• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 52484
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بنده چند جلد از كتاب هاى شما با عنوان و18كتاب جيبى را مى خواهم . لطفاً كتاب هاى مورد نظر را برايم بفرستيد.
پاسخ : برادر عزيز امكان ارسال كتاب براى اين واحد نيست شما مى توانيد از طريق رايانه (كتابشناسى )مركز انتشارات كتاب هاى مزبور را شناسايى و از آن طريق اقدام به تهيهء آن ها نماييد. موفقيت شما را از خداوندخواهانيم .
کد سوال : 52485
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منظور از چيست ؟ به هر حال كسى كه تا كنون تحت تكفل پدر بوده , هر چه دارد از او است . آيا آن ها را نيز بايد از تاريخ شروع سال خمسى به حساب بياورد؟
پاسخ : منظور از يعنى آن چه كسب كرده ايد, مثلاً كاركرده و مزد گرفته ايد يا كسى به شماهديده اى داده و اين هديه از ما يملك شما محسوب شود. البته هديه كلان به فتواى امام (ره ) خمس ندارد. جهيزيه و وسايلى كه پدر و مادر براى فرزند به تدريج تهيه مى كنند, و نمى توانند يك جا تهيه نمايند, درصورتى كه معمول باشد خمس ندارد و اموالى از قبيل لباس و كفش و كتاب و ديگر وسائل زندگى كه پدر و مادربه فرزند مى دهند تا از آن ها استفاده كند, خمس ندارد, حتى كتاب هاى درسى و تخصصى خمس ندارد, اگر چه يك سال بر آن گذشته باشد.شما از موقعى كه حقوق گرفته ايد. سال خمسى تان شروع شده و اگر پس از يك سال چيزى از حقوق هايتان اضافه بيايد, بايد 15آن را به عنوان خمس بپردازيد. وسائل شخصى و لوازم زندگى كه براى خود تهيه مى كنيد,خمس ندارد.(1)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 2 ص 70و مسئله 1753
کد سوال : 52486
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا امروز عذاب الهى همانند قوم عاد و ثمود و لوط و نوح نازل نمى شود, در حالى كه اقوامى بدتر و فاسدتر از آن ها وجود دارند, خصوصاًكشورهاى متجاوز و خون آشامى مثل امريكا و اسرائيل ؟
پاسخ : در مورد اين سؤال بايد به موارد زير توجه كرد:1 تمام كارهاى ذات احديّت بر اساس نظم و برنامه صورت مى گيرد و نزول عذاب هم از اين قاعده مستثنا نيست .در گذشته عذاب وقتى نازل مى شد كه شخص معصوم و انسان كاملى ,مدّتها و سال ها مردم را به حق و حقيقت دعوت مى كرد و در اين راه با تمام وجود تلاش و كوشش كرد, اما اكثر مردم حرف هايش را نمى شنيديد و از اوتبعيت نمى كردند و در صدد استهزا و تمسخر و ايذاى او بر مى آمدند و بالاءخره وقتى كارد به استخوان مى رسيد و از ارشاد آنان مأيوس مى شد, از خداونددرخواست تنبيه مردم را مى كرد و خداوند دعايش را اجابت و بر آن ها عذاب نازل مى كرد؟روشن است امروزه به حسب ظاهر همچون انسانى در روى زمين وجودندارد...2 در عصر همهء انبيا و اولياءاللّه , خداوند براى افراد متمرد عذاب نازل نمى كرد و از اين طريق آن ها را نابود نمى نمود, بلكه گاه بر آن ها عذاب نازل مى كرد.3 عذاب و كيفر انواع و اقسامى دارد و براى هر قومى يا در هر زمانى , به شكلى , تجلّى و ظهور مى كند, گرچه امروز شاهد عذاب هايى مثل عذاب قوم عاد و ثمود نيستيم , اما عذاب هايى مثل مرگ هاى ناگهانى و آمدند زلزله وخشك سالى و نيامدن باران و غيبت و پشت پرده قرار گرفتن وجود مقدس حضرت بقيةاللّه را شاهديم . 4 دو عامل باعث شد عذاب هايى كه بر اقوام ديگر نازل مى شد, ديگر نازل نشود; يكى به مناسبت ظهور پيامبر و ديگر تعليم استغفار ; تا وقتى استغفار درجامعه باشد, عذاب هايى به شكل قوم عاد و ثمود و لوط نازل نخواهد شد.
