کد سوال : 52754
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چكار كنم شب اوّل قبر و در برزخ و قيامت شاد باشيم ؟ خواهش مى كنم كمكم كنيد.
پاسخ : از ديدگاه اسلام ترس از مرگ و قيامت پسنديده است , زيرا خوف از عذاب خدا نقش عمده اى درجلوگيرى از ناهنجارها دارد. مؤمنان از قيامت مى ترسند, زيرا نمى دانند اعمال آنان در محكمهء عدل الهى قبول مى شود يا نه البته نبايد ترس از مرگ و قيامت سبب شود انسان از رحمت خداوند نا اميد گردد. انسان بايد در طى مسير زندگى با دو بال خوف و رجا حركت كند, چنان كه انذار و بشارت دو عامل هدايت توسط انبيا بوده اند. ترس ازقيامت در حد معقول و منطقى قابل قبول است . براى جلوگيرى از ترس هاى غير معقول راه هايى وجود دارد كه به برخى از آن ها اشاره مى شود! 1 شناخت ماهيت مرگاگر انسان بداند ماهيت مرگ , تكامل و انتقال از عالمى به عالم ديگر و قيامت عالم بقا است , هيچ گاه از مرگ وقيامت نمى ترسد. امام هادى 7خطاب به يكى از اصحاب خود فرمود: .(1)]آزمودم مرگ من در زندگى است چون رَهَم زين زندگى پايندگى است (2)]2 قيامت گرايىاعتقاد به قيامت به عنوان جايگاه ابدى و اعتقاد به نعمت هاى الهى در آن عالم , يكى از عوامل بنيادى عدم ترس از قيامت و مرگ مى باشد. بر همين اساس است كه بندگان صالح خداوند از قيامت هراس ندارند, عاشقان مرگ وقيامت هستند, چنان كه امام على 7فرمود: .(3)]مرگ اگر مرد است گو نزد من آى تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگمن ز او جانى ستانم پربهااو زمن دلقى ستاند رنگ رنگ (4)3 تقواتقوا عامل بنيادى جلوگيرى ترس از قيامت است . صحنهء قيامت براى كسانى وحشتناك است كه گناه كرده وپروندهء سياه دارند, اما انسانى كه گناه نكرده است , از قاضى نمى ترسد. بر همين اساس يكى از علل ترس از مرگ ,گناه بيان شده است .4 انجام اعمال صالحبى ترديد مرگ , مسافرت از دنيا به آخرت است كه نياز به ره توشه دارد. انجام فعاليت هايى مانند حمايت ازمحرومان و دادن صدقات و ساختن مساجد, مصاديق مهم انجام اعمال صالح است كه نقش عمده اى در جلوگيرى ترس از مرگ دارد.5 محبت به ولايت شناخت اهل بيت : و عشق و علاقه به آنان , يكى از عوامل مهم از بين رفتن ترس از قيامت و مرگ است . برهمين اساس در روايات اشاره شده است كه ولايت اهل بيت : و قبولى رهبرى آنان , عامل آسان شدن مرگ است .در برخى از روايات آمده است كه معيار قبولى اعمال , محبت به اهل بيت : به ويژه امام على 7است .با توجه به مطالب فوق بايد گفت : رعايت عوامل فوق نقش عمده اى در رفع اضطراب و ترس از مرگ و قيامت دارد و عوامل شادمانى است .(پـاورقى 1.محمد تقى فلسفى , معاد از نظر روح و جسم , ج 1 ص 179(پـاورقى 2.همان , ص 177(پـاورقى 3.نهج البلاغه صبحى صالح , خطبه 5 ص 52(پـاورقى 4.محمد حسين حسينى طهرانى , معادشناسى , ج 1 106
کد سوال : 52755
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دربارهء نماز وحشت توضيح دهيد.
