• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 50784
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : قرآن را با صداى بلند تلاوت كنيم يا آهسته؟
پاسخ : خواهر گرامي! موفقيت شما جوانان كنجكاو و پرسش گرا را از خداوند بزرگ در خواست مى نماييم.تلاوت قرا" با صوت زيبا همراه با حزن مورد تأكيد روايات اهل البيت عليهم السلام است، چنان كه از پيامبر اكرم(ص) نقل شده: "براى هر چيزى زيورى است و زينت قرآن كريم آواى خوش مى باشد".1[1]دو نكته را بايد توجه نمود: الف) قرائت قرآن با صداى بلند موجب اذيت ديگران نباشد و اگر قارى زن است ، صداى او را نامحرم نشنود.ب) تلاوت همراه با تدبّر و تفكّر باشد و مهم تر از آن، بعد از تدبّر و معرفت ، عمل است.[2]1[1] صادق احسان بخش، آثار الصادقين، ج 17، ص 309.2[2] قال علي(ع) : تدبّروا آيات القرآن و اعتبروا به ... در آيات قرآن تدبّر كنيد و از آن درس عبرت بگيريد. / تصنيف غررالحكم، ص 111، حديث شمارة 1985.
کد سوال : 50785
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در بعضى مواقع در خواب يا بيدارى يك سنگينى عجيبى روى انسان ايجاد مي‌ شود، به گونه اى كه حتى نمى تواند خود را حركت دهد. اين حالت چيست و چگونه بايد آن را از خود دور كنيم؟
پاسخ : پژمردگي، افسردگي، احساس عدم نشاط و دل مردگي، از پديده هاى وحشتناكى است كه انسان را تحت فشار روانى قرار مي‌‌‌‌‌ دهد و باعث اضطراب و نگرانى فوق العاده مي‌‌‌‌‌ شود و آثار بدى از قبيل: احساس تنهايي، احساس نداشتن پناهگاه، احساس پوچى ، بى هدف بودن زندگي، خوف از آينده، تصوير وحشتناكى از مرگ، بدبينى آزار دهنده و بدتر از همه ناامنى هاى درونى و تنش هاى داخلى در انسان ايجاد مي‌‌‌شود. نيز بى خوابى يا ديدن خواب هاى آشفته و ترسناك ، حرف زدندر خواب، پريدن و جستن در خواب وجهش هاى درون خواب، اختلالات عصبى معده و روده و ديگر آثار بد.دانشمندان گفته اند: تلفات ناشى از بيمارى هاى روحى بيشتر از ناراحتى هاى جسمى است. در جنگ جهانى دوم، امريكا حدود سيصد هزار نفر تلفات در ميدان جنگ داد، در حالى كه دو ميليون نفر غير نظامى در همين مدت در اثر بيمارى قلب از دنيا رفتند كه يك ميليون آن ها بيمارى قلبى شان ناشى از نگرانى و اضطراب از زندگى بود.[13]اكثر نگرانى هاى درونى تحميلى و ناخواسته است، ولى اسباب و علل آن ها به دست خودمان ايجاد مي‌شودهجوم افكار گوناگون و تجملاتى شدن زندگى و رقابت ها و چشم هم چشمى هاي بيجا و سبقت و مسابقه در دنيا طلبي، انسان را به گرفتارى هاى عصبى و روانى مبتلا مي‌ سازد و او را به جايى مي‌ رساند كه از دنيا لذت نمى برد و هميشه درگير افكار گذشته و آينده است. در حالى كه دستور هاى اخلاقى و اسلامى از اين گونه امور به شدت ما را بر حذر داشته است. از اميرالمؤمنين(ع) نقل شده است. " مافات مضى و ما سيأتيك فأين، قم فاغتنم الفرصهْْ بين العدمين". سعدى اين را به شعر در آورده: سعديا دى رفت و فردا همچنان معلوم نيستدر ميان اين و آن، فرصت شمار امروز رابايد دقت كنيد تا بدانيد منشأ فشارهاي روانى در خواب چيست؟ ببينيد اگر منشأ روانى دارد، خود را مداوا كنيد و به پزشك متخصص اعصاب و روان مراجعه كنيد.[13] ناصر مكارم، بهترين راه غلبه بر نگرانى ها و نااميدى ها، ص 42.
