کد سوال : 50824
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آدم7 از كدام كاغذ استفاده ميكرد؟
پاسخ : در زمان حضرت آدم كاغذ وجود نداشت، چون وجود كاغذ نياز به پيشينه و مقدمات تمدني، وفعاليتهاى مستمر جمعي دارد كه اينها فرع بر گذشت زمانهاى طولانى است.
کد سوال : 50825
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آدم7 از چه نوع قلم استفاده ميكرد؟
پاسخ : به پاسخ سؤال اوّل رجوع نماييد.
کد سوال : 50826
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر در زمان آدم7 خط و زبان وجود نداشت، پس چطور ما در كتابهاى اسلاميميخوانيم كه صد صحيفه بر آدم7 وحى شده است؟
پاسخ : اوّلاً زبان در حد محدودي به وحى الهى وجود داشته و حضرت آدم معلم آن زبان خاص بودهاست و ثانياً ما در كتابهاي تاريخى نيافتهايم كه بر حضرت آدم7 صد كتاب و صحيفه نازل شد. اگر شما درجايى ديدهايد، آدرس آن را براى ما بنويسيد. در روايت نبوى آمده است كه صدو چهار كتاب نازل شده است:پنجاه كتاب براى غيث، سى كتاب براى ادريس، ده كتاب براي ابراهيم و ده كتاب براى موسى و چهار كتابزبور، تورات، انجيل و قرآن به ترتيب بر داود، موسي، عيسى و محمد6 [5] يك تعدادى از كتابها هم برآدم نازل شده است. ([5])كنزالعمال، ج 16، ص 132 خ 158.
کد سوال : 50827
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر در زمان آدم7 زبان و خط وجود داشت، پس چرا ما در كتابهاى تاريخ ميخوانيم كهانسانهاي اوليه زبان را بلد نبودند؟
پاسخ : پاسخ اين سؤال از پاسخ سؤال قبل روشن ميشود، افزون بر آن. اگر گفته ميشود كه حضرت آدم زبان خاصى را ميدانست، اين به علم لدنى بود، در غير اين صورت زبان و خط خاصي مطرح نبود، چون سير وحركت بشر در آغاز كار بود و در آغاز كار زبان و خط متداول وجود نداشت، ولى خود حضرت آدم به وحى الهيبا زبان خاصى صحبت ميكرد و با زن و بچهها با همان زبان حرف ميزد و نه با اشاره. وسوسه شيطان و ارتباطآدم و و حوا بدون شك از طريق تكلم و خطاب "تقريا هذه الشجره" نيز براى آدم و حوا قابل فهم بود. پس قطعاًزبان در حد ابتدايى و به مقدار تفهيم و تفهم آن زمان وجود داشته است.
کد سوال : 50828
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا در زمان حضرت آدم7 خط و زبان وجود داشت؟
پاسخ : خط و زبان محصول زندگى جمعي و مستمر عدهاى از افراد بشر، آن هم در بستر زمانى نسبتاًطولانى است. انسانهاي آغازين فاقد زبان متداول بودند. آنان در آغاز با اشاره و اصوات بسيط، خواسته خويش را به ديگران تفهيم ميكردند. و كم كم اصوات بسيط،جاى خويش را به اصوات مركب داد و زبان ابتدايى شكل گرفت، ساليان متمادى گذشت و به تدريج خطتصويرى يافت شد و سپس تكامل نمود و خط ميخى و بعد خط حروفى پديد آمد. بنابراين، ميتوان نتيجه گرفت كه در زمان حضرت آدم7 خط و زبان متداول وجود نداشت؛ ليكننميتوان اين سخن را با قاطعيت بيان داشت، چون اين امور از مسائلما قبل تاريخ است و شواهد تاريخيبراى اثبات و يا نفى آن چندان وجود ندارد. وانگهى حضرت آدم7 پيامبر بود و او از راه وحى كه ـ راهى استغير متعارف ـ دانش آموخت قرآن ميگويد: "و علّم الادم الأسماء كلّها[1]؛ خداوند همه نامها را به او آموخت... درتفسير اين آيه برخى از مفسران گفتهاند: "خداوند جميع لغاتى را كه فرزندان آدم تا روز قيامت به آن تكلّمميكنند، به او آموخت.[2] طبق اين تفسير ميتوان گفت كه حضرت آدم7 با بهرهمندى از علم لدنى تماميزبانها را ميدانست. افزون بر اين در برخى از روايات آمده است كه زبان حضرت آدم7 "سرياني" بود.[3] برخى ديگر گفتهاند كهآن حضرت به عربى سخن ميگفت و اشعارى به زبان عربى ميسرود.[4]([1])بقره (2) آيه 21. ([2])مجلسي، بحارالانوار، ج 11، ص 146. ([3])كنزالعمال، ج 16، ص 132. ([4])بحار، ج 11، ص 234.
کد سوال : 50829
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دوست دارم به حوزه علميه قم بيايم، ولى از شرايط آن برخوردار نيستم. لطفاً راهنمايى بفرماييد.
