• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 50814
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر كسي در موقع حيات خود هيچ وقت نماز نخوانده و روزه نگرفته باشد، آيا بعد از مرگ او اگر از مال او براي روزه و نماز اجير بگيرند، اين كار جاي نمازها و روزه هاي فوت شده را كه به عهده اش بود مي گيرد؟
پاسخ : مسلما كاري را كه اجير انجام مي دهد، با كاري كه شخص مي بايست انجام مي داد، ولي به دلايل نامعلوم آن را ترك كرده است، فرق مي كند . خداوندانسان ها را مكلف مي آفريند تا در قبال انجام تكليف و تحمل مشقت پاداش گيرند. نماز و روزه دور ركن اصلي اسلامند. اين دو تكليف خصوصا نماز كه در اوقات پنجگانة شبانه روز بر انسان واجب مي شود، در اسلام از اهميت ويژه اي برخوردار است. نماز در هيچ حالتي نمي بايست از انسان ترك شود، حتي اگر انسان در حال مرگ يا در جبهة جنگ و يا در حا غرق شدن باشد. اين به خاطر اهميت فوقالعادة نماز است كه اسلام آن را واجب كرده است.افرادي كه به هر دليل سعادت خواندن نماز و گرفتن روزه را ندارند، به دو دسته تقسيم مي شوند: در دنيا اصولا اعتقادي به نماز و روزه نداشته و حتي در آخرين لحظات حيات موفق به توبه نمي شوند كه حساب آن ها با خداي متعال است واو بهتر مي داند كه با آن ها چه كند.دستة ديگر افرادي هستند كه به نماز و ساير واجبات معتدند، اما به دلايلي تنبيلي ، بيماري و ديگر بهانه ها موفق به انجام تكاليف الهي نمي شوند. در چنين مواقعي خداوند متعال لطف ميكند و از روي احسان و نيكي به بندهاش كه ديگر دستش از دنيا خالي شده و مجالي براي بازگشت و جبران ندارد، عمل نيابتي را كه اجير انجام مي دهد به حساب بنده اش مي گذارد و قبول مي فرمايد. در عين حال هيچ گاه عمل اجير جاي عملي را كه خودش مي بايست انجام مي داد، نمي گيرد و شايد فقط موجب منع عذاب شود، منع عذاب شود، كه در اين جهت تضميني وجود ندارد كه عمل نيابتي سبب قرب و تعالي روح فرد از دنيا رفته شود، زير قرب و تكامل و نيز رسيدن به تعالي، به عمل شخص در دنيا مربوط مي شود.البته افرادي كه در دنيا از سلامت روح برخوردار بوده و داراي مقامات عاليه اي بوده و اكنون دار فاني را وداع گفته اند جون علما و اولياي الهي، از اين قاعده مستثني هستند و اگر كسي به نيت ايشان عمل خيري انجام دهد، آن عمل علاوه بر ثواب موجب تعالي و تكامل بيشتر روح آن ها اشاره مي شود.از امام صادق(ع) سؤال شده است: مردي مي ميرد، در حالي كه نماز يا روزه به عهده دارد. آيا جايز است براي او شخص غير عارفي قضا به جا آورد؟ حضرت در جواب فرمود : " براي او قضا نكند، مگر مسلمان عارف " . (1)از اين حديث معلوم مي شودعلاوه براجازة چنين كاري از طرف شرع مقدس، شخص اجير نيز بايد از مرتبة بلندي برخوردار باشد؛ يعني عالم باشد.پي نوشت ها : 1 - ر . ك : وسائل الشيعه، كتاب الصلوه ، ج5، ص 366 ، باب 12، حديث پنجم.
کد سوال : 50815
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : باردار شدن حضرت مريم (ع) به چه صورت بوده است؟ در تفسير آمده كه جبرئيل در پيراهن يا در رهان او دميده است. آيا همين مقدار براى باردارى حضرت مريم كفايت مى كند يا اين كه جبرئيل به صورت انسان بر مريم وارد شده است؟ لطفاً توضيح دهيد.