کد سوال : 50786
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا مردها بايد نماز صبح را بلند بخوانند و در نماز بايد جلو باشند؟
پاسخ : در مورد بلند خواندن حمد و سوره در نماز هاى صبح و مغرب و عشا بر مردان دو روايت صحيح از امام باقر (ع) نقل شده كه دلالت بر وجوب بلند خواندن حمد و سوره در نماز هاى مذكور بر مردان دارد. مشهور فقها از قديم تا كنون بر اين منوال بوده است.البته فقهايى مانند اسكافى و سيد مرتضى و صاحب مدارك و صاحب كفايهْْ و صاحب بحارالانوار به روايت صحيحة على بن جعفر از امام موسى بن جعفر(ع) كه فرمود: " در جَهْر و اِخقات در اين نماز ها مختار هستيد" . استدلال كرده و فتوا داده اند كه بر مردان واجب نيست حمد و سوره را در نماز هاى مذكور بلند بخوانند، بلكه مستحب است بلند بخوانند.[10]بنابراين چه قائل به وجوب جهر يا استحباب بشويم، دليلش روايات است و وجه ديگرى براى آن نيست. اگر در علل الشرايع از امام رضا (ع) نقل شده كه موقع صبح به خاطر اين كه هوا تاريك است، لازم است بلند بخوانيم، كه كسى با نماز گزار برخورد نكند، چون روايتش ضعيف است، قابل استناد نيست.[11]از سوى ديگر زن ها هم مي‌ توانند بلند بخواندد، مشروط بر اين كهنامحرم نباشد. در مورد جلو وعقب ايستادن مرد و زن در نماز روايات فراوانى وارد شده و مضمون آن ها متفاوت است. بعضى از آن ها جلوتر بودن زن را منع كرده و بعضى با وجو فاصلة يك وجب يا يك ذراع يا ده ذراع اشكال نمى دانند. بعضى از فقها مانند سيّد و علامة حلى و اكثر متأخران و صاحب شرايع و قواعد فرموده اند: جلوتر بودن زن در نماز اشكالى ندارد و فقط كراهت دارد. استناد اينان به رواياتى است . مرحوم حكيم در مستمسك همين قول را تقويت مي‌ كند و مي‌فرمايد: " اقتضاى جمع عرفي، كراهت است".[12]امام خمينى (ره) فرمود: " بنابراحتياط مستحب بايد زن عقب تر از مرد بايستد و جاى سجدة او از جاى ايستادن مرد كمى عقب تر باشد" . آيت الله گلپايگانى فرمود: " مكروه است زن در نماز جلوتر از مرد يا محادّى او بايستد و بهتر است طورى بايستد كه جاى سجدة او كمى از جاى ايستادن مرد عقب تر باشد".آيت الله تبريزى فرمود: " فرقى نمى كند زن جلوتر بايستد يا مرد و يا مساوى هم بيايستند، ولى رعايت فاصله در شهر مكه لازم نيست . نيز در غير مكه نماز خواندن در فاصلة كم تر از ده ذراع مكروه است".آيت الله بهجت فرمود: " نماز خواندن زن جلوتر از مرد يا مساوى و همدوش با مرد مكروه است، بنابر اظهر مگر اين كه بين آن دو چيزى مانند پرده و مانند آن حائل بشود و يا اين كه بين آن دو مقدار حداقل يك وجب و حداكثر ده ذراع (5متر) فاصله باشد".آيات عظام : فاضل، مكارم، سيستاني، خويى و تبريزى فرموده اند: بايد زن كمى عقب تر از مرد بايستد، ولى اگر يك وجب يا بيشتر فاصله باشد، اشكالى ندارد و فقط كراهت دارد.بنابراين جلوتر ايستادن زن در نماز اگر با فاصله باشد، نزد اكثر علما اشكالى ندارد.[10] آيت الله سيد محسن حكيم، مستمسك العروهْْ الوثقى ، ج 6، ص 200.[11] همان، ص 199.[12] مستمسك العروهْْ الوثقي، ج 5، ص 474.
