• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 50774
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كسى كه تصادف مي‌ كند و از دنيا مي‌ رود، اين طور سوانح و حوادث با نظام اسباب و مسبّبات و سنن الهى و قضا و قدر و قدرت و مشيّت خداوند چه رابطه اى دارد؛ يعنى آيا تضادف نكردن دست خود او است يا حكمت الهى چنين اقتضا مي‌‌ كند؟
پاسخ : هر حادثه اى اعم از بزرگ يا كوچك كه در عالم اتفاق مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ افتد، از تحت قدرت و مشيّت و ارادة الهى خارج نيست، اما اين بدان معنا نيست كه انسان هيچ نقشى در آفرينش اين گونه حوادث نداشته باشد. دنيا و كلاً عالم هستى پر از قانون و به تعبير ديگر پر از سنّت است. سنت هاى الهى يعنى قوانين الهى و اين قوانين را خدا آفريده و جعل كرده است، مثلاً نمك را علّت شورى قرار داده يا كارد را آلت برّندگي قرار داده يا برخورد چيزى با استخان را باعث شكستگى قرار داده يا درس خواندن را عامل موفقيت قرار داده و همين طور هر چه فرض كنيد، اين چنين است، مثلاً اگر كسي خود را حلق آويز كند يا از بالاى ساختمان چند طبقه پرت كند، باعث مرگ او مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ شود، با اين كه سبب و علت به دست خود او بوده، اما از ارادة الهى خارج نيست، چون خدا اين قانون را قرار داده و تصميم شخص از ارادة خدا بيرون نيست: " و ما تشاؤون إلاّ أن يشاءالله؛اراده و خواست انسان در طول ارادة خدا است". البته كارهاى خلافى كه انسان انجام مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ دهد، گرچه در طول ارادة تكوينى خدا است، ولى در طول ارادة تشريعى خدا نيست؛ به اين معنا كه : آدم كه دروغ مي‌‌‌‌ گويد، زبان و قدرت تصميم بر گفتن خوب يا بد را خدا داده (اين ها ارادة تكوينى خدا است) ولى خدا به او گفته: دروغ بگو. خدا نمي‌خواهد كه شخص دروغ بگويد.اگر تصادفى رخ مي‌ دهد و چند نفر كشته مي‌ شوند، علّت و سببى داشته است، مثلاً راننده خوابش برده يا ماشين عيبى داشته است. ماشى كه از اجزا و پيچ و مهره هاى گوناگون تشكيل شده، به تعداد همة آن ها بلكه بيشتر قانون دست به دست هم داده تا ماشين به حركت درآيد. كافى است يك يا چند عدد از آن ها عمل نكند، مثلاً فرمان ماشين قفل كند و ماشين در دره سقوط كند، كه علّت كشته شدن افرا د خواهد شد.در حوادث و سوانحى كه براى انسان ها پيش مي‌ آمد، غير از قوانين مادي، قوانين غيرمادى نيز دخيل است، مثلاً چشم زخم زدن و صلة رحم نكردن و صدقه ندادن و ظلم كردن و نفرين پدر و مادر. عدم آگاهى انسان از علل حوادث باعث بسيارى از حوادث مي‌ شود، مثلاً نمى داند كه فرمان ماشين خراب است يا نمى داند فلان غذا برايش ضرر دارد. ندانستن ها ربطى به خدا ندارد. وقتى كه انسان نداند و بيش از اندازه نمك در غذا بريزد، شور شدن غذا ربطى به خداندارد، ولى اگر به اين واسطهغذا شور شد، اين را خدا خواسته؛ يعنى تحت ارادة تكوينى خدا است: "ما أصاب من مصيبهْْ إلاّ باذن الله؛[1] هيچ مصيبتى رخ نمى دهد مگر به اذن خدا"." و ما اصابكم من مصيبهْْ فبما كسبت ايديكم؛[2] هر مصيبتى كه برايتان رخ دهد، به خاطر اعمالى است كه انجام داده ايد".[1] تغابن (64) آية 11.[2] شورى (42) آية 30.
