کد سوال : 50684
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از ديدگاه قرآن، همسر انسان (زن يا مرد) چگونه بايد باشد، لطفاً واضح شرح دهيد؟
پاسخ : قرآن تمامى معيارها و ملاكهاى انتخاب همسر را بيان نكرده است، بلكه حكم قرآن مجيد در اين مورد كلى مىباشد، ليكن در كتابها و احاديث ائمه اطهار(ع) به ملاكها و صفات ارزندهاى اشاره شده است كه ما هم به طور خلاصه آنها را بيان مىكنيم: 1 - معيار اساس بر انتخاب همسر؛ تدين است، زيرا آدم متدين داراى عفت، حجاب، نجابت و حيا مىباشد. 2 - داراى اخلاق نيك باشد، يعنى همسر انسان خوش زبان، خوش خلق، حقپذير، متواضع، راستگو، باوقار، بردبار، با محبت، با گذشت، مؤدّب، شجاع، وفادار و قانع باشد كه اينها از نشانههاى بارز اخلاق پسنديده است. 3 - داراى شرافت خانوادگى باشد يعنى در انتخاب همسر معقول نيست. كسى بگويد: من مىخواهم با خود اين فرد ازدواج كنم و كارى به خانواده و فاميلش ندارم. البته گاهى ممكن هست در خانوادهاى بد، فرزندانى شايسته و خوب وجود داشته باشد، كه اين امر استثنا است. 4 - برخوردارى از عقل، امام صادق(ع) عقل را چنين معنا مىفرمايد كه: العقل ما عبد الرّحمن و اكتسب به الجنان: "عقل چيزى است كه خداوند رحمان به وسيله آن پرستش و عبادت مىشود و بهشت به وسيله آن به دست مىآيد. 5 - برخوردارى از سلامت جسم و روح. 6 - زيبايى كه يك امتياز محسوب مىشود و در شيرينى و سعادت زندگى زناشويى تأثير به سزايى دارد كه اين به سليقه افراد بستگى دارد. 7 - با سواد بودن.8 - كفؤ همديگر بودن كه عبارت از همتايى، سنخيت و تناسب. همتايى عبارت است اس: 1 - همتايى دين و ايمانى 2 - همتايى فرهنگى و فكرى 3 - همتايى اخلاقى 4 - كفو هم بودن در تحصيلات علمى 5 - همتايى جسمى و جنسى6 - تناسب زيبايى 7 - تناسب سنى 8 - تناسب مالى 9 - تناسب خانوادگى 10 - تناسب سياسى 11 - تناسب اجتماعى 12 - هماهنگى روحى و روانى 13 - همتايى و تناسب در آينده كه بعضى از اينها قابل پيش بينى است كه اين قابل حل است و بعضى نيز غير قابل پيش بينى است. البته در جامعه ما كمتر انسانى پيدا مىشود كه به كلى قابل ازدواج و همسرى نباشد. همه دختران و پسران - الا بعضى از آنان قابليت همسرى را دارند، اما بايد سنجيد كه كدام دختر براى كدام پسر مناسب است". (سؤال) ممكن است كسى بگويد ما در تاريخ صدر اسلام و در زندگى پيشوايان اسلام و اصحاب پيامبر(ص)، مواردى را مشاهده مىكنيم كه ازدواج هايى صورت گرفته كه بعضى از اين معيارها و موارد همتايى كه در اين جا آورده شده، اصلا رعايت نشده است. همانند ازدواج پيامبر(ص) با خديجه (س) كه سنجيت و تناسب سنى و مالى را رعايت نفرمودهاند، زيرا حضرت خديجه (س) خيلى بزرگتر و ثروتمندتر از پيامبر (ص) بودهاند، و همچنين در ازدواج "جيبر" با "ذلفا" رعايت تناسب و هماهنگى در زيبايى و موقعيت خانوادگى و اجتماعى نشده است. يا زيرا ذلفا خيلى زيباتر و موقعيت خانوادگى و اجتماعى اش بالاتر از جويبر بوده است با توجه به اين كه ازدواج به دستور مستقيم پيامبر (ص) انجام گرفت. و حتى بعضى از امامان معصوم(ع) با كنيزان، ازدواج مىكردند و موارد فراوان ديگر كه حتى در زمان خودمان رعايت