• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 51044
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا حضرت على اصغر(ع) در هنگام شهادت در واقعه كربلا شش ساله بوده است يا شش ماهه؟
پاسخ : كتاب هايى كه شرح حال واقعه كربلا را نوشته‏اند آن حضرت را طفل تعبير كرده‏اند، طفل شيرخوار (رضيع)، كودك، صغير.سبط ابن جوزى در "تذكرة" از هشام بن محمد كلبى نقل كرده كه چون حضرت اما حسين(ع) ديد كه لشكر در كشتن او اصرار دارند قرآنى بر سر گرفت و با دشمن احتجاج مى‏كرد ناگاه نظرش افتاد به طفلى از اولاد خود كه از شدّت تشنگى مى‏گريست، حضرت آن كودك را بر دست گرفت و فرمود: "يا قوم ان لم ترحمونى فارحموا هذا الطفل؛ اى لشكر اگر بر من رحم نمى‏كنيد پس بر اين طفل رحم كنيد". پس تيرى آمد و او را مذبوح كرد.(3)شيخ مفيد مى‏فرمايد: "ثم جلس الحسين امام الفسطاط فأتى بابنه عبداللَّه و هو طفل؛ حسين(ع) مقابل خميه نشست و فرزند كوچكش عبداللَّه را در دامن گرفت".(4)در بحار آمده: "و كان عبداللَّه يو مقتل صغيراً جاءه نشّابة و هو فى حجرابيه فذبحته؛ عبداللَّه در روزى كه كشته شد كودك بود تيرى آمد او را كشت در حالى كه در دامن پدرش بود".بعد روايتى را از حميد بن مسلم نقل مى‏كند كه؛"دعا الحسين بغلام فأقعده فى حجره فرماه عقبة بن بشر فذبحه؛ امام حسين فرزندش را خواند و او را در دامنش نشاند ناگاه عقبة بن بشر با تيرى او را كشت".(5)بنابراين، در كتب مختلف از آن حضرت، به عنوان صغير و طفل و غلام تعبير شده و مقدار سن او كه 6 ماهه بوده يا 6 ساله ذكر نشده است، ولى در احتجاج فرموده: "وابن آخر فى الرضاع اسمه عبداللَّه اخذ الطفل ليودّعه فاذا بسهم قد اقبل حتى وقع فى لبّة الصبى فقتله؛ امام حسين(ع) فرزند ديگرى شيرخواره داشت كه اسمش عبداللَّه بود او را بغل كرد كه با او خداحافظى كند، در اين هنگام تيرى بر حلق او اصابت كرد و او را كشت".از مجموعه روايات و تاريخ استفاده مى‏شود كه آن بچه خيلى كوچك بوده يا شير خواره بوده است. واللَّه اعلم. پى نوشت‏ها: 1. مجله حوزه، شماره 70 و 71، ص 82.2. ابن طاووس، جمال الاسبوع، ص 510 و مفاتيح الجنان، دعاى امام عصر(ع).3. منتهى الامال، شرح واقعه كربلا، ص 46 و نفس المهموم، ص 370.4. الارشاد، ص 224.5. بحارالانوار، ج 45، ص .
کد سوال : 51045
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا آقام امام زمان(ع) تا قبل از غيبت كبرى ازدواج هم كرده‏اند؟ آيا داراى فرزند هم بوده‏اند؟
پاسخ : منابعى كه راجع به همسر و فرزند داشتن حضرت داريم، نمى‏توان از آن‏ها نظر قاطعى را ارائه نمود. سه احتمال وجود دارد:1- اساساً حضرت مهدى(ع) ازدواج نكرده است.2- ازدواج انجام گرفته، ولى اولاد ندارد.3- ازدواج كرده و داراى فرزندانى نيز هست.از بعضى از روايات استفاده مى‏شود كه حضرت زن و فرزند دارد ولى نمى‏توان به اين روايات به طور قطع اعتماد كرد.از طرفى هم ازدواج كردن از سنّت‏هاى مؤكّد پيامبر(ص) بوده، بنابراين احتمال اين كه حضرت ازدواج كرده تقويت مى‏شود ولى فرزند داشتن حضرت ملازم با اين نيست كه آن حضرت را به عنوان مهدى(ع) بشناسند.(1)مرحوم شيخ در مصباح از امام رضا(ع) در دعايى براى حضرت صاحب الامر اين چنين فرموده است:"اللّهم أعطه فى نفسه و أهله و ولده و ذرّيته و امّته و جميع رعيّته ما تقرّ به عينه"،(2) كه براى آن حضرت فرزندان و ذريّه و اهل تعبير آورده است.
