کد سوال : 50804
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اينجانب جوانى بيست و پنج ساله و در مقطع كارشناسى ارشد دانشكده كشاورزى دانشگاه تبريز هستم واز ترم آينده در مقطع دكترا مشغول تحصيل خواهم شد. مشكلات اساسى كه با آن مواجه هستم، كاهش شديد قدرتحافظه، كاهش شديد اعتماد به نفس و احساس سستى و انزوا در زندگى اس
پاسخ : از اين كه با ما مكاتبه نموديد سپاسگزاريم. شما به لطف خداوند سبحان در يك بُعد مهم حيات اجتماعييعنى تحصيل و ترسيم آيندهاى روشن براي خود، موفق هستيد و در طى مراحل مستمر به مرتبه علمى شايستهاينايل شدهايد. آن چه از نامه بسيار زيبا و ادبى و منسجم جنابعالى فهميده ميشود، مطالعه و تحصيل مستمر وموفقيتآميز است. اين امر اگر در يك روند طولانى با تنوع و عوامل آرامش بخش روحي همراه نشود و شخص ازلذتهاى متعارف و مشروعى كه بايد بهرهمند شود، استفاده نكند، نشاط و شادابى او سلب شود و احساس سستى وانزواطلبى براى او حاصل ميشود.قبل از پاسخگويى به پرسشهاى مطرح شده، به نظر ميرسد توصيه به ازدواج و تشكيل كانون مقدس خانوادهبراى شماامر مطلوبى باشد، چون ازدواج در اين سن خاص و با توجه به وضع شما ميتواند شادابى و نشاط را بهزندگى شما برگرداند و موجب شود شما از جوانى خود به خوبى بهرهمند شويد و در زندگى تحول مشهودى ايجادنماييد. تشكيل خانواده و ازدواج، يكى از مراحل مهم حيات هر فرد است كه شخص خود را براي زندگى در كنارهمدم و مونس دايمى مهيا ميكند. از اين رو، ازدواج با يك دختر مطلوب و با ايمان كه شرايط مورد نظر شما را داشتهباشد، ميتواند تحول مثبتى در زندگي شما ايجاد كند. اين امر مخلّ به ادامه تحصيل شما نخواهد بود، به شرط اين كهبا تدبير و در نظر گرفتن همه جوانب به اين امر مقدس اقدام نماييد. گاهى فشار غريزه جنسى ممكناست چنين حالتياجاد كند كه شما نفرموديد چطور شد يك مرتبه 180 درجه تغيير كرديد؟بايد بدانيد كه چه شرايطى براى شما پيش آمد كه چنين شديد و چه نوع تفكراتى در ذهن پديد آمد؟ چراكهميدانيد تحول بى علت نيست و نميشود دليلي نداشته باشد. آيا با دوستان مايوس و نا اميد معاشرت كردهايد يا درزندگى خانوادگي تغييراتى صورت گرفته است؟ اگر به اين پرسشها پاسخ بدهيد، ما هم ميتوانيم ريشهاي جوابدهيم، ولى از علل واقعى تحول روحى شما بى اطلاعيم و تنها به پاسخ پرسشها ميپردازيم: اول ـ كاهش شديد حافظه: حفظ، يادآورى و تشخيص موضوعات و به كار بستن آموختههاي پيشين، مهمترين فعاليت ذهنى انسان درزندگى فردى و اجتماعى است. واقعيت اين است كه حافظه به مثابه بستر تبلور هوش و هوشمندي آدمى است. حافظه به معناى دقيق آن متضمنمراحل: 1ـ توجه.2ـ حفظ يا به خاطر سپاري. 3ـ يادآوري. 4ـ تشخيص است. حفظ يا به خاطر سپردن دريافتها و آموختههاى سمعى بصرى و عملي، مهمترين ركن و اساسى حافظه است. بههمين جهت عموماً صرف به خاطر سپردن مطالب و موضوعات، نوعى يادگيرى تلقّى ميشود.