کد سوال : 51064
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا دولت به شهرهاى ترك نشين كمتر رسيدگى مىكند؟
پاسخ : درباره عدم رسيدگى به شهرهاى ترك نشين چون شهردارىهاى هر شهر از بين خود مردم آن شهر انتخاب مىشوند و به دست خود مردم آن منطقه است اين را با مسئولين شهرتان در ميان بگذاريد.
کد سوال : 51065
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا ما ترك زبابان با وجود اين كه حدود 27 ميليون نفر در كشور هستيم نمىتوانيم براى خود مدرسه و دانشگاه و ديگر مؤسسات تركى داشته باشيم اگر تجزيهطلبى و پان تركيسم نگوييم، چرا كه 150 هزار ارمنى براى خود چنين جاهايى دارند چرا دولت به شهرهاى ما رسيدگى نمىكند
پاسخ : كشور پهناور ايران داراى جمعيّتهاى فراوان ترك زبان، لر زبان، فارسى زبان، كرد زبان، عرب زبان مىباشد و به جز چند درصد، بقيه همه مسلمان هستند و در كنار هم زندگى مىكنند و همه در سايه تعاليم عاليه اسلام، مسلمان بودن و انسانيت را بر همه ظواهر از قبيل زبان، لباس و مكان ترجيح مىدهند. همان طور كه پيامبر(ص) در فتح مكه فرمود: "ايّها النّاس انّ اللَّه قد اذهب عنكم نخوة الجاهلية و تفاخرها بآبائها ألا انكم من آدم و آدم من طين الاّ ان خير عباداللَّه عبد اتّقاه؛ اى مردم خداوند در پرتو اسلام، افتخارات دوران جاهليّت و مباهات به ويله انسان را از ميان شما برداشت همگى از آدم به وجود آمدهايد و او نيز از گل آفريده شده است، بهترين مردم كسى است كه از گناه و نافرمانى چشم بپوشد.فرمود: "إنّ النّاس من عهد آدم الى يومنا هذا اسنان المشط لا فضل للعربى على العجمى و لا للاحمر على الاسود الا بالتقوى؛ همه مردم از زمان آدم تا كنون مانند دندانهاى شانه با هم برابر و مساوى هستند نه عرب بر عجم برترى دارد و نر سرخ پوست (سفيد پوست) بر سياه پوست. فضيلت، فقط بر اساس تقوى است. "الاّ ان كل مال و مأثرةو دم فى الجاهلية تحت قدمى هاتين؛ من تمام دعاوى مربوط به جان و مال و همخه افتخارات موهوم موهوم دوران گذشته را زير دو پاى خود نهاده و تمام آنها را بى اساس اعلام مىكنم. "المسلم اخ المسلم و المسلون اخوة و هم يد واحدة على من سواهم تتكافئوا دماءهم سعى بذمّتهم ادناهم؛ مسلمان برادر مسلمان است و همه مسلمانان برادر يكديگرند و در برابر اجانب حكم يك دست دارند، خون هر يك با ديگرى برابر است، كوچكترين آنها از طرف مسلمانان مىتواند تعهد نمايد.(1) بنابراين، با توجه به اين كه در كشور اسلامى ايران غالب مسئوليتها به دست ترك زبانان است از جمله رهبر انقلاب اهل خامنه تبريز است و به زبان تركى آشنا است و بسيارى از وزرا و شخصيتهاى علمى و سياسى و بسيارى از مراجع تقليد و مفسرين عالى مقام، ترك زبان بوده و هستند و هيچ قانونى هم در ايران تصويب نشده كه تركها حق نداشته باشند تركى حرف بزنند يا بنويسند. البته زبان رسمى كشور فارسى است همان طور كه هر كشورى يك زبان رسمى دارد.پى نوشتها: 1. فروغ ابديت، ج 2، ص 733 - 735 به نقل از روضه كافى و سيره ابن هشام و مغازى واقدى و بحار.
کد سوال : 51066
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : المنت چيست و كار آن چيست؟
پاسخ : جواب اين سؤال را از مراكز تخصصى كه مربوط به علم فيزيك مىباشد سؤال بفرماييد.
