• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 51454
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا قاتل امام زمان(ع) زن است؟
پاسخ : اين كه قاتل حضرت مهدى مرد است يا زن و يا آن قاتل اهل كجاست؟ ياآن كه آن حضرت به مرگ طبيعى از دنيا مى‏رود؟ محل بحث و گفتگو است. روايتى از پيامبر(ص) نقل شده است كه فرمود:... فيمكث فى الارض اربعين سنة ثم يتوفى فيصلى عليهالمسلمون.(1)مدت چهل سال حكومت مى‏كند و بعد از دنيا مى‏رود و مسلمانان بر آن حضرت نماز مى‏خوانند. و مرحوم طبرسى در اين باره مى‏فرمايد: "و الله اعلم بحقيقة ذلك" خداوند بهتر مى‏داند كه آيا تمامى ائمه كشته مى‏شوند يا بعضى از آنان به مرگ طبيعى از دنيا مى‏روند.پى نوشت‏ها:1. بحارالانوار، ج 52، ص 383.
کد سوال : 51455
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : من با مشكل بزرگى مواجه هستم كه با هيچ گناهى در دنيا قابل قياس نيست چه بايد بكنم؟
پاسخ : دواى هر گناهى توبه است و هيچ موقع دير نيست و از هر كسى پذيرفته است. رحمت و مهربانيت خدا بر غضب او افزونى دارد. نااميدى ازدرگاه خدا خود گناهى بزرگ است لطفاً به اين داستان توجه كنيد:شعوانه نام زنى است كه آواز خوش و طرب انگيزى داشت و در بصره مجلس فسق و فجورى بر پا نمى‏شد مگر آن زن در آن مجلس حضور داشت و تدريجاً ازاين راه ثروتى به دست آورده و كنيزكانى خريده بود و از آن‏ها نيز براى همين منظور استفاده مى‏كرد، روزى با جمعى از كنيزكانش از كوچه‏اى مى‏گذشت كه از خانه‏اى صداى خروشى شنيد، يكى از كنيزكان را فرستاد تا خبرى بياورد، كنيزك رفت و بازنگشت، ديگرى را فرستاد او نيز بازنگشت، سومى را فرستاد كنيزك رفت و برگشت و بدو گفت: اين خروش گنه كاران و عاصيان است. شعوانه با شنيدن اين حرف به درون خانه رفت واعظى را ديد در آن جا نشسته و جمعى دور او را گرفته‏اند و آن واعظ آنان را موعظه مى‏كند، شعوانه وقتى وارد شد واعظ اين آيه را مى‏خواند: "بل كذّبوا بالساعة و اعتدنا لمن كذّب بالساعة سعيراً اذا رأتهم من مكان بعيد سمعوا لها تغيظاً و زفيراً و اذا القوا منها مكاناً ضيقاً مقرنين دعوا هنا لك ثبوراً؛(1) آنان روز رستاخيز را دروغ مى‏شمارند و مإ؛ خخ براى آن كه قيامت را دروغ مى‏شمارند آتشى افروزان آماده كرديم كه چون از مكانى دور آنان را ببينند خروش و غرّش آن را بشنوند و چون دست بسته به تنگناى آن درافتند در آن جا آرزوى هلاكت كنند.وقتى شعوانه اين آيات را شنيد دگرگون شد و رو به واعظ كرده و گفت: اگر من توبه كنم خدايم مى‏آمرزد؟ واعظ گفت: آرى اگر توبه كنى، خدا ترا مى‏آمرزد، اگر چه گناهت همانند گناه شعوانه باشد. زن گفت: اى شيخ شعوانه منم كه ديگر گناه نخواهم كرد. واعظ بار ديگر او را وادار به توبه و اميدوار به كرم خدا كرد.شعوانه از آن جا بيرون آمد و بندگان و كنيزان خود را آزاد كرد و به تلافى اعمال گذشته سخت به عبادت مشغول شد تا جايى كه بدنش لاغر و ضعيف گشت. روزى در بدن خود نگريست و گفت: آه دردنيا به اين نحو گداخته شدم نمى‏دانم در آخرت عالم چگونه است؟(2) دنباله كارش به جايى رسيد كه زاهدان و عابدان در مجلس وعظ شعرانه حاضر مى‏شدند و در حال وعظ بسيار مى‏گريست و حاضران با او مى‏گريستند روزى به او گفتند: مى‏ترسيم كه از شدت گريه نابينا شوى؟ در پاسخ گفت: كور شدن در دنيا بهتر از كورى در آخرت است.(3)پى نوشت‏ها:1. (25) آيه 13 و 12 و 10.2. معراج السعادة، نراقى، ص 534.3. كيفر گناه، ص 37، به نقل از رياحين الشيعه، ج 4، ص 364.