[1]عوامل مؤثر در كاهش حافظه: انديشمندان عوامل متعددى را موجب كاهش حافظه و فراموشى ذكر كردهاند: 1ـ گذشت زمان؛ گذشت زمان اگر همراه با به كار نبردن آموخته هاي قبلى باشد، ميتواند عامل مهمى در كاهشحافظه و فراموشى باشد. از اين رو، گذشت زمان طولانى همراه با عدم تكرار آموختههاى قبلى حتى ممكن استفراموشى كامل را در پى داشته باشد.2ـ تداخل مطالب؛ يكى ديگر از عوامل مؤثر در كاهش حافظه، تداخل بين آموختههاى قبلي، فعلى و بعدياست. تداخل زمانى است كه حافظه مربوط به يك فعاليت در اثر فعاليت ديگر ذهنى تضعيف ميشود؛ بدين معنا كهيادگيرى بعدى در يادگيرى قبلى اثر گذاشته، از يادآورى آن جلوگيرى ميكند. تداخل زمانى بيشتر وقتي مشهودميشود كه دو فعاليت شباهت زيادى به يكديگر داشته باشند.3ـ سركوبى يا انزجار؛ بيرون راندن تجارب نامطلوب و خاطرههاي تلخ و اضطرابانگيز را از قسمتآگاه ذهن،سركوبى يا عقب راندن ميگويند، چون انسان تمايل دارد چيزهايى را كه برايش ناخوشايند است، از خاطره پاك كند.[2]4ـ اضطراب؛ انسان زمانى كه دچار اضطراب و هيجان زدگى شديد باشد، ممكن است در يادآورى مطالب وموضوعات ذهنى دچار مشكل شود. هيجان، ترس، اضطراب نه تنها بر حافظه انسان تأثير سوء ميگذارد، بلكهموجبات اختلال جدى در قدرت استدلال، توجه و ادراك صحيح را نيز فراهم ميآورد.5ـ عجله و شتاب؛ تعجيل در يادآورى مطالب و پاسخگويى به سؤالات ممكن است موجب فراموشيهايزودگذر بشود. هميشه عجله و شتاب مانع جستجوى ذهنى و يادآورى مطالب است و فرصت تأمّل را از انسان سلبميكند.6ـ تغيير محيط؛ تغيير محيط نيز ميتواند زمينههاى فراموشى را فراهم سازد. افرادى كه به يك محيط خاصوابستگى دارند و در آن آرامش مييابند و رويدادهاى ذهنى آنها متبلور ميشود، با تغيير محيط دجار مشكلميشوند، كه كاهش قدرت حافظ را به همراه دارد.عوامل مؤثر در تقويت حافظه: به طور كلى تقويت حافظه يعنى يادگيرى بهتر، چرا كه هر آنچه در فرايند يادگيرى تأثير دارد، بالطبع در حفظ ونگه دارى ذهنى نيز مؤثر است. به اختصار عوامل مؤثر تقويت حافظه را بيان ميكنيم:1ـ برخوردارى از آرامش خاطر؛ هر اندازه شخص از آرامش خاطر بيشترى برخوردار باشد، ميزان يادگيرى وقدرت فراگيرى ذهنى او افزايش مييابد و به راحتى ميتواند مطالب را به خاطر سپارد و دچار فراموشى نشود.2ـ دقت به هنگام مطالعه؛ در هنگام مطالعه انسان بايد با تمركز ذهنى و دقت كافى زمينه به يادسپارى مطالب رافراهم سازد. مطالعهاى كه همراه با بي دقتى و بدون توجه كافى باشد، مطلب را در ذهن انسان جاگير نميكند.3ـ تكرار و كاربرد آموختهها؛ تكرار و يا مرور ذهنى آموختهها و به كار بستن آنها موجبات تقويت حافظه رافراهم ميكند.4ـ پرهيز از حفظ مطالب طولانى بدون فاصله و داشتن استراحت كافي؛ زمانى كه مطالب حفظى خيلى طولانى وخسته كننده باشد، از ميزان دقت و تمركز ذهنى فرد كاسته ميشود. لازم است فراگيران پس از يادگيرى يو حفظمطالب مورد نظر حتماً استراحت كنند، تا اين كه مطالب به خاطر سپرده شده، فرصت و مجال استحكام ذهني را پيدا كنند و از تداخل ذهنى و مزاحمت در يادگيرى بعدى جلوگيرى شود.5ـ نقل و بيان آخوختهها؛ براى اين كه مطالب آموخته شده در ذهن بماند، لازم است برداشتها و محفوظات رابراى خودش يا ديگران تكرار كند.