• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 51094
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كلمه تاسوعا و عاشورا از كجا گرفته شده و چرا به اين نام، نامگذارى شده است؟
پاسخ : از گذشته دور عرب‏ها به روز نهم و دهم محرم تاسوعا و عاشورا مى‏گفتند. در تاريخ جاهليت عاشورا از روزهاى عيد رسمى و ملى بوده و در آن روزگار در چنين روزى روزه مى‏گرفتند، لباس فاخر مى‏پوشيدند و چراغانى و خضاب مى‏كردند. در اسلام با تشريع روزه رمضان آن روزه فسخ شد. گفته‏اند علت نام گذارى روز دهم به عاشورا آن است كه ده نفر از پيامبران با ده كرامت در اين روز مورد تكريم الهى قرار گرفتند.(1)در فرهنگ شيعى، روز نهم محرم روزى است كه امام حسين(ع) و يارانش در محاصره نيرهاى كوفه قرار گرفتند. روزى كه آب را به روى اهل بيت بستند، و عصر آن روز عمر بن سعد با دستورى كه از ابن زياد دريافت كرد، آماده جنگ با حسين(ع) شد.اما به دستور امام(ع) آن شب را مهلت خواستند، تا به عبادت و راز و نياز بپردازند.روز دهم محرم هم ياد آور و اقعه شهادت امام (ع) و يارانش مى‏باشد. اين روز از عظيم‏ترين روزهاى سوگوارى به حساب مى‏آيد. مى‏توان گفت عاشورا همان دهم محرم است، چون پيامبران براى حادثه‏اى‏كه در اين روز واقع مى‏شود گريسته‏اند، در فرهنگ دينى هم چنان باقى مانده است واز سوى ديگر روز غلبه موسى بن عمران بر فرعون است، لذا همواره يهودى‏ها روزه مى‏گرفته‏اند و پيامبر وقتى مدينه مشرف شدند به ايشان خبر دادند كه يهودى‏ها امروز روزه‏اند، زيرا معتقدند كه روز غلبه موسى بر فرعون است. از اين رو حضرت موسى فرمود به شكرانه اين پيروزى روزه بگيريد، پيامبر تا شنيد فرمود: "انّا احق باحياء سنّت اخى موسى". من دستور مى‏دهم روز تاسوعا را هم روزه بگيريد، زيرا مقدمه و طرح پيروزى در آن روز ريخته شده است، ولى اكنون روزه گرفتن مكروه است. 1. حيات الامام الحسين(ع)، ج 3، ص 179، به نقل از فرهنگ عاشورا، جواد محدثى.
کد سوال : 51095
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : يأجوج و مأجوج چه كسانى هستند؟
پاسخ : آن طورى كه از مجموع گفته‏هاى تورات بر مى‏آيد، يأجوج و مأجوج امت يا امت‏هاى بزرگى بوده‏اند كه در قسمت‏هاى بالاى شمال آسيا زندگى مى‏كردند و مردمى جنگجو و معروف به جنگ و غارت بوده‏اند.(1)دلايل فراوانى از تاريخ در دست است كه در منطقه شمال شرقى زمين در نواحى مغولستان در زمان‏هاى گشذته گويى چشمه جوشانى از انسان وجود داشته است.مردم اين منطقه به سرعت زاد و ولد مى‏كردند، پس از كثرت به سمت شرق يا جنوب سرازير مى‏شدند براى حركت سيل آساى اين اقوان دوران‏هاى مختلفى در تاريخ آمده است.يكى دوران هجوم اين قبايل وحشى در قرن چهارم ميلادى تحت زمام دارى آتيلا بود كه تمدن امپراطورى روم را تخريب كردند.در عصر ذوالقرنين (كوروش كبير) نيز هجومى از ناحيه آن‏ها اتفاق افتاد كه در حدود سال پانصد قبل از ميلاد بود.(2)پى نوشت‏ها: 1. الميزان، ج 13، ص 643.2. تفسير نمونه، ج 12، ص 551.
کد سوال : 51096
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اصحاب سبت چه كسانى هستند؟
پاسخ : سبت در لغت به معناى تعطيل عمل است براى استراحت. اين كه قرآن در سوره نبأ آيه 10 مى‏فرمايد: (خواب را ما راحتى شما قرار داديم) به همين موضوع اشاره دارد روز شنبه را از اين جهت يوم السبت گويند: كه آن‏ها كسب و كار خود را براى استراحت در اين روز تعطيل مى‏كردند. اصحاب سبت، جمعى از بنى اسرائيل بودند كه در ساحل يكى از درياها - ظاهراً درياى احمر بوده - در بندرى به نام ايله (كه امروز به بندر ايلات معروف است) زندگى مى‏كردند و از طرف خداوند به عنوان امتحان، دستورى به آن‏ها داده شد كه صيد ماهى را در روز شنبه تعطيل كنند، اما ايشان با آن دستور مخالفت كردند و گرفتار مجازات دردناكى شدند و همه به صورت ميمون در آمدند. قرآن مى‏فرمايد: "هنگامى كه در برابر فرمانى كه به آن‏ها داده شده بود سركشى نمودند به آن‏ها گفتيم به شكل ميمون در آييد و طرد شويد.).(1)البته اين جمعيت هنگامى كه در برابر آزمايش بزرگ الهى كه آميخته با زندگى آنان بود قرار گرفتند به سه گروه تقسيم شدند، شرح تفصيلى ماجرا را مى‏توانيد در كتب معتبر از جمله تفسير وزين الميزان، ج 8، از ص 431 و تفسير نمونه، ج 6، از ص 418 استفاده نماييد.پى نوشت‏ها: 1. اعراف، آيه 166، "فلما عنواعن ما نهوا عنه فلنا لهم كونوا قرده خاسئين".