کد سوال : 51456
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مجازات چشم چرانى و استمناء چيست؟
پاسخ : هر كدام از انحرافات جنسى (چشم چرانى، استمناء، لواط، زنا و...) در پيشگاه الهى گناه محسوب مى‏شود و مرتكبين آن‏ها بايد مجازات شوند. پيش‏گيرى ازاين گونه گناهان زشت بر همه اشخاص مخصوصاً جوانان و نوجوانان لازم است. راه پيش‏گيرى در مطالعه، شركت در مجالس عمومى و درس‏هاى اخلاق، تهذيب نفس و ترس از خدا و قيامت، ورزش كردن، دورى كردن از فيلم‏هاى مستهجن و عكس‏هاى محرّك و مناظر شهوت‏انگيز و هم چنين تشكيل خانواده و ازدواج است.جزوه‏اى درباره خودارضايى تقديم مى‏شود مطالعه بفرماييد.عارضه عدم تمركز حواس و ناتوانى از تصميم جدى و مردانه و هجوم افكار، بى ميلى به زندگى سستى در كارها، نااميد بودن نسبت به آينده همه و همه ناشى از همان ناراحتى‏هاى عصبى و خودگرايى شما است و بعضى آن‏ها از آثار استمناء مى‏باشد، لذا با ترك كردن استمناء و تقويت بدن و ازدواج و ديگر راه كارهايى كه عرض شد. همه اين عوارض انشاءالله از بين مى‏رود.
کد سوال : 51457
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در سال‏هاى پيش به بلاى مهلك استمنا دچار شدم و هنوز هم گاهى مرتكب مى‏شوم كه همين امر باعث شدت بيمارى و وسواس خصوصاً در امر طهارت گرديده لطفاً مرا راهنمايى كنيد؟
پاسخ : يكى از عوامل ايجاد ناراحتى‏هاى روحى مخصوصاً اضطراب، فشار مسائل جنسى است، جوانان در دوران بلوغ با فشار شهوت روبرو هستند و اگر به روش صحيح اقدام نكنند به دامان انحرافات جنسى كشيده مى‏شوند و دچار اضطراب، احساس گناه، خجالت و بيمارى‏هاى بدنى و جسمى مى‏شوند از قبيل، ضعيف شدن بينايى چشم، احساس ضعف در پاها، خميده شدن كمر، سفيد شدن زودرس موها، ناتوانى جنسى در آينده و مشكلات فراوانى كه با افراط در بروز مسائل جنسى به وجود مى‏آيد، لذا جوانان بايد از نگاه‏هاى حرام بپرهيزند و دل خود را اسير هوس‏هاى زودگذر نسازند؛ زيرإ؛ ح‏ح نگاه، انسان را آلوده و زمينه گناه را فراهم مى‏سازد، پيامبر(ص) فرمود: "چشم چرانى، تيرى از تيرهاى شيطان است كه ايمان را هدف مى‏گيرد"(1)پى نوشت‏ها:1. اسرار الصلوة، ص 145.
