کد سوال : 50674
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر زنى بعد از انجام غسل حيض، لكهاى را در خود ببيند، آيا نماز و روزهاش صحيح است؟ در غير اين صورت آيا غسل مجدداً واجب مىشود يا خير؟
پاسخ : اگر اين زن جزء زنهاى وقتيّه و عدديّه باشد به طورى كه وقت و زمان عادت او و يا عدد روزهاى عادت او معين و معلوم باشد، در اين صورت خودش محاسبه مىكند. اگر اين لكه در ايام عادت او بوده، ملحق به خون حيض مىباشد و اگر بعد از ايام عادت او بوده به طورى كه عادت او كمتر از ده روز طول مىكشد در اين صورت بايد احتياط كند به طورى كه عادت او به اندازه ده روز طول مىكشد، در اين جا يقيناً اين لكه جزء خون استحاضه است و بايد اعمال و آداب مستحاضه را انجام داده، نماز و روزهاش را به جا آورد كه مقبول درگاه احديت خواهد شد، انشاء اللَّه ولى اگر اين زن جزء زن هايى است كه نه وقتيّه است و نه عدديّه، يعنى نه زمان عادت او معلوم و نه تعداد روزهاى عادت او، در اين صورت، تا قبل از ده روز را جزء خون حيض دانسته، به طورى كه نه مىتواند نماز به جا آورد و نه روزه بگيرد، ولى اگر اين خود و لكه بعد از ده روز مشاهده شد، آن را ملحق به خون استحاضه مىكند و كارهاى مستحاضه را انجام داده و نماز و روزهاش را به جا آورد. و اللَّه العالم.
کد سوال : 50675
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چه كارهايى انجام دهيم تا شور و اشتياق تلاوت قرآن در انسان زياد و تقويت شود؟
پاسخ : يكى از چيزهايى كه باعث مىشود تا شور و اشتياق قرآنى در انسان زياد شده و بيشتر به سمت اين كتاب الهى كشيده شود، شناخت و معرفت پيدا كردن به اين كتاب الهى است، زيرإ؛ ّّ هر چه شناخت و معرفت انسان نسبت به قرآن بيشتر گاهمهاى بيشترى را به سمت آن خواهد برداشت. وقتى انسان با اين كتاب الهى مأنوس و آن را تلاوت نمايد جاذبه فوق فوق العاده آن او را جذب كرده و در جنگ درون، يعنى جهاد اكبر، او كمك مىكند. قرآن براى تقويت اراده انسان و رفع همها و غمها و اضطراب و نگرانىها بسيار عالى و مفيد است و باعث مىشود كه صفات رذيله در انسان از بين برود، چرا كه "شفاء لها فى الصّدور" (1) مىباشد. قرآن نور است: "قد جائكم من اللَّه نور و كتاب مبين؛ (2) وقتى قرآن خواندى دلت نورانى مىشود. غم و غصه، نگرانى و اضطراب خاطرات از بين مىرود، به تو نيرو مىدهد و اراده ات را قوى مىكند اگر چه معناى آن را ندانى. مهمتر از همه اين كه قرآن مجيد بهترين راه را براى انسان نشان داده. و بالاترين هدايتها را در خود دارد؛ زيرا مىفرمايد: "انّ هذا القرآن يهدى للّتى هى أقوم" در نتيجه وقتى انسان اين معانى را بفهمد، به سوى قرآن كشيده مىشود، لذا توصيه ما به شما اين است كه: اولاّ شناخت و معرفت لازم و مفيدى نسبت به اين معجزه جاودان پيامبر(ص) پيدا نماييد. ثانياً زندگانى معصومين (ع) و توصيه و سفارشهاى آن بزرگوار را نسبت به قرآن مجيد مطالعه فرماييد تا به عظمت و ارزش اين كتاب بيشتر پى ببريد. ثالثاً نوارهاى قرآنى قاريان بزرگ و مشهور را تهيه و يا گوش فرا دهيد تا لذت شنيدن قرآن را از طريق شنيدن و تلاوت كردن به دست آورده و بيشتر به سمت قرآن كشيده شويد. رابعاً؛ جزوات و يا قرآنى كه به سى جزء تقسيم شده و به صورت جيبى و يا كيفى در آمده را تهيه نموده و هر روز يكى از آن جزوهها را همراه داشته و از آن تلاوت نماييد و كم كم يك جزء را در هر روز مرور بفرماييد با اين روشها حتى مىتوانيد در هر ماه يك ختم قرآن نماييد. انشاء اللَّه . پاورقىها: 1 - نمل (16)، آيه 69. 2 - حديد (57)، آيه 16. 3 - اسراء (17) آيه 9.