پاسخ : سؤال شما را در سه قسمت جواب داده ايم . اميدواريم پاسخ خود را دريافت نموده باشيد.الف ) نوشته ايد: از حدود پانزده سالگى مشكلات اعتقادى به شما هجوم آورد.سن بلوغ فكرىِ افراد متفاوت است و علت آن مسائلى نظير ژنتيك (وراثت ) و وضع فكرى و فرهنگى و تربيتى خانواده و مدرسه و اجتماع مى باشد. برخى روان شناسان در مورد نوجوانان و جوانان مى گويند: او مى خواهد بداند چگونه از برنامهء اسلامى استفاده كند؟ چه كند تا مسلمان واقعى باشد و به بهشت برود؟ فرجام گناهى را كه مرتكب شده چيست , مسئلهء عدالت خدا چطور تبيين مى شود>.()(پـاورقى 1ً.على قائمى , شناخت ـ هدايت و تربيت نوجوانان و جوانان , ص 115ـ 121بنابراين چون مسائل اعتقادى و در نوجوانان و جوانان , استقرار نيافته و در اذهان و قلوبشان جا نگرفته ,پيدايش مشكلات و شبهات اعتقادى , امرى عادى و طبيعى است . مهم نوع برخورد با اين شبهات و اشكالات ذهنى است .غرور كاذب برخى باعث مى شود حاضر نباشند سؤالات خويش را از ديگران بپرسند, زيرا .() و به خاطر بدبينىِ پيدا شده در آن ها,(پـاورقى 2.همان .ديگران را فاقد صلاحيت لازم براى پاسخ گويى مى دانند. گاهى نيز بيم دارد پرسش خود را مطرح كند, زيرا مى ترسدبا افرادى متعصّب و بد خُلق و متحجر رو به رو شود و او را به بى دينى و لاقيدى متهم سازند.در اين ميان جوانانى تشنه حقيقت و پر انرژى هستند كه هيچ چيزى روح لطيف و كنجكاو آن ها را جز حقيقت قانع نمى كند. به همين دليل وقتى حقيقت نابى را مى فهمند يا رازى از اسرار هستى را كشف مى كنند, لذت مى برند. اين لذت روحى با لذايذ مادى قابل مقايسه نيست .ب ) نوشته ايد: هنگام مطالعه , دوست داريد شبهه اى برايتان باقى نماند, ولى وقتى به مسائل فلسفى بر مى خوريد,چون بسيارى از آن ها را نمى فهميد, از مطالعه باز مى مانيد.اگر چه رسيدن به عمق مسائل و دست يابى سريع به نتايج مطلوب , برخاسته از روحيهء دوران جوانى است , امابايد بدانيم تكامل در نظام هستى بر پايهء تدريح است . در آغاز, نطفه اى بيش نبوديم . بيش از نه ماه دوران چنين راپشت سر گذارديم , سپس دوران نوزادى و طفوليت و نوجوانى و جوانى و... به تدريج سپرى گرديد.نظام فكرى و عقلى انسان نيز به تدريج , راه رشد و كمال را طى مى كند.تربيت و تزكيهء روح و به فعليت رسيدن استعدادهاى بالقوهء درونى نيز به تدريج به ثمر مى رسد.به اقتضاى چنين حكمتى خداوند به پيامبر6توصيه فرموده : .(پـاورقى 1.طه (20 آيهء 114كسب شناخت و معرفت و فهم اسرار آفرينش , نيازمند حركت تدريجى و مستمر است و به علت گستردگى و غيرمتناهى بودن جهان تكوين و پيچيدگى و اسرارآميز بودن آن , انديشه گرانِ موشكاف و صاحبان كمال و معرفت , هرچه پيش تر مى روند, اسرار و مجهولات بيش ترى را جلوى روى خويش مى بينند و به درجه اى مى رسند كه مى فهمندمعارف و رموز هستى را نفهميده و نشناخته اند.روح حقيقت جو و فطرت بيدار و كمال طلب شما, بايد به تدريج از چشمه سار زلال وحى و منبع بى كران اقيانوس علم الهى بنوشد, تا سيراب گردد. نوشته ايد: آيا مشكلات اعتقادى من با تحصيل در رشتهء فلسفه رفع خواهدشد؟ علم كلام و بخش الهيات فلسفه , پاسخ گوى شبهات اعتقادى است , اما تا علم و دانشِ منطقى و استدلالى , باكمال و معنويت ممزوج نگردد و انسان صاحب ديدگانى ملكوت نگر, نگردد و با بصيرت به مقام يقين كه مقام ذكراست , نايل نشود, روح او آرام نمى گيرد:
کد سوال : 52756
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با توجه به اين كه حضرت زهرا3بعد از رحلت پيامبر گرامى اسلام 6مدت كمى زندگى كردو مسلّم است آن حضرت در عهد خلافت حضرت امير در كوفه نبود, چرا اكنون در كوفه در خانه اى كه به حضرت اميرمنسوب است , اتاقى به نام حضرت زهرا3وجود دارد؟
پاسخ : مدت زندگانى حضرت زهرا3بعد از رحلت پيامبر گرامى اسلام 6كوتاه بود. مورّخان رحلت بانوى بزرگ اسلام را حدّاقل چهل روز و حدّاكثر شش ماه بعد از رحلت پيامبر اكرم 6نوشته اند. حضرت زهرا3دود 24سال قبل از خلافت حضرت على 7رحلت نمود. رحلت آن حضرت در سال يازدهم هجرى قمرى بود,در حالى كه حضرت على 7در سال 36قمرى هجرى قمرى از مدينه به بصره و سپس به كوفه هجرت نمود. بنابراين ,در خانهء حضرت على 7در كوفه , حضرت زهرا3زندگى نكردند. اتاقى كه در اين خانه منسوب به حضرت زهرا3است , اتاق مسكونى آن بانو نيست . ممكن است حضرت على 7يا فرزندان فاطمه 3براى اين كه ياد و نام حضرت زهرا3را زنده نگه دارند, اتاقى را به نام حضرت زهرا3نهادند, كه نوعى ارج نهادن به دخت گرامى پيامبراسلام 6است .و ممكن است اتاق منسوب به فاطمهء ام البنين , مادر ابوالفضل العباس باشد, كه برخى به جهت ناآگاهى به اشتباه به جاى فاطمهء ام البنين , فاطمهء زهرا3را معرفى كرده اند.