پاسخ : در چند جاى قرآن داستان باردارى و حمل حضرت مريم آمده است، از جمله : 1 - " گفت : (ملك) : پروردگار تو اين چنين است. براي من (ملك روح ) آسان است. ما آن پسر را براي مردم آيتي و بخشايشي كنيم و اين كاري است كه بدان حكم رانده اند. پس به او آبستن شد و او را با خود به مكاني دور افتاده برد".(1)2 - "و آن زن (حضرت مريم) را ياد كن كه شرمگاه خود را نگاه داشت و ما از روح خود در او دميديم واو و فرزندش را براي جهانيان عبرتي گردانيديم".(2)3 - "و مريم دختر عمران را كه شرمگاه خويش را از زنا نگه داشت و ما از روح خود در آن دميديم".(3)خداوند متعال براي نشان دادن قدرت خود دست به كارهاي خارق العاده مي زند و مسئلة بارداري حضرت مريم به صراحت معناي آيه از اين قبيل است. وقتي خداوند متعال مي فرمايد: ما از روح خود در او دميديم ، معلوم مي شود مسئلة حاملگي حضرت مريم از طريق عادي و تماس با هم نوع انساني صورت نگرفته است و خداوند متعال به قدرت خود چنين كاري را انجام داده و واسطة چنين بشارت و پيامي روح (جبرئيل) فرشتة اعظم خدا بود كه به صورت انساني مجسم و بدون تماس مستقيم با حضرت مريم(ع) مأموريت خداوند را انجام داده است، آن گونه كه در قرآن بدان اشاره شده است : "ميان خود و آنان پرده اي كشيد و ما روح خود را نزدش فرستاديم و چون انساني تمام (كمال ) بر او نمودار شد".(4)البته در كتاب هاي تفسير چنين آمده است كه فرشتة اعظم (جبرئيل) در تمثل انساني قرار گرفته است، نه اين كه واقعا از حالت فرشته بودن خارج شده و ماهيت انساني پيدا كرده باشد.مرحوم علامه طباطبايي در تفسير آية "فأرسلنا اليها روحنا فتمثل روحنا فاتمثل لها بشرا سويّا" مي فرمايد : " از ظاهر سياق بر مي آيد كه فاعل كلمة تمثّل ضميري است كه به روح بر مي گردد. پس روحي كه به سوي مريم فرستاده شده بود، به صورت بشر ممثّل شد. معناي تمثل و تجسم به صورت بشر اين است كه در حواس بينايي مريم به اين صورت محسوس شود و گرنه در واقع باز همان روح است، نه بشر".(5)در ادامه مي فرمايد : "بنابراين معناي تمثل جبرئيل براي مريم به صورت بشر اين است كه در ادراك مريم به آن صورت محسوس شد، نه اين كه واقعا به آن صورت در آمده باشد، بلكه در خارج از ادراك وي، صورتي غير از صورت بشر داشت".(6)البته نزد خداوند انجام هر كاري آسان است، آن گوه كه خود فرمود: " انما أمره اذا أراد شيئا أن يقول له كن فيكون؛ چون خدا بخواهد چيزي رابيافريند، فرمانش اين است كه مي گويد: موجود شو پس موجود مي شود" (7) واما گاهي موجود با اسباب عادي موجود مي شود و گاهي با سبب غير عادي كه در نزد خدا هر دو آسان است. پي نوشت ها :1 - مريم (19) آيه 21 22. . 2 - انبياء (21) آية 916.3 - تحريم (66) آيه 12.4 - مريم (19) آية 17.5 - ترجمة فارسي الميزان، ج14، ص 50.6 - همان، ص 52.7- يس (26) آية 82..
کد سوال : 50816
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مى دانيم كه جنيان مخلوقات مختار و مكلّف هستند و بهشتى و جهنمي دارند و از دعوت پيامبران نيز آگاه مى شوند، ولى جديداً در كتاب آموزش عقايد آقاي مصباح خواندم كه در ميان جنيان پيروان حضرت موسى و حضرت محمد(ص) وجود ندارد. لطفاً توضيح دهيد.
پاسخ : احتمالاً در تايپ كلمة " ندارد " اشتباهى صورت گرفته است كه مي بايست " دارد" باشد . در كتاب آموزش عقايد آقاى مصباح چاپ سازمان تبليغات اسلامى ص 285 چنين آمده است : " جنيان كه نوعى از مخلوقات مختار و مكلّف هستند و در حال عادى ، مورد رؤيت انسان ها قرار نمى گيرند، از دعوت بعضى از انبياى الهى آگاه مي شده اند و افراد صالح و پرهيزكارشان به آنها ايمان مى آورده اند و در ميان ايشان پيروان حضرت موسى (ع) و پيروان حضرت محمد(ص) وجود دارند..." .اتفاقاً در سورة احقاف آياتى وجود دارد كه دلالت بر ايمان و پيروى جنيان از دين حضرت موسى (ع) و پيامبر گرامى اسلام(ص) مى كند : " و به ياد آور آن زماني را كه عده اى از افراد جنّ را به سوى تو متوجه كرديم تا صداى تلاوت قرآن را بشنوند. همين كه در آن مجلس حاضر شدند ، با يكديگر گفتند: ساكت! ببينيم چه مي خواهد ، و چون تمام شدّ به سوى قوم خود برگشتند و به تبليغ آنان پرداختند و خطاب به قوم خود گفتند : ما كتابى را به گوش خود شنيديم كه بعد از حضرت موسى نازل شد و كتاب هاى آسمانى گذشته را تصديق كرد و به سوى حق و راه مستقيم هدايت مى كند. اي قوم ما! بياييد و دعوت اين دعوت كنندة به سوى خدا را بپذيريد و به وى ايمان آوريد تا خداوندگناهانتان را بيامرزد واز عذابى دردناك پناهتان دهد. "[1] علامه طباطباييره مى فرمايد: اين جمله [آية بيست و نهم سورة احقاف] حكايت دعوت جنيان در برابر قومشان است كه آن ها را به اسلام دعوت مى كردند و مراد از كتاب كه بعد از موسى (ع) نازل شد ، قرآن كريم است و اين كلام دلالت دارد بر اين كه جنيان نامبرده به دين موسى و كتاب او ايمان داشتند.[2]نتيجه: خداوند در قرآن فرمود: " و ما خلقت الجن و الانس اءالاّ ليعبدون؛ خلقت نكردم جنّ و انس را مگر براى عبادت ".[3]اگر براى عبادت خلق شده اند، پس حتماً در ميان آن ها افرادى هستند كه داراى ايمان باشند و به دين پيامبران بگروند. عبادت، عمل بعد از ايمان است، همان گونه كه در آيه به اين مطلب اشاره شده است.