کد سوال : 51458
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : وسواس درد بى درمان من است و زندگى مرا به جهنّمى سوزان تبديل كرده، راه حلّ چيست؟
پاسخ : يكى از دردهايى كه از همان مسائل اخلاقى و گوشه‏گيرى، كم رويى و... ناشى مى‏شود، وسواس است، غالباً انسان‏هاى خودگرا و غير اجتماعى گرفتار وسواس مى‏شوند اگر در حل آن مسائل موفق بشويد كم كم اين مشكل برطرف مى‏شود. البته فعلاً در هر زمينه‏اى كه وسواس داريد، بايد بر خلاف ذهنيات و وسوسه‏هاى ذهنى عمل كنيد و به تخيلات و اوهامات و حتى به ظنيات و قطعيات خود عمل نكنيد تا سلامتى را كسب كنيد، مثلاً اگر وسوسه طهارت داريد بايد هر چه كه در آن شك كرديد، پاك حساب كنيد، تا كم كم اين مرض از بين برود.
کد سوال : 51459
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : من انسانى گوشه گير و منزوى هستم از روز اول در خانواده‏اى با سرو صدا و ناآرامى و خلاء محبت و تحقيرها... مواجه شدم، خودباختگى، ترس از ديگران گوشه‏گيرى و كم حوصلگى از خصوصيات من است. لطفاً مرا راهنمايى كنيد.
پاسخ : نامه پر از درد و هيجان و شكايت‏هاى شما از رنج‏ها و يأس‏ها را دريافت و متأثر شديم البته خط زيبا و نوشتار قشنگ شما را ستوديم و از حسن سليقه شما خرسند شديم. خداوند متعال اگر انسان‏ها را متفاوت و زمينه‏هاى زندگى را گوناگون قرار داده، اما از جهات ديگرى بعضى از كاستى‏ها را جبران نموده است. شايد در جامعه ديده باشيد كه بعضى افراد به خاطر كندذهنى، كم رويى، ترسوبودن، بى كس بودن و بى دست و پا بودن، گمان برده نمى‏شود كه به جايى برسند يا وضع مالى خوبى پيدا بكنند، اما همين افراد به مقام و مال و ثروت زياد و زندگى خوبى دست پيدا كرده‏اند. يك جوان با خصوصياتى كه در خود سراغ دارد گاهى پيش بينى مى‏كند و پيش خود فكر مى‏كند و به خود مى‏گويد: من كه به هيچ نمى‏ارزم و به هيچ جا دست پيدا نمى‏كنم، اما بعد از مدتى با ازدواج و تشكيل خانواده سرر و سامان پيدا كرده و زندگى سالم و با عزت و شوكتى پيدا مى‏كند. بنابراين، ما نبايد براى آينده خود غصه بخوريم و زندگى فعلى را به خاطر غصه‏ها تباه كنيم. هر كس بايد به اندازه توان خودش زحمت بكشد و توكل بر خدا كند.امام اميرالمؤمنين(ع) مى‏فرمايد: غصه روزى را كه هنوز نيامده بر نيامده بر غصه امروزت اضافه نكن (براى آينده غصه نخور).(1)روحيات، منشها و اخلاق بر دو دسته‏اند: بعضى آن‏ها ارثى است و از پدر و مادر و خويشان به ارث برده مى‏شود، مانند كم حرفى، كم رويى و خجالتى بودن يا با پررويى و پرحرفى و...دسته دوم از خلقيات، خلقيات اكتسابى است؛ يعنى از راه محيط، رفيق و خانواده، مدرسه يا كوچه وخيابان به شخص منتقل مى‏شود. هر دو قسم ازاين روحيات (ارثى و اكتسابى) قابل تصحيح و تعديل است و مى‏توان مرض‏هاى روحى را به سلامتى روحى تبديل كرد. منتها دسته اول كه ارثى است مشكل بيش‏ترى دارد و زحمت فراوانى را مى‏طلبد.