• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 51754
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چه دليلى بر نحوهء خاص عزادارى براى ائمه , همچون سينه زنى يا زنجير زنى وجود دارد؟
پاسخ : اصل عزادارى براى ائمه : به ويژه براى سيدالشهدا7موردتوجه اولياى دين است ; زيرا عزادارى به صورت گريه و برپايى مجالس و ذكر وگرياندن و نوحه خوانى , احياى خط ائمه و تبيين مظلوميت آنان است . امام باقر7در زمينهء برپايى عزا در خانه ها براى امام حسين 7مى فرمايد: .(1)استاد مطهرى مى گويد: عزادارى حسين بن على 7يك حركت است ; يك موج است ; يك مبارزهء اجتماعى است .(2)اين عزادارى به شيوه هاى مختلف مانند روضه هاى خانگى و دسته هاى عزادارى و هيأت هاى سينه زنى و زنجير زنى و پوشيدن لباس مشكى انجام مى گيرد و از ديرباز مطرح بوده و جنبهء مردمى يافته است .اين گونه شيوه ها چون با روح و جان و عاطفهء شيعه آميخته است , عامل جذب و تشكل شيفتگان اهل بيت : مى گردد. از روايات بر مى آيد شيوه ءمرسوم نزد مردم , بيش تر مورد اهتمام ائمه : بوده است . ابوهارون مى گويد: روزى خدمت امام صادق 7رسيدم . حضرت فرمود:برايم شعر بخوان . من نيز خواندم . حضرت فرمود: نه اين طور, بلكه همان گونه كه براى خودتان شعر خوانى مى كنيد و همان گونه كه نزد قبر حضرت سيدالشهدا مرثيه مى خوانى .(3)حفظ اين سنت , ضامن تداوم خط اهل بيت است . امام خمينى ره همواره برحفظ عزادارى سنتى تأكيد مى كرد; بنابراين دليل اصل عزادارى , در مورد سينه زنى و زنجير زنى كفايت مى كند و دليل جداگانه اى لازم ندارد. البته بايد عزادارى از هر گونه خرافته و اعمال ناروا به دور باشد, تا قداست آن محفوظ گردد.(پـاورقى 1.جواد محدثى , فرهنگ عاشورا, ص 312(پـاورقى 2.استاد مطهرى , نهضت هاى اسلامى صد ساله اخير, ص 89(پـاورقى 3.بحارالانوار, ج 44 ص 287
کد سوال : 51755
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا از ميان همهء انسان ها فقط شيعيان به بهشت مى روند؟! آيااين لغو خلقت را نمى فهماند؟
پاسخ : هدف از خلقت انسان به تعبير قرآن , رساندن رحمت است : .(1)رحمت الهى مخصوص گروه معيّنى نيست و همه مى توانند از آن استفاده كنند.اقتضاى ذات خدا اين است كه بيش ترين رحمتش را افاضه نمايد. اگر لازمه ءچنين رحمتى اين باشد كه كسانى ديگر به وجود آيند كه اقتضاى رحمت راندارند, ولى بدون آنان رحمت پيدا نمى شود, بقيه مقصود بالتبع خواهند بود.(2)بنابراين هدف نهايى خلقت انسان , به وجود آمدن افراد كامل و نمونه مانندمعصومان : است و بقيه طفيلى هستند. هدف پيدايش همان افراد است وكميت اصلاً مطرح نيست . اگر هيچ هدفى نباشد مگر همان يك فرد كامل كه به كمال برسد, جا دارد همه خلق شوند تا آن فرد كامل به عرصه وجود قدم بگذارد. براى تقريب به ذهن گفته شده است : اگر بخواهيد يك دانه برليان را ازيك معدن استخراج كنيد, زمين را مى خريد و سال ها زحمت مى كشيد تا به معدن برسيد. ضمن رسيدن به برليان , به مقدارى سرب و مس و طلا هم برخوردمى كنيد. در اين جا هدف برليان است ولى در ضمن , اينها هم به دست مى آيد,حتى براى پيدا شدن برليان , مقدار زيادى خاك و سنگ به دست مى آيد و بايدمقدارى از آن را از بين ببريد تا به هدف اصلى برسيد و بعد همهء زوايد را به دوربريزيد, چون هدف برليان است .(3) بنابراين بهشت رفتن شيعيان و افراد خاص مستلزم لغويت آفرينش نيست .(پـاورقى 1.هود (11 آيه 118ـ 199پـاورقى 2.مصباح يزدى , معارف قرآن , ص 169(پـاورقى 3.همان .