پاسخ : خواهر گرامى! واحد پاسخ به سؤالات براى پاسخگويى به سؤالات مذهبى، اخلاقى، اجتماعى، فلسفى، كلامى و روانشناسى تأسيس شده است. به همين جهت نمىتواند رابط بين مراكز ديگر براى مثلاًپذيرش افراد باشد. مراكز علمى چون جامعةالزهراء براى پذيرش، قانون و شرايطى در نظر دارند كه كم يا زياد كردن آن به عهده ما نيست. اگر كسى به هر دليل نتوانست از شرايط ورود برخوردار باشد، اين واحد نمىتواند به شفاعت بپردازد، زيرا از حوزه مسئوليت ما خارج است. در عين حال روحيه بالاى شما در فراگيرى و علاقهمندى به تحصيل علوم دينى ستودنى است. مىتوانيد با مراكز صوتى در تماس بوده و نوارهاى درسى حوزه را گوش دهيد و در امتحانات حوزه شركت كنيد. با دفتر تبليغات، به شماره 94 - 7743189 واحد صوت و نوار شهرستانها تماس بگيريد.شهر قم اكنون شهر صد سال پيش نيست. كه در آن زمان شهرهايى چون مشهد و تبريز و شيراز و اهواز و اصفهان نيز كوچك بودهاند قم اينك پايتخت جهان اسلام و مركز اجتماع تمام مليتهاى مشتاقى است كه به تحصيل علم مشغولند. در عين حال اگر لازم مىبينيد براى صحبت با مسئول محترم واحد پاسخ به سؤالات، حضرت حجةالاسلام و المسلمين حاج آقاى شريعتى سبزوارى، با اين شماره تماس بگيريد: 025-7743183
کد سوال : 50830
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كليّة مسابقات ورزشى اعم از فوتبال، كشتي، بسكتبال و ... كه در ايران انجام مي شود آيا از نظر اسلام حلال است؟
پاسخ : مسابقات ورزشى اشكالى ندارد، ولى برد و باخت مالى نبايد در كار باشد.
کد سوال : 50831
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منظور از غذاى شبهه ناك چيست؟
پاسخ : منظور از غذاى شبهه ناك اين است كه در مواردى انسان احتمال قوى مي دهد شخى كه اين غذا را تهيه كرده، مراعات شرايط حلال بودن را نكرده است، مثلاً در مال مردم تصرف غاصبانه مي كند؛ دزدي مي كند؛ خمس نمي دهد؛ نجس و پاكى را مراعات نمى كند؛ در خريد و فروش شرايط صحّت را مراعات نميكند. غذا و اموال چنين افرادى شبهه ناك است. وقتى كه انسان به خانة آنان مي رود يا سر سفرة آنان مينشيند و يا پولى يا جنسى را از آنان مي گيرد يا براى انسان هديه اى مي آورند، گرچه يقين به حرمت نداريم، ولى اموال آنان شبهه ناك است و خوب است از آن ها پرهيز كنيم، مانند ظرف ابى كه كنار آن مار مرده اي افتاده است. انسان گرچه يقين ندارد كه آن ظرف آب آلوده به سمّ باشد امّا چون احتمال مي دهد، لب به آن نمى زند.1[1] بحارالأنوار ، ج 63، ص 170 به بعد و ج 101، ص 82 به بعد.
کد سوال : 50832
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به نظر شما خوردن چه غذاها و ميوه هايى باعث زيبايي، ايمان و خلوص بچه در دوران حاملگى مي شود؟
پاسخ : هنگام حاملگى براى مادر و فرزند انواع ويتامين ها لازم وضرورى است. اما نسبت به بعضى از ميوه ها و غذاها سفارش شده است، مثلاً دربارة گلابي، به ، كاسنى (هندباء)، سيب، انگور، انار ، خرما و زيتون[1] رواياتى وارد شده كه شكل را زيبا مي كند؛ قلب را صفا و نورانيت مي بخشد؛ قلب را محكم مي كند؛ ترس را از انسان مي زدايد و بعضى از امراض را شفا مى دهد.