کد سوال : 52757
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چند مجله و نشريهء خوب براى دانش آموزان نام ببريد.
پاسخ : مجلات زيادى براى اقشار مختلف جامعه به ويژه دانش آموزان منتشر مى شود كه مهم ترين آن عبارتند از: بيّنات ; با معارف اسلامى آشنا شويم ; سلام بچه ها; پيوند ـ از انجمن اوليا و مربيان ; پوپك ; كيهان بچه ها وبشارت .
کد سوال : 52758
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا عده اى از مسلمانان قرآن را سبك مى شمارند و به آن اهميت نمى دهند؟
پاسخ : بها و ارزش هر چيزى به محتوا و بُعد كاربرى آن بستگى دارد و ميزان ارزش گذارى و قدرشناسى نيزبه درجهء معرفت و شناخت هر فرد وابسته است . آن چه پرسيده ايد علل زيادى ممكن است داشته باشد: 1 غفلت ;2 اشتغال زياد به امور زندگى ; 3 سرگرمى هاى ناخواسته ; 4 وساوس شيطانى ; 5 عدم معرفت راستين .قرآن كه اشعه اى از نور بى نهايت و علم بى پايان خداوندى است كه همهء هستى و به تعبيرى همهء علوم و فنون وارزش ها آفريدهء او است و جلوه اى از قدرت و عظمت آفريننده را به تصوير مى كشد, كتابى است كه اگر انديشهء همه ءانديشوران جهان از ملائك گرفته تا جن و انس و از انبياى الهى تا ديگر دانشمندان و در همهء دوران ها, تا روزى كه خورشيد طلوع و غروبى دارد و كوه ها هم چنان برافراشته و قطرهء آبى در اقيانوس ها باقى است , بينديشند وموشكافى كنند و در درون اين اقيانوس بى نهايت غوّاصى نمايند, اگر چه بتوانند لحظه به لحظه گوهرهاى گرانبها وبديع و بى مثالى را به بشريت عرضه كنند, اما جهان به فرجام مى رسد و ستارگان بى فروغ مى گردند, ولى طلايه داران انديشه و تفكّر و غوّاصان درياى نور الهى , هم چنان در آغاز راهند و از شگفتى هايش , مات و متحيّر مانده اند: افزوده مى شود>.برادر جان , با سؤال خويش , غمى نهفته در درون جان را زنده كردى و ازخمى عميق و ديرينه سر برداشتى مكرراتفاق مى افتد كه انسان از كنار شخصيتى عظيم عبور كند, حتى ممكن است از كنار وجود مبارك امام زمان 7باشداما چون او را نمى شناسد, عكس العملى نشان ندهد, در برابر او تعظيم و تكريم و سلام نكند, براى اين كه او رانشناخته است . سبك شمردن قرآن , توسط برخى مسلمانان ممكن است ناشى از عدم شناخت و معرفت آنان نسبت به ساحت مقدس قرآن كريم باشد. براى اين كه مطلب روشن تر شود, ديدگاه چند محقق و متفكر را كه اندكى در قرآن تفحّص نموده و بهره برده اند را بيان مى كنيم :1 ژان ژاك روسو مى گويد: برويد در قرآن و زبان بسيط عربى دقت كامل كنيد تا حقايق و مزاياى قرآن بر شماآشكار گردد. به طور قطع مى دانم كه پس از مطالعهء قرآنِ عظيم , در برابرش سر تعظيم فرود آورده و فرياد خواهيدكرد: اى محمد! اى آورندهء قرآن ! كجايى ؟ بيا و دست ما را بگير و به باغ و صحرا و هر جا كه بخواهى ببر, اگر ما را به ميان درياى بلا و اقيانوس طوفان خيز و هر جا بفرستى , خواهيم رفت , چه ما حيات و زندگى را براى تومى خواهيم .(1)2 بلر, مستشرق معروف مى گويد: لغت قرآن فصيح ترين لغات عرب , و اسلوب بلاغت آن طورى است كه عقل را به جانب خود مجذوب مى نمايد. هر كس از قرآن پيروى كند, حياتى خوش و گوارا خواهد داشت .(2)3 ادموند بورك انگليسى مى گويد: قرآن يا قانون محمدى , قانونى است كه با محكم ترين حقوق قضايى وبالاترين قضاوت علمى و بزرگ ترين قانون گذارى منور, ترتيب و تنظيم يافته و مانند آن در اين عالم پيش تر از آن نبوده و بعد از آن نخواهد آمد.(3)(پـاورقى 1.ابوعبداله مجتهد زنجانى , تاريخ قرآن , ص 29ـ 30(پـاورقى 2.افيكلوپدى , ج 8 ص 326(پـاورقى 3.تاريخ قرآن , ص 29ـ 30
کد سوال : 52759
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دانش آموزان چگونه مى توانند كتاب را به خوبى كه معلّم مى خواهد ياد بگيرند؟
پاسخ : معلم دلسوز و با تجربه نمى خواهد دانش آموز مطالب يا متن كتاب را از بر كند و حفظ نمايد. آن چه مطلوب است فهم و درك محتواى كتاب است . براى اين كه چگونه و با كدام شيوه مطالعه نماييد تا بتوانيد محتواى كتاب را درست بفهميد و از عهدهء پاسخ گويى به سؤالات معلم برآييد, جزوه پيوست را دقيقاً مطالعه نماييد و به آن عمل كنيد.شيوهء مطالعه طلاب اين است كه قبلاً پيش مطالعه مى كنند, سپس به كلاس مى روند, تا ببينند چه اندازه از درس رانفهميده بودند. پس از درس و مطالعه , با دوستى مباحثه مى كنند كه هر كدام نفهميده باشد, ديگرى بازگو سازد. در اين صورت درس كاملاً مفهوم خواهد شد.