کد سوال : 52487
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا بايد پيامبراكرم 6زود از دنيا برود و قرن ها مسلمانان ازفيض وجودش محروم باشند؟ چرا بايد شيعه از فيض وجود حضرت امام زمان 7بى نصيب بماند؟ در حالى كه خداوند قدرت دارد وجودش را ظاهركند و از شرّ دشمنان حفظش نمايد؟
پاسخ : در پاسخ به اين سؤال بايد گفت : اولاً: بايد بدانيم پيامبر و امام ازنظر مادى و عنصرى مثل ساير مردم هستند و غذا مى خورند و استراحت مى كنند و مريض مى شوند و زن مى گيرند و تشكيل خانواده مى دهند. خداوندبه پيامبر6فرمان مى دهد: .(1) پيامبر6هم مثل ديگران مسموم و پير مى شود و بالاءخره مى ميرد: .(2)بنابراين نبايد انتظار داشته باشيم پيامبر6هميشه زنده باشد يا بيش ازديگران عمر كند. ثانياً: پيامبر اكرم 6زمانى رحلت كرد كه مأموريت خود را به نحو احسن به پايان رساند. خداوند تمام احكام و قوانين دين را بر او نازل كرد و دينش راكامل نمود: .(3)پيامبر اكرم 6 احكام و قوانين را تا آن جا كه مردم نياز داشتند و اوضاع به او اجازه مى داد, به مردم ابلاغ كرد و همهء آن ها را به حضرت على بن ابى طالب 7و ايشان به امام بعد از خود و همين طور تا امام زمان تعليم داد; بنابراين ائمهء اطهار: در احكام و قوانين هر چه دارند, از رسول خدا6ارند; از اين رو مى توانيم بگوييم : گرچه جسم پيامبر6به حسب ظاهر ازميان ما رفته است , اما جان و روحش تا ابد زنده است .اما راجع به امام زمان 7بايد بگويى : كلاً سه فايده بر وجود امام مترتب است :1 فرد كاملى است كه همهء فضائل و كمالات انسانيت در او تبلور يافته وصحبت خدا است كه اگر نباشد, زمين اهلش را فرو مى برد و عذاب نازل مى شود و فيوضات الهى به يُمن وجود او به مردم و اهل زمين و آسمان مى رسد.2 حافظ و مروج احكام الهى و واسطهء فيض است و فيوضان الهى به يمن وجود او به موجودات مى رسد.3 زمامدار و اداره كنندهء امور مسلمان ها است .فايده اول يقيناً حاصل است , زيرا واسطهء فيض بودن , فرق بين حضور وغياب ندارد. فايدهء دوم نيز فعليت دارد, زيرا او لنگر زمين و آسمان و قلب عالم امكان است ; اما فايدهء سوم , ما هم قبول داريم مردم از فيض وجودش محرومند, اما بايد ديد عامل حرمان كيست ؟ خدا, امام يا مردم ؟ به طور حتم خداوند متعال نيست , چون وظيفه اش آفريدن امام 7و معرفى كردن به مردم است و اين كار را هم كرد. امام هم نيست , چون حضرت براى هرگونه فداكارى و افاضهء فيض آمادگى دارد; پس يقيناً مردم مقصرند و بايد زمينه ءظهور حضرت را فراهم كنند تا حضرت ظهور كنند. خداوند متعال هم بدون اسباب و علل و به طور مستقيم در امور مردم دخالت نمى كند و تا مردم زمينه ءظهور را فراهم نكنند, خداوند كارى انجام نخواهد داد. سرنوشت آنان را تغيير نخواهد داد>.()خواجه نصير الدين طوسى در الاعتقاد> مى گويد: والغيبة منّا ; علت غيبت ماييم >.(پـاورقى 1.كهف (18 آيهء 110(پـاورقى 2.زمر (39 آيهء 30(پـاورقى 3.مائده (5 آيهء 3