کد سوال : 51756
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا وهابى ها توسل به ائمه و درخواست شفاعت و زيارت ائمه : را شرك و بدعت مى دانند؟
پاسخ : وهابى ها از اين جهت درخواست شفاعت از اولياى الهى رامطلقاً شرك مى دانند كه آن را نوعى پرستش تلقى كرده اند و براى ادعاى خود به اين آيه تمسك كرده اند: .(1)با دقت در آيهء مذكور مى توان دريافت علت مشرك بودن بت پرستان آن است كه بت ها را مى پرستيدند تا آنان را شفاعت كنند. به تعبير ديگر: بت پرستان دو كار انجام مى دادند; اولاً: بت ها را مى پرستيدند و ثانياً: از آن ها طلب شفاعت مى كردند. ميان شفاعت خواهى ما و شفاعت خواهى بت پرستان , فرق روشنى است ; بت پرستان بت ها را مالكان شفاعت مى دانند, در صورتى كه مسلمانان , شفاعت را مختص خدا و شفاعت اولياى الهى را به اذن پروردگارمى دانند.وهابى ها اصل زيارت پيامبر را تجويز مى كنند, ولى مسافرت براى زيارت قبور را جايز نمى دانند. دليلشان روايتى است كه از پيامبر6نقل شده است كه : بار سفر بسته نمى شود مگر براى سه مسجد (مسجدالنبى و مسجدالحرام و مسجدالاقصى ;(2) در حالى كه مضمون روايت فوق آن است كه : از اين مساجد فقط اين سه مسجد به جهت فضيلتى كه دارند, سزاوار است براى زيارت آن ها مسافرت شود. و اصلاً اين حديث به موضوع زيارت كارى ندارد. گواه اين مطلب , آن است كه نويسندگان صحاح و سنن اهل سنت رواياتى را دال بر زيارت پيامبر6نقل كرده اند.(پـاورقى 1.يونس (10 آيه 18(پـاورقى 2.جعفر سبحانى , آيين وهابيت , ص 131
کد سوال : 51757
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : علت سجده بر مُهر چيست ؟
پاسخ : طبق ادلهء شرعيه سجده بايد بر زمين و يا آن چه از زمين مى رويدباشد. علت اين حكم در كلام امام صادق 7آمده است . وقتى از اين امر سؤال مى كند, حضرت مى فرمايد: .(1)از آن جا كه غالباً در مكان هايى كه نماز برگزار مى شود, فرش مى گسترانند وروى فرش نمى توان سجده كرد و ممكن نيست در وقت نماز فرش ها را برچينندو رفع مانع نمايند, نمازگزاران قطعات خاك پاكى را براى سجده بر مى دارند كه در حال نماز مشكل نداشته باشند. اگر در جايى فرش نباشد و سجده بر زمين ممكن باشد, ضرورتى ندارد بر مُهر سجده شود.(پـاورقى 1.ميزان الحكمه , ج 2 ص 1255
کد سوال : 51758
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با توجه به اين كه خداوند متعال به همه انسان ها نزديك است , چرا براى نزديكى به او, ائمه را واسطه قرار مى دهند؟
پاسخ : هر چند خداوند به انسان ها نزديك است , اما موانع درونى وبرونى , انسان را از خدا دور مى سازد.خداوند افرادى را واسطه قرار داده است تا از طريق آن ها تقرب حاصل شود. قرآن مجيد مى فرمايد: .(1)در تفسير قمى دربارهء آيه فوق از امام نقل مى كند: به وسيلهء امام , به خدا تقرب جوييد.(2)خداوند وساطت پيغمبر6را براى گذشت از گنه كاران , مورد تأييد قرارداد: .(3)برادران يوسف از پدر تقاضا كردند در پيشگاه خداوند بر آن ها استغفار كند ويعقوب اين تقاضا را پذيرفت .(4)منظور از توسل اين نيست كه كسى حاجت را از پيامبر يا امامان بخواهد,بلكه منظور اين است كه به مقام او در پيشگاه خدا متوسل شود. اين عمل توجه به خدا است و منافاتى با قرب خدا به انسان ندارد.]يار نزديك تر از من به من است دين عجب تر كه من از وى دورم]حجاب ها باعث مى شود انسان از خداوند دور گردد, كه در اين صورت توسل به اهل بيت : اين امكان را فراهم مى كند كه بنده بار ديگر به خدانزديك شود.(پـاورقى 1.مائده (5 آيه 35(پـاورقى 2.علامه طباطبايى , الميزان , ترجمه موسوى همدانى , ج 5 ص 507(پـاورقى 3.نساء (4 آيهء 64(پـاورقى 4.يوسف (12 آيه 97