کد سوال : 52760
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مهم ترين نياز جامعهء اسلامى در عصر كنونى چيست ؟
پاسخ : علت تأثير دوگانه را بايد در محتواى تعليمات دو مذهب جستجو كرد. مذهبى كه اروپا قبل از رنسانس دنبال آن بود, تحريف شده و خرافى بود; به همين جهت مانع رشد و پيشرفت بود. اما مذهبى كه مسلمانان به تقليد كوركورانه ازغرب , آن را رها كردند, دين الهى بود. دينى كه قوانين آن بر پايهء فطرت و سرشت انسان استوار گشته و كتاب آسمانى اش مايهء عزت و شرف و رشد و ترقى آنان بود. به قول فيلسوف و نويسنده انگلسيى : .(1)بنابراين در هر عصرى مخصوصاً در روزگار آشوب و فتنه و تهاجم انديشه هاى انحرافى , تنها ريسمانى كه ما رابه حق متصل مى كند و باعث نجات و رستگارى مى گردد, قرآن است . پيامبر اكرم 6فرمود: .(2)(پـاورقى 1.ابوعبداله مجتهد زنجانى , تاريخ قرآن , ص 29ـ 30(پـاورقى 2.ابوجعفر محمد بن يعقوب كلينى , اصول كافى , ج 4 كتاب فضل القرآن , حديث ش 2
کد سوال : 52761
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اولين خطّاط كل قرآن چه كسى بود؟
پاسخ : به شهادت تاريخ و روايات اولين نويسنده و كاتب (خطّاط) قرآن , اميرالمؤمنين 7بود و و و عثمان در ردهء بعدى قرار دارند.(1)تعداد دقيق كاتبان وحى مشخص نيست و اختلاف نظر در شمار آنان بسيار است , به طورى كه تعداد آن ها را ازده تا 45نفر(2) ذكر كرده اند. باز به طور شفاف بيان شده است كه همهء كاتبان وحى , افرادى بودند كه پيامبر اسلام آنان را به اين سمت منصوب نمود و نظارت دقيقى بر كار آن ها داشت (3) يا آن كه داوطلبانه , جهت درك ثواب يا پيدا كردن موقعيت اجتماعى , به اين كار اقدام مى كردند؟دكتر عبدالصبور مى گويد: بر اساس روايات , آن كه بيش از همه به نگارش وحى , موفق بود, در مرحلهء اول ,على بن ابيطالب 7و سپس زيد بن ثابت بود, چون اين دو بيش از ديگران ملازم پيغمبر6بودند.(4)آن چه از تاريخ و احاديث همهء فرقه هاى اسلامى مى توان فهميد, اين است كه اتفاق و اجماع دارند اميرالمؤمنين على بن ابيطالب 7اولين حافظ و كاتب و خطاط قرآن كريم است و در تقدّم و تأخر بقيه افراد اختلاف نظر وجوددارد.(پـاورقى 1.محمد باقر حجتى , تاريخ قرآن كريم , ص 2056پـاورقى 2.بهاءالدين خرمشاهى , دانشنامه قرآن , ص 1787(پـاورقى 3.پس ازاملاى وحى , پيغمبر از كاتب وحى مى خواست آن چه را نوشته , براى او بخواند و اگر اشكالى در آن نوشته بود, رفع مى فرمود.(پـاورقى 4.محمد باقر حجتى , تاريخ قرآن كريم , ص 204
کد سوال : 52762
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چه كار كنيم با ديگران صميمى باشيم و آن ها ما را دوست داشته باشند؟
پاسخ : انسان تشنهء محبّت و احترام و تكريم است . اگر به مردم محبت كنيد, خوش اخلاق و داراى حُسن معاشرت باشيد و شخصيت آن ها را مورد احترام و تكريم قرار دهيد, چيزى جز محبّت درو نخواهيد كرد. دوست داريد مردم چگونه با شما رفتار كنند, همان گونه با مردم رفتار كنيد. على 7مى فرمايد: .(1) سجاياى اخلاقى و صفات انسانى , رمز كاميابى و موفقيت و بهترين وسيلهء سازگارى بااجتماع است . حُسن خلق مى تواند آدمى را در نظر مردم , عزيز و محبوب نمايد و موجبات آسايش مادى و معنويش را فراهم آورد. روزى پيامبر اكرم 6سوار بر مركبى بود و مى خواست از جنگلى بگذرد. مردى ركاب حضرت راگرفت و گفت : عملى را به من بياموز. حضرت فرمود: .(2)حضرت روزى به عموها و عموزادگان خويش فرمود: .