از عوامل بيمارى‏هاى روحى از ديدگاه دانشمندان علم اخلاق و تربيت عبارتند از:1- خانواده؛ خانواده نقش بسيار مهمى در شكل‏گيرى شخصيت انسان دارد، لذا اسلام به تشكيل خانواده اهميت داده و سفارش مى‏كند كه دو نفر جوان كه مى‏خواهند با هم ازدواج كنند قبل از ازدواج روحيات و اخلاقيات بد را از خود دور كنند و براى تربيت نسل آينده شرايطى را در خود ايجاد كنند، مثلاً ايمان به خدا، ادب خانوادگى و اخلاق پسنديده داشته باشند.2- اجتماع؛ اجتماع از عوامل مهم درايجاد بيمارى‏هاى روحى و اخلاقى است. اجتماع خانه دوم افراد است و بايد از هر گونه ويروس و ميكروب روحى و جسمى سالم باشد.3- فقر اقتصادى؛ بسيارى از مشكلات روانى مردم به جهت فقر است. فقر انسان را ذليل و سرانجام به ناهنجارى‏هاى اجتماعى و فسادهاى اخلاقى مى‏كشاند، لذا در روايات نقل شده كه "كاد الفقر ان يكون كفرا"(2) نزديك است فقر انسان را كافر كند، اما آن چه مى‏تواند مسئله فقر اقتصادى و شخص فقير را واكسينه كند ايمان به خدا، قناعت و نگاه كردن به زيردستان است. از امام حسن(ع) سؤال شد ثروت چيست؟حضرت فرمود: رضايت به رزقى كه خدا در نظر گرفته گر چه كم باشد.(3)4- علل عاطفى؛ يكى از عوامل بيمارى‏هاى روحى، اختلافات عاطفى است، كسى كه از نظر فهم و درك ضعيف باشد ممكن است ديگران او را تمسخر و سرزنش كنند و مرتب به خاطر حافظه ضعيف يا علم كم، مورد اذيّت و آزار واقع شده و سرخورده شود در نتيجه دچار بيمارى‏هاى روحى و روانى گردد.5- احساس گناه؛ اگر فردى گناهى كرد، وجدان او همواره به او فشار روحى و روانى مى‏آورد و او را بيمار مى‏سازد، لذا اسلام راه چاره انديشى براى كسانى كه احياناً دچار گناه مى‏شوند قرار داده و آ؛ توبه است. و اميدوارى به فضل پروردگار و اين كه توبه تا آخرين لحظات قابل قبول است. هيچ كس نبايد نااميد باشد.برادر عزيز و گرامى:مشكلاتى كه شما بيان كرده‏ايد ناشى از بعضى عوامل بالا مى‏باشد، همان طور كه گفته‏ايد، فقر خانوادگى، تحقير و سركوفت‏ها و حقارت‏ها باعث اين مشكلات شده است، اما راه حل: بزرگ‏ترين مانع حل مشكلات شما اين است كهمشكلات خود را بزرگ و مانند كوه مى‏دانيد و فكر مى‏كنيد نمى‏توانيد بر آن‏ها فائق شويد. بسيارى از افراد با اين مشكلات روبرو هستند، اما تصميم بر مبارزه و حل كردن مشكل مى‏گيرند و موفق مى‏شوند.اين كه از جامعه و خويشان فرارى هستيد و دوست داريد تنها باشيد، راه حلش اين است كه بر خلاف آن عمل كنيد، مثلاً در مجامع عمومى مانند مساجد، حسينيه‏ها و... شركت كنيد. سعى كنيد مطالبى را آماده كنيد و در جلسه جوانان، جلسات مذهبى بخوانيد، كم كم اين روحيه گوشه‏گيرى، كم حرفى، خجالتى بودن، ترس از ديگران، هم به لطف خداوند متعال برطرف مى‏شود و در اجتماعات مذكور دوستان خوب پيدا مى‏كنيد و هم چنين سائر مشكلات شما برطرف مى‏شود.پى نوشت‏ها:1. نهج البلاغه، كلمات قصار، 267.2. امالى صدوق، ص 295.3. محمد حسين حق جو، اضطراب و نگرانى، ص 34، به نقل از مجالس السئّيه، ج 2، ص 365.