کد سوال : 51097
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا اصحاب رقيم همان اصحاب كهف هستند؟
پاسخ : رقيم در اصل از ماده رقم به معناى نوشتن است و به عقيده غالب مفسران نام ديگرى است كه براى اصحاب كهف، بعضى آن را نام كوهى مى‏دانند كه غار در آن واقع است. برخى آن را نام سرزمينى مى‏دانند كه آن كوه در آن قرار دارد و گروهى نيز آ؛ را نام شهر و ديارى مى‏دانند كه اصحاب كهف از آن شهر بيرون آمده‏اند. البته بعضى احتمال داده‏اند كه اين‏ها غير از اصحاب كهف هستند و در ذيل آيه 9 سوره كهف (آيا گمان كردى اصحاب كهف و رقيم از آيات عجيب ما بودند؟) روايات معروفى در امور سه نفر كه در غارى گرفتار شدند ذكر كردند، كه هر يك خدا را به عمل خالصى كه انجام داده بودند خواندند و در نهايت از آن تنگنا رهايى يافتند.(1) البته اين احتمال با ظاهر آيه هماهنگى ندارد.ظاهر آيه اين است كه اصحاب كهف و رقيم يك گروه بودند "ام حسبت ان اصحاب الكهف و الرّقيم كانوا من آياتنا عجبا" لذا بعد از ذكر اين دو عنوان در آيه تنها به بيان داستان اصحاب كهف مى‏پردازد و هيچ گونه سخنى از غير آن به ميان نمى آورد. بديهى است كه اگر دو گروه بودند حتماً لازم بود در مورد هر دو توضيح داده شود.(2)پى نوشت‏ها: 1. تفسير نورالثقلين، ذيل آيه 9، سوره كهف.2. تفسير نمونه، ج 12، ص 355.
کد سوال : 51098
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در صورتى كه مواقعه (نزديكى ) انجام شده باشد و زوج ادعا كند به طرق مصنوعى و طبيعى جلوگيرى شده و مدارك ارائه شده از جانب زوج حاكى از عدم حضور وى در محلّ سكونت زوجه باشد و نيزاظهارات ضدّ و نقيض زوجه عدم صداقت وى را به اثبات برساند, آيا مى توان از موارد مذكو
پاسخ : بچه ملحق به زوج است , در صورتى كه دخول انجام شده يا منى به فرج رسيده باشد, مگرالحاق ولد به پدر امكان نداشته باشد, مانند اين كه سه ماه است كه دخول كرده و فرزند متولد شده است . مدت اقل و اكثر حمل بايد مراعات شود.(1)اگر مرد مى داند كه مواقعه (نزديكى ) صورت گرفته , انكار او در دادگاه دروغ و حرام است و در صورتى كه دردادگاه به آن اقرار كرده باشد, نمى تواند آن را انكاركند و انكار او پذيرفتنى نيست .(2)(پـاورقى 1.امام خمينى , تحريرالوسيله , ج 2 ص 360 مسئله 5(پـاورقى 2.ناصر مكارم شيرازى , استفائات جديد, ص 219
کد سوال : 51099
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا در صورت عدم لعان مى توان با مراجعه به پزشك قانونى يا غير آن فرزند را از خود نفى كرد؟
پاسخ : در صورت عدم اجراى لعان راهى از طريق پزشك قانونى يا غير آن براى نفى ولد نيست .(1)(پـاورقى 1.ناصر مكارم شيرازى , استفتائات جديد, ص 475
کد سوال : 51100
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به سبب بروز مشكلاتى بين زوج و زوجه و طلاق زوجه و نيز اظهارات زوجه و قراين وشواهد موجود ممكن است بچه نامشروع باشد يا زوجه مورد را سرراهى يا پرورشگاهى و غيره به فرزندى اختيار كرده باشد. سؤال اين است كه در صورت شك بين دو حالت اجراى لعان چگونه امكان دارد؟\r\