کد سوال : 51067
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مواردى كه انسان تشخيص مىدهد خودكشى باعث حفظ اسرار و به مصلحت دولت اسلامى يا ولى فقهى يا يكى از مجتهدين مىباشد، آيا خودكشى جايز است يا خير؟
پاسخ : خودكشى به هيچ وجه جايز نيست و حرام است. حفظ اسرار و مصالح دولت اسلامى يا ولى فقيه و يا ساير مجتهدين واجب و افشاى آنها حرام است.امام صادق(ع) مىفرمايد: "من قتل نفسه معتمدا فهو فى نار جهنم خالدا فيها؛ هر كس خود را عمدا بكشد هميشه در آتش جهنم خواهد بود".(1)و از امام باقر(ع) روايت شده: "إنّ المؤمن يبتلى بكل بليةالا انّه لا يقتل نفسه؛ مؤمن به هر بلايى مبتلا مىشود، ولى خودش را نمىكشد.".(2)حضرت آيت اللَّه فاضل لنكرانى در اسفتائات خود فرمودند: س 1248: شخصى به جهت ناراحتى و مشكلات زندگى خودكشى كرده است، اولاً اصل اين عمل شرعاً چه صورت دارد؟ ثانياً آيا لازم است از اموال او كفاره پرداخت شود؟ج: اصل اين عمل از گناهان كبيره است و ناراحتى و مشكلات هر چه و هر مقدار كه باشد مجوز ارتكاب چنين گناه بزرگى نمىشود. و در صورت وقوع ظاهراً پرداخت كفاره از مال او واجب نيست ولى بهتر است با رضايت همه ورثه از مال او كفاره قتل پرداخت شود.(3) و كفاره و قتل عمد عبارت است از عتق رقبه (كه فعلاً مقدور نيست و ساقط است) و 60 روز روزه و اطعام 60 مسكين.در هيچ شرايطى انسان مؤمن نمىتواند خودكشى كند. در تاريخ اسلام افراد فراوانى داريم كه به فجيعترين شكنجهها كشته شدند، اما پيغمبر اكرم(ص) با توجه به چنين فجايعى به احدى اجازه خودكشى نداد و همچنين بعضى از اصحاب ائمه دستگير شده و به شكنجه طاقت فرسا گرفتار مىشدند، ولى امام معصوم(ع) اجازه انتحار و خودكشى را به آنان ندادهاند، اين سيره مستمره و روايات فوق همگى برگرفته از مفاهيم قرآن كريم است.پى نوشتها: 1. وسائل الشيعه، ج 19، ص 13، باب 5، تحريم قتل الانسان نفسه.2. همان مدرك.3. استفتائات آيت اللَّه فاضل، ج 12، ص 472.
کد سوال : 51068
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كلمه تاسوعا و عاشورا از كجا گرفته شده و چرا به اين نام، نامگذارى شده است؟
پاسخ : از گذشته دور عربها به روز نهم و دهم محرم تاسوعا و عاشورا مىگفتند. در تاريخ جاهليت عاشورا از روزهاى عيد رسمى و ملى بوده و در آن روزگار در چنين روزى روزه مىگرفتند، لباس فاخر مىپوشيدند و چراغانى و خضاب مىكردند. در اسلام با تشريع روزه رمضان آن روزه فسخ شد. گفتهاند علت نام گذارى روز دهم به عاشورا آن است كه ده نفر از پيامبران با ده كرامت در اين روز مورد تكريم الهى قرار گرفتند.(1)در فرهنگ شيعى، روز نهم محرم روزى است كه امام حسين(ع) و يارانش در محاصره نيرهاى كوفه قرار گرفتند. روزى كه آب را به روى اهل بيت بستند، و عصر آن روز عمر بن سعد با دستورى كه از ابن زياد دريافت كرد، آماده جنگ با حسين(ع) شد.اما به دستور امام(ع) آن شب را مهلت خواستند، تا به عبادت و راز و نياز بپردازند.