دوم ـ كاهش اعتماد به نفس پيشرفتها و ترقيات حيرتانگيز و اعجاب آورى كه در كليه شؤون فني و اقتصادى و اجتماعى نصيب بشر شدهو هم چنين پيروزيهاى درخشان مردان بزرگ تاريخ جهان، در سايه اتكا به نفس و فعاليتهاى مداوم به دستآمده است. هيچ كس بدون اعتماد به نفس نميتواند از حدودى كه براى خويش تعيين كرده، به مرحلهاى بالاترصعود كند. فقط در سايه ايمان به موفقيت ميتوان به هدفها دست يافت، چه ايمان به موفقيت، نخستين گام در راهرسيدن به موفقيت است. نااميدى و ضعف نفس، مايه سقوط و ركود است و استعدادهاى درخشان را عقيم و بى نتيجه ميگذارد و بهتدريج انسان را در معرض سستى و تخريب قرار ميدهد. از اين رو، انسان بايد حريم جان را با بذر اميدوارى واعتماد به نفس به نتيجه مطلوب برساند و با تمام نيرو افكرا منفى و ضعف و ناتوانى را از خود دور كند.[3]نيل به استقلال شخصي، از ژرفاى احساسات بشرى سرچشمه ميگيرد و اين خواهش فطرى وقتى لباس وجودميپوشد كه روش كار و عمل بر اساس همين تمايل پي ريزى شود. اسلام، نيروهاى مثبت انسان را براى مقابله باتمام مشكلات بسيج ميكند تا در رويدادهاى شكننده، با استوارى و صلابت ايستادگى كند و بدين سان، همت آدمياوج ميگيرد و داراى يك نيروى شگفتانگيز و گران قدر روحى ميشود و شخص براى تأمين سعادت مادى ومعنوى خود با تمام نيرو تلاش ميكند و مشكلات را برطرف ميسازد و هر گونه سستى و انزواطلبى را از خود دورميكند و با ايمان و اعتماد به خداوند سبحان بر سختيها غلبه ميكند و به ساحل مقصود ميرسد.[1].غلامعلي افروز، روانشناسى تربيتي، ص 60 و 61، با تلخيص. [2].همان، ص 67 ـ 70، با تلخيص. [3].سيد مجتبى موسوى لاري، رسالت اخلاق در تكامل انسانآ ص 398 ـ 399، با تلخيص.
کد سوال : 50805
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مردى در ايام عده رجعيه به همسرش رجوع كرده و با او همبستر شده، بعد از آن زن مدعى است طبق شناسنامه آزاد هستم و مرد مدعى است كه در عده رجوع كرده و زن او محسوب مىشود. آيا اين دو نفر شرعاً و قانوناً مىتوانند به زندگى ادامه دهند و حال آن كه زن خود را مقيد نم
پاسخ : از اين كه با ما مكاتبه نموديد سپاسگزاريم. در طلاق رجعى مرد مىتواند به دو قسم به زن خود رجوع كند:1.(پاورقى توضيح المسائل امام خمينى(ره)، مسئله 2524.)اولاً: حرفى بزند كه معنايش اين باشد كه او را دوباره زن خود قرار داده است.دوم: كارى كند كه از آن بفهمند رجوع كرده است.براى رجوع كردن لازم نيست مرد شاهد بگيرد، يا به زن خبر دهد، بلكه اگر بدون اين كه كسى بفهمد، بگيود به زنم رجوع كردم، صحيح است.2. (پاورقى همان، مسئله 2525.)در پاسخ مشكل مطرح شده، با هم بستر شدن، علقه ازداج دوباره برقرار خواهد شد و شرعاً و قانوناً اين دو نفر زند و شوهر محسوب مىشوند. از اين رو اگر ادعاى رجوع توسط مرد قبل از انقضاى عده رجعيه، صورت گيرد، حرفش مورد قبول است و انكار زن مسموع نيست. اگر بعد از انقضاى عده رجعيه مرد ادعا بكند كه قبلاً به زن رجوع كرده و زن انكار كند، بايد اثبات شود. رجوعى كه با هم بستر شدن همراه بوده، اگر مرد شاهد نداشته باشد و زن انكار كند، زن بايد قسم بخورد به اين كه اين كار تحقق نيافته است. با قسم خوردن زن قول او مورد قبول قرار مىگيرد.3.(پاورقى تحريرالوسيله، ج 2، ص 348.)اگر اين دو نفر كه ازدواج آنها دوباره استمرار پيدا كرده، بخواهند دوباره ازدواج كنند، تحصيل حاصل محسوب مىشود، چون ازدواج آنها محقق است و امر محقّق را دوباره نمىتوان ايجاد كرد.به هر حال چون رجوع از طرف شوهر محقق مىشود، پيشنهاد مىشود براى پيشگيرى از هر گونه مشكلات بعدى، رجوع ثبت شود تا در مراحل بعدى مرد به راحتى بتواند ادعاى خود را اثبات كند.