کد سوال : 50817
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پدرم رفتار ما با پسرهاى فاميل چون پسر عمو، دايى و حساسيت به خرج مى‏دهد و اجازه نمى‏دهد كه با آن‏ها به صحبت بپردازيم و يا در داخل اتاق به تماشاى تلويزيون و غيره مشول شويم. آيا اين كار صحيح است؟
پاسخ : قبل از پاسخ دادن به سؤالتان مى‏بايست مقدمه‏اى را بيان كنيم.انسان موجودى مدنى و اجتماعى است و در روابط محتاج به همنوع مى‏باشد.احتياجاتى كه نوع بشر نسبت به يكديگر پيدا مى‏كنند، متفاوت است. احتياج در معيشت، احتياج در فراگيرى علوم و صنايع، احتياج در معاملات و عقود. نياز به رفاقت‏ها و دوستى‏ها .اما احتياج ديگرى وجود دارد كه شايد از همه مهم‏تر باشد و آن احتياج زن و مرد نسبت به هم است كه به واسطه داشتن غريزه‏هاى خاصى لازم مى‏شود.تمام اديان و شريعت هايى را كه پيامبران براى هدايت بشر به ارمغان آورده‏اند، مى‏گويد: بشر عاقل آفريده شد تا خوب و بد را تشخيص دهد. با اين حال عقل نمى‏تواند بد و خوب بسيارى از امور را تشخيص داده و راهكار اجرايى نشان دهد، مثلاً در بحث غريزه و تمايلات جنسى، عقل محكوم قدرتى به نام نفس و شهوت است و يا در بحث قدرت‏طلبى، مال دوستى، افزون خواهى و دنيا پرستى، عقل مقهور است. به همين جهت خداوند عالم پيامبران را فرستاد تا مردم را به راه راست هدايت و عقلشان را در مسير بهبودى راه بيندازد. از جمله اديان الهى دين اسلام مى‏باشد كه آخرين و برترين و كامل‏ترين دين است و توسط پيامبر گرامى اسلام، از طرف خداوند متعال به مردم عرضه شد. دين اسلام در تمامى آداب و رسوم و شئون اجتماعى توصيه و دستورهايى دارد. از جمله آن‏ها حفظ حريم در روابط زن و مرد و پرهيز از آداب و معاشرت‏هاى ولنگار است. خداوند متعال در قرآن مى‏فرمايد: "به مردان مؤمن بگو ديدگان را (از نظر بازى) فرو گذارند و ناموسشان را محفوظ بدارند. اين براى آنان پاكيزه‏تر است. بى گمان خداوند به آنچه مى‏كنند، آگاه است.و به زنان مؤمن بگو: ديدگانشان را فرو گذارند و ناموسشان را محفوظ بدارند و زينتشان را جز آنچه آشكار است، آشكارنكنند. روسرى هايشان را بر گريبانهايشان بيندازند و زينتشان را آشكار نكنند، مگر بر شوهرشان يا پدرشان يا پدران شوهرشان يا پسرانشان يا پسران شوهرشان يا برادرشان يا پسر برادرشان يا پسران خواهرشان".(1)علاوه بر آيات، روايات بسيارى در اين باب آمده است كه زن و مرد اجنبى و نامحرم نمى‏توانند در مكان خلوت، كنار هم باشند، هر چند به دعا و يا نماز مشغول شوند. علت اين مسئله كاملاً مشخص است كه انسان همواره نسبت به جنس مخالف، ميل و هوس دارد، و اين جزء غريزه‏هاى انسان و سرشت او است.آفرينش راى انسان چنين مقدر كرده است. رابطه زن با مرد و يا به عكس جايز دانسته نشده است مگر در موارد محرميت، مثلاً زن در مقابل شوهر يا پدر و يا جد و برادر و برادر زاده يا خواهر زاده و عمو و دايى، يا مرد در مقابل زن، مادر، مادر زن، خاله، عمه، مادر بزرگ، برادر زاده و خواهرزاده.