(3)على 7مى فرمايد: مردم دوستدار وى خواهند شد>.امام باقر7فرمود: .(4)گشاده رويى و خوش اخلاقى , هديهء الهى است كه خداوند به بندگان خود عطا فرمود. خداوند در بيان صفات پسنديده و برگزيدهء پيامبر6مى فرمايد: . امام صادق 7مى فرمايد: .اسحق بن عمار از اصحاب امام صادق 7مى گويد: از حضرت پرسيدم : كدام يك نسبت به ديگرى برترى دارد؟فرمود: .(6)ميزان علاقهء مردم به ما, به ميزان محبّت و دلسوزى و خدمتى بستگى دارد كه ما نسبت به آن ها روا مى داريم .اگرچه ممكن است به خاطر وضع و جو كاذب اجتماعى و فرهنگى , مدتى مردم در غفلت قرار گيرند و خادم را ازخائن تشخيص ندهند, ولى قدر ناشناسى دوام و ثبات ندارد.قدر و منزلت انبيا و ائمه را مردم زمان نشناختند, اما نور آنان خاموش نشد, چون نور آن ها نور خدا است , اگر چه مشركان اراده كرده بودند نور خدا را خاموش كنند, ولى خداوند نور خويش را فراگير و عالم گستر مى سازد.(7) اگرانسان هايى عاشق دلداده و جان باختهء پيامبر اسلام مى گردند, به خاطر عشق و محبت وافرش به مردم است . قرآن مى گويد: .(8)در آيه ديگر مى فرمايد: .(9)ژان ژاك روسو مى گويد: اى محمد! اى آورندهء قرآن ! كجايى ؟ بيا و دست ما را بگير و به باغ و صحرا و چمن و به هر جا كه بخواهى , ببر. اگر تو ما را به ميان درياى بلا و اقيانوس طوفان خيز و هر جا بفرستى , خواهيم رفت , چه اين كه , ما حيات و زندگى را براى تو مى خواهيم .(10)توماس كارلايل , فيلسوف معروف انگليسى در كتاب مى نويسد: محمد, اين پسر بيابان و كودك عرب و فرزند باديه , با دلِ پاك و چشمان زيبا و روح با عظمت و افكار روشن و سيرت نيكو, دور از هر گونه غرض وريا و خودخواهى و كبر, از ميان اعراب وحشىِ سركش , قد راست كرد. گمان نمى كنم بتوان ظهور و پيدايش بى سابقه ءاو را به جريان معمولى و طبيعى تعبير نمود. من از صميم قلب او را دوست دارد, چه از طرز رفتارش بزرگى او معلوم است . وجودش سراپا عشق به خدا و علاقه به مردم بوده , حقايق برجسته و خصايص اسرار وجود طورى در مضامين قرآن جمله بندى شده كه هر خواننده به اولين چيزى كه اعتراف مى كند, حقيقت قرآن و صحت ادعاى حضرت محمد6است .(11)محبّت و مهربانى اگر با انگيزهء خدايى نباشد, دوام و بقا ندارد, چرا كه هر كسى براى هدفى با كسى دوست مى شودو طبعاً طرف مقابل به دليلى دوستى را مى پذيرد و وقتى به اهداف نرسيدند و توقعاتشان برآورده نشد, دلزدگى پيدامى شود و گاهى دوست جالب ترى از راه مى رسد و طرف مقابل رها مى شود. قرآن كريم عامل گرايش و علاقهء مردم به پيامبر6را نرم خويى و مهربانى و دلسوزى حضرت معرفى مى كند و مى فرمايد: .(12)از اين آيه استفاده مى شود ابتدا بايد اسباب جلب رحمت الهى را فراهم ساخت . نور رحمت الهى وقتى ذهن وقلب و وجود آدمى را روشن ساخت و او را در برابر فرامين الهى خاضع و خاشع نمود و عبد و تسليم محض حضرت حق گشت , محبوب خدا مى شود و خدا دوستدار او مى گردد. كسى كه محبوب خدا گردد, خداوند محبت او را در دل هر مؤمنى ايجاد مى كند; يعنى محبوب انسان هاى شريف و ملائكةالله مى گردد و مورد علاقه و مطاع همهء تسبيح گويانِ خدا, در دل درياها و آفاق آسمان ها و گسترهء زمين مى شود.امام صادق 7مى فرمايد: .(13)در زيارت امين اللّه ـ كه از زيارات بسيار معتبر است ـ به اين نكته اشاره شده است : بار الها! جان مرا به قَدَر خودآرامش ده و به قضاى خويش راضى گردان و به ذكر و دعاى خود مشتاق و حريص ساز و دوستدار و دلدادهء خاصان اولياى خويش و محبوب در ميان اهل زمين و آسمان گردان >.