نشده است. (جواب): اولاً آن چه از ملاكها و معيارهايى كه ما مطرح كرديم، بر مبناى "اكثر و اغلب افراد" است و ممكن است در بسيارى از مسائل مطرح شده، "استثناهايى" وجود داشته باشد، كه هر كدام به جاى خود محفوظند، اما هرگز نبايد بر مبناى "استثناها" قاعدهاى فراگير تأسيس كرد و آن را تعميم داد. ثانياً: توان و ظرفيت وجودى افراد "متفاوت" است و نمىشود تكليف سنگينى را بر دوش همه به طور مساوى قرار داد. آن كه ضعيفتر است، كمر خم مىكند و شايد هم كمرش بشكند. تكاليف سنگين براى انسانهاى نيرومند است، اما براى عموم مردم، بايد توان و ظرفيّت اغلب و اكثر آنان را در نظر گرفت و مسئوليت و قانون را مطابق آن برايشان وضع كرد. ثالثاً: اگر ازدواج هايى مانند ازدواج رسول اكرم (ص) با حضرت خديجه(س)و ازدواج "ذلفا" با "جويبر" نمىتواند نسخه معمولى براى همه مردم باشد. بله در هر زمان و مكانى مانند حضرت خديجهاى(س) و حضرت محمد(ص) پيدا شوند، كفو هم هستند و ازدواجشان سعادت بخش خواهد بود، هر چند از جهت سن و ثروت متفاوت باشند و هر گاه دختر به ايمان و تقواى "ذلفا" يافت شد كه مانند او تسليم امر پيامبر(ص) و يا معصومين (ع) و يا جانشينان آنان بود، و پسرى به خوش قلبى "جويبر" پيدا شد و آن گونه تسليم معصوم (ع) بود. آن دو نفر كفو و همشأن هم هستند، هر چند كه پسر، نازيبا و فقير باشد و دختر زيبا و ثروتمند. البته هيچ كس مانند پيامبر اكرم(ص) و معصومين (ع) نبوده و نيست، ولى - لااقل - بايد شبيه به آنان باشد تا بشود اين گونه ازدواجها را برايش تجويز كرد. به تعبير حضرت على(ع): انكم لا تقدرون على ذلك(1)... شما نمىتوانيد مثل من زندگى كنيد، اما (شبيه من باشيد) و با تقوا و كوشش و عفت و درستكارى مرا يارى كنيد. حتى در جامعه خودمان، دختران فراوانى را سراغ داريم كه با جانبازان عزير ازدواج كرده و با جان و دل به آنان خدمت مىكنند و افتخار هم مىكنند.(2) اينها معيارها و ملاكهاى كلى در اين خصوص است كه شما مىتوانيد با مراجعه به كتاب هايى در خصوص ازدواج آگاهى بيشترى پيدا كنيد و در ازدواج دقت و تأمل بخرج دهيد نه وسواس و سختگيرى، انشاء اللَّه . پاورقى 1 - نهج البلاغه، نامه امام (ع) به عثمان بن حنيف.2 - برداشت اقتباس از كتاب على اكبر مظاهرى، جوانان و انتخاب همسر، ص 160 - 100.
کد سوال : 50685
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر شخصى روزه بگيرد، ولى نماز نخواند، آيا روزهاش قبول است؟
پاسخ : اگر انسانى روزه بگيرد ولى اهل نماز نباشد ،روزه او صحيح است، ولى معلوم نيست كه اين روزه مقبول درگاه احديت واقع شود، چرا كه در روايات زيادى داريم كه كسى كه اهل نماز نباشد، بقيه اعمال نيز ار او پذيرفته نمىشود، براى مثال پيامبر گرامى اسلام مىتواند: اول ما ينظر فى عمل العبد فى يوم القيامة فى صلاته فأن قبلت نظر فى غيرها و ان لم تقبل لم ينظر فى علمه بشئى (1)؛ "نخستين چيزى كه در روز قيامت از عمل بنده نظر مىشود نماز است كه اگر پذيرفته شود در ساير اعمال وى نظر خواهد شد و اگر پذيرفته نگردد در هيچ عمل ديگرى نظر و توجه نشود. پاورقى: 1 - آثار الصادقين، ج 1، ص 14، حديث دوم و بحار الانوار، ج 79 ص 227.