کد سوال : 50806
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دخترى هفده ساله هستم. يكى از خواستگارانم پسر عمه ام است و او را دوست مى دارم، ولى پدرم با او موافقت نمى كند. خواستگار ديگرى دارم كه علاقه اى به او ندارم، ولى پدر و مادرم او را قبول دارند. لطفاً مرا راهنمايى كنيد.
پاسخ : خواهر محترم ! اميداواريم در تمامى مراحل زندگى موفق و مؤيد باشيد. از مقوله ازدواج و خواستگار سخن گفته ايد و هم اكنون دو نفر خواستگار شما هستند، كه شما فقط يكى از آنها را شناخته و انتخاب كرده ايد و شخص ديگر را اصلاً نمى شناسيد و نيز مورد پسندتان قرار نگرفته است. اختيار ازدواج و انتخاب همسر طبق شرع و قانون به دست طرفين ازدواج يعنى دختر و پسر صورت مى گيرد و هيچ فرد ديگري نمى تواند شخصى را بر ديگرى تحميل كند. هم اكنون جواب نامه روى خواستگار اول يعني پسر عمه متمركز مى شود. دليلى كه پدرتان به عنوان ردّ ازدواج شما با ايشان مطرح كرده استّ نمى تواند مانع عرفى و يا عقل پسندى باشد، زيرا در جامعه هر كسى به فراخور شغلى كه دارد. زندگى مى كند و مهمّ توافق و تفاهم وهمدلى بين زن و شوهر است. البته اصل ازدواج اگر چه خوب و حتى لازم است، ولى براى شما كه هنوز فرصت زيادى داريد، بهتر است صبر كنيد تا به تجربيات بهترى دست يابيد. پس به خواندن درس ادامه دهيد، زيرا درس فعلاً بهترين مانع و بهانه در مقابل تصميم پدرتان براي ازدواج با فردى است كه او را نمى شناسيد و يا ميل ازدواج با او را نداريد.البته ذكر يك نكته لازم است كه پدر و مادر معمولاً افراد با تجربه اي هستند و بهتر به خوب و بد فرزند آگداه مى شوند. ادر مى دانيد دليل خاصى براي ممانعت شما با ازدواج با پسر عمه ارائه مى كند، روى آن فكر كنيد، زيرا اكنون شما در بحران خاصى قرار گرفته ايد و به جاى تصميم گيرى عاقلانه، عاطفه و يا عشق به دور از تجربه است كه شما را به اصرار و لجاجت مى كشاند؛ زيرا دلبستگى غير منطقى كه مختص اين دوران است، در مراحل ، ديگر زندگى كمرنگ شده و زندگى حالتى جدى به خود مي گيرد. در اين هنگام علاقه هاى افراطى كه منشأش شور جوانى است، فروكش مى كند . در عين حال حق تصميم با شما است و شايد با مقدارى صبر و گذشتِ زمان به تصميم بهتري دست يابيد. سعى كنيد در مقابل پدر و مادر احترام خاصى قائل شويد و هيچ گاه با آنها به بحث و گفتگو و يا جدل بر نخيزيد . تنها راه فعلاً ادامة تحصيل است. در ضمن هر گونه تصميم به دور از اجازة پدر و مادر محكوم است. زندگى بازى و تفريح زودگذر نيست كه بتوان گن را تغيير داد. انسان وقتى وارد گود زندگى مى شود ّ تا آخر بايد مبارزه كند و تجربه آموزد؛ مبارزه اى كه دستاورد تلخ و شيرين دارد. در نهايت براى انتخاب همسر سه شرط اساسى و مهم را مدّ نظر قرار دهيد:
کد سوال : 50807
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اينجانب وقتى مطالعه مىكنم اصلاً متوجه نمىشوم، چون تمكز حواس ندارم و نمىتوانم به دقت درس هايم را مطالعه كنم، خواهشمندم مرا راهنمايى فرماييد.