پاسخ : اگر زن طلاق داده شد, ديگر جاى اجراى لعان نيست . طلاق موجب جدايى بين زن و شوهرشده و فرزند هم به اقرار زوج , مال او است و نمى تواند نفى ولد كند. اما اگر بدون طلاق , شوهر ادعا كند فرزندمال من نيست , ولى زن بگويد مال تو است و لعان جارى شود, در اينصورت بين زن و شوهر جدايى حاصل مى شود و فرزند مال شوهر نيست و حرمت بين زن و شوهر ابدى است و ديگر نمى توانند با هم ازدواج كنند.(1)ثانياً: لعان در صورتى كه اولاً مرد دخول كرده باشد و ثانياً يقين داشته باشد فرزند از خودش نيست يا ديده باشد زنش با اجنبى همبستر شده يا بيّنه داشته باشد. در اين صورت لعان در دادگاه جارى مى شود كه دو فايده دارد: 1 فرزند ملحق به مرد نيست ; 2 مرد حدّ قذف (نسبت زنا به زن ) نمى خورد.(2)اگر امكان لحوق فرزند به شوهر باشد, مثل اين كه دخول انجام شده يا منى مرد به فرج زن ريخته شده ومدت اقل و اكثر حمل مراعات شده باشد, مرد حق ندارد بگويد فرزند از من نيست , گرچه زنش با نامحرمى رابطه داشته باشد, و فرزند ملحق به پدر است . در اين صورت با لعان نيز نمى توان فرزند بودن بچه را نفى كرد.(3)(پـاورقى 1.تحرير الوسيله , ج 2 ص 362 مسئله 16 (پـاورقى 2.همان , ص 360 مسئله 4(پـاورقى 3.همان , ص 360 مسئله 5
کد سوال : 51101
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نظر به اين كه عدم صداقت زوجه و خانواده اش به دفعات محرز شده و قصد سوء استفاده ازروابط زوجيت و صداقت زوج داشته اند, آيا از ظاهر قضيه مى توان به باطن حكم كرد؟
پاسخ : در اين گونه موارد قاضى بايد دقت كامل كند و با زيركى و ظرافت , مسئله را از قراين و شواهدبفهمد و تا مسئله اى ثابت نشده , به ظاهر حكم نكند. يكى از ظرافت هاى قضاوت هاى اميرالمؤمنين 7اين بودكه به صِرْف اقرار و بينه و قَسَم حكم نمى كرد, بلكه از زوايا و جوانب مختلف مسئله را بررسى مى كرد گاهى ازروان كاوى و روحيات افراد شاكى و طرف او, حكم و قضاوت مى كرد. بنابراين ظواهر, شاهد و قرينه و حدس وگمان براى قاضى است , اما نبايد به آن اكتفا كرد.
کد سوال : 51102
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در حين طلاق , زوجه ادعاى حامله بودن از شوهر كرده و زوج بنا به ملاحظاتى قبول نمود;ـ آيا اقرار زوج با توجه به اوضاع خاص , موضوعيت دارد؟ـ آيا انكار بعد از اقرار, شرعاً مسموع است ؟
پاسخ : كسى كه اقرار مى كند, بايد داراى شرايطى باشد: بالغ و عاقل و اقرارش با قصد و اختيار باشد;بنابراين اقرار بچه و ديوانه و مست و مكره (مجبور) درست نيست .(1)اگر زوج با اختيار كامل و با قصد اقرار كرد كه فرزند متعلق به من است يا دخول را انجام داده ام , اقرارش پذيرفته است و آثار فرزند را دارد و آن بچه از پدر ارث مى برد و نفقهء او بر عهدهء پدر است و بعد از اقرارنمى تواند اقرار را انكار كند.(2)(پـاورقى 1.تحريرالوسيله , ج 2 ص 52 مسئله 8(پـاورقى 2.همان , ص 55 مسئله 18و ص 361 مسئلهء 10
کد سوال : 51103
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيهء يعنى چه ؟ آيا يهوديان پيغمبران رامى كشتند؟!
پاسخ : در آيهء 183سورهء مباركهء آل عمران خطاب به يهود چنين آمده است : . جمعى از بزرگان يهود به حضور پيامبر6رسيدندو گفتند: تو ادّعا مى كنى خداوند تو را به سوى ما فرستاده و كتابى هم بر تو نازل كرده است , در حالى كه خداونددر تورات از ما پيمان گرفته است به كسى كه ادّعاى نبوّت كند ايمان نياوريم , مگر اين كه براى ما حيوانى راقربانى كند و صاعقه اى از آسمان بيايد و آن را بسوزاند. اگر تو نيز چنين كنى , ما به تو ايمان مى آوريم . اين آيه نازل شد: .اين آيه اشاره دارد بر اين كه يهوديان , زكريا و يحيى و جمع ديگرى از پيامبران بنى اسرائيل را به قتل رساندند.(1)(پـاورقى 1.برگرفته از تفسير نمونه , ج 3 ص 197