به جز زن و شوهر كه نسبت به يكديگر كاملاً محرم هستند و اصولاً يكى از علت‏هاى زناشويى، تمتع و بهره مندى متقابل است، آن‏ها با ديگر محارم و افراد نامحرمى چون پسر عمو، پسر خاله، پسردايى و پسر عمه رفتارى جدا دارند، چون ايشان هر چند خويشاوندى و نسبت فاميلى دارند، ولى در نظر اسلام، پسر خاله و پسر عمه و پسر دايى و پسر عمو با محرم‏هاى ديگر تفاوتى ندارند، همان طور كه در آيه اشاره به افراد محرم شده است.پس به نظريات پدر و عمويتان احترام بگذاريد، زيرا آن‏ها افرادى متشرع و ديندار هستند. دين اسلام مى‏گويد: دو نفر نامحرم خصوصاً جوان نمى‏توانند در يك اتاق باشند، زيرا حضور دو نامحرم در محيط خلوت، موجب جاذبه‏هاى شيطانى مى‏شود، اگر چه آن دو با يكديگر نسبت نزديكى داشته باشند.دين مقدس اسلام در اين گونه موارد وسواس زيادى به خرج مى‏دهد و حتى در بيانات معصومان(ع) سفارش شده است كه وقتى فرزندان در يك خانه به سن ده سالگى برسند، بايد رختخواب هايشان از يكديگر جدا شود.(1) در اين روايت حداكثر سن مجاز تا ده سالگى و در بعضى روايت‏ها تا شش سالگى آمده است كه بستگى به نظر و تشخيص والدين و رفتار فرزندان دارد. احاديث مربوط اشاره به داخل منزل و افراد محرم چون برادر و خواهر دارد. پس اگر از اين سن گذشته و وارد مرحله نوجوانى و جوانى شده‏اند، پيش‏گيرى‏هاى وسيع‏ترى بايد انجام شود و مثلاً برادر و خواهرى كه نوجوان يا جوان هستند، نمى‏بايست در يك اتاق خلوت و به دور از حضور پدر و مادر به استراحت بپردازند. پس تربيت نقش اساسى و پرهيز دهنده‏اى در تمام شئون زندگى دارد.علما و فقها در باب اجتناب از ارتباط با نامحرم و حضور در محل خاص مثل اتاق دربسته و يا مكان‏هاى خلوت مى‏فرمايند: "بودن مرد و زن نامحرم در محل خلوتى كه كسى در آنجا نيست و ديگرى هم نمى‏تواند وارد شود، حرام است، چه به ذكر خدا مشغول باشند يا به صحبت. خواب باشند يا بيدار. نمازشان هم در آن جا صحيح نيست، ولى اگر طولى باشد كه شخص ديگرى بتواند وارد شود يا بچه‏اى كه خوب و بد را مى‏فهمد، در آن جا باشد، اشكالى ندارد".(2)پس اگر مى‏بينيد بزرگترها مثل پدر و مادر، دايى، عمو و پدر بزرگ در رفتار شما با فرزندانشان حساسيت نشان مى‏دهند، اين مسئله را به فال نيك بگيريد و حساسيت آن‏ها را مذهبى و غيرت دينى بدانيد. افرادى چون پسر عمو و پسر دايى و پسر عمه و پسر خاله مثل بقيه نامحرم‏ها هستند. اگر چه در بعضى موارد خاص مى‏شود مثلاً در حضور افراد ديگر به بحث‏هاى علمى با آنها پرداخت و اگر چيزى مى‏دانند از آنها ياد گرفت. و سعى كنيد چنين ارتباط هايى در محل خلوت و بدون حضور ديگران نباشد. چنين ديدارهايى مى‏بايست با رعايت حجاب كامل و پرهيز از شوخى و مزاح و خنده بلند انجام گيرد. ان شاءالله در آينده نزديك وقتى به مراحل بالاتر زندگى رسيديد، تجربه‏هاى بهترى را كسب خواهيد كرد.