پاسخ : هدف از مطالعه، فراگيرى و به خاطر سپارى است، از اين رو، شخص ابتدا بايد علاقه و رغبت به مطالعه داشته باشد و بر اساس يك برنامه و هدف مشخص مطالعه كند با بازدهى لازم و و مطلوب حاصل شود. براى اين كه مطالعه، انسان را به هدف مطلوب برساند يكى از نكات مهم كه بايد مراعات شود، تمركز حواس است(1) . تمركز حواس موجب افزايش بهره ورى در مطالعه مىشود و بازده مطالعه را به صورتى مطلوب بالا مىبرد. تمركز حالتى است كه در آن از ميان آرا و افكار مختلف شخص، يك فكر در مركز قرار مىگيرد و بقيه افكار و آراى او نسبت به آن فكر، جنبه پيرامونى دارند. بنابه تعريفى ديگر، تمركز حواس، يعنى توانايى ثابت نگه داشتن توجه و دقت روى موضوع يا كارى كه به ميل و اراده انتخاب شده است و مانع شدن از اين كه اين دقت و توجه به سوى موضوعات ديگر منحرف شود.(2) براى ايجاد اين عنصر مهم، بايد عواملى كه باعث عدم تمركز و حواس پرتى مىشود شناسايى كرد. به رفع آنها پرداخت. به طور كلى عوامل عدم تمركز بر دو قسم است 1 - درونى 2 - بيرونى1 - عوامل درونى با آنها است كه در داخل فكر و دل و حالات خود مطالعه كننده است، مانند، غم و غصه، تشويش و اضطراب و نگرانى، كثرت مشاغل و كارهاى به هم ريختهاى كه بايد انجام دهد. براى برطرف كردن مىتوان كار خاصى انجام داد. براى رفع نگرانى يا برطرف كردن غصه يا سامانبخشيدن به كارهاى محوله بايد كارى كرد كه ذهن، از آن جهت مشغوليتى نداشته باشد. اگر به هيچ وجه نتوانست بر آن عوامل غلبه كند، بهتر است مطالعه را قطع كند تا آمادگى فكرى لازم پيدا شود. در غير اين صورت مطالعه بىثمر خواهد بود(3) 2 - عوامل بيرونى: آن هايى است كه به محيط پيرامون و بيرون از خود انسان مربوط مىشود، مانند سر و صدا، رفت و آمد، وجود صحنههاى مشغول كنند، روشن بودن راديو يا تلويزيون يا هر نوع صداى مزاحم، نور بيش از حد يا بسيار كم، دماى بسيار زياد يا بسيار كم و... باعث مىشوند خواننده نتواند در هنگام مطالعه تمركز حواس داشته باشد. براى غلبه بر اين عوامل مىتوان نكات زير را رعايت كرد؟ - مطالعه در محيط آرام و بىمزاحمت؛- خاموش ساختن صداهاى اطراف در صورت امكان؛- خواندن كتاب با صداى بلند كه خود انسان بشنود؛- يادداشت بردارى از مطالب؛- خلاصه نويسى؛- برخورد سؤالى با كتاب و مباحث آن؛- زنده نگه داشتن انگيزه و هدف مطالعه در طول كار و جدى گرفتن مطالعه؛البته اشخاص در اين حالتها مختلف اند و هر كس چه بسا از راه خاصى بتواند تمركز هنگام مطالعه پيدا كند، كه بايد همان را به كار گيرد. راه مناسب براى كسى، ممكن است براى ديگرى نامناسب باشد. براى تمركز حواس در هنگام مطالعه؛شخص بايد اين عوامل را از مقابل خود بردارد تا بتواند از مطالعه خود استفاده مطلوب را ببرد؛ يعنى هم از آرامش درونى به هنگام مطالعه بهرهمند باشد و هم از عوامل بيرونى مخل به تمركز اجتناب نمايد با بتواند بهرهورى مناسبى از مطالعه خويش داشته باشد(4)(پاورقى1 جواد محدثى، روشها، ص 13 تا 16 با تلخيص.)(پاورقى 2 عين الله خادمى، مطالعه روشمند، ص 68.)(پاورقى3 جواد محدثى، روش مطالعه، ص 18.)(پاورقى4 عين الله خادمى، مطالعه روشمند، ص 72.).