كسى كه طالب محبوبيت و دوستى عميق و ثابت مردم است , لازم است , زمينهء شناخت و معرفت خدا را آن چنان در سرزمين وجود خويش محقق سازد كه تسليم محض دستورها و قضا و قدر الهى باشد و ارتباط معنوى و اشتياقش به ذكر و ياد خدا, عالم را براى وى , محضرت حق تعالى سازد, به گونه اى كه انسان در هر حال خود را در حضورخداوند ببيند و چون خدا را دوست دارد, به هر كس و هر چيز كه خدا او را دوست دارد, دل مى دهد و عشق مى ورزد,در اين صورت است كه جملهء محقق مى گردد.خوش اخلاقى و نرمى و ملايمت و مدارا و مهربانى با مردم و عفو و اغماض خطاى آنان و محبت و احسان مال وثروت اگر با انگيزهء خالص خدايى انجام گيرد, به تعبير قرآن .(14) اما اگر مقصد و نيت خدا نباشد, محبت ها عمق و دوام پيدا نمى كند.خداوند به پيامبر اكرم 6مى فرمايد: .(15)(پـاورقى 1.محمد تقى فلسفى , در مكتب اهل بيت : ج 1 ص 57(پـاورقى 2.همان . (پـاورقى 3.همان , ج 2 ص 131(پـاورقى 4.همان , ص 136(پـاورقى 5.قلم (68 آيهء 4(پـاورقى 6.محمد تقى فلسفى , در مكتب اهل بيت , ج 2 ص 132(پـاورقى 7.توبه (9 آيهء 32(پـاورقى 8.شعراء (26 آيهء 3(پـاورقى 9.توبه (9 آيهء 128(پـاورقى 10.ابوعبداله زنجانى , تاريخ قرآن , ترجمهء ابوالقاسم سحاب , ص 30 با تلخيص .(پـاورقى 11.همان .(پـاورقى 12.آل عمران (3 آيهء 159(پـاورقى 13.گفتار فلسفى , ج 2 ص 113(پـاورقى 14.ابراهيم (14 آيهء 24(پـاورقى 15.انفال (8 آيهء 63
کد سوال : 52763
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منشأ پيدايش يأس و نااميدى چيست و چگونه مى توان از سرايت تأثير سوء يك شكست درفرصت هاى ديگر زندگى جلوگيرى كرد؟
پاسخ : اگر چه سرچشمهء پيدايش در همهء مردم به اصل واحدى بر نمى گردد, ولى لطافت روح جوان و بكر بودن ذهن و انديشهء او موجب مى شود مسائل نه چندان مهم نيز در ايجاد آن آفت روانى مؤثر باشد.به همين دليل سؤال مذكور را در دو قسمت , به مقتضاى سن و روحيات جوانان پاسخ داده ايم .الف ) منشأ پيدايش يأس و نااميدى چيست ؟جوان داراى احساسات و عاطفه هاى پاك انسانى است . او مجمع عشق به خوبى ها و زيبايى ها, صفا و صميميت ,صداقت و پاكى است . به همين جهت عدالت خواه , حقيقت جو, معنويت طلب , زيباگرا و داراى كرامت و بزرگوارى است . هم تشنه و خريدار محبّت است و هم فروشنده و هديه كنندهء آن .به اقتضاى روح لطيفى كه دارد, هر چيز كه از زاويهء ديد او ظلم و تبعيض و بى عدالتى و انعطاف ناپذير و ريا وخودنمايى و غرور و تكبّر و خودستايى و خود پسندى باشد, تنفرآميز و اشمئزار آور است .لذا در مقابل آن ها عكس العمل نشان مى دهد, برخورد مى كند, عصبانى مى شود, پرخاشگرى مى كند و مى كوشدبا موضع گيرى و مقاومت , جريان زشت را براندازد.در اين حال , اگر مقاومتش در هم شكسته شود يا اثر نبخشد و نتواند به آمال و آرمان خويش نايل گردد, چون هنوز در كوران سختى ها و شدايد ,فرو نرفته و در آن غوّاصى ننموده و به اصطلاح سردى و گرمى روزگار را نچشيده تا آبديده شود و نيز به علت عدم ثبات و استقرار روحيهء متحوّل و كمال طلبش ـ ممكن است به و دردو رنج درونى , دچار گردد و گاه آن چنان غمگين شود كه در تأثر عميقى فرو رود يا بگريد. در اين صورت اشتها به غذا ندارد و به يأس و بدبينى مبتلا مى گردد و احساس مى كند موجود بى ارزش و گناه كارى است و كسى او را دوست ندارد. به همين جهت كارهايش كُند پيش مى رود و حافظه اش ضعيف مى شود, به طورى كه درس را بايد چند باربخواند تا ياد بگيرد و به تدريج صبر و حوصله و علاقه به تحصيل در او كاهش پيدا مى كند و گرد و غبار يأس وشكست در او نمايان مى گردد.