روز دهم محرم هم ياد آور و اقعه شهادت امام (ع) و يارانش مىباشد. اين روز از عظيمترين روزهاى سوگوارى به حساب مىآيد. مىتوان گفت عاشورا همان دهم محرم است، چون پيامبران براى حادثهاىكه در اين روز واقع مىشود گريستهاند، در فرهنگ دينى هم چنان باقى مانده است واز سوى ديگر روز غلبه موسى بن عمران بر فرعون است، لذا همواره يهودىها روزه مىگرفتهاند و پيامبر وقتى مدينه مشرف شدند به ايشان خبر دادند كه يهودىها امروز روزهاند، زيرا معتقدند كه روز غلبه موسى بر فرعون است. از اين رو حضرت موسى فرمود به شكرانه اين پيروزى روزه بگيريد، پيامبر تا شنيد فرمود: "انّا احق باحياء سنّت اخى موسى". من دستور مىدهم روز تاسوعا را هم روزه بگيريد، زيرا مقدمه و طرح پيروزى در آن روز ريخته شده است، ولى اكنون روزه گرفتن مكروه است. 1. حيات الامام الحسين(ع)، ج 3، ص 179، به نقل از فرهنگ عاشورا، جواد محدثى.
کد سوال : 51069
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : يأجوج و مأجوج چه كسانى هستند؟
پاسخ : آن طورى كه از مجموع گفتههاى تورات بر مىآيد، يأجوج و مأجوج امت يا امتهاى بزرگى بودهاند كه در قسمتهاى بالاى شمال آسيا زندگى مىكردند و مردمى جنگجو و معروف به جنگ و غارت بودهاند.(1)دلايل فراوانى از تاريخ در دست است كه در منطقه شمال شرقى زمين در نواحى مغولستان در زمانهاى گشذته گويى چشمه جوشانى از انسان وجود داشته است.مردم اين منطقه به سرعت زاد و ولد مىكردند، پس از كثرت به سمت شرق يا جنوب سرازير مىشدند براى حركت سيل آساى اين اقوان دورانهاى مختلفى در تاريخ آمده است.يكى دوران هجوم اين قبايل وحشى در قرن چهارم ميلادى تحت زمام دارى آتيلا بود كه تمدن امپراطورى روم را تخريب كردند.در عصر ذوالقرنين (كوروش كبير) نيز هجومى از ناحيه آنها اتفاق افتاد كه در حدود سال پانصد قبل از ميلاد بود.(2)پى نوشتها: 1. الميزان، ج 13، ص 643.2. تفسير نمونه، ج 12، ص 551.
کد سوال : 51070
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اصحاب سبت چه كسانى هستند؟
پاسخ : سبت در لغت به معناى تعطيل عمل است براى استراحت. اين كه قرآن در سوره نبأ آيه 10 مىفرمايد: (خواب را ما راحتى شما قرار داديم) به همين موضوع اشاره دارد روز شنبه را از اين جهت يوم السبت گويند: كه آنها كسب و كار خود را براى استراحت در اين روز تعطيل مىكردند. اصحاب سبت، جمعى از بنى اسرائيل بودند كه در ساحل يكى از درياها - ظاهراً درياى احمر بوده - در بندرى به نام ايله (كه امروز به بندر ايلات معروف است) زندگى مىكردند و از طرف خداوند به عنوان امتحان، دستورى به آنها داده شد كه صيد ماهى را در روز شنبه تعطيل كنند، اما ايشان با آن دستور مخالفت كردند و گرفتار مجازات دردناكى شدند و همه به صورت ميمون در آمدند. قرآن مىفرمايد: "هنگامى كه در برابر فرمانى كه به آنها داده شده بود سركشى نمودند به آنها گفتيم به شكل ميمون در آييد و طرد شويد.).(1)البته اين جمعيت هنگامى كه در برابر آزمايش بزرگ الهى كه آميخته با زندگى آنان بود قرار گرفتند به سه گروه تقسيم شدند، شرح تفصيلى ماجرا را مىتوانيد در كتب معتبر از جمله تفسير وزين الميزان، ج 8، از ص 431 و تفسير نمونه، ج 6، از ص 418 استفاده نماييد.پى نوشتها: 1. اعراف، آيه 166، "فلما عنواعن ما نهوا عنه فلنا لهم كونوا قرده خاسئين".