کد سوال : 50676
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دخترى 25ساله هستم و هنوز ازدواج نكرده ام . تنها درد و ناراحتى من اين است كه از ترس پدر ومادرم گاهى دروغ مى گويم . احساس مى كنم اين ترس از كوچكى در من باقى مانده است و الان هم در اين سن نمى توانم از اين كار دست بردارم . خواهشمندم مرا راهنمايى كنيد.
پاسخ : خواهر گرامى ! از اين كه با ما مكاتبه نموديد سپاسگزاريم . دروغ از گناهان بزرگ و كليد گناهان وسرچشمهء تمام بديها و زشتى ها است . مؤمن با فضيلت هيچ گاه زبانش را به اين خوى زشت عادت نمى دهد, چه آن كه دروغ از انسان شخصيتى كاذب و وارونه ساخته و اعتبار او را از بين مى برد. دروغ پردازى بر خلاف فطرت پاك وشخصيت والاى انسان است و دشمنى با خداوند متعال و بر خلاف فلسفهء آفرينش پروردگار است , زيرا او جهان را براساس صدق و راستى و حقيقت و درستى بنا نهاده است .()(پـاورقى 1.آيت اللّه محمد رضا مهدوى كنى , نقطه هاى آغاز در اخلاق عملى , ص 237حضرت على 7مى فرمايد: نمى چشد, تا دروغ را ـ شوخى باشد يا جدّى ـ مطلقاً ترك كند>.دروغ سرچشمهء نفاق است , زيرا صدق هماهنگى زبان و دل و دروغ ناهماهنگى اين دو است و از اين جا تفاوت ميان ظاهر و باطن انسان شروع مى شود و دروغگو تدريجاً به سوى نفاق كامل پيش مى رود. ابزار بسيارى از گناهان دروغ است . افراد حسود براى اعمال حسد, آدم متكبر براى خودنمايى , افراد متملّق و چاپلوسى براى رسيدن به هدف خود, افراد طماع و دنيا پرست و متقلّب و شيّاد, براى نيل به مقصد خويش معمولاً متوسل به دروغ مى شوند.()(پـاورقى 3.آيت اللّه ناصر مكارم شيرازى , زندگى در پرتو اخلاق , ص 87و 88 با تلخيص .بسيارى از دروغ ها منشأ دروغ ها يا گناهان ديگرى است , زيرا زياد ديده شده افراد دروغگو براى توجيه مطالب خلاف خود ده ها دروغ ديگر مى گويند و يا براى جلوگيرى از فاش شدن دروغ خود دست به اعمال خلاف ديگرى مى زنند. دروغ انسان را بى ايمان مى سازد و به تدريج جان انسان را از معنويت تهى مى سازد. خواهر گرامى , دروغ گفتن ناشى از ترسى است كه از كودكى در خود پرورش داده ايد. از اين رو, بايد سعى كنيدبه تدريج شخصيت خود را در مسيرى قرار دهيد كه با ايجاد استقلال شخصيتى هيچ گونه ترسى از گفتن حقايق نداشته باشيد تا به تدريج اين صفت رذيله از شما دور شود و در شما ملكهء صداق و راستگويى ظهور كند و به آرامش روحى برسيد.قسمت اعظم ترس هاى نابجايى كه دامن گير كودكان مى شود و بعضى از آن ها تا سنين جوانى و احياناً تا پايان عمر باقى مى ماند و پيوسته صاحبانش را رنج مى دهد, ناشى از جهل و سوء برداشت يا رفتار نامناسب و سوء تربيت والدين است . گرچه بعضى از ترس هاى دوران كودكى با فرارسيدن ايام جوانى و توسعهء نيروى فكرى و جسمى برطرف مى شود, ولى آثار آن در اعماق جان باقى مى ماند و در دوران جوانى به صورت تضاد درونى و روحى جلوه گرمى شود.()(پـاورقى 4.محمد تقى فلسفى , گفتار فلسفى , ج 2 ص 173و 174 با تلخيص .دروغ گفتن كه مضرات زيادى دارد و از گناهان كبيره شمرده شده است , زمانى كه ريشهء آن ترس از والدين باشد,بايد به صورت اصولى و زير بنايى با آن به مبارزه برخاست تا آرامش در جان رسوخ كند. از اين رو, به تدريج بايدترس را از خود دور نماييد, تا حس اعتماد به نفس در شما تقويت شود. سعى كنيد حقايق را درك كنيد و آن را به درستى تحليل كنيد و در هنگام مراجعه و سخن گفتن با پدر و مادر با صلابت و اطمينان خاطر حقيقت را ابراز نماييد.بدانيد راه تعالى ونجات در بيان حقيقت است . هر قدر با صداق و راستى همراه شويد, آرامش و اطمينان خاطر درجان شما تقويت مى شود و ايمان و معنويت در وجودتان تقويت مى شود.