کد سوال : 50787
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا بعد از چند فرسخ بايد نماز را شكسته خواند و روزه را افطار كرد؟ فلسفة آن چيست؟
پاسخ : دليل بر اين كه نماز هاى چهار ركعتى در مسافرت با شرائطي دو ركعتى بايد خوانده شود، روايات فراوانى است كه دلالت بر وجب قصد نماز در مسافرت مي‌‌ نمايد. نزد شيعيان اين مطلب بديهى است. اكثر اهل سنت نيز مي‌‌ گويند در مسافرت مي‌‌ توان نماز را شكسته خواند. بعضى مي‌‌ گويند واجب است و بعضى مي‌‌ گويند سنّت موكّده است.[7]در روايت صحيحة زراره و محمد بن مسلم از امام باقر آمده است: شكسه بودن نماز در مسافرت واجب است، مانند تمام بودن نماز در حَضَر[8](غير مسافرت) و در روايت ديگر از امام صادق(ع) فرمود: اگر كسى در مسافرت نمازش را شكسته نخواند، من از او بيزارم.[9]البته دو ركعت فرض النبى است كه در مسافرت كم شده است. در آغاز امر نماز دوركعت بود. بنابراين نماز مسافر همان فرض الله است و پيامبر در سفر دو ركعت اضافه نكرده است. كلمة شكسته خواندن نماز يك نوع مسامحه در تعبير است. مي‌ شود نيت كنيم: دو ركعت نماز ظهر مي‌ خوانم قربهًْْ الى الله و صحيح است، چون در سفر نه چيزى از نماز كم شده و نه چيزى افزون شده است.[7] الفقه على المذاهب الاربع، ج 1، ص 471.[8] وسائل الشيعه، ج 5، ص 538.[9] همان، ص 539.
کد سوال : 50788
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كسانى كه در مناطقى هستند كه شش ماه روز و شش ماه شب است، عباداتشان را چگونه انجام دهند؟
پاسخ : در فرض مذكور براى نماز بايد بر اساس شهر هاى متعارف كه شب و روز آن ها تقريباً مساوي است، مانند مكه و مدينه عمل كنند؛ يعنى نماز ظهر و عصر را بخوانند. شش ساعت بعد نماز مغرب و عشا را بخوانند و يازده ساعت بعد نماز صبح را بخوانند و روزه را هم به همين طريق بگيرند. در همين فرض مي‌‌ توانند ملاك را وطن و شهر خود قرار دهند، مثلاً اگر از تهران به آن جا رفته اند، با اذان ظهر تهران، نماز ظهر و عصر را بخوانند و با اذان مغرب، نماز مغرب و عشا را و با اذان صبح ، نماز صبح را بخوانند و روزه را نيز به همين ملاك بگيرند. در عين حال اگر سفر به آن منطقه لزومى ندارد، به مناطقى سفر كنند كه بتوانند عبادات خود را در اوقات شرعى انجام دهند.[1][1] آيت الله فاضل لنكراني، جامع المسائل ، ج 1، ص 77.