کد سوال : 52488
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا اغلب آيات قرآنى متوجه مردان است ؟ مثلاً مى فرمايد:فرداى قيامت براى مردان مؤمن , حورالعين و دخترانى كه همه در خوبى و جوانى مانند همند(1) و در آن بهشت ها زنان زيباى با حيايى هست كه دست هيچ جن و انسى , پيش از مردان متقى به آن ها نرسيده است .(2)(پـاو
پاسخ : در پاسخ به اين سؤال بايد گفت : اولاً: حورالعين فقط به زن هااطلاق نمى شود, بلكه شامل مذكر و مؤنث مى شود; زيرا حورالعين , يعنى كسى كه سياهى چشمش كاملاً سياه و سفيدى چشمش كاملاً شفاف و سفيد ودرخشنده است و اين نهايت زيبايى چشمان است . روشن است قرار گرفتن سفيدى شديد در كنار سياهى شديد, زيبايى خاصى به چشمان مى دهد;بنابراين حورالعين , يعنى زيبا چشم , مانند چشمان آهو, و زيبا چشم بودن , فرقى بين زن و مرد ندارد.اگر به زن ها حورالعين گفته مى شود, به اين خاطر است كه غالباً چشمان زيباو دلربايى دارند;(1)ثانياً: اگر در قرآن كلمات و الفاظ, بيش تر به صورت مذكر آورده شده , به خاطر رعايت فرهنگ محاوره و سخن گفتن و رعايت عرف بين المللى است , نه به عنوان فرهنگ ادبيات كلاسيكى و كتابى ; يعنى چون در عصر نزول قرآن ـبلكه در همه اعصار ـ هنگام محاوره و سخن گفتن , الفاظ به صورت مذكر آورده شده , قرآن هم از اين روش پيروى كرده است ; مؤيد اين گفتار, قرآن است كه مى فرمايد: .(2)در اين آيه با اين كه حكم به تساوى زن و مرد در فضيلت هجرت شده و بيان شده , در عين حال الفاظ به صورت مذكر آورده شده است ,مث لاً فرمود: كه هر دو مذكرند. خداوند با اين تعبير مى خواهد به ما بفهماند مذكر آوردن الفاظ تنها به خاطررعايت فرهنگ محاوره و سخن گفتن است و هرگز مذكر در مقابل مؤنث نيست ,چون اگر مراد از عامل در مقابل و در مقابل باشد, اصلاًبا جملهء سازش نخواهد داشت و در آيهء ديگر مى خوانيم : ,(3) با اين كه فرمود زن و مرد فرق نمى كنند, در عين حال الفاظ به صورت مذكر آورده شده است .(4)(پـاورقى 1.ر.ك : مجمع البحرين , فخرالدى طريحى , مادهء حور.(پـاورقى 2.آل عمران (3 آيهء 195(پـاورقى 3.نحل (16 آيهء 97(پـاورقى 4.برداشت از كتاب : زن در آيينه جلال و جمال , آيت الله عبدالله جوادى آملى , ص 94ـ 98.
کد سوال : 52489
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با توجه به اين كه رسول خدا و ائمهء اطهار: از همهء علوم وفنون آگاهى داشتند و قدرت ساخت صنايعى مثل رايانه و تلويزيون و راديو راداشتند, چرا به شاگردان خود تعليم ندادند تا جهان اسلام محتاج غربى هاى غيرمتمدن نباشد؟!