به ديگر سخن , عده اى در ميان جمعيتِ انبوه مردم زندگى مى كنند, اما احساس تنهايى مى كنند. كسى را نمى يابندمحرم اسرار و پناهگاهش باشد و با او درد دل كنند و سفرهء رنج و مشكلات درونشان را نزد او پهن كنند.به تدريج حالت پژمردگى در آن ها به وجود مى آيد و احساس مى كنند زندگى پوچ و بى هدف است . گاهى به يادگذشتهء پر رنج و مِحنت خويش مى افتد و با خود مى گويد: چرا اين همه زحمت و مشكلات را بايد تحمّل كنم و اصلاًبراى چه زنده ام ! گاهى در مورد آينده و دوران پيرى فكر مى كند و از آن تصويرى غمناك و حزن آلود مى سازد و آن تصوير را در ذهن خويش به تدريج بزرگ و بزرگ تر مى كند و باز يك قدم جلوتر, تصويرى وحشتناك و حيولايى مخوف از مرگ , در صفحهء ذهن خويش ترسيم مى كند و از طرفى , عذاب وجدان , احساس گناه و شرم سارى ازگناهانى كه مرتكب شده , دنيا را براى او به جهنم مبدل ساخته است و لذا به بدبينى و يأس و نااميدى و احساس ورشكستگى و ناخشنودى دچار مى گردد. راستى علت اين همه معظلات چيست ؟قرآن پاسخ مى دهد: سخت و تنگى خواهد داشت >.آرى هر فرد يا جامعه اى از معنويات و ارزش ها وخدا روى گردان شود, با ترس و اضطراب و دلهره و احساس پوچى و تنهايى مواجه مى گردد. دكتر ارنست آدلف , پزشك و جرّاح آمريكايى مى گويد: ثابت شده است 80بيمارانى كه در شهرهاى بزرگ آمريكا به اطبّا رجوع مى كنند, يك عامل مهم روانى دارند. در حدود نصف اين عدّه ,علت جسمانى براى تشخيص مرض نشان نمى دهند. به نظر پزشكان روانى , مهم ترين علل عبارتند از: معصيت وگناه , كينه توزى و نداشتن عفو و گذشت , ترس , اضطراب , شكست و محروميت , عدم تصميم و اراده , شك و ترديد,حسد, خود پسندى , افسردگى و ملالت . بدبختانه بعضى از پزشكان روانى در موقع جست و جوى علت امراض روحى و عصبى , خدا را از نظر دور مى دارند. حقيقت اين است كه همه مقصر و گناهكاريم و احتياج به عفو و رحمت پروردگار داريم . هنگامى كه محبت خدا در قلب ما جايگزين شد, حسد و خودپسندى و ساير صفات رذيله از آن بيرون مى رود و افسردگى به شادى مبدّل مى شود و اميد ـ عامل زندگى ـ به ما نيروى حيات مى بخشد.(1)قرآن در جاى ديگر مى گويد: (2)آرامش روحى و آسايش فكرى و احساس لذت از زندگى تنها در سايهء ايمان به خدا ممكن است .ب ) چه بايد كرد؟به يك داستان واقعى و جالب توجه كنيد: يك دانش آموز چينى كه در رشتهء تحصيلى خود پيشرفتى به دست نياورده و ناكام شده بود, از شدّت يأس و نااميدى كتاب هايش را جمع كرد و به دور افكند. در همان لحظه مشاهده كرد زنى مستمند قطعه اى آهن را با سر سختى و كوشش خستگى ناپذير سوهان مى زند, تا از آن سوزنى درست كند.مشاهدهء اين صحنه , انقلاب عظيمى در وجودش ايجاد نمود و روحش را به شدت تكان داد و به او درسى آموزنده و پر معنى آموخت . او تصميم گرفت به كلاس درس برگردد و به هر قيمتى , با قاطعيت به ادامهء تحصيلات بپردازد. اين تصميم را به مرحلهء اجرا در آورد و در سايهء شكيبايى , در رديف دانشمندان شهير عصر خود قرار گرفت و يكى از برجسته ترين رجال علمى زمان شد.