کد سوال : 50686
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : براى اين كه يك زن بهشت همنشين حضرت فاطمه زهرا(س) شود، قبل از ازدواج و بعد از آن چه كارهايى بايد انجام دهد؟
پاسخ : از مهمترين چيز هايى كه انسان را مىتواند به معصومين(ع) خصوصاً حضرت صديقه طاهره زهراى مرضيه(س) نزديك كند، مطالعه و الگوگيرى از زندگانى و سيره آن بزرگوار مىباشد، چرا كه وقتى انسان در زندگانى فاطمه زهرا(س) مطالعه مىكند و زهد و عبادت و ساده زيستى و خدا ترسى آن كريمه را آن هم در سنين نوجوانى و جوانى مىبيند. ناخودآگاه شيفته و مريد آن بزرگوار مىشود سعى مىكند كه از لحاظ رفتارى و گفتارى و اخلاقى خود را به آن بزرگوار نزديك كند، لذا توصيه ما به شما اين است كه جلوههاى رفتارى آن حضرت را در زمان حضورشان در منزل پدرى با پدر بزرگوارشان و همسايگان و مردم و زنان وابسته و در زمان ازدواج و بعد از آن به دقت مطالعه فرموده تا بتوانيد هر چه بيشتر خود را به آن بانوى بزرگوار نزديك كنيد. چرا كه پيامبر (ص) فرمود: ان اللَّه يرضى لرضى الفاطمه، با رضايت فاطمه، رضايت خدا حاصل مىگردد. اميدواريم سيره رفتارى و تربيتى حضرت زهرا(س) الگوى مناسبى براى شما و همه بانوان محترم باشد.
کد سوال : 50687
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا خنده بلند و بيش از حد كه باعث شود از چشم اشك جارى شود، حرام است؟
پاسخ : خنده بلند و بيش از حد شرعاً اشكالى ندارد؛ ولى همان طور كه در سؤال قبل شما جواب داديم، انسان بايد مراعات مسائل اخلاقى را بنمايد. (1) پاورقى: 1 - استفتاى تلفنى از دفتر حضرت آيت اللَّه العظمى فاضل لنكرانى، مورخه 25 ديماه 1380.
کد سوال : 50688
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بلند كردن ناخن حرام است؟
پاسخ : بلند كردن ناخن اشكال شرعى ندارد. ولى در اسلام مسائل اخلاقى و اجتماعى داريم كه اگر اجتماع چيزى را نپسندد، براى انسان محذور اجتماعى پيش مىآيد كه بايد آنها را رعايت كند ولى ناخن بلند گذاشتن براى زنها اشكالى ندارد.
کد سوال : 50689
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منظور از "عصر" در سوره والعصر چيست؟
پاسخ : واژه "به معنى" فشرده است و سپس به وقت عصر اطلاق شده، به خاطر اين كه برنامهها و كارهاى روزانه در آن پيچيده و فشرده مىشود. سپس اين واژه به معناى مطلق زمان و دوران تاريخ بشر و يا بخشى از زمان، مانند عصر ظهور اسلام و قيام پيامبر اكرم(ص) استعمال شده است. (5) در تفسير الميزان آمده است: "در اين كلمه كه به عصر سوگند ياد شده ، از نظر مضمونى كه دو آيه بعد دارد، مناسبتر آن است كه منظور از عرص، عصر ظهور رسول خدا (ص) باشد، كه عصر طلوع اسلام بر افق مجتمع بشرى و ظهور و غلبه حق بر باطل است. چون مضمون دو آيه بعد اين است كه خسران، عالم انسانى را فراگير است و تنها كسانى را فرا نمىگيرد كه از حق پيروى نموده و در برابر آن صبر كنند. اين اقليت عبارتند از كسانى كه به خدا و روز جزا ايمان آورده عمل صالح كنند. بعضى گفتهاند: مراد به "عصر" وقت عصر، يعنى آخر روز است، چون اين وقت وقت دلالت بر تدبير ربوبى دارد كه روز را مىبرد و شب را مىآورد، و قدرت و سلطنت را از خورشيد سلب مىكند. بعضى ديگر گفتهاند: مراد نماز عصر است كه نماز وسطى است، كه از همه نمازهاى يوميّه فضيلت بيشترى دارد. بعضى گفتهاند: مراد شب و روز است، كه اصطلاحاً به آنها "عصران" گفته مىشود، بعضى ديگر گفتهاند: منظور از عصر دهر است، كه در آن عجايبى وجود دارد كه بر قدرت ربوبى دلالت دارد. بعضى ديگر وجوه و تفسيرهاى ديگر ذكر كردهاند. (2) در حديثى از امام صادق (ع) مىخوانيم كه در تفسير آيه "و العصر" فرمود: عصر قيام حضرت مهدى(عج) است".(3) اين وجه در تفسير الميزان نيز آمده است. پاورقىها: 1 - تفسير نمونه، ج 27، ص 293. 2 - ترجمه تفسير الميزان، ج 20، ص 818 - 817. 3 - تفسير نور الثقلين، ج 5، ص 666، حديث 5. نقل از تفسير نمونه، ج 27، ص 294.