کد سوال : 51460
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پدر و مادرم ديگران رابه رخ ما مى‏كشند، اين رفتار باعث شده من نتوانم مشكلاتم را با آن‏ها در ميان بگذارم و گاهى متوسل به دروغ و گاهى آرزوى مرگ مى‏كنم و يا آرزوى جدايى از آن‏ها، لطفاً مرا راهنمايى كنيد.
پاسخ : قبل از هر چيز به پدر و مادر شما درود مى‏فرستيم و سپس به شما سلام مى‏كنيم. البته خود مى‏دانيد كه ما پدر و مادر شما را نمى‏شناسيم، ولى نامه فرزند آنان را كه حاوى مسائل برجسته‏اى است در پيش رو داريم و اين خود براى ما كافى است كه پدر و مادرى را در آينه فرزند خود آن هم در آينه نامه وى بنگريم و به ايشان درود بفرستيم كه چنين فرزندانى تربيت كرده‏اند.درود بر پدر و مادرى كه به دخترى شانزده ساله در جامعه‏اى مورد تهاجم فرهنگى آموخت كه ابتداى نامه‏اش بهترين جمله‏اى كه ما تاكنون در ابتداى نامه‏هاى ارسالى ديده‏ايم بنگارد:"به نام خدايى كه هر چه داريم از اوست"درود بر پدر و مادرى كه آرزو دارند فرزندانى شايسته، تقديم جامعه كنند و بى تفاوت به دنبال خوشگذرانى نيستند و هر دم اين آرزو را بر زبان مى‏آورند گر چه از نظر تربيتى و روان‏شناسى نبايستى آرزوهاى خود را بر زبان بياورند و فرزندان خود را در مقايسه با ديگران قرار دهند و روح لطيف آنان رإ؛ خخ آزرده سازند.چنين روشى فرزندان را منفعل مى‏كند و نتيجه مطلوب را نمى‏دهد و نتيجه‏اش همان كم رويى مى‏شود كه شما به آن اشاره كرده‏ايد، قطعاً گفتار و رفتار توهين‏آميز پدر و مادر كه ديگران را به رخ شما مى‏كشند يكى از علل كم رويى شما بوده است.گر چه پدر و مادر قصد آزار شما را نداشته‏اند و مى‏پندارند با اين روش مى‏توانند در فرزندان خود تحريكى ايجاد كنند، غافل از اين كه اين برخوردها نتيجه معكوس داشته است و مايه تحقير فرزندان خود مى‏شود.ما بايد از هر چيز و هر كس به اندازه وسع و توانايى اش توقع داشته باشيم. اصلاً فرزندان ثمره و ميوه همان درختى هستند كه ريشه در وجود پدر و مادر دارد، هرگز نبايستى بيش از حد انتظار بازدهى داشت "از كوزه همان برون تراود كه در اوست"آيا پدران و مادرانى كه براى تربيت فرزندان خود از همان دوران جنين زحمت مى‏كشند و مادرانى كه سعى مى‏كنند بدون وضو به طفلشان شير ندهند با كسانى كه اصلاً تا دوران پانزده سالگى فرزندان خود را آدم حساب نمى‏كنند و به فكر تربيت آن‏ها نيستند مساوى هستند؟! هرگز.آيا پدران و مادرانى كه از لحاظ روحى و معنوى در همه ابعاد و زمينه‏ها به فكر بچه‏هاى خود هستند نتيجه مطلوب را نخواهند گرفت؟