کد سوال : 50789
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در سورة مؤمنون آية " إلاّ على أزواجهم أو ما ملكت أيمانهم" در آن زمان ملك يمين با چه شرائطى براى مولا حلال مي‌ شد و از چه زمانى ملك يمين ممنوع شد؟
پاسخ : در اسلام براى ايجاد علقه و ارتباط بين زن و مرد دو گونه راهكار ارائه شده است و هرگونه ارتباط زناشويى بين زن و مرد بايد از يكى از آن دو راه باشد. البته در واقع به سه قسم مي‌‌ رسد:1ـ ازدواج: عقد و قرارداد بين زن ومرد و اين نحوة ازدواج بر دو قسم است: الف) ازدواج دائم، ب) ازدواج موقت.انتخاب هر يك از اين دو قسم و مقدار مهريه و صداق به توافق طرفين بستگى دارد. هر يك از اين دو، مسائل و احكامى دارد كه در كتاب هاى فقهى گسترده بحث شده است.2ـ ملك يمين: يكى ديگر از راه هاى ارتباط زناشويى بين زن و مرد، خريدن زن اسير است. اگر مردى با توانايى مالى كه دارد، بتواند يك يا چند زنى را كه در جنگ هاى اسلامي به سدت مسلمانان اسير شده اند، بخرد، آن زن ها ملك يمين آن مرد مي‌ شوند و بر آن مرد حلال و محرم اند.توضيح: در جند هايى كه بين مسلمانان و كفار پيش مي‌ آيد، حال به خاطر اين كه كفّار جنگ را عليه مسلمانان شروع كرده اند و مسلمانان براى دفاع از خود با آنان مي‌ جنگند، در نتيجه تعدادى از كفار را به عنوان اسير مي‌ گيرند، يا احياناً مسلمانان شروع كنندة جنگ هستند، در مواردى كه جنگ ابتدايى جائز باشد، در نتيجه از آنان اسير مي‌ گيرند. حاكم اسلامى مي‌ توان اسرا را به مسلمانان بفروشد. اين كار چند فايده دارد: 1ـ نگهدارى اسيران براى دولت اسلامى باعث مشكلات عديده است و اداره و خرجى دادن به آنان بار سنگينى بر دوش دولت است.2ـ فروش و تقسيم آنان نزد مسلمانان و دريافت پول، باعث رونق اقتصادى مي‌ شود. 3ـ بودن اسيران نزد مسلمانان و حضور آنان در جامعة مسلمان كم كم باعث مسلمان شدن آنان مي‌ شود.اسلام با برده دارى موافق نيست و مسلمانان را تشويق مي‌ كند بنده را آزاد كنيد و براي عتق رقبه ثواب فراوانى قائل شده است. اما گاهى چنين مسائلى در جامعه پيش مي‌ آيد. پس مسئلة برده دارى در مواقعى كه جنگى بين مسلمانان با كفار انجام مي‌ شود، ايجاد مي‌ شود و براى نحوة نگه دارى آن ها يك راه اين است كه آنان را به مسلمانان بفروشند. اين حكم از احكام اسلامى و قرآنى دربارة اسيران جنگى است و الآن به حال خود باقى است و در زمان ما نيز قابل اجرا است. اما نحوة برخورد با اسيران جنگى كه آن ها را به صورت عبد و كنير بفروشند يا زندانى كنند يا آزاد نمايند. يا با اسرا مبادله كنند، به تشخيص حاكم اسلامى است. در زمان ما چون برده داري، مستهجن و ورد تمسخر دنيا است، گرچه به نحو بدتر و زشت ترى توسط كشورهاى استعمارگر رواج دارد، حاكم اسلامى (فقيه) برده دارى را به مصلحت نمى داند و اين از اختيارات حاكم است، همان طورى كه در زمان پيامبر از اختيارات آن حضرت بود.وانگهي اينگونه مسايل در حقيقت مقابله به مثل است. اگر طرف هاى درگير اسيران را آزاد و يا زندانى كنند و به بردگى نكشانند، اسلام هم همين راه را طى خواهد كرد، ولى اگر آن ها زن و مرد اسير را به عنوان برده بگيرند، ما هم چنين مجوّزى پيدا مي‌ كنيم.