کد سوال : 50690
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا آدم را آدم و حوّا را حوّا ناميدهاند؟
پاسخ : در كتاب علل الشرائع آمده است كه امام صادق (ع) فرمود: آدم را آدم ناميدند، زيرا او را از پوسته زمين يعنى از خاك ساخته شده زمين خلق كردند (1) يعنى از خاك روى زمين خلق شده، نه عمق و باطن زمين. در باب چهاردهم همين كتاب آمده است كه امام صادق (ع) فرمود: "حوا را به خاطر اين كه از موجود زنده (آدم) آفريدند، بدين نام ناميدند"(2) قرآن مجيد مىفرمايد: "خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها؛(3) خدايى كه شما را از يك تن يگانه بيافريد و همسر او را از او پديد آورد".پاورقىها: 1 - مرحوم صدوق، علل الشرائع، جزء اول ص 26، باب 10. 2 - همان، جزء اول، ص 28، باب 14. 3 - نساء (4)، آيه 1.
کد سوال : 50691
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از سال 61 به مدت 14 سال كارمند رسمى دولت بودم. در سال 75 باز خريد شدم. با پول آن يك ماشين خريدم و مبلغ 700/1 هزارتومان از سال 75 به عنوان سود سرمايه گذارى از يك شركت خصوصى دريافت نمودم. اين مبلغ را در احداث منزل مسكونى به كار بردم و در سال 77 يك شركت خصو
پاسخ : برادر بزرگوار جناب آقاى اسماعيلى همان طور كه مىدانيم ما در مكتب اسلام و تشيع، احكام و دستورهايى داريم كه بايد به اين احكام جامه عمل بپوشانيم. يكى از دستورها و احكام اسلام در نمار اين است كه انسان در موقع سجده بايد بر چيزهايى همانند مهر سجده كند كه سجده او صحيح و مقبول واقع گردد. و اين به منزله بت ساختن از مهر نمىباشد. در كتاب وسائل الشيعه كه يكى از كتابهاى ارزشمند و مورد اعتماد ما است. مطلبى وجود دارد كه: "لابجوز السجود بالجبهة الا على الارض او ما أنبتت غير مأكول و لا ملبوس، و يشترط طهارته و كونه غير مغضوب؛ سجده به پيشانى جايز نيست مگر اين كه بر زمين يا چيزهايى كه خوراكى و پوشيدنى نبوده و از زمين روييده شود، انجام گيرد". روايات زيادى را نيز مرحوم حرّ عاملى در اين باب مىآورد كه به عنوان نمونه، يك روايت را يادآور مىشويم: امام صادق (ع) در جواب سؤال هشام بن حكم فرمود: "السجود لا يجوز الاّ على الارض أو على ما أنبتت الارض الا ما أكل او لبس؛(1) سجده جايز نيست مگر اين كه بر زمين صورت پذيرد يا بر چيزى كه از زمين روييده شود، مگر چيزهاى خوردنى و پوشيدنى". از علت و فلسفه اين عمل سؤال مىكنند كه امام (ع) فرمود: "سجود و خضوع براى خداى عزّ و جل مىباشد." پس سزاوار نيست بر چيزهاى خوردنى و پوشيدنى سجده شود، زيرا بندگان دنيا، بنده و غلام چيزهايى هستند كه مىخورند و مىپوشند، در حالى كه سجده كننده در سجدهاش در عبادت خدا است. پس سزاوار نيست پيشانى خود را در سجدهاش بر معبود بندگان دنيا قرار دهد، بندگانى كه به غرور دنيا فريب خوردند. روايات ديگرى حاكى از اين است كه انسان در سجده سر بر تربت و مهر خاكى قرار مىدهد تا غرور و تكبر خود را در مقابل خداى سبحان فرو ريزد، نه اين كه از آن بتى بسازد و آن را پرستش كند. مراجع معظم تقليد گفتهاند: "بايد بر زمين و چيزهاى غير خوراكى كه از زمين مىرويد مانند چوب و برگ درخت سجده كرد و سجده بر چيزهاى خوراكى و پوشاكى صحيح نيست و نيز سجده كردن بر چيزهاى معدنى مانند طلا و نقره و عقيق و فيروزه باطل است.اما سجده كردن بر سنگهاى معدنى مانند سنگ مرمر و سنگهاى سياه اشكال ندارد".(2)پاورقىها: 1 - وسائل الشيعه، ج 3، ابواب ما يسجد عليه، حديث اول، چاپ احياء التراث العربى، بيروت لبنان. 2 - توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 607 - 606.
