• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 52514
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اقوام و مللى كه پيامبرى براى آن ها فرستاده نشده است و از رسالت و شريعت و ديانت بويى نبرده اند, در آخرت چگونه دادرسى مى شوند؟
پاسخ : اين گونه افراد و كسانى كه به حجت شرعى مانند قرآن و پيامبر و امام و علماى دينى دسترسى نداشته اند جزء مستضعفان اند, كه كيفر آن ها با كيفر كسانى كه حجت شرعى داشته و عمداً مرتكب گناه شده اند, تفاوت دارد.قرآن در اين باره مى فرمايد: .(1)شايد آن دسته رواياتى كه مى گويند: فرداى قيامت چند دسته را امتحان مى كنند و اگر از عهدهء امتحان برآمدند, اهل بهشت وگرنه اهل عذاب اند, اين گونه اقوام را نيز شامل شود; يعنى در قيامت از اين ها امتحان مى گيرند و اگر قبول شدند, وارد بهشت مى شوند و تقريباً مثل ما پاداش داده مى شوند و اگر قبول نشدند, واردجهنم مى شوند.حضرت امام صادق 7فرمود: .(2)(پـاورقى 1.اسرا (17 آيهء 15(پـاورقى 2.علامه محمد باقر مجلسى , بحار, ج 5 ص 290و 291 حديث 3و 7
کد سوال : 52515
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر دو نفر در دو مكان متفاوت , يكى در محيطى مذهبى و سالم و ديگرى در محيطى غيرمذهبى و آلوده , مرتكب گناه مشابه شوند, آيا در قيامت كيفر يكسان خواهند داشت ؟
پاسخ : در قرآن مى خوانيم : آن هايى كه فرشتگان روحشان را قبض كردند در حالى كه ظالم و ستمكاربودند, از آن ها مى پرسند: اگر مؤمن و مسلمان بوديد, چرادر صفوف كفارها يا محيط فاسد و آلوده بوديد؟ به عنوان عذر خواهى مى گويند: ما در محيط خود تحت فشار و مستضعف بوديم ; به همين جهت توانايى براى اجراى فرمان خدا را نداشتيم . اين اعتذار واهى از آن ها پذيرفته نمى شود و به زودى از فرشتگان خدا پاسخ مى شوند: مگر زمين خدا وسيع و پهناور نبود؟ چرا از محيط آلوده كوچ نكرديد؟در پايين آيه به سرنوشتشان اشاره مى كند كه جايگاهشان در جهنم است . امّا بلافاصله در آيهء بعدى مستضعفان و ناتوان هاى واقعى را استثنا مى كند و مى فرمايد: ممكن است اين ها مشمول عفو شده و آمرزيده شوند; يعنى كيفرشان با ديگران متفاوت باشد.آن چه از آيه فهميده مى شود اين است كه : هر گاه انسان مستضعف و غير مستضعف , گناه مشابهى رامرتكب شوند, در قيامت كيفر يكسانى نخواهند داشت .مستضعف كيست ؟ از بررسى آيات و روايات استفاده مى شود افرادى كه از نظر فكرى و بدنى و اقتصادى آن چنان ضعيفند كه قادر به شناسايى حق از باطل نيستند و يا اين كه عقيدهء صحيح و حق را تشخيص داده , اما بر اثر ناتوانى جسمى يا ضعف مالى و يا محدوديت هاى كه محيط بر آن ها تحميل كرده , قادر بر انجام تكاليف به نحو شايسته نباشند,مثلاً نتوانند مهاجرت كنند, مستضعفند. از امام موسى بن جعفر7پرسيدند: مستضعفان كيانند؟ فرمود: مستضعف كسى است كه دليل و حجّت شرعى به او نرسيده و به وجود اختلاف (كه محرك تحقيق است ) پى نبرده باشد, اما هنگامى كه به اختلاف پى برد, مستضعف نيست .(1)با توجه به مطالب فوق پاسخ سؤال اين است : وظيفهء شخصى كه در محيط آلوده زندگى مى كند, هجرت وكوچ كردن به محيط سالم است . در صورت عدم توانايى بر هجرت , در حد توان بكوشد دامن خود را آلوده نسازد. چنين شخصى اگر توجه كند مرتكب گناه نشود, ولى ناخواسته لغزشى كند, از نظر كيفر با كسى كه درمحيط سالم گناه مى كند, فرق دارد.(پـاورقى 1.شيخ عبدد على بن جمعة العروسى الحويزى , تفسير نور الثقلين , ج 1 ص 539 محمد بن يعقوب كلينى , اصول كافى , ج 4 ص 130 باب المستضعف .