کد سوال : 51046
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : گفته شده بلال، مؤذن پيامبر(ص) عاقبت به خير نشده است آيا صحيح است يا خير؟
پاسخ : بلال بن ابى رياح اهل حبشه بود و از اصحاب خود پيامبر(ص) و مؤذن آن حضرت بود و در تمامى جنگ‏هاى اسلامى شركت كرد، وى سياه چهره بود و شين را به سين تعبير مى‏كرد وى در فتح مكه بر بالاى كعبه رفت و اذان گفت او در ابتداء ظهور اسلام به امر ابوجهل و امية بن خلف بسيار شكنجه شد و در جنگ بدر امية به دست بلال كشته شد. بعد از رحلت پيامبر(ص) و روى كار آمدن ابوبكر، اذان گفتن را ترك كرد و نقل شده كه بلال با ابوبكر بيعت نكرد و گفت من با كسى كه پيامبر(ص) و روى كار آمدن ابوبكر، اذان گفتن را ترك كرد و نقل شده كه بلال با ابوبكر بيعت نكرد و گفت من با كسى كه پيامبر او را براى جانشينى انتخاب نكرده بيعت نمى‏كنم و بيعت من تا روز قيامت با آن كسى است كه پيامبر او را جانشين خود قرار داد، عمر به او گفت پس نزد ما نمان، او به شام سفر كرد و در آن جا فوت كرد و در باب الصغير دفن شد.امام صادق(ع) فرمود: "رحم اللَّه بلالا فانه كان يحبنا اهل البيت... و انه كان عبدا صالحا؛ خداوند رحمت كند بلال را زيرا ما اهلبيت را دوست داشت و او عبد صالح بود".بلال براى على(ع) احترام خاصى قائل بود و همواره او را تعظيم مى‏كرد.(1)بلال پس از پيامبر(ع) اذان را تعطيل كرد تا بر نفى خلافت على و مشروعيت خلافت ديگران صحه نگذاشته باشد، معذلك در كتاب‏هاى تاريخى اهل سنت به نيكى از وى ياد شده است.(2)پى نوشت‏ها: 1. شيخ عباس قمى، سفينة البحار، ماده بلال.2. اسد الغابة، ج 1، ص 208؛ طبقات ابن سعد، ج 3، ص 237؛ الدرجات الرفيعة، ص 376؛ سيره ابن هشام، ج 3، ص 336 و سيره حلبى، ج 3، ص 75.
کد سوال : 51047
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا منشأ، اصل و ريشه هر گناهى شيطان است و اگر شيطان وجود نداشت، انسان مرتكب گناه نمى‏شد؟
پاسخ : با مراجعه به قرآن، مى‏توان كارها و اعمال شيطان را در چند چيز، خلاصه كرد:1- زينت دادن و جلوه گرى؛"زيّن لهم الشّيطان اعمالهم؛ شيطان اعمال آنان را زينت داده بود براى آنان".(1)"قال ربّ بما اغويتنى لا زيننّ لهم فى الارض؛ ابليس گفت: چون مرا گمراه كردى زينت خواهم داد براى انسان‏ها در روى زمين".(2)2- وعده دادن؛ "يعدهم و يمنّيهم و مايعدهم الشيطان الاّ غرورا؛ شيطان وعده مى‏دهد و شيطان به جز فريب وعده نمى‏دهد".(3)3- امر به منكر؛"و من يتّبع خطوات الشّيطان فانّه يأمر بالفحشاء و المنكر؛ هر كس از گام‏هاى شيطان پيروى كند او امر به كارهاى زشت مى‏كند".(4)4- وسوسه؛"فوسوس لها الشيطان؛ آدم و حوا را با وسوسه از راه به در برد و گول زد".(5)5- فراموشاندن (از ياد بردن)؛"استحوذ عليهم الشيطان فانسانهم ذكر اللَّه؛ شيطان بر آنان غلبه كرد و آنان را از ياد خدا برد".