کد سوال : 50775
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : شهيد مطهرى در كتاب عدل الهى در بحث فوائد شرور گفته : "حقيقت اين است كه جهان تنها به همين جور كه هست، امكان وجود داشته است و هر جزء از اجزاى جهان نيز آفرينش معيّنى دربارة آن امكان داشته است". آ يا خداوند كه قدرت لم يزلى دارد و مطلق است، نمي توانست كار
پاسخ : به مقتضاى حكمت و عدالت وقدرت و علم كه هر كدام از آن ها صفات ذاتى و فعلي خدا است، خداوند هر چه بيافريند، كمال مطلوب است، مثلاً خورشيد را كه آفريده، در مجموع اين نظام مادى بهتر از اين امكان نداشت خلق شود و اگر امكان داشت، خداوند به مقتضاى حكمش بايد بهتر مي‌‌‌‌ آفريد. علما و فلاسفه معتقدند كه عالم بر نظام احسن آفريده شده است. بنابراين فرمايش شهيد مطهرى صحيح است. اين كه گفته ايد: آيا به صورت بهتر نمى شد خلق شود، در جواب عرض مي‌‌ كنيم و طبق اين نظريه كه جهان بر نظام احسن آفريده شده، بهتر از اين امكان نداشت وگرنه خداوندى كه جود و علم و رحمانيت و بخشندگى دارد، اگر بهتر امكان داشت، همان را مي‌‌ آفريد.وقتى جهان را جمعاً مورد نظر قرار دهيم، ناچاريم بپذيريم در نظام كلّ و در توازن عمومي، وجود پستي‌ها و بلندى ها ، فراز و نشيب ها ، همواري ها و ناهموارى ها ، تاريكى ها و روشنايى ها ، رنجها و لذّت ها ، موفّقيّت ها و ناكامى ها همه لازم است.اگر اختلاف و تفاوت وجود نداشته باشد، از كثرت و تنوع خبرى نخواهد بود و موجودات گوناگون وجود نخواهد داشت و ديگر مجموعه و نظام مفهومي ندارد، مثلاً اگر درخت سيب در چهار فصل هميشه سيب بدهد و غير از سيب، گلابى و آلو و زردآلو داشته باشد و هر چه كمال است، در درخت سيب فرض كنيم، ديگر درخت هاى ديگر لزومى نخواهد داشت و معنا و مفهومى پيدا نخواهد كرد، يا انسان در عين اين كه انسان است، بال و پر هم داشت و هر چه كمال است براى آن فرض كنيم، ديگر تكثراتى كه لازمة عالم ماده است، وجود نخواهد داشت. عالم ماده عالم تكثر و تضاد و اختلاف است.
کد سوال : 50776
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چند سالى است گرفتار عشق سوزان پسرى هستم. به گونه اى خورد و خوراك و راحتى را از من گرفته است . و مانند يك تكه يخ دارم، روز به روز آب مى شوم. هم به درس و هم به او عاشق و علاقه مندم، اما عشق به او بيشتر است. چندين بار به خاطر او تصميم گرفتم خودكشى كنم، ولي
پاسخ : از اين كه ما را محرم راز خود قرار داده و با ما مكاتبه نموده ايد سپاسگزاريم.قبل از ارائة راهكار ها بايد به اين نكته توجه داشت كه تعديل تمايلات نفسانى و رام كردن غرايز يكى از پايه‌هاي اصلى تمدن وشرط اساسى كاميابى و تأمين سعادت انسانى است. كسى كه مى خواهد انساني زندگى كند و در پرتو تعاليم آسمانى به كمال واقعى نايل شود، بايد تمايلات غريزى و خواهش هاى نفسانى خود را محدود كرده و از افراط و تند روى بازش دارد، چون پيروى بي قيد وشرط از هواى نفس موجب سقوط و انحطاط انسانيت است. امام صادق(ع) مى فرمايد: "لا تدع النفس و هواها فانّ هواها رداها، نفس خويش را با خواهش هاي گوناگون آزاد مگذار ؛ زيرا همان تمايلات آزاد باعث سقوط خواهد شد".