کد سوال : 50808
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : جوانى 19 ساله هستم كه متأسفانه مبتلا به استمنا هستم. لطفاً مرا راهنمايي نماييد؟
پاسخ : برادر گرامي، از اين كه با ما مكاتبه نموده ايد، تشكر مى كنيم.يكي از مشكلات جوانان ابتلا به خود ارضايى و استمنا است كه اسلام شديداّ با آن مبارزه نموده و آن را حرام دانسته است. جهت آشنايى بيشتر شما با پيامدهاى منفى خودارضايي و راه هاى مبارزه با آن ، جزوه اى كه دربارة استمنا تدوين شده است، ارسال مى گردد.سعي كنيد از اضطراب و نگرانى و منفى بافى و خودآزارى پرهيز نماييد، كه علل برخي ناهنجارى هاى رفتارى و اخلاقى ، از جمله خود ارضايى (استمنا) است. اگر در شرع، كيفرهايى براى آن بر شمرده شده، براى جلوگيرى از ارتكاب گناه است؛ نه اين كه انسان ، راه درمان و بازگشت را بسته ببيند. از اين رو با نشاط و اميد ، راه درست را برويد و براى خود سرگرمى هاى شادى آفرين تدارك ببينيد. موفق و سربلند باشيد. ما را از حال خود با خبر نگذاريد.
کد سوال : 50809
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آدم7 به كدام زبان صحبت ميكرد؟
پاسخ : پاسخ اين سؤال از توضيحاتي كه در پاسخ سؤال اوّل بيان شد، روشن ميشود. به پاسخ سؤالاوّل توجّه نماييد.
کد سوال : 50810
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از حضرت آدم7 چه نوع خط باقى مانده است؟
پاسخ : از زمان حضرت آدم7 خطى باقى نمانده است، بلكه آن زمان اصطلاحاً زمان ماقبل تاريخ بودو از آن زمان اطلاعاتى در اين خصوص در دسترسى نيست. اگر خطى هم بوده، به ما نرسيده است و اطلاعى ازآن نداريم و در روايات ما نيز وجود ندارد.
کد سوال : 50811
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اينجانب دانشجوى ترم سوم پرستارى هستم. مشكل اساسى كه با آن مواجه هستم، خجالتى بودن و عدم برقرارى ارتباط صحيح با ديگر افراد جامعه است، خواهشمندم مرا راهنمايى كنيد؟
پاسخ : خجالتى بودن و كم رويى به هر علت و انگيزهاى كه باشد دارى زيانها و عوارض نامطلوبى است و شخص را از تلاشها و حركتهاى اجتماعى باز مىدارد، و مانع رشد شخصيت و شكوفايى استعدادهاى او مىشود. درباره منشأ كم رويى و خجالتى بودن نخست بايد از خانواده سخن بگوييم و پدر و مادر را در اين امر مسئول بدانيم. والدينى كه كمرو و خجالتى باشند فرزندانشان نيز ممكن است به اين عارضه مبتلا گردند و نيز والدينى كه فرزندان خود را در دوران كودكى تحت مراقبت شديد و افراطى قرار مىدهند، خواستهها و اميال او را سركوب مىكنند، هر گونه ابراز آزادى او را محكوم كرده و در حال اختناقش نگه مىدارند در اين سرنوشت مؤثرند(1)از ديگر مسائلى كه در اين زمينه قابل ذكرند سرزنشها و تحقير بسيار فرزند، مقايسه او با كسانى كه او قدرت همگنى با آنان ندارد و ايجاد ترس در او به گونهاى كه كه نتواند حرف خود را بزند. موجب مىشود شخص خجالتى بارآيد. گاهى منشأ آن را بايد در خود جستوجو كرد. نوجوان و جوانى كه به خود فوق العاده علاقهمند است و خود را بسيار دوست دارد، آن كس كه شده دوستى خود حاضر نيست ذره گردى بررخسارهاش بنشيند دچار كمرويى است(2) . بسيارى از مشكلات و مسائل افراد به خاطر خجالتى بودن آنان، حل نشده و براى آنها دردسرساز شده است و چه بسيارى از اين افراد كه در اثر خجالتى بودن دچار تضييع حقوق شده و سود جويان از آنها سوءاستفاده كردند. طرق اصلاح و درمان كمرويى و خجالتى بودن: براى اصلاح و درمان اين خصومت منفى، روشهاى مختلفى پيشبينى شده كه به طور عمده برخى از آنها عبارتاند