پاسخ : آنچه مسلم است و در صحت آن ترديدى نيست , اين است كه امام 7بايد به تمام احكام و قوانين شريعت كه براى سعادت دنيوى و اخروى مردم ضرورت دارد, آگاهى داشته باشد و همين طور از صفات نيك و زشت وعقايد صحيح و باطن مطلع باشد, و در يك كلام : آن چه را كه براى ارشاد وهدايت انسان ها و ادارهء امور دنيوى و اخروى آنان لازم است , بداند; اما اين كه در ساير رشته ها و فنون علمى , مثل طبابت و گياه شناسى و صنعت و فناورى وجبر و مثلثات و هندسه و فيزيك و شيمى نيز مهارت و تخصص داشته باشد,بين انديشه گران اسلامى اختلاف است . عده اى مى گويند: امام بايد همه چيز رابداند و از همهء زبان ها آگاهى داشته باشد, ولى برخى معتقدند دانستن سايرعلوم , از شرايط امامت نيست و آگاهى آن براى امام 7ضرورت ندارد.حق مطلب اين است دلايلى كه براى اثبات عالم بودن امام 7ارائه مى شود, بيش از اين دلالت ندارد كه امام 7بايد به تمام علومى كه به گونه اى در ارشاد و هدايت مؤثر است , آگاهى داشته باشد, اما براى ساير علوم دليل نداريم .دليل نداريم شرط است امام 7مهندس و رياضى دان و زمين شناس ومخترع و يا مكتشف باشد, اما اگر دانستن يكى از اين ها براى اثبات امامت ياارشاد و هدايت خلق ضرورى باشد, مى تواند از نيروى باطنى خود استفاده كندو با جهان غيب تماس بگيرد و علوم و اطلاعات لازم را به دست آورد.منبع تمام حقايق در اختيار امام 7است و هر وقت ضرورت اقتضا كند,مى تواند بهره بردارى كند; به همين دليل مى بينيم ائمهء اطهار: گاهى ازخواص گياهان و از حوادث زمين و آسمان خبر مى دادند و زمانى از سخنان حيوانات گزارش مى دادند و با زبان هاى غير عربى تكلّم مى كردند, اما گاهى براى مداوا و درمان خود, به دكتر مراجعه مى كردند و دارو استفاده مى نمودند,چنان كه براى درمان زخم سر مبارك مولاى متقيان على بن ابى طالب 7 به دكترمراجعه كردند.(1)با توجه به مطالب فوق در پاسخ سؤال مذكور گفته مى شود:اولاّ: انبيا و ائمهء اطهار: به اعتبار بدن مادى و عنصرى و علم حصولى ,لازم نبود همه چيز را بدانند و به پيروان خود ياد بدهند, هر چند به اعتبارنورانيت ذاتى كه داشتند و به اعتبار مقام ولايت , همهء حقايق را مى دانستند و به آن علم حضورى و شهودى داشتند و تنها در مواردى از آن بهره مند مى شدند كه اثبات امامت يا ارشاد و هدايت مردم مقتضى آن بود, و اگر از علوم و ابزارى مثل رايانه و اينترنت خبر نداده اند, شايد يكى از علل آن , عدم ضرورت بوده است ,تا امام 7براى اطلاع از آن , از عالم غيب استمداد بجويند.ثانياً: هميشه معلم و مربى و استاد مطالبى را براى شاگردان بيان مى كند كه ظرفيت و توان درك را داشته باشند. اين كه ائمهء اطهار: از اين علوم خبرندادند شايد يك علتش عدم توانايى و ظرفيت نداشتن پيروان بوده است ; يعنى چون ديده اند نمى توانند فرمول هاى پيچيدهء ساخت رايانه و اينترنت را بفهمند,لذا از بيان آن صرف نظر كرده اند; چنان كه وقتى خواستند به مردم تفهيم كنندموجودات مرموزى به نام ميكروب وجود دارد, مى فرمودند: از كوزه هاى گلى شكسته آب ننوشيد, زيرا محل و جايگاه جنيان است .