کد سوال : 52516
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ما شيعيان بر محمّد و آلش صلوات و درود مى فرستيم . خود حضرت محمد6بر چه كسى صلوات مى فرستاد؟
پاسخ : تا آن جا كه ما مى دانيم و تحقيق كرديم , پيامبر هم بر محمد و آلش صلوات مى فرستاد.در روايتى از امام صادق 7مى خوانيم : در تشهد اوّل , بخوانيد: الحمدللّه اشهد ان لااله الاّاللّه وحده لاشريك له و اشهد ان محمداً عبده و رسوله اللّهم صل على محمد و آل محمد و تقبل شفاعَتَهُ وارفع درجته .(1)مى دانيم امام صادق 7مثل رسول خدا6نماز مى خواند. وقتى امام 7در تشهد نماز بگويند: اللّهم صل على محمد و آل محمد6مى فهميم رسول خدا6نيز در تشهد نماز همين را مى فرمود.(پـاورقى 1.شيخ حر عاملى , وسايل الشيعه , ج 4 ص 99 حديث 1 باب كيفية التشهّد.
کد سوال : 52517
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا شيعه عايشه همسر پيامبر6را قبول ندارد با اين كه او است ؟
پاسخ : پيش از اين گفتيم عشق و علاقه و محبت خوب است , اما نه به هر چيز و به هر كس , بلكه به چيزى و كسى كه از طرف شرع مقدس و صاحب شريعت معيّن و مشخص شده باشد.خداوند متعال در قرآن به حضرت محمد6امر كرد: بگو: به خاطر رسالت و زحماتى كه در اين باره متحمّل شدم مزدى از شما نمى خواهم , ولى به جاى آن به اهل بيتم علاقه مند باشيد.(1)پيامبر اكرم 6در اواخر عمر پر بركت خويش فرمود: .(2)اين گونه آيات و روايات نشان مى دهد انسان بايد به كسى علاقه مند باشد كه به اهل بيت عصمت و طهارت عشق بورزد, يا حداقل عناد و دشمنى با آن ها داشته باشد.راستى عايشه چنين بود؟! اگر با آن ها عناد نداشت , چرا بعد از رحلت پيامبراكرم 6وقتى پدرش روى كارآمد و حق مسلّم على 7را غصب كرد, حتى يك بار هم به او اعتراض نكرد و از على و خاندانش دفاع نكرد؟!آيا در تاريخ سراغ داريد به كتك و سيلى زدن به زهرا3و سقط فرزندش و آتش زدن درِ خانه اعتراض كند؟آيا عايشه نبود كه با هم كارى ناكثين (گروه طلحه و زبير) عليه امام المسلمين على بن ابى طالب 7قيام كرد وجنگ جمل را راه انداخت ؟ آيا عايشه نبود كه از دفن امام حسن 7كنار جدّش جلوگيرى كرد و در آخر دستورداد جسد سبط اكبر رسول اللّه را تير باران كنند؟!با توجه به نكات مذكور شيعه مى تواند به عايشه علاقه مند باشد و او را ام المؤمنين بداند؟!(پـاورقى 1.شورى (42 آيه 23(پـاورقى 2.علامه محمد باقر مجلسى , بحار, ج 2 ص 226 كتاب العلم .
کد سوال : 52518
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مورد تقويت حافظه بنويسيد.
