال : 52867
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : شخصى پشت سر كسى غيبت كرده و مى داند او نيز دربارهء همان شخص غيبت كرده است .آيا هر دو بايد توبه كنند؟
پاسخ : همان طور كه در جواب سؤال قبل گفته شد, چون غيبت حق الناس و حق اللّه را ضايع مى كند,حرام است و بايد از آن گناه بزرگ توبه كرد. اگر توانستيد, يكديگر را راضى كنيد و اگر نتوانستيد, براى يكديگراستغفار و طلب آمرزش كنيد. غيبت هايى كه انجام مى شود, يك جور نيست و بعضى غيبت ها گناهش بيش تراست .اگر غيبت دوستتان را پيش يك نفر كرديد و او غيبت شما را در يك مجلس پنجاه نفرى انجام داد, با هم مساوى نيستند. بايد استغفار و توبه كرد و يكديگر را در صورت توانايى راضى نمود و دست از غيبت برادران دينى برداشت .
کد سوال : 52868
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : شخصى دربارهء كسى غيبت كرده است و حالا به او دست رسى ندارد; تكليفش چيست ؟
پاسخ : غيبت از گناهان كبيره است و مشتمل بر حقّ الناس و حقّ اللّه است ; يعنى كسى كه غيبت مى كند, هم به غيبت شوند ظلم مى كند و هم به قانون خدا بى احترامى مى كند; از اين رو هم بايد آن شخص راراضى كند و هم خدا را راضى كند.اگر به شخص غيبت شوند دست رسى دارد و مفسده اى بر رضايت طلبى از او مترتب نمى شود, او را راضى كند و از او معذرت بخواهد, ولى اگر به او دست رسى ندارد يا اگر به او بگويد, مفسده اى به وجود مى آيد, لازم نيست او را راضى كند, بلكه براى او دعا و استغفار كند.رضايت خدا نيز با توبه و عذر تقصير به درگاه خدا بردن حاصل مى شود: (وتوبوا الى اللّه جميعاً ايهاالمؤمنون لعلّكم تفلحون ;(1) يا ايها الذين آمنوا توبوا الى اللّه توبةً نصوحاً;(2) واستغفروا ربّكم ثم توبوا اليه انّ ربى رحيم ودود(3)).(پـاورقى 1.نور (24 آيهء 31(پـاورقى 2.تحريم (66 آيه 8(پـاورقى 3.هود (11 آيه 61
کد سوال : 52869
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : فرزندى كه در اثر افراط و تفريط والدين و يا اختلالات آنان به بيمارى هاى از قبيل وسواس دچار مى شود, گناهش بر عهدهء كيست ؟
پاسخ : شكى نيست انسان از محيط طبيعى و اجتماعى , عادات بد يا خوب را مى گيرد و محيط(دوستان و بستگان و افراد جامعه ) مى تواند اثر گذار باشد و زمينهء اخلاق و عادات زشت يا پسنديده شود, ولى از انسان سلب مسئوليت نمى شود. اگر انسان گرفتار محيط فاسد و خلاف شود, مى تواند كار ناپسند را انجام ندهد و خود را نگه دارد. به تعبير ديگر: رفيق و پدر و مادر علت تامّه براى خلاف هاى ديگران و فرزند نيستند,گو اين كه مى توانند زمينه سازى باشند. گرچه پدر و مادر گاه دچار اختلال يا افراط و تفريط در بعضى مسائل واشتباه در كارشان مى شوند, امّا فرزندان مى توانند با علم و آگاهى , خود را از اشتباهات آنان نجات دهند و تحت تأثير آن ها قرار نگيرند, مثلاً اگر پدر يا مادر فحّاشى و بد زبان باشند و فرزند تحت تأثير آنان قرار گرفت , وقتى عاقل تر و كامل تر شد, مى تواند دست از آن كار بردارد. بنابراين نمى توانيم گناهان را بر دوش پدر و مادر و يادوست بياندازيم , گرچه آنان خطاكار باشند. ما مجبور نيستيم و مى توانيم خود را از وسواس ـ كه مرض بدى است يا از اخلاق بدى كه از ناحيهء پدر يا مادر گرفته ايم ـ نجات دهيم .