از: 1 - ايجاد اعتماد به نفس - نيل به استقلال شخصى، از ژرفاى احساسات بشرى سرچشمه مىگيرد. و اين خواهش فطرى، وقتى لباس وجود مىپوشد كه روش كار و عمل بر اساس همين تمايل پىريزى مىشود. استقلال و شرف انسان در اين است كه در كارزار زندگى همت كافى به خرج دهد و با اتكاء به نفس، به حل مشكلات خود بپردازد، وقتى اين آرمان رنگ تحقق مىپذيرد كه شخص در راه تأمين سعادت مادى و معنوى خويش با تمام نيروى روى پاى خود بايستد(3)انسانى كه كانون قلبش لبريز از ايمان است و اتكا و اعتمادش به خداوند است هيچ گاه احساس سستى و انزوا نمىكند و سعى مىكند با شجاعت خواستههاى خود را مطرح نمايد. از اين رو مهمترين عامل براى اصلاح خصلت منفى كم رويى، اعتماد به نفس است كه اگر در انسان اين حالت ايجاد شود مىتواند در جامعه ديدگاهها و نظرات خود را به راحتى ابراز نمايد و در برخورد با ديگران مشكلى نداشته باشد(4) 2 - افزايش معاشرت - با ديگر افراد مخصوصاً با دانشجويان هم دوره شما مىتواند نقش مؤثرى در ريشه كنى اين خصلت منفى داشته باشد و شما به تدريج به عنوان يك شخصيت با نشاط و خوش برخورد نزد دوستان و هم كلاسىهاى خود مطرح مىشويد، اگر چه در مراحل اوليه با مشكلاتى مواجه شديد يا ولى نبايد هراسى به خود راه دهيد و اين مراحل را با متانت و صبر پشتسر بگذاريد با در زندگى . 3 - شناخت خود و قابليتهاى شخصى: اگر انسان در خود تأمل كند، ب آن چه دارد نگاه مثبتى داشته باشد، و قابليتهاى خود را بشناسد، مىتواند وضعيت موجود خود را تقويت كند و وضعيت مطلوب برسد و نقايص شخصيتى خود را بر طرف كند. انسان ساعى و كوشا با تكيه بر خداوند سبحان سعى مىكند بر كمبودها و نقايص فايق آيد و خود را با استمداد از الطاف خداوندى به سر منزل مقصود برساند. (پاورقى1 على قائمى، خانواده و مسائل نوجوان و جوان، ج 2، ص 93.)(پاورقى 2 على قائمى، همان، ص 93.)(پاورقى 3 سيد محتبى موسوى لارى، رسالت در تكامل انسان، ص 409 و 410 با تلخيص.)(پاورقى4 همان، ص 421 و 422 با تلخيص. ).
کد سوال : 50812
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اينجانب دانشآموز دوره پيش دانشگاهى هستم. وقتى مطالعه مىكنم، اصلاً متوجه نمىشوم، چون تمركز حواس ندارم و نمىتوانم به دقت درسهايم را مطالعه كنم. خواهشمندم مرا راهنمايى فرماييد.
پاسخ : از اين كه با ما مكاتبه نموديد به سپاسگزاريم. هدف از مطالعه، فراگيرى و به خاطر سپارى است. از اين رو، شخص ابتدا بايد علاقه و رغبت به مطالعه داشته باشيد و براساس يك برنامه و هدف مشخص مطالعه كند نا بازدهى لازم و مطلوب حاصل شود. براى اين كه مطالعه، انسان را به هدف مطلوب برساند، يكى از نكات مهم كه بايد مراعات شود، تمركز حواس است.1. (پاورقى جواد محدثى، روشها، ص 13 تا 16، با تلخيص. ) تمركز حواس موجب افزايش بهرهروى در مطالعه مىشود و بازده مطالعه را به صورتى مطلوب بالا مىبرد. تمركز، حالتى است كه در آن از ميان آرا و افكار مختلف شخص، يك فكر در مركز قرار مىگيرد، و بقيه افكار و آراى او نسبت به آن فكر، جنبه پيرامونى دارند. بنا به تعريفى ديگر، تمركز حواس، يعنى توانايى ثابت نگه داشتن توجه و دقت روى موضوع يا كارى كه به ميل و اراده انتخاب شده است و مانع شدن از اين كه اين دقت و توجه به سوى موضوعات ديگر منحرف شود.(2) (پاورقى عين الله خادمى، مطالعه روشمند، ص 68. ) براى ايجاد اين عنصر مهم، بايد عواملى را كه باعث عدم تمركز و حواس پرتى مىشود، شناسايى كرد و به رفع آنها پرداخت. به طور كلى عوامل عدم تمركز بر دو قسم است: 1 - درونى، 2 - بيرونى. 