کد سوال : 50818
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : يك سال نماز و روزه ماه رمضان را ترك كرده ام. حال چه كنم كه دوباره نماز خوان شوم؟ حكم ترك يكسال نماز و روزه ماه رمضان چيست؟
پاسخ : براى تداوم نماز عوامل متعددى وجود دارد كه جهت رعايت اختصار به برخى از آن ها اشاره مى شود:1ـ شناخت اهميت نماز.واقعيت آن است كه نماز از منظر اسلام اهميت ويژه اى دارد؛ تا آن جا كه از آن به عنوان ستون دين[8] و نور چشم پيامبر(ص) ياد شده است.4[9]از سوى ديگر ترك نماز از گناهان كبيره به حساب آمده است.[10]پيامبر فرمود: " از ما نيست كسى كه نماز را خوار شمارد ".[11] نماز است شمع شبستان دل دل بى نماز است بدتر ز گِلنماز است معراج ما خاكيان بر او غبطه ورزند افلاكيان نماز است آرامش زندگى چه آزادگى بهتر از بندگي؟پسر چنين كرد اين نغمه ساز مرا نور چشم است اندر نماز نماز است سرخط آزادگي دواى غم و درد دل مردگي5[12]2ـ شناخت پيامدهاى ترك نماز.يكي از عوامل و راهكار مهم دوباره نماز خواندن شناخت پيامدهاى منفى ترك نماز است. در قرآن بر ترك نماز وعدة عذاب داده شده است: " بهشتيان از دوزخيان مى پرسند: چه چيز شما را به دوزخ كشانيد، جهنميان در پاسخ گويند: ما از نمازگزاران نبوديم ".6[13] يكي از نويسندگان با بهره گيرى از روايات مى نويسد: " رسول خدا (ص) مى فرمايد: "كسى كه نماز خود را سبك گيرد و در به جا آوردنش سستى نمايد، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا مى كند؛ شش بلا در دنيا و سه تا در موقع مردنش و سه در قبر و سه در قيامت و هنگامى كه از قبر بيرون مى آيد.اما شش بلاى دنيوي: 1ـ خداوند بركت را از عمرش كم مى كند. 2ـ بركت را از روزيش بر مى دارد.3ـ از صورتش نشانة نيكوكاران را بر مى دارد.4ـ هر كار خيرى كند، پذيرفته نمى شود و براى آن اجرى ندارد.5ـ دعايش مستجاب نمى شود.6ـ از دعاى نيكوكاران بهره اى ندارد".[14]3ـ رفع موانع.ترك نماز مبتنى بر عواملى است كه بايد از آن ها پرهيز شود. انسان بالفطره گرايش به عبارت دارد. معصيت ، دنياگرايي، ندادن زكات، تكبر، حرام خوردن، آشاميدن شراب، حسد و ... از عوامل و موانع تأثير گذار ترك نماز به حساب آمده است.4ـ شناخت آثار نماز.يكي از راه هاى تداوم نماز ، شناخت آثار معنوي، سياسى و اجتماعى نماز است. اگر انسان با فلسفه و علل تشريع نماز اشنايى داشته باشد، نماز را ترك نمى كند.چه بسا بزرگان دين با شناخت آثار نماز، به عبادت پرداخته و قله هاى رفيع معنويت را فتح كرده اند. اى نماز! اى ارتباط متصل اى عروجستان آب و خاك و گِل اى نماز اى بهترين آوازها اى معمّايى ترين پروازها7[15]5ـ توبه.بي تردى ترك نماز گناهى است كه نياز به گناه زدايى دارد. يكى از عومل مهم تأثيرگذار گناه زدايي، توبه است. توبه كه نوعى بازگشت و دگرگونى است، سبب مى شود كه قلب انسان صفا گرفته و بار ديگر معنويت در آن تجلى نموده و از گناه جلوگيرى شود. امام علي(ع) فرمود: " جز اين نيست كه پشيمانى بر گناه سبب ترك آن مى شود".[16]كسى روز محشر نگردد خجل كه شب ها به درگه بَرَد سوز دل اگر هوشمندى ، ز داور بخواهشب توبه تقصير روز گناه اگر بنده اى ، دست حاجت براروگر شرمسار، اب حسرت ببار نيامد بدين در كسى عذر خواهكه سيل ندامت نشستن گناه8[17]6ـ استعانت از خداوند.واقعيت آن است كه انجام عبادت، به ويژه نماز خواندن توفيق عبارت را مى طلبد. عبادت و ارتباط با خدا بر قرار نمودن مى طلبد كه از خدا خواسته شود توفيق عبادت دهد. شايد بر همين اساس معصومان (ع) و بزرگان دين از خدا مى خواستند كه به آنان توفيق عبارت دهد. در دعاى حضرت مهدى (عج) آمده است : "اللّهم ارزقنا توفيق الطاعهْْ ..."