(6)از مجموع موارد استعمال كلمه شيطان، استفاده مى‏شود، كه شيطان (چه شيطان جنى و چه شيطان انسى) با انواع حيله‏ها و القاها و زينت دادن‏ها به زمينه گناه كه در نفس انسان است، ترغيب مى‏كند، امّا شيطان، علّت تامه گناه نيست به اين معنا كه غرائز نفسانى در وجود انسان، باعث و علّت گناه است و شيطان هم با ترفندهاى خود به آن كمك مى‏كند. بنابراين، اگر شيطان هم خلق نمى‏شد، انسان به وسيله همان غريزى كه در وجودش هست، گناه مى‏كرد، بله اگر شيطان نبود، انسان، كمتر گناه مى‏كرد، چون تحريكات شيطانى نبود. قلمرو قدرت شيطان در حد وسوسه است. "يوسوس فى صدور النّاس" لذا پيامبر(ص) در خطبه آخر شعبان فرمود: "يغلّ فيه الشياطين؛ شياطين در غل و زنجيرند و قدرت بر وسوسه ندارند". لذا معصيت همچنان ادامه دارد البته خيلى كمتر مى‏شود. حديثى را از امام صادق(ع) نقل مى‏كنيم كه فرمود: "اصول الكفر ثلاثة: الحرص و الاستكابر و الحسد، فامّا الحرص، فانّ آدم(ع) حين نهى عن الشجرة حمله الحرص على أن أكل منها و امّا الاستكبار فابليس حيث امر بالسجود لآدم(ع) فأبى و امّا الحسد فابنا آدم حيث قتل احدهما صاحبه؛ امام صادق(ع) فرمود: ريشه‏هاى كفر سه چيز است: حرص و استكبار و حسد، امّا حرص، باعث شد كه آدم از درختى كه خوردن از آن ممنوع شده بود، بخورد و از بهشت رانده شد و اما استكابر، باعث شد كه ابليس وقتى كه خدا به او امر كرد كه بر آدم سجده كن، سجده نكرد و باعث كفر او شد و امّا حسد باعث شد كه قابيل، برادرش هابيل را بكشد.(7)در اين روايت ريشه‏هاى گناه را همان غرايز موجود در نفس انسان دانسته است.پى نوشت‏ها: 1. عنكبوت، آيه 24.2. حجر، آيه 39.3. نساء (4) آيه 120.4. نور، آيه 21. 5. اعراف، آيه 20.6. مجادله، آيه 19.7. اصول كافى، ج 2، ص 289.
کد سوال : 51048
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا انسان مى‏تواند به دلايلى نماز واجب يوميه خود را اعاده كند؟
پاسخ : اعاده نمازهاى يوميه اگر از روى وسوسه باشد، جايز نيست، ولى اگر احيانا به خاطر اين كه بعضى شرايط در آن رعايت نشده يا حضور قلب نداشته اعاده كردن اشكالى ندارد و مطلوب است.(1)يكى از دلايل اعاده اقامه جماعت است، اگر كسى نماز واجب را تمام كرده، ولى مى‏بيند نماز جماعت بر پا شده مى‏تواند اعاده كند امام جماعت نيز براى دمين بار مى‏تواند، نماز جماعت را با مأمومين جديد اقامه كند. در صورت فقدان شرايط گاهى اعاده نماز واجب مى‏شود، مانند خواندن نماز با لباس غصبى و يا نجس و... .پى نوشت‏ها:1. امام خمينى، استفتائات، ج 1، ص 185، س 212.
کد سوال : 51049
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا شب قدر مجهول است، آيا روايتى از ائمه(ع) در اين مورد وجود دارد؟
پاسخ : ليالى و ايام آخر ماه مبارك رمضان ويژگى خاصى دارد و از بين آن شب‏هاى 19 و 21 و 23 بر طبق رواياتى كه وارد شده احتمال شب قدر و شب نزول قرآن كه بهتر از هزار ماه است وجود دارد و از بين اين سه شب، شب 21 و 23 اهميت بيشترى دارد.(1)پى نوشت‏ها: 1. براى مطالعه بيشتر: ر.ك: وسائل الشيعه، ج 7، ص 256 - 264.
کد سوال : 51050
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مردى زنش را طلاق مى‏دهد و زن او با مرد ديگرى ازدواج و از او دخترى پيدا مى‏كند، بعد از بلوغ دختر، آن شوهر قبلى مى‏تواند با آن دختر ازدواج كند؟
پاسخ : مى‏تواند ازدواج كند و اشكالى ندارد، زيرا اين دختر از مرد اجنبى است و ربطى به شوهر قبلى زن ندارد.