پاسخ : راه كارهاى تقويت حافظه زياد است و در زير به برخى به طور اختصار اشاره مى شود:1 يكى از راه هاى تقويت حافظه , تحقيق و تأليف و مطالعه است . آزمايش بر روى استادان هشتاد ساله دانشگاه نشان داده است آن دسته از استادان كه كار تحقيق و تأليف و مطالعه را كنار نگذاشته اند, از حافظه ءبهترى نسبت به آن دسته از همكاران كه سال هاى بازنشستگى را زودتر آغاز كرده اند, برخوردارند.2 يكى ديگر از راه هاى تقويت حافظ استفاده كردن از روش است . بر اساس اين روش هنگامى كه شخص به فراگيرى يك مطلب جديد اقدام مى كند, درنخستين گام بايد نظرى اجمالى به كل مطلب مورد نظر بيندازد; آن گاه از خود پرسش كند در خصوص اين مطلب چه اندازه آگاهى دارد و سعى كند آن چه را در اين باره مى داند, به ياد بياورد. در گام سوم , مطالب را به دقت بخواند و آن چه را كه خوانده , براى خود باز گو كند و در پايان خود را آزمايش كند كه ميزان فراگيرى اش ازمطلب مورد نظر چقدر بوده است .3 سومين راه اين است كه علاوه بر استفاده از حافظهء كلامى , از حافظهء تصويرى استفاده كنيد; يعنى تاجايى كه ممكن است مطالب را با تصوير آن در ذهن و خاطره اش جاى بدهد.4 چهارمين راه اين است كه هنگام مطالعه اضطراب و استرس و تنش عصبى نداشته باشد و ذهن خود رافرسوده و خسته نكند و مطالب كتاب رابه صورت گام به گام در خاطره اش جاى بدهد و همهء مطالب را يك جاوارد ذهن نكند و آن را نبلعد.(1)(پـاورقى 1ً.روزنامه رسالت , شماره , 2941 سال يازدهم , شنبه 19اسفند 1374 ص 6
کد سوال : 52519
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ضمن بيان مختصرى در مورد عشق و علاقه , بگوييد: اگر كسى به يك نفر علاقه مند باشد,چگونه مى تواند او و خانواده اش را براى ازدواج راضى نمايد؟
پاسخ : عشق و علاقه يكى از عطايا و نعمت هاى الهى است . انسان به عشق و دوستى و امّيد زنده است .اگر عشق از زندگى انسان برداشته شود, زندگى روح نخواهد داشت . زندگى اى لذّت و نشاط دارد كه در آن عشق و علاقه باشد.]هر كه را در سر نباشد عشق ياربهر او پالان و افسارى بيار]عشق و دوستى منشأ فعاليت و نشاط است . كسى كه به زندگى يا چيز ديگر عشق و اميد ندارد, ممكن است خودكشى كند.عشق و محبّت بر دو نوع است : حقيقى و مجازى . عشق به خدا و پيامبر6و اولياءاللّه و امور معنوى وكمال و صفا و صداقت و... حقيقى است و اگر انسان همه چيز را فداى آن كند, ارزش دارد. چنين عشقى نصيب هر كسى نمى شود و لياقت و ظرفيت و انسانيت لازم دارد.]عشق بازى كار هر شياد نيست اين شكار دام هر صياد نيستعشق از معشوقه بايد سر زندتا به عاشق جلوهء ديگر كند شاهد اين مدعا خواهى اگربر حسين و حالت او كن نظرروز عاشورا در آن ميدان عشق كرد او را جانب سلطان عشق]عشق به زن و فرزند و خانه و ماشين و پست و مقام و پول و جيفه هاى دنيوى , عشق مجازى است , هر چنددر حدى خوب است , منتها اگر در محدود و چارچوب اسلام باشد و افراطى نباشد, بهتر است .هر جوانى دوست دارد روزى با دخترى ازدواج كند و تشكيل خانواده بدهد, ولى بايد متوجه باشدشخصيت خود و خانواده اش و هم چنين حيثيت دختر و خانوادهء او را از بين نبرد. براى رسيدن به دختر موردعلاقه , اولاً بايد ببيند شرايط وجود دارد يا نه . بر فرض اگر دختر نجيب و داراى خانوادهء شريف و اصيل وتحصيل كرده و صاحب كمال و متدين باشد, ولى پسر بر عكس باشد, روشن است شرايط وجود ندارد ورسيدن به چنين دخترى امكان ندارد, هر چند مورد علاقهء انسان باشد, ولى اگر شرايط موجود باشد, بهترين راه وصال , خواستگارى و صحبت كردن با پدر و مادر و خود دختر است .
کد سوال : 52520
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مورد حرمت ازدواج با محارم توضيح دهيد.