[18] كه يكي از مصاديق بارز طاعت، عبادت است.الهى بده شور و حال و هوايي دل دردمندى و سوز و نوايينماز شبي، عاشقانه خضوعيزباران رحمت، وضويي، صفاييسجودى به سجّادة سبز طاعت ركوعى به درگاه بى منتهايينمازى به هر ركعتش شوق و شوري نمازى به هر سجده اش التجايينمازى و رازى و نيازى به خلوتدر آرامشي، گوشه اى ، انزواييدربارة ترك يك سال نماز و ترك يك ماه روزة ماه رمضان بايد گفت: يك سال نماز كه ترك شده، بايد قضاى آن خوانده شود و روزة يك ماه نيز قضا بشود. علاوه بر قضاى آن كفاره نگرفتن يك ماه روزه پرداخت گردد، زيرا ترك روزة ماه رمضان عمداً و بدون عذر شرعي، علاوه بر انجام قضا، كفاره دارد. البته پرداخت كفاره، بسته به توان آدمى است. براي آگاهى بيشتر به رسالة مرجع تقليد خود يا روحانى محل مراجعه كنيد.4[8] من لا يحضره الفقيه، ج 1، ح 639.4[9] مكارم الاخلاق ، ج 2، ص 461.5[10] عبدالحسين دستغيب، گناهان كبيره ، ج 2، ص 183.5[11] فروع كافي، ج 3، ص269.5[12] نماز از ديدگاه قرآن و حديث ، ص 77 - 78.6[13] مدثر (74) آيات 40 ـ 41.7[14] گناهان كبيره، ج 2، ص 187 ـ 188.7[15] احمد احمدى بيرجندي، 18.8[16] وسائل الشيعه، ج 11، ص 349.8[17] عبدالحسين دستغيب، گناهان كبيره، ج 2، ص 408.9[18] مفاتيح الجنان، دعاى حضرت مهدى (عج) .
کد سوال : 50819
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در خانواده ، جايگاه خود را به عنوان پسر بزرگ از دست داده ام و پدر و مادرم از برادر كوچكترم حمايت مى كنند و با من برخورد خوبى ندارند. با اين مشكل چگونه برخورد كنم؟
پاسخ : در مورد خورد شدن شخصيت و از دست دادن جايگاه انسان در نظام خانواده، عوامل متعددي تأثير گذار هستند كه بايد شناسى شوند و با آن ها مبارزه شود. يكى از عوامل مهم، خورد شدن شخصيت ، بى احترامى به ديگران است. طبيعى است وقتى به ديگران احترام گذاشته نشود، ديگران نيز به شخص بى احترامى نموده و شخصيت او را زير سؤال مى برند. از اين رو در اسلام سفارش شده انسان بايد به ديگران احترام گذاشته و جايگاه يكديگر را درك كنند. بر همين اساس در اسلام سفارش شده است كه والدين به فرزندان و فرزندان به والدين احترام گذارند. پيامبر اسلام(ص) فرمود: " لا تحقّرن أحدًّ من المسلمين فاءنّ صغير هم عندالله كبير؛[2] هيچ يك از مسلمانان را كوچك نشماريد كه خرد سالان مسلمان هم در پيشگاه الهى بزرگند". همو فرمود: " من به تمام شما مسلمانان توصيه مى كنم كه نسبت به جوانان با نيكى و نيكوكارى رفتار كنيد و شخصيت آن را گرامى بداريد".[3] يكى از عوامل مهم از دست دادن شخصيت ، ارتكاب گناه است. خانوادة دين مدار و دينگرا براي مقدسات و باورهاى ديني، احترام قايل بوده و به كسى كه مرتكب گناه شود و ارزش هاي اسلامى را ناديده گيرد، احترام نمى گذارند . از سوى ديگر گناه اثر وضعى دارد كه يكى از آثار خورد شدن شخصيت و ذلت گنهكار است. براى كسب جايگاه انسانى در خانواده ، ضرورى است شخص به مقدسات دين احترام گذاشته و تكاليف دينى را انجام دهد.يكي از ديگر عوامل،زير سؤال بردن شخصيت ، فقر فرهنگى حاكم در خانواده است. متأسفانه برخى از خانواده ها به دليل عدم آشنايى با معارف بلند اسلامي، شخصيت انسان ها را نشناخته و مقام آن ها را درك نمى كنند. طبيعى است براى از بين بردن اين آفت لازم است به اعضاى خانواده رشد فرهنگى داد. اين رشد با بهره گيرى از رسانه ها، بيان داستان ها و مطالعة كتاب ها و ... امكان پذير است.