ثالثاً, انبيا و اولياءاللّه و ائمهء اطهار: صلاح ديدند كشف اين گونه علوم وفنون را به مردم واگذار نمايند و مردم بروند درس بخوانند و زحمت بكشند و باانديشه گران تماس بر قرار نمايند و از اندوخته ها و تجربيات آنان استفاده كنند واز اين طريق باب علم و دانش باز باشد و از تضارب آرا, جامعه بالنده شده ورشد نمايد.اگر قرار بود همه چيز را انبيا و ائمه : به مردم تعليم دهند, پس عقل وانديشه بشر چه فايد داشت ؟!اين كه خداوند به آن ها عقل و انديشه داده , يكى به خاطر اين بوده است كه تلاش كنند و از طريق علم و دانش و تفكر چيزهايى را كه براى زندگى مادى فايده دارند, بسازند و كشف نمايند.(پـاورقى 1.ابراهيم امينى , بررسى مسائل كلّى امامت , ص 322ـ 325
کد سوال : 52490
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با اين كه همهء موجودات به خصوص انسان ها نسبت متساوى با خداى تبارك و تعالى دارند,چرا متفاوت آفريده شدند؟ يكى از ضريب هوشى خوبى برخوردار است و ديگرى فاقد آن است ; يكى داراى روحيه قوى و ژن هاى پيشرفته است , ولى ديگرى اين طور نيست . آيا اين دو دسته در مقابل
پاسخ : در پاسخ به شبههء فوق , دانستن نكات زير لازم است :1 قسمتى از تفاوت هاى جسمى و روحى , معلول اختلافات طبقاتى و مظالم اجتماعى است كه هيچ گونه ارتباطى به آفرينش ندارد, مثلاً بسيارى از فرزندان ثروتمندان از فرزندان فقرا, قوى تر و زيباتر و از نظر استعدادپيشرفته ترند, به دليل اين كه آن ها از تغذيه و بهداشت كافى برخوردارند. 2 پاره اى از اين تفاوت ها لازمهء آفرينش است ; يعنى خداوند متعال آن ها را خلق نكرده , بلكه لازمه ءمخلوقات است . توضيح : كراراً متذكر شديم جهان هستى با نظام ها و قوانين ذاتى غير قابل تغيير اداره مى شودكه به موجب آن هر پديده اى مكان و موقعيت خاصى دارد و تغيير در آن راه ندارد. لازمهء نظام داشتن , پيدايش وتحقق موجودات به صورت مختلف و متفاوت است ; يعنى چون نظام عالم علّى و معلولى است و هر پديده اى از علّت خود به وجود مى آيد و چون علت ها و سبب ها مختلف اند, قهراً معلول ها هم مختلف و متفاوت خواهند بود.گفتنى است معمولاً مواهب الهى و استعدادهاى جسمى و روحى انسان ها آن چنان تقسيم شده است كه هركسى قسمتى از آن را دارد و كم تر كسى پيدا مى شود كه همهء مواهب را داشته باشد; يكى نيروى بدنى كافى دارد; ديگرى از استعداد رياضى خوبى برخوردار است ; يكى ذوق شعرى و ديگرى عشق تجارت دارد; مهم اين است كه جامعه يا اشخاص استعدادها را كشف كنند و آن را در محيط سالمى پرورش دهند.3 بايد پذيرفت جامعه همانند پيكر انسان نياز به سلول هاى گوناگون دارد; يعنى اگر بدن از سلول هاى ظريفى همانند سلول هاى چشم يا مغز ساخته شده باشد, دوام ندارد, يا اگر تمام سلول هاى آن خشن و غيرقابل انعطاف , همانند سلول هاى استخوانى باشد, كارآيى كافى براى انجام وظايف مختلف را نخواهد داشت ,بلكه بايد از سلول هاى گوناگونى كه يكى وظيفهء تفكر و ديگرى مشاهده و سومى شنيدن و بالاخره چهارمى سخن گفتن را عهده دار شود, تشكيل شده باشد.