کد سوال : 51071
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا اصحاب رقيم همان اصحاب كهف هستند؟
پاسخ : رقيم در اصل از ماده رقم به معناى نوشتن است و به عقيده غالب مفسران نام ديگرى است كه براى اصحاب كهف، بعضى آن را نام كوهى مىدانند كه غار در آن واقع است. برخى آن را نام سرزمينى مىدانند كه آن كوه در آن قرار دارد و گروهى نيز آ؛ را نام شهر و ديارى مىدانند كه اصحاب كهف از آن شهر بيرون آمدهاند. البته بعضى احتمال دادهاند كه اينها غير از اصحاب كهف هستند و در ذيل آيه 9 سوره كهف (آيا گمان كردى اصحاب كهف و رقيم از آيات عجيب ما بودند؟) روايات معروفى در امور سه نفر كه در غارى گرفتار شدند ذكر كردند، كه هر يك خدا را به عمل خالصى كه انجام داده بودند خواندند و در نهايت از آن تنگنا رهايى يافتند.(1) البته اين احتمال با ظاهر آيه هماهنگى ندارد.ظاهر آيه اين است كه اصحاب كهف و رقيم يك گروه بودند "ام حسبت ان اصحاب الكهف و الرّقيم كانوا من آياتنا عجبا" لذا بعد از ذكر اين دو عنوان در آيه تنها به بيان داستان اصحاب كهف مىپردازد و هيچ گونه سخنى از غير آن به ميان نمى آورد. بديهى است كه اگر دو گروه بودند حتماً لازم بود در مورد هر دو توضيح داده شود.(2)پى نوشتها: 1. تفسير نورالثقلين، ذيل آيه 9، سوره كهف.2. تفسير نمونه، ج 12، ص 355.
کد سوال : 51072
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اصحاب الاخدود چه كسانى هستند؟
پاسخ : اخدود به گودالها و خندقهاى بزرگ گويند.منظور آيات 4 - 8 سوره بروج و خندقهاى عظيمى است كه مملو از آتش بود تا شكنجه گران مؤمنان را در آن بيفكنند و بسوزانند.معروف اين است كه ذونواس آخرين پادشاه حمير (حمير يكى از قبايل معروف يمن بود) به دين يهود در آمد و گروه حمير نيز از او پيروى كردند و يهودى شدند. مدتى بر اين منوال گذشت تا به او خبر دادند كه در سرزمين نجران (در شمال يمن) هنوز گروهى بر آيين نصرانيت باقى هستند، يهوديان ذونواس را تحريك كردند تا اهل نجران را وادار به پذيرش آيين يهود كند.ذونواس وارد نجران شد ساكنان آن جا را جمع و دين يهود را بر آنان عرضه كرد، اما آنها زير بار نرفتند، حاضر شدند بميرند، ولى از دين خود بر نگردند. ذونواس دستور داد خندق بزرگى حفر كنند، آن را پر از هيزم كردند و آتش زدند گروهى از نصارا را زنده زنده در آتش انداختند و سوزاند و گروهى را با شمشير كشتند و قطعه قطعه كردند.(1)پى نوشتها: 1. ماجراى فوق به صورتهاى مختلف در بسيارى از كتب تفسير و تاريخ آمده است از جمله كتاب مجمع البيان؛ تفسير ابوالفتوح؛ تفسير كبير فخر رازى، تفسير قرطبى و ابن هشام در سيره ج 1، ص 35 و ج 26، ص 337.
کد سوال : 51073
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كتاب جلاء العيون از كيست؟ و كجا مىتوان تهيه كرد؟
پاسخ : كتاب جلاء العيون از علامه مجلسى است، مىتوانيد از كتاب فروشىهاى معروف تهيه كنيد.