• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 52324
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منظور از جملهء در آيهء 220سورهء بقره با توجه به معانى آيات و كلمات بعدى چيست ؟
پاسخ : در آيهء قبل مى فرمايد: . دربارة دو قول است ; يك قول اين است كه متعلق به باشد; به اين معنا: اين چنين بيان مى كند در دنيا و آخرت .قول دوم : متعلق به است ; يعنى خدا آياتش را براى شما بيان مى كند, شايددربارهء دنيا و آخرت فكر كنيد.(1)مرحوم علامهء طباطبايى مى فرمايد: به اصطلاح ادبى جار و مجرور و متعلق به جمله ء است , ولى نه به اين معنا كه هم در دنيا و هم در آخرت فكر كنيد, به طورى كه دنيا و آخرت , محل تفكر باشد, بلكه به اين معنا كه دربارهء دنيا و آخرت و حقيقت آن ها و آن چه مربوط به آن ها است , بينديشيد وفكر كنيد كه دنيا سرايى است كه خدا براى شما آفريد تا در آن زيست نماييد و چيزى را كه براى قرارگاه هميشگى تان سودمند است , به دست آوريد تا هنگامى كه در جهان ديگر به سوى خدا بازگشت مى كنيد,پاداش اعمالى را كه در دنيا انجام داده ايد, دريافت داريد.(2)(پـاورقى 1.مجمع البيان , ج 2 آيهء 220(پـاورقى 2.ترجمهء تفسير الميزان , ج 2 ص 280
کد سوال : 52325
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : رابطهء عناصر مادى و طبيعت با خداوند چگونه است ؟ اين طبيعت سيّال و داراى عناصرمادى چه رابطه اى با خداوند دارد؟
پاسخ : رابطهء عالم طبيعت و مادى با خدا, رابطهء معلول و با علّت و مخلوق با خالق است . همه ءموجودات مادّى و حتى غير مادى مانند ملائكه مخلوق خداى تبارك و تعالى مى باشند و خدا آن ها را خلق كرده است . و فقدّره تقديراً;(1) خداوند هر چيز را به اندازهء آن خلق كرده است >.(پـاورقى 1.فرقان (25 آيهء 2
کد سوال : 52326
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر نزد علم ازلى الهى سرنوشت اختيارى بشر معلوم است , بدا و تغيير سرنوشت انسانِ درزمان حيات , چگونه با علم ازلى خداوند سازگارى دارد؟ آيا علم ازلى خداوند تغيير مى كند؟
پاسخ : ما دو گونه , سرنوشت و قضا داريم : يكى سرنوشت و قضا حتمى و ديگر غير حتيم . به تعبيرديگر: خداوند متعال در لوح دارد: يكى لوح محفوظ كه آن چه در آن است , تغييرناپذير است و ديگرى لوح محو و اثبات كه مقدرات اشخاص و اشيا و جوامع و ملل در آن ثبت است . در لوح محو و اثبات , چيزى ثبت (محكم ) مى گردد يا محو و نابود مى شود, مثلاً نوشته مى شود: عمر فلان شخص پنجاه سال است ; بدين معنا كه مقتضاى حكمت آن است كه عمر او اين مقدار باشد (اگر كارى نكند كه موجب درازى يا كوتاهى عمو او شود,مثلاً اگر صلهء رحم كند عمرش طولانى تر و اگر قطع رحم كند, عمرش كوتاه تر مى شود).