پاسخ : از نظر اسلام سه عامل سبب مى شود ازدواج بعضى از مردان با بعضى از زنان حرام شود:1 نَسَبْ و خويشاوندى ; ازدواج با مادر و مادر بزرگ و دختر و خواهر و دختر خواهر و دختر برادر و عمه وخاله حرام است .2 رضاع (شيرخوردن ); اگر رضاع جامع الشرايط تحقق پيدا كند, مرد و زن شيردهنده , پدر و مادر شيرخورند و خود شيرخورنده بچه آن ها مى شود; در اين صورت هر كسى كه از راه نسب , بر زن و مرد حرام مى شد,از راه رضاع هم حرام مى شود.3 ازدواج و مصاهره ; از اين طريق زَنْ بابا, بر پسر; و زن پسر, بر پدر حرام است ; هم چنين مادر زن وخواهرزن در صورتى كه زن زنده باشد, اما اگر زن بميرد و يا مطلقه شود, ازدواج با خواهر زن منعى ندارد.ازدواج با حرام است . به دخترِ زن گفته مى شود.اگر زن از شوهر قبلى خود دختر داشته باشد, آن دختر مى شود و ازدواج شوهر با وى حرام است . ازدواج با دختر برادرِ همسر ـ در حالى كه عمهء وى زن آدمى است و خواهر زادهء همسر, در حالى كه خاله ءوى زن آدمى است بدون اجازهء همسر اشكال دارد, ولى اگر اجازه بدهد, مانعى ندارد.(1)(پـاورقى 1.امام خمينى , تحرير الوسيله , كتاب النكاح , فصل اسباب التحريم .
کد سوال : 52521
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا حضرت امام على 7در طول 25سال براى گرفتن حق خود (ولايت ) كارى نكرد؟ درطول اين چند سال به چه كار مشغول بود؟
پاسخ : بعد از رحلت نبى گرامى اسلام 6و غصب خلافت و كنار گذاشتن حضرت على 7از صحنه ءسياسى و تصميم گيرى در امور جامعهء اسلامى , آن بزرگوار لحظه اى درنگ نكرد و براى بازپس گيرى حق مسلّم خويش تلاش بسيار نمود.طبق گفتهء يكى از علماى بزرگ اهل سنّت , شب ها حضرت فاطمه 3را سوار برچهارپايى مى كرد و در مجالس انصار مى گردانيد و فاطمه 3از آن ها مى خواست از على 7پشتيبانى كنند.آنها در پاسخ مى گفتند: اى دختر رسول خدا6 بيعت ما با اين ابوبكر انجام شده و كار از كار گذشته است و نمى توانيم نقض بيعت كنيم . اگر شوهر تو قبل از ابوبكر به سوى ما مى آمد, ما به او مراجعه كرده و رهبرى او رامى پذيرفتيم .(1)حضرت براى اثبات حقانيت خود بارها با استدلال ها و احتجاج هاى متين خود, از خليفه و هواداران اوانتقاد و به آن ها اعتراض مى كرد, ولى مرور ايام و سير حوادث نشان داد اين اعتراض ها سودى ندارد و خليفه وهوادارانش براى حفظ قدرت پافشارى زيادى دارند.در اين هنگام امام بر سر دو راهى سرنوشت سازى قرار گرفت : يا مى بايست به كمك خاندان رسالت وعلاقه مندان خود قيام كند و با توسل به زور و قهر و غلبه , حكومت را قبضه كند, و يا وضع موجود را تحمل كرده و در حد امكان به حل مشكلات مسلمانان و انجام وظايف خويش بپردازد; از آن جا كه هدف در رهبرى الهى ,مقام و قدرت و موقعيت نيست , لذا اگر رهبرى اسلامى بر سر دو راهى قرار گيرد و ناگزير باشد از ميان مقام وهدف يكى را برگزيند, بايد از مقام دست برداشته و هدف را مقدم بدارد. على 7با روبه رو شدن با چنين وضعى , راه دوم را انتخاب كرد.حضرت در ارزيابى اوضاع و احوال جامعهء اسلامى و خطراتى كه آن را تهديد مى كرد, به اين نتيجه رسيد كه اگر در گرفتن حكومت اصرار بورزد و به زور و قدرت متوسل شود, وضعى پيش خواهد آمد كه تمام زحمات رسول خدا6و خون هاى پاكى كه در راه باور كردن نهال اسلام ريخته شد, هدر برود.خود مى فرمايد: .