کد سوال : 51759
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نظر اسلام در مورد متعه چيست ؟
پاسخ : در قرآن مجيد موضوع متعه يا ازدواج موقت مطرح شده است :.(1)از اين آيه استفاده مى شود اصل تشريع ازدواج موقت , قبل از نزول اين آيه ,براى مسلمانان مسلم بوده است , كه در اين آيه نسبت به پرداخت مهريهء آن هاتوصيه مى كند. امام صادق 7مى فرمايد: .(2)فلسفهء اصلى ازدواج موقت , حفظ عفت و پيشگرى از فحشا و منكر است .با توجه به بالابودن سن ازدواج و مسائل پيچيدهء اجتماعى و معضلات اقتصادى كمتر جوانى مى تواند در سنين پايين و در عنفوان جوانى ـ كه غريزهء جنسى به اوج خود رسيده و شكل حادى به خود گرفته است ازدواج نمايد. طرح ازدواج موقت , نه شرايط سنگين ازدواج دائم را دارد و نه زيان هاى فجايع جنسى وفحشا را. هدف از ازدواج موقت , بى بند و بارى و عياشى نيست ; از اين روضوابط خاص خود را دارد, ولى متأسفانه اين سنت در زمان خليفهء دوم تعطيل شد, كه هنوز آثار منفى آن باقى است . على 7مى فرمايد: .(3)ازدواج موقت احكام و مقررات ويژه اى دارد كه از ازدواج دائم متمايز است .اين شرايط در رساله هاى عمليه ذكر شده است .(پـاورقى 1.نساء(4 آيهء 24(پـاورقى 2.تفسير نمونه , ج 3 ص 336(پـاورقى 3.استاد مطهرى , نظام حقوق زن در اسلام , ص 83
کد سوال : 51760
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : جزء اذان نيست ؟
پاسخ : شيعه با علم به اين كه جزء اذان نيست ,اين شهادت را به خاطر حفظ عقايد خود, به ويژه اعتقاد به ولايت على بن ابى طالب 7و پاسدارى از وصيت پيغمبر6 بر زبان جارى مى كند. از آن جا كه ولايت على 7از نبوت خاتم 6انفكاك ناپذير است و قرآن مجيد آن را اكمال دين و اتمام نعمت دانسته و ولايت اولى الامر را ـ كه مصداق بارز آن ولايت على بن ابى طالب 7است ـ در كنار ولايت رسول و خدا مطرح كرده است , شيعه به قصد تيمن و تبرك و صحه گذاشتن بر ولايت آن حضرت ـ نه به قصد جزء اذان بودن ـ پس از ذكر نام رسول اكرم 6نام على 7را مى برد.
کد سوال : 51761
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا پيروى از هر آيينى مايهء نجات است ؟
پاسخ : در پاسخ سؤال فوق سه نگرش اساسى وجود دارد:1 انحصارگرايى و اعتقاد به اين كه تنها يك دين و يك برداشت و تلقى دينى , حق است و انسان را به سعادت و رستگارى مى رساند و بقيهء اديان نافرجام و عقيم مى باشند; 2 كثرت گرايى كه اعتقاد به اين است كه نجات و رستگارى , در پيروى ازيك دين خاص منحصر نشده , بلكه حقيقت مطلق , مشترك ميان همهء اديان است و اديان و مذاهب هر يك جلوه هايى از حق مطلق هستند. كثرت گرايى دينى , پلوراليسم دينى است ; 3 شمول گرايى , به اين معنا كه دين حق فقط يك دين است , اما برخوردارى از سعادت و رستگارى , بستگى بدان ندارد كه انسان به طور رسمى خود را پيروآن دين بداند, بلكه اگر رفتار و عمل فرد همسو با دين حق و ارزش هاى آيين راستين باشد, آن فرد به رستگارى خواهد رسيد.(1)استاد مطهرى ره مى گويد: اين انديشه كه همهء اديان آسمانى از لحاظ اعتباردر همه وقت يكسانند, انديشهء نادرستى است ... درست است كه در دين اكراه واجبارى نيست (لااكراه فى الدى ) ولى اين سخن به اين معنى نيست كه دين خدادر هر زمانى متعدد است و ما حق داريم هر كدام را كه بخواهيم , انتخاب كنيم .