در لوح محو و اثبات يا قضاى غير حتمى صورت مى گيرد, نه در لوح محفوظ كه قابل تغيير و تبديل نيست . تغيير سرنوشت بر اساس سنّت هاى الهى و تغيير و تبدل مقدّرات بر طرق قوانين و سنّت ها است ,مثلاً دعا و آثار آن , صلهء رحم و آثار آن , قطع رحم و آثار آن , صدقه و آثار آن , كه همه از سنّت هاى الهى است ,باعث تغيير سرنوشت مى شود. تغيير سرنوشت بر اساس اين سنّت ها, يك قضا و سنّت الهى است , تا انسان هابه كار خير روى آورند و از كارهاى بد اجتناب كنند. بايد دانست تغيير و تبدل ها در عالم محو و اثبات (لوح محوو اثبات ) منافاتى با علم ازلى الهى ندارد. خداوند مى داند فلان شخص در اثر صلهء رحم كه انجام خواهد داد,عمرش طولانى خواهد بود و يا مى داند در اثر صدقه يا دعا گرفتارى او بر طرف خواهد شد, يا در اثر بى احتياطى و مراعات نكردن قوانين و سنت الهى , پيش از موعد خواهد مرد.در ازل مقدرات افراد و محو و اثبات ها را مى دانسته , پس در عالم محو و اثبات است و تغييرسرنوشت , منافاتى با علم ازلى الهى ندارد. از اميرالمؤمنين 7نقل شده است : .(1)از امام صادق 7نقل شده : .(2)در اين مورد خدا در علم ازلى اش مى دانست بلا و مرگ زودرس از اين شخص , به جهت دادن صدقه دفع خواهد شد و اين تغيير و تبدل در علم ازلى و لايتغير الهى دخالتى ندارد و باعث تغيير و تبدل علم ازلى الهى نمى شود, بكله در عالم محو و اثبات و سرنوشت غير حتمى صورت مى گيرد و در لوح محفوظ و علم ازلى الهى و محو و اثبات صورت نمى گيرد.(3)(پـاورقى 1.سيد مصطفى حسينى دشتى , معارف و معاريف , ج 3 ص 79 آيهء 39سورهء رعد (13 است .(پـاورقى 2.همان , به نقل از بحارالانوار, ج 4 ص 95(پـاورقى 3.با استفاده از معارف و معاريف و تفسير الميزان , ج 11 ص 578
کد سوال : 52327
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پديد آمدن علم ازلى الهى در زمان چگونه محقق مى شود؟ اساساً رابطهء خداوند با زمان و مكان چگونه است ؟ چگونه خداوند علم و ارادهء خود را به انسان داده است ؟ آيا آگاهى انسان از علم غيب تأثيرى درعمل او دارد؟
پاسخ : علم الهى و ديگر صفات ذات او عين ذات الهى است و جداى از ذات او نيست و همان طور كه ذات الهى حادث نيست , صفات او نيز حادث نيست , بلكه قديم است .(1)ذات خدا و صفات او فوق زمان است . زمان و زمانيات و ساير مخلوقات , آفريدهء خدا هستند; پس رابطه ءخدا با زمان و مكان , رابطهء علّت و معلول و خالق و مخلوق است .چگونه خداوند علم و ارادهء خود را به انسان داده است ؟ خداوند علم و ارادهء خود را به انسان نداد, بلكه وقتى انسان را خلق كرد, زمينهء علم و اراده را در او به وجود آورد. خداوند انسان را همراه با اراده خلق كرد وزمينهء يادگيرى و آگاهى و علم را به انسان داد.آيا آگاهى انسان از علم غيب تأثيرى در عمل او دارد؟ مسلماً اگر از علم غيب استفاده كند, در اعمال او تأثر دارد, ولى كسانى كه مانند پيامبران و ائمه كه به اذن خدا داراى علم غيب اند, هيچ وقت از علم غيب براى بعضى از امور استفاده نمى كنند, بلكه علم غيب وسيله ءكارى آنان است . پيامبر يا امام براى اثبات نبوت يا امامت , براى شكاكان و تقويت روحيهء مؤمنان و پيشبرد دين از علم غيب استفاده مى كردند و در بقيهء حالات و امورِ شخصى از علم غيب استفاده نمى كردند و مانند بقيه ءمردم زندگى مى كردند; لذا مى توانيم بگوييم داشتن علم غيب در اعمال و وظايف شخصى تأثيرى نداشته ,چون هيچ وقت از علم غيب در اين گونه امور استفاده نمى كردند..(پـاورقى 1.جعفر سبحانى , منشور جاويد, ج 2 ص 234