کد سوال : 51051
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : سنگسار كردن چيست و در چه مواردى اعمال مى‏شود؟
پاسخ : يكى از حدود الهى بر جنايت كاران و خلاف پيشه گان، رجم است. حد (رجم) در موارد زير اعمال مى‏شود: الف) در صورتى كه مردى يا زنى (محصن) باشد؛ يعنى همسر داشته باشند و همسر در اختيارش باشد و شرايط ديگرى كه در كتاب‏هاى فقهى گفته شده را داشته باشند، اگر اين مرد يا زن، زنا كند، آن را زناى محصنه مى‏گويند و حد آن رجم يعنى سنگسار كردن است؛ مثلاً مردى زن دائمى دارد و عاقل و بالغ است و زنش هم در اختيارش هست و مريض نيست، اگر اين مرد با زنى زنا كند حد اين مرد رجم است و هم چنين زنى كه شوهر دارد و در اختيار او است، اگر با مرد ديگرى زنا كند، حد آن رجم است. البته سنگسار كردن در صورتى است كه زن و مرد اعتراف نمايند آن هم چهار بار و يا چهار شاهد عادل به زناى حقيقى آن‏ها دقيقاً شهادت دهند.طريقه رجم اين است كه، حاكم به آن مرد يا زن دستور مى‏دهد تا آب سدرد و كافور و آب مطلق غسل كند و كفن بپوشد، بعد او را سنگسار مى‏كنند و بر او نماز مى‏خوانند و دفن مى‏كنند.مورد ديگر پيرمرد و يا پيرزنى كه محصن باشند اگر زنا بكنند، حكم آن ابتدا تازيانه و بعد رجم است.(1)البته تمام اين احكام در صورتى است كه ثابت شود و طريق اثبات آن اقرار و اعتراف هر كدام چهار مرتبه است يا چهار شاهد عادل دقيقاً عمل زنا را ديده باشند كه اين هم به سادگى امكان ندارد، زيرا تجسّس در امور اخلاقى و زندگى افراد حرام است. كدام انسان عادل، به دنبال چنين امورى حركت مى‏كند.پى نوشت‏ها: 1. امام خمينى، تحرير الوسيلة، ج 2، ص 425.
کد سوال : 51052
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مسئله سقط جنين چگونه است؟ در مورد سه ماهه اول و بعد از سقط را توضيح دهيد.
پاسخ : سقط جنين از محرمات و گناهان كبيره است و جز در مواقع اضطرار به هيچ وجه جايز نيست.اگر جنين خود به خود سقط شود كسى مسئوليتى ندارد، اما اگر سقط جنين به وسيله پدر يا مادر يا شخص ديگرى باشد، يعنى كارى كنند كه جنين سقط شود، اگر نطفه باشد ديه‏اش 20 مثقال شرعى طلا است و اگر علقه (خون بسته) باشد 40 مثقال و اگر مضغه (پاره گوشت) باشد 60 مثقال و اگر استخوان روئيده شده باشد 80 مثقال و اگر گوشت آورده ولى هنوز روح در او دميده نشده 100 مثقال و اگر روح در او دميده شده، اگر پسر باشد 1000 مثقال و اگر دختر باشد 500 مثقال طلا ديه آن است.اين مقدار ديه كه به تفصيل گفته شد به وارث‏هاى آن بچه مى‏رسد (پدر و مادر)، مگر اين كه خود پدر يا مادر در كشتن بچه دخيل باشد، در اين صورت به قاتل ارث نمى‏رسد. اگر قاتل دكتر باشد و پدر و مادر و يا هر دو در سقط جنين دخالت داشته باشند. به اين معنى كه به دكتر مراجعه كرده و از او تقاضاى كورتاژ نمايند در اين صورت حكومت اسلامى از دكتر ديه را گرفته و به بيت المال مسترد مى‏دارد. تا قبل از چهار ماهگى جنين بدون روح انسانى است و بعد از چهار ماهگى روح انسانى در او دميده مى‏شود.(1)پى نوشت‏ها:1. امام خمينى، تحرير الوسيله، ج 2، ص 598.