کد سوال : 50692
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دوست دارم فرزندانم مذهبى و متدين باشند، لطفاً راهنمايى كنيد؟
پاسخ : شايد بتوان گفت يكى از مشكلترين كارها تربيت خوب و صحيح فرزندان است. براى پدر و مادراصليترين كار تربيت صحيح فرزندان است. تربيت صحيح چيست؟ تربيت صحيح، تربيتى است كه قرآن و كتابهاى آسمانى ما را بدان راهنماييكردهاند. قرآن كتاب زندگى و راهنمايى چگونه زيستن است. بنابراين بايد سعى كنيد فرزندانتان را آن طور كهقرآن ميگويد تربيت كنيد. تمام كمالاتى كه انسان لازم دارد، در قرآن بيان شده است: "فيه تبيان كلى شي؛ در قرآنبيان و روش هر چه ]كه براى تكامل بشر لازم است[ وجود دارد." بعضى از افراد ميپندارند كمال و رشد آنان درچيز ديگر است و براى دستيابى بهآن چند صباحي به دنبال آن ميروند، ولى پس از مدتى سرشان به سنگميخورد و دوباره بر ميگردند، اما عمرى را به بيهودگى و بطالت رفتهاند و چه خسران بزرگى كردهاند.اساس تربيت قرآني: قرآن در بعد فردى و اجتماعى انسان تقوا و تهذيب نفس را اساس و زير بنا ميداند. ازاينرو در بسيارى از موارد امر به تقوى و خودسازى ميكند. براي تربيت فرزندان و كشاندن آنان به اين سو بايدنكاتى را مراعات كنيم: 1- پدر و مادر، مخصوصاً مادر اولين الگو براى فرزندان هستند، رفتارها، گفتارهاى آنان در اخلاق و منشفرزند بسيار مؤثر است. مادر بايد از رفتن به مكانهاى نامناسب پرهيز كند؛ اهل مسجد و نماز و دعا باشد؛ دررفتارش نسبتبه فرزندان خشن و تند نباشد، نسبت به آنان مهربان و دلسوز باشد. گاهى بر اثر بداخلاقى و بد عفتيپدر يا مادر، فرزند فرارى ميشود، يا ضربههاى روحى و روانى ميشود يا سر از مواد مخدر و فساد و هرزگى درميآورد؛2- كوچه و خيابان و رفيق نقش مؤثرى در رفتارهاى هنجار يا ناهنجار فرزندان دارد. از اينرو پدر يا مادر بايدبه فرزندان خود سفارش كند كه از دوستان بد پرهيز كند و گاهى مراقب رفت و آمدهاى آنان باشند و آنان را زيرنظر بگيرند.3- گفتار و نصيحت پدر و مادر و يا عالمان دينى و شخصيتهاى پاك و متخلّق به عنوان ارشاد و راهنماييفرزندان از اهميت ويژهاى برخوردار است. حضرت لقمان به فرزندش نصيحت ميكند و اميرالمؤمنين(ع) بهفرزندش امام حسين(ع) نصيحتهاى فراوان ميكند و راهكارهاي پيش روى زندگى را برايش ترسيم ميكند. برپدر و مادر لازم است نصيحتهاى لقمان در سوره لقمان و سفارشهاى مولا در نهج البلاغه را بيآموزد. و همان رابه فرزندان تلقين نمايند. 4- موانع هدايت كه عبارت است از: رذائل اخلاقي، فيلمهاى زشت و مستهجن و دوستان ناباب بايد از سر راهفرزندان برداشته شود و گر نه تربيت كردن وجود اين موانع بسيار مشكل خواهد بود.