کد سوال : 50677
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پسرى شانزده ساله هستم . با وجود مشكلات فراوانى كه در زندگى با آن روبرو شدم , اما در خواندن درس و پيشرفت علمى موفق بودم . مدتى است به دختر كه از من يك سال كوچك تر است , علاقه مند شده ام , ولى ناگهان از من فاصله گرفت . اين حادثه سبب شد كه اعصابم خورد شود و
پاسخ : برادر گرانقدر! ضمن آرزوى سلامتى و توفيق روز افزون براى شما در تمام مراحل زندگى و موفقيت در امور دينى و علمى , از اين كه در مقطعى حساس از دوران زندگى دچار آسيب و مشكلات روحى شده ايدمتأسفيم .توجه شما را به مطلبى جلب مى كنيم :اسلام در مورد روابط زن و مرد و اين كه در زندگى اجتماعى و مدنى چگونه رفتار كنند, حساسيت نشان داده وبه همين جهت براى هر يك از زن و مرد نامحرم , حريم قائل شده است كه در روابط دو سويه دچار تزلزل و انحطاط وگمراهى نشوند.طبيعى است كه تمام انسان ها از جهت غريزه و تمايلات , با موجودات ديگر وجه مشترك دارند, اما چون آن ها ازعقل بهره اى ندارند, در مقابل رفتار خود مسئوليتى ندارند.اما انسانها موجودات مسئوليت پذير هستند و به هدايت نيازمندند. به همين دليل علاوه بر عقل كه رسول باطنى انسان است , پيامبران آمدند و با اديانى كه داشتند, دستورهاى آن را براى جلوگيرى از سقوط بشر به كار بستند. هزار و چهار صد و اندى سال از ظهور اسلام مى گذرد و اسلام به عنوان كامل ترين و برترين دين تا قيامت باقى خواهد ماند. مفتخر به اسلام و مسلمانى هستيم . در دين اسلام هر گونه ارتباط ميان نامحرمان جايز نيست ,خصوصاً افراد جوان كهسرشار از احساس و غرور و غريزه اند, كه مى بايست بيش از ديگران پرهيز و مواظب كنند. دوستى پسر و دختر مثل در كنار هم قرار گرفتن پنبه و آتش است كه آتش با مختصر جرقه اى پنبه را مى سوزاند.نزديكى پسر و دختر, خواه ناخواه غريزه را بيدار كرده و شهوت طغيان پيدا مى كند. در چنين صورتى حتى قوى ترين موانع در هم مى ريزد و در نهايت جز بدنامى و آبروريزى چيزى ديگرى در بين نمى ماند.دوران نوجوانى و جوانى دوران بسيار حساس زندگى است كه معمولاً به جاى تعقل و استفاده از تجربه , احساس و غرور فرمان روايى مى كند و احساس و غرورى كه نخواهد از تجربهء روزگار درس عبرت بگيرد و نخواهد ازمشورت بزرگ ترها بهره بگيرد, منجر به ناكامى است . نيز اگر نخواهد در مسير هدايت (مثلاً رفتن به مساجد و مراكزمذهبى و كتاب خانه ها و استفاده از كتاب هاى سازنده ) گام بردارد, جز به شكست و تلخ كامى نمى انجامد. اين غرورسركوب خواهد شد. پس شما توقع صحيح و بجايى از آن دختر نداريد, زيرا دختر نسبت به پسر موجود آسيب پذيرترى است . اگر خودش متوجه خطر نشود, بزرگ ترهايش چنين حقى را دارند كه او را از خطر آگاه سازند. هرچند دو جوان اصرار به رفاقت سالم داشته باشند, اما شيطان نفر سوم آن ها است و برادرى و خواهرى معنى ندارد.