[1] دانشمندان براى جنگيدن با تمايلات نفسانى و عديل آن عوامل گوناگونى ذكر كردند كه به برخى اشاره مي‌شود:1-عقل؛ عقل بر اساس محاسبة صحيح، آزادى انسان را محدود كرده و در مسير زندگى راه را از بي‌راهه تشخيص داده و انسان را به طريق كمال و سعادت راهنمايى مى كند.2-علم و دانش؛ علم همانند مشعل فروزانى است كه راه تاريك زندگى را روشن كرده و آدمى را در پيچ و خم هاى زندگى حفظ مى كند.امام علي(ع) مى فرمايد : "كُلّما زاد علم الرّجل زاد عنايته بنفسه و بذل فى رياضتها و صلاحها جهده؛ به هر نسبت كه علم انسان زياد مي‌شود به همان اندازه توجه خود را به نفس خويش افزون مى كند و براى نيل به سعادت، سعى خود را به كار مي اندازد".[2] 3-تربيت؛ كسانى كه از كودكى تحت مراقبت مربّيات لايق قرار مى گيرند و از اوّل بر مبناى پاكى و درستى پرورش مى يابند، در بزرگسالى به مقدار قابل ملاحظه اى بر تمايلات و هواهاى نفسانى خويش حاكم مي‌شود.4- حضرت علي(ع) مى فرمايد: " من كلّف بالأدب قلّت مساوي؛ كسى كه به ادب آموزى به خوبى و احسن الوجه تربيت شود بد كاريش كم خواهد بود".[3] بنابراين آيين مقدس اسلام براي رام كردن نفس و تعديد آن ، علاوه بر عقل و علم و تربيت، شرم و حياء اجتماعي، نظارت ملّى "امر به معروف و نهى از منكر" قوانين كيفرى و زنده كردن احساسات مذهبى را نيز مؤثر مى داند و از ميان همة اسلام احياى احساسات دينى را بيش از همه مؤثر مى داند.به تعبير ديگر، اسلام براي تعديل اميال تنها به عقل و علم و منطق قناعت نمى كند، بلكه از احساسات و عواطف ايمانى كه ريشه در نهاد و سرشت انسانى دارد نيز استفاده مى نمايد.[4]با توجّه به مطالب فوق، راه كارهاى زير براى رهايى از اين بليّه خطرناك پيشنهاد مي‌شود:1-تعقّل و انديشيدن در اطراف موضوع مورد نظر. بايد ديد نفعش به حال شما بيشتر است يا ضررش ، هر كدام بيشتر شد جانب آن را گرفته و طرف ديگر را رها كنيد. ناگفته پيداست كه ضررش قابل مقايسه با نفعش نيست؛ زيرا:اوّلاً : اصل ارتباط دختر با پسر نامحرم و عشق و علاقه به او از نظر شرعى حرام است و كيفر اخروى در پى دارد.ثانياً: به حيثيت و آبروى شما و خانوادة محترمتان لطمة غير قابل جبرانى وارد مى كند و ديگر كسى رغبت به خواستگارى از شما راپيدا نمى كند.ثالثاً: موجب پستى و حقارت و ذلت شما مي‌شود. قدرى بينديشيد كه او چه دارد كه شما نداريد.چرا بايد آن قدر عشق او را در دل جاى دهيد كه گاهى هوس خودكشى را بر سر بپرورانيد. در صورتى كه به گفتة شما ازدختران ديگرى نيز لذّت مى برد و آن ها را هم مثل شما گرفتار كرده است يقين بدانيد او شما را نمي‌خواهد و با شما ازدواج نخواهد كرد، هدفى جز فريب و هتك حيثيت شما را ندارد.