کد سوال : 50790
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا زمانى كه كل قرآن در شب قدر بر پيامبر (ص) نازل مي‌ شود، چندان منقلب نميشود، ولى زمانى كه در روز مبعث، يك سوره بر پيامبر (ص) نازل مي‌ شود، آن چنان منقلب مي‌شود؟
پاسخ : منقلب شدن پيامبر در شب قدر بود كه به تعبير مرحوم علامة طباطبايى همة قرآن در شب قدر بر قلب مبارك پيامبر نازل مي‌‌‌ شد.1[1] كه مقصود حقيقت و جوهرة قرآن منهاى الفاظ و مفاهيم تكرارى بود. قرآن يك نزول دفعى دارد و يك نزول تدريجي. نزول دفعى ، نزول مفهوم و حقيقت قرآن بود و نزول تدريجى در طى 23 سال در شب بعثت آمدن جبرئيل امين همراه با وحى الهى و خواندن آيات سورة علق بود. كه موجب انقلاب روحى پيامبر شد. آن بزرگوار زياد يا كم در تمامى زمان هايى كه وحي نازل مي‌‌ شد ، براى حضرت ايجاد مي‌‌ شد، منتهى در روز بعثت، حالت اضطراب و خستگي فوق العاده، محسوس ترو بيش تر بود، زيرا پيامبر گرامى براى اولين بار با فرشتة امين الهى روبرو شده بود. اين اضطراب تا حدي طبيعى است و منافاتى با يقين و اطمينان او به درستى آنچه به او ابلاغ شده ندارد، زيرا روح هر اندازه توانا باشد و بادستگاه غيب و عوالم روحانى بستگى داشته باشد، باز در آغاز كار، وقتى با جبرئيل ايمن كه تا حال با او رو برو نشده است، آن هم در بالاى كوه و به تنهايي، اضطراب و وحشتى به او دست مي‌‌ دهد. بعداً اين اضطراب عادي تر گرديد.[2]بنابراين دليلى نداريم هنگام نزول دفعيِ حقايق قرآني، پيامبر انقلاب حال پيدا نكرده باشد. 1[1] ترجمة تفسير الميزان ، ج 20، ص 763، بنياد علمى و فرهنگي علامه طباطبايي.2[2] آيت الله جعفر سبحاني، فروغ ابديّت ، ج1، ص 218 ـ 229.
کد سوال : 50791
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : فلسفه حمل علم ها در مراسم عزاداري امام حسين(ع) چيست؟ اكثر مردم شهرهاي ايران اين علم ها را مي بوسند و نذر مي كنند تا حاجت هايشان برآورده شود. آيا اين اعتقاد صحيح است و عدم اعتقا د موجب گناه است؟
پاسخ : علم يا علامت به پرچم يا كتل يا وسايلي گفته مي شود كه نشانه و علامت عزاداري حضرت اباعبدالله الحسين(ع) است. شايد برداشتن علم به معناي اين باشد كه چون پرچم امام حسين در كربلا به زمين افتاد، ما آن پرچم را برميداريم و راه حسين(ع) راادامه مي دهيم؟ برداشتن علم يا بوسيدن و احترام به آن جنبة سمبوليك دارد و هدف عاشقان اهل بيت از اين كار تبعيت از راه رسم و پيمودن مسير حسين(ع) است و نذر و خيرات و مبراتي كه مي كنند، براي عزاداران حسين(ع) انجام مي دهند، چون در روايت آمده است: هر كس براي عزاداري امام حسين انفاق كند و درهم و ديناري خرج كند، خداوند هفتاد برابر در دنيا و آخرت به او بركت مي دهد و گناهانش آمرزيده مي شود.(1)عشق به حسين(ع) عشق به همة خوبي ها است. گرية براي شهيد و عزاداري براي او، همرنگ و همصدا شدن با او است.البته هدف از عزاداري امام حسين(ع) زنده شدن نام و ياد و مرام حسين(ع) در ذهن و زندگي ما است و پيمودن راه او از اهداف عزاداري است. در عزاداري نبايد از آثار و نتايج آن بي بهره بود و از اهداف بي نصيب ماند. نبايد عزاداري فقط جنبة عادي و شكلي داشته باشد، بلكه عزادار امام حسين(ع) بايد احساس كند كه با حسين(ع) در يك اردوگاه قرار دارد و احساس كند در ركاب او قدم مي زند. در عزاداري بايد از خرافات و افراط و تفريط ها دوري كرد.اگر نذر مي كند، بايد براساس صحيح فقهي و شرعي باشد و اگر پولي خرج مي كند، بايد در راه صحيح مصرف شود. نذر كردن براي علم صحيح نيست اما بوسيدن آن اشكالي ندارد و روا شدن حاجات به دست خدا است و عدم اعتقاد به اين ها گناه محسوب نمي شود.پي نوشت ها :1 - مجمع البحرين ، مادة عشر.