کد سوال : 52328
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در هنگام نماز, اگر كسى شك كند كه بادى از او خارج شده يا نه , نمازش چگونه است ؟
پاسخ : اگر كسى شك كند كه وضويش باطل شده يانه , وضويش صحيح است و نمازش نيز صحيح است .(1)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 مسئله 300
کد سوال : 52329
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر امام كاظم بيش تر عمرش را در زندان بود, چگونه و به چه طريق دست به مبارزهء سياسى زد؟
پاسخ : هر نوارى كه داراى مطالب مبتذل يا همراه با موسيقى هاى مطرب و هيجان انگيز و شهوى باشد,خريد و فروش و گوش دادن به آن حرام است و بايد آن را محو كرد, اما اگر مطالب نوار مبتذل نباشد و باعث تهييج شهوت نباشد, اشكالى ندارد.(1)و اگر خوانندگى توسط زن بوده و موجب تهييج شهوت شود, داراى حرمت مؤكد است و اگر زن به طورعادى و معمولى بخواند, مانند سخنرانى , اگر موجب تهييج شهوت نشود, اشكالى ندارد.(2)(پـاورقى 1.آيت الله فاضل لنكرانى , جامع المسائل , ج 1 ص 254(پـاورقى 2.همان , ص 252
کد سوال : 52330
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : وهابيان به چه علّت مورد اعتراض شيعيان قرار دارند؟ آنان ها عقايدى دارند كه با قرآن سازش ندارد؟
پاسخ : وهابيان پيرو محمد بن عبدالوهاب , يكى از علماى اهل سنّت مى باشند. ايشان داراى عقايدافراطى و برداشت هاى غلط از دين بود و علت آن اين است كه بيش تر كتاب هاى را كه از افراطيون در عقايد بود, مطالعه مى كردند و تحت تأثير او واقع شدند. محمد بن عبدالوهاب وقتى به حجّ بيت الله الحرام رفت , پس از اداى مناسك حج , به مدينه رفت و در آن جا استغاثهء مردم به پيامبر6را انكار كرد. او براى جلوگيرى مردم از استغاثهء به مخلوق ـ هر كه باشد ـ بسيار مبالغه مى كرد و آن را در حدّ شركت به خدامى دانست .هر كس از محمد بن عبدالوهاب متابعت مى كرد, بايستى سرش را بتراشد. اتّفاقاً زنى به شيخ گفت : تو وقتى زنان را وادار به تراشيدن موى سرشان مى كنى , بايد مردان را هم مجبور به تراشيدن موى ريششان بكنى ; زيراموى سر زن و ريش مرد زينت است . شيخ جوابى نداشت كه به آن زن بدهد.محمد بن عبدالوهاب , جمعى كه سرشان را نتراشيده بودند, به قتل رسانيد!وهابيان آن چه را كه در قرآن و سنّت نيامده باشد, خارج از اسلام مى دانند; به همين مناسبت آن را بدعت وحرام مى دانند, مثلاً دخانيات را حرام مى دانند و هر كس دخانيات استعمال بكند, او را همانند مشركان مى دانند و قهوه و امثال آن را نيز حرام مى دانند.وهابيان به هر ده و شهرى حمله و آن جا را تسخير مى كردند, به ويرانى ضريح ها و قبور مى پرداختند; از اين رو, پاره اى از نويسندگان اروپايى به آن ها لقب دادند. آنان تمام قبور صحابه و ائمه راخراب كردند و اجازهء زيارت آن ها را با ندادند.آنان عكاسى را حرام و پرده بستن به ضريح پيامبر6را بدعت مى دانستند.