البته پدر و مادر شما هم در اين راه تلاش كرده‏اند و به همين خاطر است كه توقع دارند فرزندشان چنين و چنان باشد و شما هم بحمدالله بسيارى از كمالات را داريد، ولى اى كاش آنان مى‏دانستند كه همه ظرفيت‏ها يكسان نيستند و هر كس استعداد خاصى دارد و هرگز نبايد فرزند خود را با فرزند ديگران مقايسه كرد و هرگز نبايد آرزو كرد كه‏اى كاش به جاى اين فرزندان، فرزندان ديگرى همانند فرزندان فلان كس داشته باشند و از همه خطرناكتر اين است كه جلوى روى فرزند اين آرزوها را بر زبان آورند، ولى شمإ؛ح‏ح هم ناخودآگاه اين آرزوها را كرده‏ايد (البته آرزوى شما به جا و بدون زيان است) چرا شما مهرپور را مى‏ستاييد؟ چرا وى براى شما يك الگوى خوب است؟ چرا در آرزوى ديدار مجدد او هستيد؟ چرا متأسفيد كه شماره تلفن نداشته‏ايد كه به او بدهيد؟ چرا فكر مى‏كنيد امثال خانم مهرپورها كم هستند؟!همه اين‏ها مشابه همان آرزوهاى پدر و مادر است؛ يعنى انسان مى‏خواهد به الگوى دلخواهش نزديك شود. مطمئن باشيد كه پدر و مادرتان شما را از صميم قلب دوست دارند و از روى علاقه آرزو مى‏كنند كه شما از هر جهت كمال پيدا كنيد و هرگز نمى‏خواهند شما را تحقير كنند گر چه در روش خود اشتباه مى‏كنند. كم‏تر پدر و مادرى يافت مى‏شود كه آرزوى خوشبختى و سعادت فرزند خود را نداشته باشند.خواهر گرامى! نامه شما از معدود نامه هايى است كه اين چنين از استحكام و انسجام و شفافيت برخوردار است، شما كاملاً درد را شناخته‏ايد و بيان كرده‏ايد و اميدواريم به راحتى درمان را نيز تشخيص دهيد و آن را عملى سازيد.هرگز از دريچه خشم و نفرت به سخنان پدر و مادر نگاه نكنيد. احساسات پاك شما كه جريحه دار شده است قابل فهم است، ولى هرگز احساسات را جايگزين تعقل و تفكر و تدبر نكنيد. به جنبه‏هاى مثبت رفتارى و گفتارى پدر و مادرتان و زحمات چندين ساله آنان نيز توجه داشته باشيد. عشق و علاقه آنان و تلاش شبانه روزى شان را ارج نهيد و سپاس گزار باشيد و سفارش خداى بزرگ را كه احسان به پدر و مادر است فراموش نكنيد و بدانيد كه خير شما در نيكى به پدر و مادر است.آيا ما مى‏توانيم بيدارى يك شب مادر را در كنار گهواره خود، سپاس گوييم آيا مى‏توانيم‏تر و خشك كردن چندين سال كودكى را جبران كنيم؟ هرگز نمى‏توانيم با هيچ وسيله‏اى جز با مهربانى و لبخند اين زحمات را جبران كنيم. پس هرگز به فكر جدايى خود از ايشان نباشيم و هرگز خوبى‏ها را با بدى‏ها پاسخ ندهيم.خواهر گرامى!شيطان همواره در كمين انسان‏ها است، شيطان وسوسه گر است، شيطان مى‏خواهد انسان‏ها را از هم دور كند، شيطان با دوستى‏ها و رفاقت‏ها و صله رحم سخت مخالف است، شيطان كينه‏ها را در دل‏ها شعله ور مى‏كند، شيطان بچه‏ها را از پدر و مادر و پدر و مادرها را از بچه‏ها جدا مى‏خواهد، شيطان از كاه كوهى مى‏سازد و كوچك‏ترين دل سوزى را بزرگ‏ترين زخم زبان جلوه مى‏دهد، شيطان چشم‏هاى بينا را تيره و تار و با افسون خود انسان‏ها را دچار گمراهى مى‏سازد.