اگر راست مى گويد: حداقل در مدت چند سال يك بار به خواستگارى شما مى آمد، شما شخصيت داريد اين قدر خود را خوار نكنيد.رابعاً: شما را از تحصيل و كسب و كمالات باز مى دارد و ممكن است مصداق آية شريفة " خسرالدنيا و الأخره ذالك هو الخسران المبين"[5]شويد.خامساً : ناراحتى جسمى و روحي براى شما ايجاد مى كند، همان طور كه خود اعتراف كرديد كه مثل يك تكه يخ داريد آب مي‌شويد.2-كارشناسان مى گويند بهترين سن ازدواج براى دختران بيست الى بيست و سه سال است، شما هنوز به بهترين سن ازدواج نرسيديد. درس بخوانيد، كمال پيدا كنيد. انشاءالله بهتر از او نصيب شما خواهد شد.3-براى نجات و خروج از گرفتاري مورد نظر، حتماً قرائت قرآن ، خواندن دعا، انجام فرايص دينى و ترك محرمات را در دستور كار خود قرار دهيد.4-و بالأخره توسّل به مقربان درگاه حق خصوصاً حضرت زهرا و حضرت زينب سلام الله عليها ، بسيار مؤثر است.5-توجه : اگر از نظر علمى " آزمايشى " منعى در كار نباشد ازدواج فاميلى اشكالى ندارد.6-درصورت امكان مى توانيد با مسئول محترم واحد به صورت تلفنى با شماره تلفن 7743183 مشكل خود را بيان نماييد.1[1] كليني، اصول كافي، ج 2، ص 336(چاپ بيروت) حديث 4، كتاب الأيمان و الكفر، باب اتباع الهوي.1[2] محدث نوري، مستدرك الوسائل، ج 2، ص 310 ، به نقل از محمد تقى فلسفي، جوان، ج 1، ص 367.1[3] غررالحكم ، ج 5، ص 263.1[4] محمد تقى فلسفي، جوان ، ج 1، ص 372 - 373.1[5] حج (22)آيه 11.
کد سوال : 50777
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا پوشيدن چانه براى خواهران در نماز واجب است؟
پاسخ : در مورد مقدار پوشش لازم براى زن در نماز ، مراجع معظم تقليد مى فرمايند: زن بايد تمام بدن را بپوشاند، ولى پوشاندن صورت به اندازه اى كه در وضو شسته مى شود و پوشاندن دست ها و پاها تا مچ لازم نيست.[14]2[14] آيت الله بهجت، توضيح المسايل، مسئلة 662.
کد سوال : 50778
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر در حق شخصي، خطايى را مرتكب شده باشيم، با چه لفظى مى توان براى وى استغفار نمود؟ اگر آن فرد ما را ببخشد، خدا ما را خواهد بخشيد؟
پاسخ : خطا ، تضييع حق باشد يا حال و يا آبروى كسى ، بايد از وي رضايت وحلاليت طلبيد. اگر مي‌داند يا احتمال قوى مى دهد وى رضايت نمى دهد، يا دسترسى به او ندارد، به هر زبان و لفظى شد، در حق خود و او دعا كند و از خدا بخواهد او را بيامرزد و از خطايش درگذرد و آن شخص را مشمول لطف ورحمت خويش قرار دهد، چنان كه در دعاى روز دوشنبه ـ از دعاهاى ايام هفته ـ مى خوانيم ... واسئلك فى مظالم عبادك عندي، فأيُّما عبدٍ من عبيدك أو أمهٍْْ مِن إمائك ، كانت له قبلى مظلمهٌْْ ظلمتُها إيّاه فى نفسه أو فى عرضه أو فى ماله او فى أهله و ولده أو غيبهٌْْ بما أو تحاملٌ عليه أو ... آن تصلّى على محمد و آل محمد و أن ترضيه عنّى ما شئت و تهب لى مِن عندك رحمهًْْ ... .به مفاتيح الجنان با ترجمه ـ حاج شيخ عباس قمى رحمهْْ الله عليه ـ دعاي روزهاى هفته مراجعه شود.