جامعهء انسانى اگر بخواهد يك جامعهء بالنده و پيشرفته باشد, نياز به استعدادها و ذوق ها و ساختمان هاى مختلف روحى و جسمى دارد. اگر تمام سلول هاى بدن انسان يك نواخت آفريده مى شد, دور از حكمت بود;هم چنين اگر تمام مردم مثل هم , فكر مى كردند و استعدادهاى مشابهى مى داشتند, جهنّمى پيدا مى شد كه همه در آن در زحمت بودند, چون همه به يك سو و جهت حركت مى كردند و يك چيز را مى خواستند و يك پست وشغل را طلب مى كردند و يك غذا را دوست مى داشتند و يك كار واحد را انجام مى دادند و...; بنابراين اقتضاى حكمت الهى آن است كه موجودات به خصوص انسان ها متفاوت باشند.البته كسى تصور نكند چون تفاوت , موجب رشد و تكامل جامعه بود, لذا خداوند يك عده را از داشتن عقل و شعور كامل محروم كرد! منظور اين است كه خداوند به اندازهء توان و ظرفيت هر موجود به او فيض ورحمت بخشيد و نسبت به احدى تبعيض روا نداشت , اما در عين حال به خاطر وجود نظام عِلّى و معلولى ,موجودات متفاوتند كه اين تفاوت خيلى مفيد مى باشد.در خاتمه نسبت به قسمت اخير سؤال بايد بگوييم در قيامت هر كسى را به اندازهء توان و وسع فكرى وجسمى پاداش و كيفر مى دهند.(1)(پـاورقى 1.مرتضى مطهرى , عدل الهى , ص 51و ناصر مكارم شيرازى و همكاران تفسير نمونه , ج 3 ص 365ـ 366و ج 17 ص 313
کد سوال : 52491
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : خداوند متعال بارها در قرآن فرموده است : خداوند هر كه را بخواهد هدايت مى كند و هر كه را بخواهد, گمراه مى كند, يا نعمت مى دهد و نعمت را مى گيرد; مفهوم اين آيات چيست ؟ مگر خداوند سعادت و خوشبختى را براى همه نمى خواهد؟
پاسخ : در پاسخ سؤال اول گفته شد خداوند براى جهان نظام و قانون آفريده و نظام الهى در مورد انسان اين است كه كارهاى خود را با اراده و قدر خود انجام بدهد و حضرت حق چيزى را براى انسان مى خواهد كه خواسته و اراده كرده است .بنابراين , معناى هدايت و ضلالت خداوند اين نيست كه او به طور مستقيم انسان را هدايت يا گمراه مى كند,بلكه به اين معنا است كه انسان با ارادهء خود راه هدايت يا ضلالت و بدبختى را انتخاب مى كند, سپس خداوندبر مبناى خواستهء او وسايل و زمينه هاى سعادت و هدايت يا ضلالت و گمراهى و بدبختى را فراهم مى نمايد.توضيح : هميشه اعمال و كردار انسان نتايج و بازتاب خاصى دارد, از جمله اين كه اگر عمل , خوب و نيك باشد نتيجهء آن روشن بينى و توفيق و هدايت بيش تر به سوى خدا و انجام اعمال بهتر است . شاهد اين مدّعا, آيه ء(1) است .اگر آدمى دنبال زشتى ها و بدى ها برود, تاريكى قلبش افزون شده و به سوى گناه و بدبختى سوق داده مى شود, كه گاه تا سر حد انكار خدا مى رسد: .(2)بنابراين , انسان با اختيار و ارادهء خويش , راه هدايت و خير را با انجام كارهاى نيك , و راه ضلالت و گمراهى را با انجام كارهاى زشت و قبيح انتخاب كرده و كسى او را در اين دو راه اجبار نكرده است .خداوند متعال براى انسان همان را اراده مى كند كه انسان به اختيار براى خويش برگزيده است ; اگر راه سعادت را انتخاب كرده باشد, خداوند به او توفيق مى دهد, و اگر راه بدبختى را پيش گرفت , از او سلب توفيق مى كند.(پـاورقى 1.انفال (8 آيه 29(پـاورقى 2.روم (30 آيهء 10