در هر زمانى فقط يك دين حق وجود دارد. هر زمان پيغمبر صاحب شريعتى ازطرف خدا آمد, مردم موظف بود از راهنمايى او استفاده كنند و قوانين و احكام خود را ـ چه در عبادات و چه در غير آن ـ از او فرا گيرند, تا نوبت به حضرت خاتم الانبيا رسيد. در اين زمان اگر كسى بخواهد به سوى خدا راهى بجويد, بايداز دستورهاى دين او راهنمايى بجويد. قرآن كريم مى فرمايد: اسلام دينى بجويد, هرگز از او پذيرفته نشود و او در جهان ديگر ازجمله زيان كاران خواهد بود>.(2)(پـاورقى 1.پژوهش هاى قرآنى , شماره 11ـ 12 ص 160ـ 161(پـاورقى 2.آل عمران (3 آيه 85
کد سوال : 51762
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : رابطهء علم و دين چيست ؟
پاسخ : علم و دين دو ركن از اركان اساسى انسانيت است و با يكديگررابطهء مستقيم دارند. از آيات قرآن اين ارتباط فهميده مى شود, مثلاً از اين آيه شريفه : .(1) استفاده مى شود علم و ايمان با هم هستند.ايمان عميق و پابرجا جز در سايهء علم ممكن نيست و علم نيز, در مراحل عالى تر و بالاتر از ايمان كمك مى گيرد.(2)استاد مطهرى با ردّ نظريهء جدايى دين از علم مى گويد: علم به ما روشنى وتوانايى مى بخشد و ايمان عشق و اميد و گرمى ; علم ابزار مى سازد و اميان مقصد; علم سرعت مى دهد و ايمان جهت ; علم توانستن است و ايمان خوب خواستن ... هم علم به انسان نيرو مى دهد و هم ايمان ;(3)ايشان در جاى ديگر مى گويد: نه علم مى تواند جانشين ايمان گردد و نه ايمان مى تواند جانشين علم گردد. تجربه هاى تاريخى نشان داده است جدايى علم و ايمان , خسارت هاى غير قابل جبران به بار آورده است . ايمان را در پرتو علم بايد شناخت . ايمان در روشنايى علم از خرافات دورمى ماند و آن جا كه علم و معرفت نيست , ايمان مؤمنان نادان وسيله اى در دست منافقان زيرك مى شود كه نمونه اش را در خوارج صدر اسلام مى بينيم . علم بدون ايمان تيغى است در كف زندگى مست و چراغى است در نيمهء شب در دست دزد, براى گزيده تر بردن كالا.(4)(پـاورقى 1.اسراء (17 آيهء 107(پـاورقى 2.تفسير نمونه , ج 12 ص 323(پـاورقى 3.مجموعه آثار, ج 2 ص 32(پـاورقى 4.همان , ص 35 با تلخيص .
کد سوال : 51763
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نقش مردم در حكومت اسلامى چيست ؟
پاسخ : در حكومت اسلامى مرد نقش اساسى و تعيين كننده اى دارند.اين نقش در چند موضوع مطرح است : 1 تعيين رهبرى ; بنابر قانون اساسى جمهورى اسلامى ـ كه به منزلهء تصويرو نمايهء حكومت اسلامى در عصر كنونى است ـ مردم , ولى فقيه و رهبرى نظام رابه طور غير مستقيم انتخاب مى كنند. اصل يكصد و هفتم قانون اساسى ناظر به اين موضوع است .2 مشاركت عمومى مردم و تعيين سرنوشت ; در حكومت اسلامى مردم درتعيين سرنوشت خود دخالت دارند, تا جايى كه بنا بر اصل سوم قانون اساسى ,يكى از وظايف دولت جمهورى اسلامى , تأمين مشاركت عامهء مردم در تعيين سرنوشت سياسى و اقتصادى و اجتماعى و فرهنگى خويش است .3 انتخاب رئيس جمهور; بنابراصل يكصد و چهاردهم قانون اساسى ,رئيس جمهور براى مدت چهار سال با رأى مستقيم مردم انتخاب مى شود.4 انتخاب نمايندگان مجلس .5 نظارت عمومى مردم , در حكومت اسلامى براى آحاد ملت , حقى به عنوان نصيحت رهبران وجود دارد و همه بر اساس اين حق مى توانند آرا ونظريات خيرخواهانهء خود را براى رهبران جامعه مطرح سازند و حتى مى تواننداز آن ها سؤال كنند. امام على 7اين نظارت را حق امام بر امت مى داند ومى فرمايد: حق من بر شما اين است كه به بيعت وفا كنيد و در نهان و آشكارا حق خيرخواهى را ادا نماييد.(1)(پـاورقى 1له .نهج البلاغه , فيض الاسلام , خطبه 34