کد سوال : 50779
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا از كلام قران : " ما شما را جفت جفت و از زن و مرد آفريديم" مى توان استفاده كرد كه همة افراد بالاخره ازدواج خواهند كرد؟ لطفاً آيه را توضيح دهيد؟
پاسخ : آيه اى كه ترجمة دقيق آن عبارت مذكور باشد نداريم؛ شايد منظور آية 45 سورة نجم و 39 سورة قيامت باشد.هر يك از دو آية مزبور با توجه به آيات پيشين به چند نكته دلالت دارند:1ـ توحيد واين كه انتهاى همة امور به ربوبيت و تدبير پروردگار است.2ـ مرگ و حيات در دست قدرت نامحدود خداوندى است و زنده شدن مردگان و وقوع قيامت امرى طبيعى و ممكن است.3ـ به نظام جنسيت در جهان بشريت اشاره دارد. آية مورد نظر اشارة لطيفى به دو موضوع دارد:الف) همواره يك تعادل نسبى (نه مطلق) در ميان دو جنس زن و مرد در همة جوامع وجود دارد.گرچه گفته مى شود: در غالب جوامع تعداد زنان اندكى بيشتر است و به ندرت در برخى جوامع تعداد مردان كمى زيادتر است ، ولى روى هم رفته يك تعادل نسبى ميان اين دو جنس وجود دارد.ب) منشأ پيدايش جنسيت متفاوت چيست و از عاملى كه باعث مى شود جنين مذكر يا مؤنث گردد، بحث مى كند و با بيان لطيفى مى گويد: اگر چه انسان آگاهى و اطلاعاتى در اين زمينه كسب مى كند، امّا انسان هرگز قادر نيست به طور يقين عامل تعيين كنندة جنسيت را بيان كند، بلكه علمش نزد خداوند است.[13]2[13] جمعى از نويسندگان ، تفسير نمونه ، ج 25، ص 322.
کد سوال : 50780
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با رعايت شرايط استجابت دعا، در شب قدر، در هنگام نماز و راز و نياز و با اشك چشم و نذر و توسل از خدا خواسته ام مشكل ازدواجم را حل كند، ولى مستجاب نشد. همة درها را به روى خود بسته مى بينم و نگران و نا اميد از آيندة خويش هستم. خواهش مى كنم مرا راهنمايى كنيدو
پاسخ : سؤال چهار و پنج و شش اگر چه به صورت ظاهر، تفاوت دارند، ليكن هر سه يك هدف را تعقيب مى كنند و آن مسئلة ازدواج و علت عدم استجابت دعا براى امر ازدواج است.نوشته ايد با اين كه در شب قدر و غير آن و در هنگام نماز و راز و نياز و مناجات با خدا، با چشم هاى پر از اشك دعا كرده و به امامان (ع) توسل جسته اى و نذر نموده اي، بى تأثير بوده است.سرانجام نوشته اي: همة درها را به رويم بسته مى بينم و اميدم به آينده اي بهتر كاهش يافته است و ... در پاسخ اين سؤال ، مطالب عرض شده در سؤال هاى چهار و پنج با دقت مطالعه شود. مضافاً بر آن به سه نكته زير توجه نماييد: اوّل : دختران، گل هاى محفل خانواده و ميوه هاى زيبا و معطر زندگى اند كه همانند گل ها و ميوه هاى درختان طبيعت، هم زمان و با هم نمى رسند و غنچه هايشان خندان نمى گردند، بلكه برخى زودتر و بعضى ديرتر مى رسند يا شكوفه مى كنند.دير رسيدن ميوه اى دليل بر نامرغوب بودن آن نيست، چنان كه زود رسيدن دليل بر مرغوبيت آن نمى باشد. پس پيشه ساز و بر اعصاب و روان خويش مسلط باش و تدبيرى كه در پاسخ سؤال پيش بيان گشت، با توكل و توسل و دعا با شرايط همراه ساز . انشاءالله نتيجه خواهى گرفت.