آنان تحت عنوان بدعت و شركت , با تمام مظاهر دين و شريعت مبارزه كردند و هر كس از شيعيان را كه درزيارت گاه هاى امام على 7و امام حسين 7و موسى بن جعفر7و امام جواد7مى يافتند و يا اهل سنت رانزد قبور شيخ عبدالقادر و حسن بصرى و زبير و امثال آنان مشاهده مى كردند كه نزد قبور آنان نماز مى خوانند واز صاحب قبر حاجت مى خواهند, از نادان ترين و گمراه ترين مردم مى دانستند و در درجهء اعلاى كفر و شرك قرار مى دادند.وهابيان عقيده دارند اگر كسى بگويد و يا و يا و و و قصد او از اين خطاب دفع شرّ يا جلب خير باشد و امورى را در نظر بگيرد كه جز خداوند كس ديگرى قدرت انجام آن را ندارد, مشرك و مهدور الدم است و تصرف در اموال او مباح مى باشد.به طور خلاصه وهابيان عقيده دارند:1 به وسيلهء هيچ يك از انبيا و اوليا, به خدا توسل نجوييد و هرگاه مثلاً بگوييد: چنين كسى به راه مشركان رفته است .2 به قصد زيارت پيغمبر يا امامان سفر نكنيد و به قبر مطهر دست نگذاريد و نزد قبر دعا نخوانيد و نمازنگذاريد و روى آن ساختمان بنا نكنيد و مسجدى نسازيد و براى آن نذر نكنيد.3 از پيامبر طلب شفاعت نكنيد, مثلاً نگوييد, يا محمد اشفع لى عنداللّه . هر كسى از پيامبر طلب شفاعت كند, همانند اين است كه از بتان شفاعت خواسته باشد!4 به پيامبر سوگند ياد نكنيد و او را صدا نزنيد و نگوييد: يا رسول اللّه .5 نذر براى غير خدا و پناه بردن و استغاثه و خواندن غير خدا شرك است .(1)به نظر بقيهء مسلمانان و شيعيان اين نظريات افراطى است و بعضى از آن ها درست نيست . بديهى است حكم كردن به كفر و شرك , صرف داشتن بعضى انحرافات عملى يا فكرى , خلاف روح اسلام و منافى سيره ءپيغمبر و پيشوايان دين است , مثلاً امام باقر7فرمود: اسلام با قول و فعل ظاهر مى شود. ابوحفينه مى گويد: من هيچ يك از اهل قبله را كافر نمى دانم . پيامبر وقتى شنيد مرد بت پرستى را كه در ميدان جنگ كلمهء توحيد را بر زبان جارى ساخت , كشته است , سخت غضب كرد.اسامه گفت : او از ترس كشته شدن كلمهء توحيد را بر زبان جارى كرد, ولى قلباً نپذيرفته بود. پيامبر6به اسامه گفت : تو از كجا دانستى كه در قلب اعتقاد به توحيد نداشت ؟! تو كه قلب او رانشكافتى كه ببينى مسلمان نشده است !گفتن يا رسول اللّه , يا على , يا حسين , يا محمد اشفع لنا عندالله و يا محمد أغثنى , شرك نيست , زيرا شرك ,پرستيدن و عبادت غير خدا است .ما شيعيان پيامبر و ائمه و بزرگان را نمى پرستيم و آنان را عبادت نمى كنيم و فقط عبادت و پرستش رامخصوص خدا مى دانيم .زيارت قبور براى عبرت گرفتن و به ياد مرگ افتادن و دعا براى ميّت , در صورتى كه مطابق سنّت پيامبر6اشد, مستحب است و پيامبر6بر روى قبر فرزندش ابراهيم آب پاشيد و براى آن علامت گذاشت . در هرصورت هيچ يك از اتهاماتى كه وهابيان به شيعيان مى زنند, وارد نيست و ما موحّد و خداپرست هستيم و هيچ كس ديگرى غير از خدا را نمى پرستيم و مشرك نيستيم .(2)(پـاورقى 1.على اصغر فقيهى , وهابيان , ص 117ـ 142(پـاورقى 2.على اصغر فقيهى , همان , ص 140به بعد.