کد سوال : 52492
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : خانوادهء من از غُلات صوفيه و و شيطان پرست و منكر نماز هستند; از اين جهت , شش هفت سال پيش , من به دين اسلام و مكتب تشيع گرويدم و خانواده ام را ترك كردم . مدتى كارگرى كردم تا در دانشگاه قبول شدم . در ابتداى سال 77فارغ التحصيل شدم و چون كار پيدا نكردم , به
پاسخ : برادر گرامى , على محمد رضايى , پس از سلام و آرزوى موفقيت .استقامت و پايدارى حضرت عالى در عقيده قابل تقدير است , اما شيوه اى را بايد در پيش گيريد كه براى پدر و مادر جاذبه داشته باشد; با دعوا و جنجال هدايت امكان پذير نيست . هر چند گذشته ها گذشته و افسوس بر گذشته فايده اى ندارد, ولى اى كاش قبل از ترك خانه كمى فكر مى كرديد و شيوهء ارشاد و محبت را پيش مى كشيديد و صبر مى كرديد تا وقتى كه از نظر زندگى استقلال پيدا كرده و مى توانستيد روى پاى خود بايستيد;آن وقت به ارشاد مى پرداختيد و همگان را با خود همراه مى ساختيد و اگر نشد, آن وقت خانه و خانواده وكاشانهء خود را ترك مى كرديد; تازه حق نداشتيد كاملاً با خانه و خانواده قطع رابطه كنيد; زيرا يكى از احكام واجب اسلام صلهء رحم است . صله رحم و احوال پرسى از پدر و مادر و خويشان , واجب است , هر چند آن هاكافر باشند. احترام به پدر و مادر كافر, وظيفهء فرد مسلمان است , اما حالا كه به خانه برگشتيد, باز هم بدون تدبيرو بدون پيش بينى لازم برگشتيد, زيرا مدرك به دردشان نمى خورد, بلكه شغل و كسب و پول به دردشان مى خورد. شما چه انتظارى از آنان داريد؟ آيا انتظار داريد از يك جوان بدون كسب و كار كه نياز به ازدواج هم دارد با دست خالى پذيرايى كنند؟ در هر صورت , اين هم گذشته و آن طور كه نوشته ايد دوباره خانه را ترك كرده ايد, پس توكل بر خدا و سعى كنيد كار مناسبى پيدا نماييد. نا اميد و مأيوس نشويد. چاره اى جز صبر ومقاومت نيست . راه حق , سختى ها و مشكلات دارد. اميد است به زودى كارگران بيگانه به وطنشان بازگشته وزمينه كار بيش تر براى ايرانيان فراهم گردد.
کد سوال : 52493
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا مى توانيد اسامى اعضاى محترم مجمع تشخيص مصلحت را نام ببريد؟
پاسخ : اعضاى محترم مجمع تشخيص مصلحت عبارت اند از: آيت الله هاشمى رفسنجانى , رئيس مجمع و رؤساى قواى سه گانه (آقايان خاتمى , هاشمى شاهرودى و كروبى ) و فقهاى شوراى نگهبان و هم چنين آقايان واعظ طبسى , توسلى , ناطق نورى , محمد هاشمى , دكتر حبيبى , زنگنه , توسلى , مرتضى نبوى , ميرحسين موسوى , خوئينى ها, نوربخش و... از اعضاى آن هستند. طبق اصل 112قانون اساسى تعيين افراد ثابت و متغير اين مجمع بر عهده مقام معظم رهبرى است .اعضاى ثابت و متغير به مدت سه سال از سوى مقام معظم رهبرى منصوب مى شوند.