يكي از عوامل ديگر تأثير گذار ، عوامل خارج از محيط خانواده است. برخى از افراد جامعه به خاطر برخى از عوامل مانند حسادت و غيبت، به زير سؤال بردن شخصيت انسان و به بدگويى از وى مي‌پردازند كه اين عامل در رشد اعضاى خانواده تأثير منفى گذاشته و آنان را نسبت به اعضاى ديگر خانواده بدبين مى كند. طبيعى است كه بايد عامل خارجي شناسايى شده و با آن مبارزه گردد. يكي از عوامل بى احترامى به اعضاى خانواده تضاد و تقابل دو نسل نو و قديم است. در يك خانواده كه برخى از اعضاى آن را جوانان تشكيل مى دهند و برخى ديگر را كهنسالان، نوعى تضاد فكرى به وجود مى آيد. متأسفانه برخى از خانواده ها اتضاد دو نسل، آسيب پذير نموده است.براي از بين بردن اعامل تضاد، لازم است جوانان جايگاه كهن سالان را درك كرده و به آنان احترام گذارند. همين طور بر سالخوردگان لازم است به خواسته هاى مشروع و معقول جوانان ارج نهند. پيامبر اسلام فرمود : " البركهْْ مع أكابر كم؛ 1[4] وجود پيران سالخورده بين شما باعث افزايش فيض ربوبى و بسط نعمت هاى الهى است" .همو فرمود: " أوصيكم بالشّبان خيراً؛[5] من به تمام شما مسلمانان سفارش مى كنم كه نسبت به جوانان با نيكى رفتار كنيد و شخصيت آن را گرامى بداريد ".يكي از عوامل مهم كسب جايگاه در خانواده، اصلاح باور و برداشت ها است. برخى تصور مي كنند كه آن ها در خانواده جايگاه نداشته و ديگران نسبت به آن ها احترام نگذاشته و به تبعيض قايل هستند؛ حال آن كه اين تصور نياز به اصلاح و باز نگرى دارد؛ زيرا چنين پنداري، با واقعيت مطابقت ندارد. البته بيان اين نكته ضرورى است كه برخى از والدين نسبت به فرزندان تبعيض قايل بوده ، لازم است به آن ها تذكر داده شود. متأسفانه عدم آشنايى والدين با وظايف و حقوق فرزندان باعث مى شود كه نوعى افراط و تفريط در برخورد با فرزندان به وجود آيد.اين تبعيض پيامدهاى منفى در بين دارد. براى آگاهى دادن به والدين لازم است احترام آنان حفظ گردد، زيرا احترام آنان لازم بوده است. در اسلام به رعايت حقوق والدين و احترام به آنان اهميت ويژه اى داده شده است، تا آن جا كه حقوق والدين در كنار حق خداوند قرار داده شده است.2[6]حق مادر نگاهدار و بترسز ايزد ذوالجلال والاكرامهر كه با مادر و پدر بد كرد نبود جز هميشه دشمن كام اين يكى با پدر به حرمت زيست راست چونان كه پيش خواجه غلام3[7]البته بايد به طور غير مستقيم به والدين فهماند كه آنان نبايد بين فرزندان تبعيض قايل شوند. 1[2] مجموعه ورام، ج 1، ص 31.1[3] محمد تقى فلسفي، بزرگسال و جوان، ج 1، ص 64.1[4] نهج الفصاحهْْ، كلمة 1110 ، ص 222.2[5] بزرگسال و جوان، ج 1، ص 65.2[6] اسراء (17)آ يه 23 - 24.3[7] احمد احمدى بيرجندى ، ص 189.
کد سوال : 50820
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در شهر هنديجان كه همه به زبان محلى صحبت مى كنند، به پسر عمو مى گويند "كُر عامر" و من به جاى " كر عامو" به پسر عموى خود گفتم: پسر عمو. از آن به بعد خانوادة عموى من، به من پسر عمو گفته و به اسم صدا نمى زنند. من از اين كه به اسم صدايم نمى زنند، ناراحت هستم
پاسخ : برادر گرامي! يكى از مؤلفه هاى حفظ ميراث و سنت هاى معقول و مشروع، بهره گيرى از ادبيات و واژه هاى محلى است. در برخى از جوامع در راستاى حفظ فرهنگى و سنت ها سعي مى شود كه مردم با لباس هاى محلى و سنت هاى پذيرفته و مقبول زندگى نموده و با گويش هاى محلى تكلم كنند. احساس بدبينى به ادبيات محلى و عدم بهره گيرى از آن ها نوعي بى اعتنايى به ادبيات پذيرفته شدة جامعه است. انسان بايد سعى كند كه به سنت هاي جامعة خويش احترام گذاشته و پاسدار آن ها باشد. البته بيان اين نكته ضرورى است كه اگر واژه هاى محلى با ادبيات رسمى كشور تضاد داشته و همخوان نباشد، بايد از بهره گيرى آن ها پرهيز كرد؛ همين طور از واژه هايى كه در افكار عمومى بار منفى دارد. اگر مردم جامعه ، به ويژه بستگان ، از القاب و واژه هايى بهره مى گيرند كه با ادبيات عمومى جامعه همسويى ندارد و يا بهره گيرى از واژه ها ، بار منفى دارد، لازم است به مردم تذكر داد و به هدايت و ارشاد آن ها پرداختهو به آنان رشد فرهنگى داد ، كه از آن واژه ها پرهيز كنند. اگر بستگان با بهره گيرى از برخى واژه ها و القاب درصدد مسخره نمودن ديگران باشند، بايد به آنان تذكر داد كه در قرآن از مسخره نمودن ديگران نهى شده است: " و لاتنابزوا بالألقاب بئس الاءسم الفسوق بعد الاءيمان ، و من لم يتب فألئك هم الظالمون؛ [1]؟