نكتة دوم: خداوند نظام هستى را بر پاية حكمت آفريد و فرمان خود را تحت عنوان اوامر و نواهي، بر اساس مصالح و مفاسد قرار دارد. با توجه به اين اصل، هر چيزى را كه آفريد، حكمتى در كار بود هر فرمانى صادر كرد. مصلحتى در بين است. گاهى انسان از راز آفرينش برخى موجودات آگاه مى گردد و در بسيارى از امور به عللى بى اطلاع از آن است.گاهى آدمى چيزى را به منفعت و مصلحت خويش تشخيص مى دهد، در حالى كه چنين نيست و گاهى چيزى را بد و شرّ مى پندارد، حال آن كه روزنة رحمت الهى از همان جا به رويش گشوده مى گردد.قرآن مى فرمايد: " چه بسا چيزى را خوش نداشته باشيد، حال آن كه خير شما در آن است و يا چيزى را دوست داشته باشيد، حال آن كه شرّ شما در آن است و خدا مى داند و شما نمى دانيد".[10]بنابراين ممكن است دعاى شما اجابت شده باشد، اما خير و صلاح شما در تأخير آن باشد. اميرالمؤمنين (ع) مى فرمايد: "خداوند سرنوشت انسان و جريان امور هستى را بر اساس آن چيزى كه مقتضاى حكمتش است ، تقدير و تنظيم مى نمايد، نه بر پايه اى كه انسان دوست دارد و خوشحال مى گردد."[11]نكتة سوّم : در نامه ات نوشته اى : غير از توكل و تقوا و پاكدامني، خواهران چه وظيفه اى دارند، انسانى كه به خدا تكيه نمودهو به او اعتماد كرده و مى داند اگر راه تقوا و پاكدامنى را پيشة خويش سازد، خداوند پشتيبان او است و جز خير صلاحِ او را تقدير نمى كند، چگونه همة درها را به روى خود بسته مي بيند؟ چگونه دچار يأس و ناميدى مى شود، در حالى كه قرآن مى گويد: " از رحمت خدا مأيوس نشويد، كه تنها كافران از رحمت خدا مأيوس مى شوند."[12]خواهر ! بدان كه با وجود توكل و تقوا هر وضعيت و سرنوشت شيرين يا تلخى براي انسان پيش آيد، قطعاً خير و صلاحش در همان است.2[10] بقره (2) آيه 216.2[11] غررالحكم، ج 2، ص 500.2[12] يوسف (12) آيه 87.
کد سوال : 50781
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا دعاهايى كه در شب قدر مى خوانيم، به استجابت خواهد رسيد؟ آيا دعاها در سرنوشت ما مؤثر است؟
پاسخ : مقدمه:خداوند در قرآن مى فرمايد: "و إذا سئلك عبادى عنّى فإنّى قريب؛[4] پيامبر! هنگامى كه بندگانم از تو دربارة من سؤال كنند، (به آنان ) بگو من نزديكم؛ نزديك تر از آنان به خودشان و نزديك تر از شريان گردن ها شان".[5]سپس مى فرمايد: "من دعاى دعا كننده را به هنگامى كه مرا مى خواند، اجابت مى كنم. بنابراين بندگان من بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان آورند."مفهوم دعادعا به معنى " خواستن و درخواست نمودن" است. يكى از عواملى كه انسان را در مسير دعا و درخواست سوق مى دهد، "احساس نياز و نيازمندي" است. انسان وقتى گرسنگي با تشنگى را احساس كرد، به سمت غذاو آب حركت مى كند. هر اندازه اين احساس و دريافت درونى شديدتر باشد، تحرك و تلاش براي دست يابى به آن افزون تر و انگيزه اش قوى تر مى گردد.منشأ پيدايش احساس نياز، "معرفت و شناخت" است.