کد سوال : 52331
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا درست است كه وهابيون و دشمنان اهل بيت چند بار قبر مطهر حضرت على 7و امام حسين و ساير اصحاب آن بزرگواران را خراب كرده اند؟ آيا قبر آنان جابه جا نشده است ؟
پاسخ : در وقايع سال 1220وهابيان در مدتى نزديك به يك سال و نيم مدينه را محاصره كردند و جلوورود آذوقه به شهر را گرفتند. سرانجام مردم مدينه تسليم شدند و وهابى ها شهر را به تصرف آوردند و گنبدهاى روى قبور را به جز گنبد روى قبر پيغمبر6را ويران ساختند.(1)در اوايل تشكيل حكومت آل سعود, زد و خوردهايى با سلطان عثمانى انجام مى گرفت , از جمله حمله به دو شهر نجف و كربلا و در مدت ده سال چندين نوبت حمله كردند. اين حملات در سال هاى 1216تا 1225دامه داشت . آنان وقتى وارد شهر كربلا شدند, قتل عام كردند و گنبد روى قبر امام حسين 7را ويران ساختند وصندوق روى قبر را كه پر از زمرّد و ياقوت و جواهرات بود و نيز آن چه در شهر از مال و سلاح و لباس و فرش وطلا و نقره و قرآن هاى نفيس بود, به غارت بردند و قريب دو هزار تن از اهل كربلا را كشتند.سعود بن عبدالعزيز گاه به گاه به حرم مطهّر على 7حمله مى برد و چند تنى را كه در بيرون باروى شهرمى يافت , به قتل مى رسانيد. او را كه در نزديكى نجف قرار داشت , مقرّ خود قرار داده بود.(2)در سال 236هجرى قمرى قبر مطهر امام حسين 7به دست متوكل عباسى خراب شد. او دستور داد قبر وخانه هاى اطراف حرم را خراب كردند و آن سرزمين را شخم زدند و دانه كاشتند و مردم را از زيارت آن حضرت منع كردند. متوكل عباسى بغض و عداوت شديدى نسبت به على 7و فرزندانش داشت و هر كس را محبّ اين خاندان مى يافت , مى كشت و اموالش را به غارت مى برد.(3)آرى متوكّل عباسى و وهابيّون با مظاهر تشيع و اهل بيت مبارزه كردند و بارها قبول و بارگاه ائمه : از جمله ائمهء بقيع را خراب كردند و هنوز قبر چهار امام مظلوم در بقيع و ديگر بزرگان و اصحاب پيامبر با خاك يكسان است اما علما و بزرگان مذهب و مردم متدين نگذاشتند آثار آنان در نجف و كربلا از بين برود.(پـاورقى1.على اصغر فقيهى , وهابيان , ص 251 به نقل از تاريخ جبرتى , ج 3 ص 91(پـاورقى 2.على اصغر فقيهى , همان , ص 273(پـاورقى 3.ابن اثير, الكامل فى التاريخ , ج 7 ص 55
کد سوال : 52332
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر فرد نداند جنابت موجب بطلان روزه است و روزه بگيرد و بعد چند سالى بگذرد,تكليفش چيست ؟ آيا قضا و كفاره دارد؟
پاسخ : روزه هايى را كه با جناب انجام داده , بايد قضا شود ولى چون غفلت از مسئله داشته است , كفاره ندارد.(1)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 963
کد سوال : 52333
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : انسانى كه مى داند استمنا موجب بطلان روزه مى شود و اين عمل را انجام دهد, ولى از كفّاره يا از قضاى آن خبر نداشته باشد, تكليف او چيست ؟
پاسخ : استمنا عمل حرامى است و بايد استغفار كنيد و روزه تان باطل و قضاى آن واجب است , ولى اگرملتفت كفاره نبوده ايد, كفّاره بر شما واجب نيست .(1)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 963