و با القاب زشت و ناپسند [همديگر را] ياد نكنيد. بسيار بد است كه بر كسى بعد از ايمان، نام كفر بگذاريد، و آن ها كه توجه نكنند، ظالم و ستمگرند ".در صورتى كه تذكر و هدايت فردى تأثير گزار نباشد ، لازم است كه به بستگان ديگر تذكر داده شود ، تا آن ها به وى تذكر دهند كه از واژه هايى كه برخى دوست ندارند، اجتناب كنند و ديگران را به اسم صدا زنند. تذكر بستگان بايد به گونه اى باشد كه در ميان اقوام تنش و اختلاف ايجاد نكن. بيان دو مطلب ضرورى است: يكم: شايد آن دسته از بستگان كه كسى را با اسم صدا نمى زنند، بدان جهت باشد كه طرف مقابل را دوست داشته و احترام خاصى براى او قايل هستند؛ چنانكه در برخى جوامع اين گونه است. از اين رو نمى توان گفت آن عده از فاميل ها كه به اسم كسى صدا نمى زنند، در صدد مسخره نموده ديگرانند. بر اين اساس نبايد انسان به ديگران سوء ظن داشته باشد.دوم: چرا انسان نسبت به واژة "پسر عمو" بدبين بوده و احساس ناراحتى كند؟ اصولاً چرا انسان نسبت به واژة عمومى (واژة پسر عمو) كه معمولاً در سطح جامعة ايران، واژة پذيرفته شده اى است، بدبين و از آن متنفّر باشد؟! يكي از راه هاى جلوگيرى تفنر از برخى واژه ها ، تنفر زدايى است؛ يعنى انسان بايد علل تنفر را شناسى نمايد و با آن مبارزه كند؟ البته اگر مردم، بويژه بستگان انسان را به اسم صدا زند، بهتر خواهد بود و اميد است كه جامعه به اين رشد فرهنگى برسد كه همگان يكديگر را با اسم و احترام بخوانند و صدا بزنند.در برخى جوامع كه ديگران به ويژه فاميل ها انسان را به اسم نمى خوانند، نبايد سبب شود كه نسبت به مردم بدبين بوده و بر برخود و رفتارهاى اجتماعى دچار مشكل شود، بلكه انسان در رفتار هاى اجتماعى بايد با بهره گيرى از خِرَد و منطق، رفتار نموده و به ديگران احترام بگذارد و از هر گونه سوء ظن پرهيز نمايد. 1[1] حجرات (49) آيه 11؛ تفسير نمونه، ج 22، ص 176 - 179.
کد سوال : 50821
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا پيش از آدم انسان وجود داشت؟
پاسخ : در روايت آمده است كه امام پنجم7 به يكى از يارانش فرمود: "‌خلقت خداوندى به همين عالم و همين نسل بشر منحصر نمي‌شود. بلكه خداوند هزار هزار جهان آفريد و‌نيز هزار هزار آدم خلق نمود كه اين بشر و اين جهان آخرين آن‌ها است".[8]‌در حديثى از امام علي7 آمده است كه پيش از خلقت آدم7 موجودى شبيه بشر به نام "‌نسناس" وجود‌داشت.[9]([8])‌بحارالانوار، مجلسي، ج 54، ص 321. ([9])‌همان، ج 58، ص 298.
کد سوال : 50822
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا شيطان با مردم سخن مي‌گويد؟ مفهوم اين سخن گفتن چيست؟
پاسخ : با توجه به آيات و روايات مي‌توان گفت كه شيطان با مردم سخن مي‌گويد، ليكن مفهوم اين‌سخن گفتن غير از آن چه است كه انسان‌ها تكلّم مي‌كنند، تكلّم شيطان با مردم همان وسوسه شيطانى است.[7]([7])‌سوره ناس (114) آيه 5.
کد سوال : 50823
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا آدم7 در بهشت با فرشتگان سخن مي‌گفت؟
پاسخ : در قرآن از سخن گفتن آدم با فرشتگان سخن به ميان نيامده، كسى آمده است كه شيطان با‌آدم7 سخن گفت.[6]([6])‌طه (20) آيه 120.