از سويى مى دانيم شناخت صحيح و مطابق با واقع، آدمى را در مسير هدف و مقصد قرار مى دهد، ولى شناخت نادرست و تخيّلى او را بر اسب آرزوها و اوهام و تخيّلات سوار مى كند.استجابت دعا در شب قدر يا در غير آن شرايط و آدابى دارد. امام صادق (ع) مي فرمايد: آداب دعا را مراعات كن و توجه كن چه كسى را مى خوانى و چگونه مى خوانى و براى چه مى خوانى و عظمت و كبريائيت خدا را تصديق نما و يقين داشته باش بر آن چه درون تو مى گذرد و آن چه از حق و باطل در ضمير تو نهفته است، آگاه است و راه هاي نجات و هلاكتت را بشناس. مبادا چيزى را از خدا بخواهى كه مى پندارى ماية نجات تو است، در حالى كه باعث هلاكت و نابودى ات مى شود، زيرا خدا مى فرمايد: "انسان در طلب و درخواست نيكى ها، شر و بدى را طلب مى كند و انسان بسيار عجول است". پس تفكر كن چه مى خواهى و براي چه مى خواهي.دعا اين است كه تمام وجودت اجابت پروردگار باشد. دلت در راه ديدن او آب شود و اختيار از كف دهى و به طور كلى ظاهر و باطن امور را به خدا تسليم كني.پس اگر شرايط و آداب دعا را به جا نياوردي، انتظار اجابت نداشته باش، زيرا خدا به اندرون ما و پنهانى ترين اشيا آگاه است.چه بسا خدا را به چيزى خوانده اى كه او خلافش را در تو مى داند. بدان كه اگر خدا به ما دستور دعا كردن نداده بود و ما مخلصانه دعا مى كرديم. با رحمت خود دعاى ما را مستجاب مى كرد. آيا مى توان گفت: اكنون كه اجابت دعا را براى كسانى كه با شرايط، دعا مى كنند، ضمانت كرده، اجابت نمى كند؟سپس حضرت اضافه مى كند: اگر شرايطى را كه برايت گفتم، فراهم كردى و مخلصانة دعا خواندي، مژده مى دهم تو را به يكى از اين سه هديه: 1ـ يا به زودى آن چه را از خدا خواستى ، به تو مى دهد.2ـ يا براى آخرت تو بيشتر از آن چه خواستي، ذخير مى كند.3ـ و يا بلايى را از تو بر مى گرداند و دور مى سازد كه اگر مى رسيد، تو راهلاك مى كرد.[6]بايد توجه داشت به مضمون آية "أمّن يجيب المظطرّ إذا دعاه و يكشف السوء ".[7] دعا به هنگام اضطرار و عقيم ماندن تمام تدبيرها و تلاش و كوشش ها انجام مى گيرد، نه اين كه انسان بنشيند و پيوسته دعا كندو منتظر باشد از طريق دعا همة مشكلاتش برطرف گردد.به بيان ديگر: دعا يك نوع خود آگاهى و بيدارى دل و انديشه و پيوند باطنى با مبدأ همة نيكى ها و قدرت ها براى فراهم شدن اسباب و عواملى است كه از دائرة قدرت انسان بيرون است. پس انسان بايد با تدبير و تلاش خويش به دنبال هدف حركت كند و از خدا امداد و كمك طلب نمايد. لذا عارفان بيدار دل با عنايت به پنج اصل دست به دعا بر مى دارند:1ـ اگر در اوج قدرت و توانايى همانند سليمان پيامبر (ص) هم باشند، خود را موجودى مضطر و فقيرى ناچيزى مى بينند، چون خود را مالك حقيقى هيچ چيزى حتى نفس خويش نمى دانند و در هيچ زمينه اى احساس استغنا و استقلال نمى كنند و با بيان " هذا من فضل ربّي"[8] ، خود را در فقر مطلق مى بينند.2ـ به قدرت و منزلت كسى كه قضاى حاجت خويش را از او طلب مى كنند، واقف و آگاه هستند.3ـ آداب و شرايط و مقدمات و مقوّمات برآورده شدن حاجات و خواسته هاى شان را فراهم مى سازند.4ـ آسيب ها و آفت هاى مانع اجابت را برطرف ساخته يا ابزار و وسيلة لازم آن را فراهم مى سازند.5ـ به ظرفيت و توان و استعداد هاى ذاتى و اكتسابى خويش توجه دارند و مطلوب خويش را با آن هماهنگ مى سازند.