کد سوال : 52870
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : طريقهء خواندن نماز در اديان ديگر نظير مسيحيت و يهوديت چگونه و چند ركعت است ؟ آياعبادتى كه مسيحيان انجام مى دهند, نماز حضرت عيسى 7مى باشد؟
پاسخ : عبادت نزد يهوديان به صورت ادعيه اى است كه در مى خوانند. نماز يهوديان فصلى اززبور داوود است ك روزى سه بار مى خوانند.يهوديان روزه مى گيرند كه در ايام مختلف سال يهودى برگزار مى شود: 1 روزهء كيپور, كه آغاز آن از ايام نهم و دهم ماه تشرين به مدت 25روز است ; 2 روزهء فوريم يا پوريم كه به شكرانهء نجات از قتل عام گرفته مى شود;3 روزهء روز سوم ماه تشرين است و روزه هاى ديگر.(1)مسيحيان در روزه هاى يك شنبه در كليسا جمع مى شوند و دعاهايى از كتاب زبور, مزامير و پولس رامى خوانند. پيروان همهء اديان يك گونه عبادتى دارند, حال به صورت نماز يا دعا يا روزه , ولى به شكلى كه مسلمانان نماز مى خوانند, نيست , گر چه لفظ كه به معناى دعا و نماز مى باشد, دربارهء پيامبران گذشته آمده است :و دعا (نماز) مى خواند ـ به فرزندى به نام يحيى بشارت دادند>.وقتى كه حضرت ابراهيم 7فرزندش اسماعيل را به مكه آورد و در بيابان بى آب و درخت گذارد, گفت :.(2)و وقتى كه حضرت ابراهيم 7در كهن سالى داراى دو فرزند به نام اسماعيل و اسحاق شد, حمد خداى رابه جاى آورد و دعا كرد: را از بر پا دارندگان نماز قرار بده ! اى خدا! دعاى مرا بپذير!>.و هنگامى كه حضرت عيسى در گهواره بود, به طور معجزه آسا به زبان آمد و گفت : وقتى كه زنده ام سفارش كرد>.دربارهء شعيب و لقمان نيز آياتى دربارهء آمده است . بنابراين همهء پيامبران نماز داشتند, گرچه به شكل نماز ما نبوده است . عبادات و نمازى كه اكنون مسيحيان و يهوديان انجام مى دهند, معلوم نيست نمازپيامبر خودشان است يا تحريف و تغييرى يافته است . (پـاورقى 1.عبدالله مبلغى , تاريخ اديان و مذاهب جهان , ج 2 ص 627(پـاورقى 2.ابراهيم (14 آيهء 37
کد سوال : 52871
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بعد از گذشتن محلّ يا اتمام نماز و هم چنين شك در اين كه نيّت چه نمازى شده است , چه حكمى دارد؟
پاسخ : شك هاى بعد از اتمام نماز يا شك هاى بعد از محل ّ, قابل اعتنا نيست و نماز صحيح است . درتمام موارد سؤال , نماز صحيح است .
کد سوال : 52872
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : شك در تشهد و ركعت هاى بين دو و سه در يك زمان چه حكمى دارد؟
پاسخ : اگر شك در تشهد, ناشى از شك در ركعات بين دو و سه باشد و در نماز چهار ركعتى و بعد ازاكمال دو سجده باشد, بايد بنا را بر سه بگذارد و بدون خواندن تشهد, بلند شود و يك ركعت ديگر بخواند وبعد از سلام نماز, يك ركعت نماز احتياط ايستاد يا دو ركعت نشسته بخواند.اگر شك در تشهد در ركعت هاى دو و سه ناشى از شك بين دو و سه در نماز غير چهار ركعتى باشد, نمازش باطل است و بايد از ابتدا نماز بخواند.و اگر شك در تشهد, ناشى از شك در ركعات نباشد, اگر هنوز نشسته است , بايد تشهد بخواند, امّا اگر ازمحلّ تشهد گذشته است , به شكش اعتنا نكند.
کد سوال : 52873
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در رساله آيت الله مكارم شيرازى در مسئله 435نوشته شده كه بر فرض زنى ده روز حائض شود, اگر در روزهاى وسط از خون پاك شود, پاك محسوب شود. لطفاً اين جمله را توضيح دهيد.
پاسخ : به فتواى ايشان در روزهاى وسط كه زن پاك بوده است , بايد نماز و روزه هايش را به جا آورد وحكم زنان پاك را دارد.