کد سوال : 50833
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در دورة نوجوانى به پسر همسايه دل بسته و او نيز متقابلاً به من علاقه مند شد و ادامه اين وضع منجر به ازدواج شد، حال آن كه از خصوصيت و اخلاق او بى اطلاع بودم و اكنون درگير مشكلات عديده اى شده ام . لطفاً راهنمايى بفرماييد؟
پاسخ : خواهر محترم ! اكنون براى جبران گذشته دير شده است و اگر با اين وضع به زندگى ادامه بدهيد، به مشكلات بيشترى بر مي خوريد. ما چه توصيه اى مي توانيم به شما و شوهرتان بكنيم؟! البته نقش بزرگ تر ها در اين باره كم نبوده است. آنها مي توانستند با تربيت صحيح و نيز دقت در رفتار و كردار فرزندشان، شخصى متعهد و مقيد به آداب اسلامى بسازندتا شما در آن سن و سالى كه هيچ تجربه اى از تلخ و شيرين روزگار نداشته ايد، عاشق فردى بشويد كه او نيز چون شما هيچ گونه تجربه اى نداشته است. اگر چه جلوى ضرر را از هر كجا بشود، بايد گرفت، ولى رهايى از اين وضع موجب پديدار شدن بحران هاى جدى تر چون متحمل شدن خسارت هاى سنگين و لرزش هاى بيرونى و درونى مي شود.اكنون وقت نصيحت گويى نيست، چون شما وارد گود و معركة زندگى شده ايد كه اگر توان و تحمل آن را داريد، پس خود را آماده مبارزه اى سخت بكنيد و شوهرتان را به سر عقل و زندگى باز گردانيد. گويا واگويى گوشه هايى ازخصوصيت هاى اخلاقى شوهرتان نشان از خشونت رفتارى او دارد.عشق و علاقه هايى كه در نوجوانى و بى دليل و در پى تلاقى دو نگاه پا مي گيرد، دو طرف از نصيحت و تجربة بزرگان مي گريزند و اصولاً نصيحت و وصيت در آن راه ندارد. دو جوان به گونه اى به يكديگر عشق مي ورزند تا به وصال يكديگر در نيايند، راضى نخواهند شد. چون عطش وصال فروكش كرد ، تعارض سليقه و اخلاق ها كم كم جدّى شده و رنگ تضاد مي گيرد. شخصى كه مبناى زندگى اش عشق و عاشقى هوس آلود باشد، به سادگى متحول نخواهد شد.متأسفانه اين مشكلى است كه خوتان آن را درست كرده ايد و به مثل سنگى مي ماند كه داخل چاه افتاده و براى در آوردن آن به نيرو و قدرت فراوانى نياز است.زندگى شما روى عشقى غير واقعى تشكيل شده است. چنين عشقى ثمرة سازنده اى ندارد و بعد از فروكش كردن، اخلاق و تعهد است كه بايد جايگزين آن شود و چون راه ورود به وادى زندگى به اشتباه انتخاب شده است، شايد آن دو مقوله نمى تواند در زندگى باشد. از طرفى سنّ و سال پايينك بيكاري، بى تجربگي، دورغ، توهين و بد زبانى با زندگى تان ملازم شده است. همان گونه كه خود اعتراف كرده ايد. با اين حال آيا ما مي توانيم معجزه بكنيم؟! انسان هايى كه از روى هوا و هوس عاشق مي شوند، چشم و دلشان نسبت به واقعيت ها كور مي شود. گويا اصلاً نمى دانندهر گونه رابطة قبل از ازدواج بين دو نامحرم حرمت شرعى دارد و حساسيت دين به خاطر حفظ آبرو و اخلاق و تقواى شخص و جامعه است.دخترى كه دل به خواستگار عاشقش بسته است، همه چيز را فقط در رسيدن به او مي بيند. او حتى كم ترين تأملى در اين مسئله نمى كند كه خواستگارش چه كسى است. آيا شرط هاى لازم براى زندگى مشترك را دارد؟ آيا چنين خواستگارى اخلاق و ايمان و اصالت خانوادگى دارد؟در اين صورت كه پند و اندرز بزرگان و افراد سردو گرم چشيده بسيار مؤثر خواهد بود، ولى كو گوش شنوا و چشم بينا؟! و وقتى كار از كار گذشت و بنيان يك زندگى اشتباه پى ريزى شد، به اين نكته مهم برخور مي كنند كه حالا چه بايد بكنند. معمولاً اين زن ها هستند كه تاوان سنگينى مي پردازند. در هر صورت ما به بهانة پاسخگويى قصد بزرگ جوله دادن نقاط منفى زندگى شما را نداريم. اكنون شما در گودزندگى قرار داريد و او شوهر شما است. پس به تلاش وممارست فراوانى نيازمنديد تا بتوانيد او را به راه راست بكشانيد. با او به صحبت بنشينيد و به طور جدّى بخواهيد كه از كارهاى خلافش دست بردارد. از بزرگترى هاى فاميل كمك گرفته و در جلسه اى صميمى نقاط و نكات منفى زندگى را يادآور شويد.اگر به او علاقه مند هستيد و او نيز متقابلاً به شما علاقه مند است، پس به همّتى عالى و بزرگ نيازمند است كه موانع در پيش رو به تدريج برداشته شود. هر گونه برخورد و واكنش تند بزرگ تر ها ، وضع را از اين كه هست، بدتر مي كند، چون جوانى خصوصاً در اين سنّ و سال يعنى بى تجربگى و حسّاس بودن روى برخوردها و تصميم هاى آنى گرفتن.خواهر محترم! در پايان خوب است قبل از آن كه از زندگى مشتركتان فرزندانى به وجود آيند، به نتايج خوب و سازنده اى برسيد وگرنه حضور فرزند در چنين زندگى اى ، بار مضاعفى از غم و اندوه و شكست را بر دوشتان تحميل مي كند كه شايد اصلاً گريزى از آن نباشد.در پايان اگر صلاح بداين، بامسئول محترم واحد، استاد حاج آقاى شريعتى سبزوارى مستقيماً تماس تلفنى داشته باشيد تا از نظريات و راهنمايى هاى مفيد ايشان بهره مند شويد.