آيا دعا در سرنوشت انسان تأثير دارد:خداوند سرنوشت انسان را بر اساس رفتار و گفتار و نيّات او تقدير مى نمايد. به بيان ديگر: سرنوشت انسان تحت تأثير دو دسته عوامل مادى و معنوى تقدير و تنظيم مي گردد: يكى از عوامل معنوى مؤثر در سرنوشتانسان دعا است. امام صادق (ع) مى فرمايد: "دعا سرنوشت و قضا را بر مى گرداند حتى اگر در مرحلة حتميت و قطعيت قرار گرفته باشد".[9]2[4] بقره (2) آيه 186.2[5] و نحن اقرب اليه من حبل الوريد، ق (50) آية 16.2[6] مصباح الشريعه، ص 132، باب 62 ، به نقل از كتاب اخلاق ، سيد عبدالله شبر، ترجمه محمد رضا جباران، ص 104.2[7] نمل (27) آية 62.2[8] نمل (27) آيه 40.2[9] محمد تقى مجلسي، بحارالانوار، ج 90، ص 295.
کد سوال : 50782
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا براى نيت و تكبيرهْْ الاحرام در نماز هاى واجب ابتدا بايد دست ها را بالا آورد و پس از آن نيت و تكبير گفت يا ابتدا نيت كرد، سپس دست ها را بالا آورد و تكبير گفت؟
پاسخ : فقها و مراجع عظام تقليد مى فرمايند: مستحب است نمازگزار هنگام گفتن تكبيرهْْ الاحرام و تكبيرهاى ديگر در نماز هاى واجب يا مستحب دست ها را تا برابر گوش يا برابر صورت يا گونه ها و يا مقابل پايين گردن بالا ببرد و نبايد دست ها را از مقابل گوش ها و سر بالاتر ببرد. از اين كه دست ها را موقعى بالا ببرد كه تكبير را مى خواهد شروع كند يا موقعى كه تكبير تمام مى شود، فرق نمى كند و هر دو صورت جايز است".[3] نيت نماز را مى تواند پيش از حركت دست ها يا هم زمان انجام دهد.2[3] عروهْْ الوثقى ، مسئلة 1458؛ توضيح المسايل آيت الله بهجت، مسئلة 804.
کد سوال : 50783
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا در ذكر سجدة واحب قرآن مى توان ذكر سجدة نماز (سبحان ربى الأعليبحمده) را گفت؟ آيا يك سجده كافى است يا لازم است دو سجده انجام گيرد؟
پاسخ : بعد از شنيدن يا تلاوت آيه اى كه سجدة واجب دارد، گذاشتن پيشانى به قصد سجده بر چيزى كه سجده بر آنصحيح است ، كافى است و به نظر اكثر فقها گفتن ذكر واجب نيست. البته برخي علما فرموده اند: احتياط واجب آن است كه در سجدة واجب قرآن، ذكرى كه مشتمل بر حمد يا تسبيح خداوند باشد، گفته شود. بنابراين گفتن "سبحان ربى الأعلى و بحمده" كافى است، اگر چه بهتر است گفته شود: "لا إله إلاّالله حقّاً حقّاً ، لا إله إلاّ الله إيماناً و تصديقاً ، لا إله إلاّ الله عبوديّهْْ ً و رقّاً ، سجدتُ لك يا ربّ تعبّداً و رقّاً لا مستنكفاً و لا مستكبراً ، بل أنا عبدٌ ذليلٌ خائفٌ مستجيرٌ".يك سجده كافى است مگر اين كه بيش از يك بار آية مخصوص سجده را خوانده يا گوش داده باشد يا يك بار خودش خوانده و بار ديگر، فردى خوانده و او گوش كرده باشد.