(2)خطرهايى كه در صورت قيام على 7جامعهء اسلامى را تهديد مى كرد, زياد بود كه در ذيل به چند تا به طوراختصار اشاره مى كنيم : 1 امام اكثر دوستان فدايى و صميمى خود را از دست مى داد. از طرفى بسيارى از صحابهء پيامبراكرم 6ه به حكومت على راضى نبودند, كشته مى شدند. بديهى است با پيش آمدن چنين وضعى , قدرت مسلمانان به ضعف مى گراييد و با يك حملهء دشمنان قسم خورده و زخم ديده سقوط مى كرد.2 بسيارى از قبايل و گروه ها در سال هاى آخر عمر پيامبر6مسلمان شده و هنوز ور ايمان در دل آنان نفوذ نكرده بود; لذا وقتى با خبر شدند پيامبر6رحلت كرد, گروهى پرچم ارتداد را بلند كرده و عملاً باحكومت اسلامى در مدينه به مخالفت برخاستند.روشن است , قيام امام براى خلافت در چنين وضعى به صلاح اسلام و مسلمانان نبود.3 علاوه بر خطر مرتدان , خطر بزرگ عده اى بود كه ادعاى نبوت كردند, مانند مسيلمه كذّاب و سجاح , كه هر كدام با جمع بيروهاى زياد قصد حمله به مدينه , مركز حكومت اسلامى را داشتند.4 خطر احتمالى حملهء روميان مسيحى به سرزمين هاى اسلامى , در صورت دو دستگى مسلمانان .فعاليت امام 7در طول اين مدت :1 تفسير قرآن و حل مشكلات بسيارى از آيات و تربيت شاگردانى مثل ابن عباس ; 2 پاسخ به پرسش هاى دانشمندان ملل جهان , به خصوص دانشمندان يهودى و نصارى ;3 تبيين حكم شرعى مسائل جديدى كه سابقه نداشت ;4 تربيت و پرورش گروهى كه ضميرى پاك و روحى آماده براى سير و سلوك داشتند;5 تلاش و كوشش براى تأمين زندگى بسيارى از مستمندان , تا آن جا كه با دست خود باغ احداث مى كرد وقنات حفر مى نمود و آن را در راه خدا انفاق مى كرد;6 مشاور خوب و مورد اعتماد دستگاه خلافت در مسائل سياسى و حل مشكلاتى مهمى كه بر سر راه حكومت به وجود مى آمد.(3)(پـاورقى 1.ابومحمد عبداللّه بن مسلم قتيبة دينورى , الاءمامة و السياسة, طبق نقل محدث قمى در بيت الاءحزان , ص 101 ترجمهء محمدمحمدى اشتهاردى .(پـاورقى 2.نهج البلاغهء صبحى صالح , خطبهء 3(پـاورقى 3.سيره پيشوايان , مهدى پيشوايى , ص 64ـ 72
کد سوال : 52522
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : وظايف منتظران در عصر غيبت را بيان كنيد.
پاسخ : از وظايف ما در زمان غيبت حضرت مهدى 71 حفظ ايمان از شبهات و مشكوك است و از خداى متعال بخواهيم و خود همت كنيم در آخر الزمان دينمان حفظ شود و در بازار آشفتهء دنياپرستى و تجملات باور مذهبى خود را از دست ندهيم .2 وظيفه ديگر ما اين است كه براى ظهور حضرت و سلامتى و حفظ جان ايشان دعا كنيم . دعاهايى در اين زمينه وارد شده است , از جمله كه در آخر مفاتيح الجنان آمده است . همين طور دعاى شريف خواندن دعاى عهد نيز بسيار مناسب است .3 وظيفهء ديگر, انتظار فرج و ظهور حضرت مهدى 7است ; به اين معنا كه با تهذيب نفس و كسب اخلاق حسنه , خود را براى حضور در صف لشكريان حضرت , تربيت و سعى كنيم طورى نباشيم كه از مخالفان ومطرودان حضرت باشيم .اين گونه انتظار ثواب فراوانى دارد و حتّى از افضل عبادات محسوب شده است . پيامبر6فرمود: . البته انتظار فرج غير از آمادگى شخصى است . بايد سعى كنيم جامعه و بشريت را نيز براى ظهور مصلح جهانى آماده كنيم . از اميرالمؤمنين 7نقل است كه فرمود: چرا كه با جهاد همه جانبه , زمينهء را براى قيام فراهم مى سازند.4 صدقه دادن و خيرات كردن براى وجود حضرت مهدى 7كه رابطه را با آن حضرت قوى تر مى كند وموجب عنايت و محبّت ذات شريف مى شود.(1)انس و تفاهم با حضرت مهدى , تفاهم فرهنگى و مكتبى است .(پـاورقى 1.شيخ عباس قمى , منتهى الآمال , ج 2 ص 483 با تلخيص .
کد سوال : 52523
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا مامايى كارى مكروه است ؟
پاسخ : مامايى شغل مكروهى نيست و حلال و بلامانع است . فقهاى عظام مامايى را جزء شغل هاى مكروه به حساب نياورده اند. اين قبيل شغل ها در محيطى كه نياز هست , شايد واجب كفايى باشد و از شغل هاى بسيار شريف و نجات دهنده ءكودكان و مادران است . ماما بشارت دهندهء خانواده ها در تولد نوزادان است .