اينك ما فرزندان آدم بايد بسيار هوشيار باشيم و به وسوسه‏هاى شيطان "نه" بگوييم و خواسته‏هاى شيطان را نقش بر آب سازيم و جز در راه دوستى و صميميت باانسان‏هاى پاك و زحمتكش، به ويژه پدر و مادركه همه چشم داشتشان به پاره تن و ميوه دلشان؛ يعنى فرزندان خود است، گام برنداريم.تحمل پدر و مادر، تحمل سخنان پدر و مادر، تحمل حتى انتقادهاى نيش دار آنان براى فرزندان، ميمون و مبارك است و عاقبت به خيرى و نيك بختى را به ارمغان خواهد آورد.شما مى‏توانيد اين را از همه بزرگ ترها حتى از خانم مهرپرور بپرسيد و آنان در جواب به شما خواهند گفت كه اطاعت از پدر و مادر و محبت به پدر و مادر و نيكى به آنان از اولين عوامل موفقيت در زندگى است.البته ما مى‏دانيم كه شما درددل خود را براى اولين بار آن هم براى مشاوره كه بهترين راهنماى انسان است براى ما اظهار كرده‏ايد و هرگز در برابر پدر و مادر بى احترامى نكرده و نمى‏كنيد، ولى ما مى‏خواهيم بگوييم حتى آرزوى جدايى در دل نداشته باشيد. پدر و مادر نعمتى هستند، كه فقط كسانى كه از آن محروم اند مى‏توانند كمبود و خلأ آن را احساس كنند. همان طور كه اطاعت از خدا مايه سعادت است، اطاعت از پدر و مادر هم مايه سعادت و درجه بعد از اطاعت از خداى مهربان قرار دارد.و باز هم براى ما نامه بنويسيد.
کد سوال : 51461
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آداب و اخلاق اسلامى زندگى زناشويى و نكات مهمى كه دانستن آن‏ها قبل از هر چيز و در آغاز زندگى مشترك لازم است را توضيح دهيد.
پاسخ : مسئله‏اى كه به آن اشاره كرده‏ايد امر مهمى است كه جا دارد درباره آن مطالعه كامل داشته باشيد و به آن اهميت لازم بدهيد، اميدواريم در اين زمينه به راه كارهاى نيك و پسنديده دست يابيد و باعث عاقبت به خيرى خود و همسرتان گرديد. بسيارى از مشكلات زوج‏هاى جوان بر اثر بى اطلاعى از وظايف خودشان مى‏باشد كه حتماً بايستى پيش‏گيرى شود، براى شما چند كتاب معرفى مى‏كنيم و يك جزوه ارسال مى‏نمائيم، اميدواريم مفيد باشد:1- كتاب ازدواج از دكتر پاك نژاد؛2- بهشت خانواده از حجة الاسلام و المسلمين سيد جواد مصطفوى؛3- آئين همسردارى از آيت الله امينى؛كتاب‏ها را مى‏توانيد خود تهيه كنيد يا به نامزدتان بگوييد براى شما بخرند. اين كتاب‏ها را مى‏توانيد از كتاب فروشى شهرتان يا كتاب فروشى‏هاى مشهد مقدس بخريد و در صورتى كه اين كتاب‏ها در كتاب هانه شهرتان وجود دارد مى‏توانيد با حفظ حجاب كامل آن را درخواست و مطالعه كنيد مگر اين كه محيط آن كتاب خانه نامناسب و ناامن باشد. از خواهرها نيز براى خريد مى‏توانيد استفاده كنيد يا بإ؛ خخ نامزدتان برويد و خريدارى نماييد.