کد سوال : 50693
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چه كار كنيم تا خودسازى كامل انجام دهيم؟
پاسخ : يكى از مشكلترين كارها تهذيب نفس و خود سازى است. به تغبير قرآن: راه فلاح و رستگارى هميناست. "قد افلح من تزكّي([7])؛ هر كس خود را تزكيه كرد، رستگار شد" و "قد أفلح من زكّاها و قد خاب من دسّاها([8])؛همانا رستگار شد كسى كه خود را تزكيه و زيان كرد كسى كه فريب نفس خود را خورد".عالمان علم اخلاق ميگويند: براى خودسازى ابتدا بايد رذائل اخلاقى و اخلاق بد را از خود دور كرد، سپسدرخت پاكى نشاند. بديهى است با وجود صفاتى مانند حسد وكبر و خودپسندي و خودخواهى و شهوت راني،دسترسى به صفات پسنديده و انجام اعمال خير بسيار مشكل خواهد بود.اخلاق بد در وجود انسان به منزله بيماريى است كه مفاسدى به دنبال دارد. مرحوم نراقى ميگويد: "زنهار اى جان برادر! تا حديث بيمارى روح را سهل نگيرى و معالجه آن را بازيچهنشمارى و مفاسد اخلاق را اندك نداني...و مسامحه در معالجه آنها آدمي را به هلاكت دائم و شقاوت ابديميرساندع و صحت روح و اتصاف آن به محاسن اخلاق باعث زندگانى ابدى و حيات حقيقى ميشود و بعد از آنكه ساحت نفس از اخلاق ناپسند پاك و آراسته گردد، مستعد قبول فيضهاى الهى ميگردد([9])". در روايت آمدهاست كه پيامبر(ص) فرمود: "لا تدخل الملائكه بيتاً فيه كلب؛([10])ملائكه داخل خانهاى كه در آن سگ باشدنميشوند". پس هر گاه خانه مملوّ از صفات رذيله كه سگان درنده هستند باشد، چگونه ملائكه در آن داخلشوند؟!نكته ديگرى كه در خودسازى لازم است، محاسبه اعمال و كردار خود است. هر كسى كه در اين راه قدمبرميدارد، بايد در اعمال و رفتار خود دقت كند و مراقب آنها باشد و اگر دچار گناهى شد، توبه كند. در روايتآمده است: "حاسبوا أعمالكم قبل أن تحاسبوا؛([11]) به اعمالتان رسيدگى كنيد، قبل از اين كه در روز قيامت بهآنرسيدگى شود".نكته سوم: عادت دادن نفس بر عادات خوب و پسنديده، گر چه بر نفس انسانى شايد مشكل باشد، وليچارهاى از آن نيست. عادات خوب مانند: خواندن نماز در اول وقت و با جماعت، خواندن مناجات و راز و نياز باخدا، قرائت قرآن، خواندن نماز شب، كمك و دلسوزي نسبت به مستضعفان و بينوايات احترام به بزرگان، امر بهمعروف و نهى از منكر.تصميم و اراده بر ترك عادات زشت و كارهايى كه گناه است، از صفات نيك است. اين صفت نتيجه بزرگى وشجاعت نفس است. كسى كه بتواند تصميم بر ترك گناه بگيرد، ميتوان او را مجاهد در راه خدا دانست. تهذيباخلاق جهادى است كه مشكلتر از جنگيدن با كفّار است. فرمود: "أشجع الناس من غلب هواه؛([12]) شجاعترين وقدرتمندترين مردم كسى است كه بر هواهاى نفسانياش غالب آيد".[7]. اعلى (87) آيه 14. [8]. الشمس (91) آيه 9. [9]. معراج الساده، ص 13. [10]. بحارالانوار، ج 62، ص 54. [11]. بحارالانوار، ج 7، ص 126. [12]. همان، ج 67، ص 76.