کد سوال : 51053
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منشأ مراسم چهلم براى مردگان چيست؟
پاسخ : مراسم چهلم براى اموات در بين شيعيان مرسوم است و در بين اهل سنّت و ديگر فرق مرسوم نيست. اين رسم در بين پيروان ائمه و شيعيان ناشى از (اربعين) چهلم امام حسين(ع) مى‏باشد كه به خاطر تجليل از شهداى كربلا و ياد آورى آن مظلومان براى همه مردم و براى هميشه تاريخ بنياد نهاده شده و براى اين كه درسى باشد و واقعه عاشورا در ذهن‏ها بماند و به دست فراموشى سپرده نشود، لذا امام حسن عسكرى(ع) فرمود: علائم شيعه پنج چيز است: 1- زيارت اربعين امام حسين(ع)؛ 2- بلند خواندن بسم اللَّه در نمازها؛ 3- سجده كردن بر خاك؛ 4- 51 ركعت نماز در شبانه روز؛ 5- به دست كردن انگشتر عقيق.(1)زيارت كردن جابربن عبداللَّه انصارى با عطيه كوفى در چهلم امام حسين(ع) كه در تاريخ ماندگار شده و سخنان و زيارت جابر بر سر قبر حسين(ع) از وقايع و حوادث و مؤثر در تاريخ اسلام است. با توجه به اين كه جابر از شخصيت‏هاى پذيرفته شده بين فرق اسلامى است و كار و عمل و گفتار جابر به عنوان حجت و دليل نزد بسيارى از مسلمين مورد قبول است، زيرا از صحابه پيامبر است و عمرى دراز داشته و امام پنجم را درك كرده و سلام پيامبر را به حضرت رسانيده است، لذا پيروان اهل بيت و شيعيان در تمام مراسمى كه براى اموات خود مى‏گيرند سعى مى‏كنند احياگر راه و رسم حسين باشند. مراسم چلهم هم به عنوان يك كار پسنديده و خوب، نزد محبين اهل بيت(ع) محسوب مى‏شود و هدف شيعيان از مراسمى كه براى اموات خود مى‏گيرند زنده كردن راه و رسم اهل بيت(ع) است، در روايات درباره اربعين آمده: پيامبر(ص) در سن 40 سالگى به پيامبرى مبعوث شد. "صدع (ص) بالرساله... وله يومئذ اربعون سنة".(2)انسان در سنه 40 سالگى به كمال عقلى مى‏رسد: "اذا أتت على العبد اربعون سنة قيل له، خذ حذرك"(3) امام باقر(ع) فرمود: "وقتى بر بنده خدا چهل سال گذشت، به او گفته مى‏شود: دامنت را جمع كن (مواظب خود باش).پيامبر (ص) فرمود: اگر چهل نفر درباره امرى دعا كنند خداوند دعاى آنان را مستجاب مى‏كند.(4)امام صادق(ع) فرمود: "اذا مات المؤمن فحضر جنازته ارعبون رجلاً من المؤمنين فقالوا: "اللّهم انا لا نعلم منه الا خيرا و انت اعلم به منا" قال اللَّه تعالى: انّى قد اجزت شهادتكم و غفرت له ما علمت مما لا تعلمون".(5)هنگامى كه مؤمنى فوت مى‏كند و چهل نفر از مؤمنين بر جنازه او حاضر مى‏شوند و مى‏گويند: "خدايا ما به جز خوبى از او نديديم و تو داناتر هستى" خداى تبارك و تعالى مى‏فرمايد: من شهادت شما را در حق او قبول كردم و او را بخشيدم.در رواياتى وارد شده كه هر كس چهل حديث حفظ كند، خداوند او را فقيه محشور مى‏گرداند: "من حفظ على امّتى اربعين حديثنا ينتفعون به بعثه اللَّه تعالى يوم القيامة فقيها عالما".(6)ميقات حضرت موسى چهل شب: "و واعدنا موسى ثلاثين ليله فاتممناها بعشر فتم ميقات ربه اربعين ليلة".(7) آدم بر هابيل چهل شب گريه كرد.(8) و آسمان بر حسين (ع) چهل روز خون گريست.(9)پيامبر(ص) فرمود: "ما أخلص عبداللَّه عزوجل اربعين صباحا الا جرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه".(10)هر بنده‏اى كه 40 شبانه روز براى خدا اخلاص داشته باشد، چشمه‏هاى حكمت از قلبش بر زبانش جارى مى‏شود.پى نوشت‏ها: 1. بحارالانوار، ج 98، ص 248.2. بحارالانوار، ج 15، ص 281، ح 25، طبع بيروت.3. همان، ج 7، ص 389، ح 7، طبع بيروت.4. همان، ج 90، ص 394، ح 6، طبع بيروت.5. بحارالانوار، ج 78، ص 376، ح 27.6. همان، ج 2، ص 156، ح 8.7. سوره (7) آيه 142.8. بحارالانوار، ج 11، ص 44، ح 49.9. همان، ج 45، ص 206، ح 13.10. بحارالانوار، ج 67، ص 242، ح 10، طبع بيروت.