براى شما آرزوى موفقيت داريم، در صورت لزوم باز هم با ما مكاتبه كنيد، آن چه يك زوجه بايد بداند عبارت است از احترام به همسر؛ احترام به خواهر و مادر و پدر و ديگر بستگان، زن بايد مايه آرامش باشد و اميد و نشاط را با سخنان اميد بخش در روح شوهر ايجاد كند. از آن چه شوهر خوشش نمى‏آيد دورى كند، زمينه بحث و گفت و گو را بايد فراهم كرد، اما سعى كنيد به جر و بحث و مجادله كشيده نشود، اگر با يك امر معقول و مشروع موافقت نكرد فقط دلايل را يكبار بگوييد، اگر قانع نشد بگوييد اين نظر من است، هر جور كه خود صلاح مى‏دانيد. مى‏خواهيد با بزرگان ديگر هم مشورت نماييد. اجازه ندهيد از پدر و مادر و بستگان شما انتقاد كنند، بفرماييد ما با هم زندگى مى‏كنيم كارى به ديگران نداريم، من شما را به احترام به والدين تشويق مى‏كنم از شما انتظار دارم، هرگز اجازه ندهيد زمينه اهانت فراهم شود، صدق و راستى را رعايت نماييد.نكته ديگر اين است كه هر حرفى را نمى‏شود به شوهر گفت به خصوص از اسرار خانوادگى كه ممكن است يك روز سوء تفاهم كند و هم چنين در بيان خاطرات شخصى و نقطه‏هاى ضعف گذشته و هر چيزى كه ممكن است دستاويز قرار دهد خوددارى كرده و از خوبى‏هاى گذشته خود و خانواده صحبت كنيد.
کد سوال : 51462
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا انسان سر بر مهر مى‏گذارد با اين كه مهر (خاك) از جنس انسان است؟
پاسخ : اولاً لازم نيست در موقع سجده فقط بر خاك سجده كنيم، بلكه مى‏شود بر چوب، برگ درختان، علف‏ها و گياهان كه خوردنى نباشند و كاغذ سجده كرد. هم چنين سجده كردن بر انواع سنگ‏هاير از سنگ‏هاى معدنى، مانند سنگ طلا، سنگ نقره، سنگ فيروزه جايز است.و ثانياً:السجود لايجوز الا على الارض او على ما انبت الارض الا ما أكل او لبس. (وسائل الشيعه، ج 3، ص 591، ح 1، توضيح المسائل مراجع، مسئله 1076).سجده بايد بر زمين يا آن چه از زمين روييده و غير از خوردنى‏ها يا پوشيدنى‏ها باشد. و ثالثاً: سجده بر خاك حاكى از نهايت خضوع انسان در برابر پروردگار است. انسان بالاترين عضو و شريف‏ترين عضو بدنش را بر خاك بنهد، اين كمال خضوع است، و مايه كنار گذاشتن تكبر مى‏شود و به ياد مى‏آورد كه از خاك آفريدت خداوند پاك‏پس اى بنده افتادگى كن چو خاك.
کد سوال : 51463
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : روايتى از امام حسن عسگرى(ع) را برايم بنويسيد تا الگوى تمام ابعاد زندگى من قرار گيرد.
پاسخ : قال الامام ابو محمد الحسن بن على العسگرى(ع): اورع الناس من وقف عند الشبهه، اعبد الناس من اقام على الفرائض، ازهد الناس من ترك الحرام، اشد الناس اجتهاداً من ترك الذنوب(1)امام حسن عسگرى فرمود: با تقواترين مردم كسى است كه از موارد شبهه (غذاى مشتبه، مكان مشتبه، حرف مشتبه) پرهيز كند، عابدترين مردم كسى است كه واجباتش را انجام دهد، زاهدترين مردم كسى است كه حرام را ترك كند، كوشاترين مردم كسى است كه گناهان را ترك كند.پى نوشت‏ها:1. تحف العقول، ص 363.