کد سوال : 50792
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ريشة اصلى اختلاف ميان اهل تسنن و تشيّع چيست؟
پاسخ : ريشة اصلى اختلاف بين شيعه و سنى به منصب هاى پيامبر اسلام (ص) بعد از رحلتش مربوط است. توضيح اين كه : پيامبر اسلام(ص) در دورة بعثت خويش چهار منصب و مسئوليت از سوى خداون سبحان را بر دوش مي‌ كشيد:4 - مسئوليت و منصب اجرا و تنفيذ احكام الهي يا مقام امامت و زعامت سياسي - مذهبي مسلمانان.بعد از رحلت پيامبر، به موجب اين كه حضرت خاتم انبيا است، دو منصب "دريافت و ابلاغ وحي" منتفي است؛ يعني ديگر دريچة وحي تشريعي مفتوح نيست تا كسي عهده دار آن شود، يا آن را به مردم ابلاغ كند. اما دو منصب بعدي، يعني تفسير وحي و مقام امامت، آيا كسي از سوي خداوند بزرگ عهده دار اين دو است؟شيعه مي گويد: به دليلي كه فلسفة بعثت توجيه مي شود، بايد براي اين دو منصب، گزينش الهي در بين باشد، و هست و آن امام علي (ع) و يازده فرزند معصومش است، ولي اهل سنت مي گويند: بعد از رحلت پيامبر انتصاب الهي در بين نيست.(2)پي نوشت ها :1 - همان، ص 115.2 - براي اطلاع بيشتر ر.ك: راهنماشناسي، مصباح، ص 396 - 411.
کد سوال : 50793
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در خصوص تاريخ شكل گيرى تعزيه خوانى و شبيه خوانى توضيح دهيد.
پاسخ : "شبيه خواني" يا به اصطلاح عامه " تعزيه خواني" ، عبارت است از : مجسّم كردن و نمايش دادن شهادت جانسوز سرور شهيدان ، حسين بن علي(ع) و ياران فداكارش و يا يكى از حوادث مربوط به واقعة كربلا. اما اين كه از چه تاريخى در ايران مرسوم شد، برخى سابقة آن را در ايران به زمان حكومت صفويه، و برخى به حكومت زنديه و برخى به قاجار رسانده اند. "تعزيه به احتمال قوى به صورت هيأت فعلى خويش در پايان عصر صفوى پديد آمد و از همة سنت هاى كهن نقّالى و روضه خوانى و فضائل و مناقب خوانى و موسيقى مدد گرفت و تشكيلاتي محكم براى خود ترتيب داد و كارگردانان ورزيده ارادة آن را در دست گرفتند".[1]"شبيه خوانى و تعزيه در عصر صفويه هنوز در ايران مرسوم نشده بود... برپايى نمايش تعزيه ظاهراً از زمان پادشاهى كريم خان زند در ايران معمول شده است... اين نوع عزاداري كه بيشتر جنبة عاميانه داشته و رواج آن در شهر هاى كوچك و قُرا و قصبات ايران بيشتر از شهر هاى بزرگ بوه است ... صورت سادة آن (شبيه سازى ) كه عنوانى نداشته ، در عهد صفويه معمول بوده و بعد از سلسلة صفويه به صورت نمايش مذهبى روى صحنه آمده است".[2] "شبيه خوانى ناطق ظاهراً در دورة ناصر الدين شاه رونقى به سزا يافت و شبيه خوان هاي زبردستى پيدا شدند . ظاهر آن كه مشاهدات شاه در سفرهاى خود او تئاترهاى اروپا در پيشرفت كار تعزيه و شبيه خوانى بى تأثير نبوده است".پي نوشت ها :1 - فصلنامة هنر، ش 2، نقل از فرهنگ عاشورا، جواد محدثي ، ص 15 و 116.2 - همان، ص 116.