(3)زندگانى , عرصهء جهاد دايمى و پيكار شديدى است كه از نخستين دورهء حيات تا آخرين لحظات عمر, امتداددارد و شكيبايى , قوى ترين سلاح بُرّندهء اين نبرد است . در اين مبارزه , پيروزى به افراد شجاع و دليرى اختصاص دارد كه در هيچ وضعى تسليم موانع نگردند و هر قدر به زمين بخورند, بار ديگر به پا خيزند و تلاش خود را از سربگيرند و با سر انگشت تدبير و درايت گره ها را بگشايند. اگر به فرمودهء پيامبر اكرم 6دنيا مزرعهء كار و تلاش وعرق ريختن است , زارع زبردست در روزگار خشكسالى و ظهور آفات , چون اطفال مكتب نرفته و درس ناخوانده ,زانوى غم بغل نمى گيرد و احساس شكست و نااميدى نمى نمايد, بلكه با صبورى و به كارگيرى عقل و تدبير, چاره انديشى مى كند.بايد توجه داشته باشيم , همان گونه كه طبيعتِ دنيا بر استوار گشته , ساختار وجود آدمى نيز, به گونه اى شكل گرفته و ساخته شده , كه سعادت و كمالش در حوادث سهمگين و متضاد و تزاحم هاى مختلف نهاده شده است . قرآن كريم مى فرمايد: (4)دقت كنيد نفرمود: انّ بعد العسر يسراً ; يعنى بعد از تحمل سختى و مشكلات , دوران آسايش فرا مى رسد, بلكه فرمود: ; يعنى در ذات وجود آدمى , گوهرى گرانبها نهفته شده است كه ضربات سخت روزگار مى تواندصيقلش دهد و شكوه و درخشندگى آن را آشكار سازد. اين مطلب را در آيهء بعد تكرار مى كند و بر آن تأكيدمى ورزند. بنابراين احساس شرم سارى از شكست و يأس و نااميدى از بى نتيجه ماندن تلاش , اشتباه محض و يكى از كمين گاه هاى مهم شيطان است . ورشكستگى كامل وقتى تحقق مى پذيرد كه انسان عدم پيشرفت در يك كار را به عنوان شكست دايمى تلقى كند و خود را در برابر آن ببازد.خداوندى كه عزت و ذلت در دست او است , مى فرمايد: خطا و گناه تو هر اندازه بزرگ باشد, روح اميدوارى داشته باش . راه جبران و تدارك باز است : (5) رسيدن به كمال و سعادت و هدف زندگىِ مادى و معنوى , نيازمند دو چيز است : 1 اعتماد به نفس و عدم احساس ناتوانى و ضعف مفرط. خودباورى , زايندهء اراده و استقامت و صبر و شكيبايى است .2 اتكال به خدا و استعانت از او .قرآن كريم اين دو عاملِ تداوم حيات انسانى و نيل به قلهء رفيع سعادت را چنين بيان مى كند: بگيريد. زيرا خداوند با صابران و كمك كار آن ها است >.هموار نمودن فراز و فرودهاى زندگى , و رسيدن به مقاصد عالى انسان و به دست آوردن مدارج بالاى علمى ومعنوى , با راحت طلبى و آسوده گرايى سازگار نيست .على 7فرمود: زحمت هاى سنگين , آدمى به پايه هاى بلند زندگى و آسايش دائمى نايل مى گردد>.ويل دورانت , دانشمند معروف فرانسوى مى گويد: ساده ترين و ارزان ترين راه جلوگيرى از تكرار شكست ,عبرت گيرى از شكست و اشتباهات گذشتهء خود يا ديگران است . هم چنين از بررسى علل توفيق و پيشرفت ديگران مى توان نكات مفيدى آموخت و با مطالعهء زندگى و تجربه اندوزى , از بسيارى از دشوارى ها عبور كرد.(6)براى مقابله با يأس و نااميدى بايد بر پنج محور برنامه ريزى نمود: 1 اعتماد و اتّكال به خدا و استعانت از او;2 افزايش نيروى مقاومت و اراده و قدرت تصميم گيرى ; 3 عبرت آموزى از شكست ها و كشف علل آن ; 4 مطالعه و بررسى و كشف علل پيشرفت و موفقيت ديگران ;5 خودشناسى و خود باورى و كشف واستخراج معادن نهفته در درون خويش .(پـاورقى 1.چهل تن از دانشمندان , اثبات وجود خدا, ترجمهء احمد آرام , ص 254 با تلخيص .(پـاورقى 2.رعد (13 آيهء 28(پـاورقى 3.سيد مجتبى موسوى لارى , رسالت اخلاق در تكامل انسان , ص 254(پـاورقى 4.انشراح (94 آيه 5ـ 6(پـاورقى 5.يوسف (12 آيه 87(پـاورقى 6.سيد مجتبى موسوى لارى , رسالت اخلاق در تكامل انسان , ص 261 با تلخيص .