1 - عوامل درونى، آنها است كه در داخل فكر و دل و حالات مطالعه كننده است، مانند غم و غصه، تشويش و اضطراب و نگرانى، كثرت مشاغل و كارهاى به هم ريختهاى كه بايد انجام دهد. براى برطرف كردن هر يك مىتوان كار خاصى انجام داد. براى رفع نگرانى بايد طرف كردن غصه يا سامان بخشيدن به كارهاى محوله بايد كارى كرد كه ذهن، از آن جهت مشغوليتى نداشته باشد. اگر به هيچ وجه نتوانست بر آن عوامل غلبه كند، بهتر است مطالعه را قطع كند تا آمادگى فكرى لازم پيدا شود. در غير اين صورت مطالعه بى ثمر خواهد بود.3. (پاورقى جواد محدثى، روش مطالعه، ص 18.) 2 - عوامل بيرونى: آنهايى است كه به محيط پيرامون و بيرون از خود انسان مربوط شود، مانند سر و صدا، رفت و آمد، وجود صحنههاى مشغول كننده، روشن بودن راديو يا تلويزيون يا هر نوع صداى مزاحم، نور بيش از حد يا بسيار كم، دماى بسيار زياد يا بسيار كم و كم باعث مىشوند خواننده، نتواند در هنگام مطالعه تمركز حواس داشته باشد، براى غلبه برا اين عوامل مىتوان نكات زيرا را رعايت كرد: - مطالعه در محيط آرام و بىمزاحمت، - خاموش ساختن صداهاى اطراف در صورت امكان، - خواندن كتاب با صداى بلند كه خود انسان بشنود، - يادداشت بردارى از مطالب، - خلاصه نويسى، - برخورد سؤالى با كتاب و مباحث آن، - زنده نگه داشتن انگيزه و هدف مطالعه در طول كار و جدى گرفتن مطالعه. البته اشخاص در اين حالتها مختلفاند و هر كس چه بسا از راه خاصى بتواند تمركز هنگام مطالعه پيدا كند، كه بايد همان را به كار گيرد. راه مناسب براى كسى، ممكن است براى ديگرى نامناسب باشد. براى تمركز حواس در هنگام مطالعه شخص بايد اين عوامل را از مقابل خود بردارد تا بتواند از مطالعه خود استفاده مطلوب را ببرد، يعنى هم از آرامش درونى به هنگام مطالعه بهرهمند باشد و هم از عوامل بيرونى مخل به تمركز اجتناب نمايد تا بتواند بهرهورى مناسبى از مطالعه خويش داشته باشد.4. (پاورقى عينالله خادمى، مطالعه روشمند، ص 72.)
کد سوال : 50813
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : لطفا استخاره اي برايم انجام داده، نام آيه و توضيح و تفسير آن را بيان فرماييد.
پاسخ : استخاره آخرين مرحله براي آغاز كاري است كه البته بعد از مشورت با عقلا و به دست نياوردن دلايل قانع كننده، انسان آن را انجام مي دهد.استخاره كردن خصوصا با قرآن كار هر كسي نيست و اما در مورد درخواست شما و نگارنده از باب تبرك و تيمن دست به قرآن برده و اين آيه مباركه طليعة مصف شد : "و يحلفون بالله انهم لمنكم و ماهو منكم و لكنهم قوم يفرقون؛ به خدا سوگند مي خورند كه آن ها از شما هستند، در حالي كه از شما نيستند؛ ولي آن ها گروهي هستند كه مي ترسند".(2)عقل قاصر نگارنده از ظاهر آيه چنين برداشت مي شود كه اگر قصد و هدفي داريد و يا مي خواهيد به كاري مشغول شويد، همراهي نخواهيد شد و حتي ممكن است با خيانت عده اي دوست نما كه در دل نفاق و دورويي دارند، روبرو شويد. البته اين يك تفأل است وگرنه تفسير آيات الهي مربوط به همان آيه است واگر در موارد استخاره از قرآن مدد و ياري گرفته مي شود، تنها به عنوان تشبيه و تنظير غير الزام آور است.تفسير آيه : مفسران مي نويسند: در آيات فوق يكي از اعمال و حالات منافقان به روشني ترسيم شدهاست.(منافقين) به خدا سوگند ياد مي كنند كه از شما هستند، در حالي كه نه از شما هستند و نه در چيزي با شما موافقند، بلكه آنها گروهي هستند كه فوق العاده مي ترسند و از شدت ترس كفر را پنهان كرده، اظهار ايمان مي كنند، مبادا گرفتار شوند.پي نوشت ها :1 - ائبع (9) آيه 54.