برادر عزيز! با قدرت اراده مى توانيد كم كم اين موضوع را كه براى شما گران تمام شده است , به فراموشى بسپاريد و به تحصيل بپردازيد. اگر در آينده موقعيت مناسبى پيش آمد و بار تجربه تان افزوده شدآ مى توانيد به خواستگارى او رفته و خيالتان را آسوده كنيد, ولى مهم تر از همه فعلاً كنار گذاشتن اين مسئله و توجه به درس و امورمعنوى است .
کد سوال : 50678
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : گاهى از پول هاى شوهرم بر مى دارم و براى روز مبادا جمع مى كنم , آيا اين كار درست است ؟ از طرفى كار شوهرم طورى است كه گاهى دانش آموزان را به اردو مى برد و وقتى با دانش آموزان دختر و مربيان آنان به اردومى ردو, اضطراب ونا امنى شديدى سراسر وجودم را مى گيرد و
پاسخ : سرقت زن و شوهر از پول ها و اشياى يكديگر جائز نيست , ولى اگر پول هاى متعلق به خودتان رامى خواهيد برداريد, در صورتى كه با مطالبه به شما نمى دهد, با اجازه از حاكم شرع مى توانيد برداريد.(1)در مورد همراهى شوهرتان با دانش آموزان در اردو به خود اطمينان بدهيد كه مشكلى پيش نمى آيد, چون همراه با دانش آموزان و مربيان است . علاوه بر آن ديگران نيز هستند. البته نگرانى شما طبيعى است و هر زنى باشد, اين نگرانى در او به وجود مى آيد. بايد مسئولان كشور ترتيبى اتخاذ كنند كه اين نگرانى ها ايجاد نشود. شما فعلاً خود رادر اين افكار غوطه ور نكنيد. با توجه به اين كه ايشان را آدم درست و منظمى مى دانيد, وسوسه ها را از دلتان بزداييدو خود را مشغول به مطالعه و كارهاى ديگر كنيد و از تنهايى دورى كنيد و بيشتر اوقات فراغت خود را صرف تلاوت قرآن و تفسير آن بنماييد و از خداوند متعال بخواهيد كه مشكلات شما را رفع نمايد و شما را از سوء ظن ها و بدگمانى ها نجات عنايت فرمايد.(پـاورقى 1.آيت اللّه فاضل , جامع المسائل , ج 2 ص 1056
کد سوال : 50679
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : شوهرم خيلى اهل قهر است . با يك مسئلهء كوچك فورى قهر مى كند و نسبت به من بى اعتنايى مى كند. او بسيار بدبين و يك دنده است . براى تخليهء روحى خودم گاهى به قرآن رو مى آورم .
پاسخ : بعضى از روحيات و منش ها موروثى است و به زودى نمى توان آن ها را تغيير داد. زندگى كردن با اين گونه افراد شايد كمى مشكل باشد, اما با صبر و تحمل و بردبارى و استمداد از خداوند متعال مى توان بر مشكلات غالب شد. شايد او روحيهء شما را درك كرده و به قول معروف كليد رمز روحى و روانى شما را خوانده است . از اين جهت گاهى از اين اهرم استفاده مى كند تا شما را تحت سيطره و كنترل خود داشته باشد. بايد روشى مناسب پيش گيريد. در ضمن اين كه با دقت و هوشيارى مواظب باشيد درگيرى و تنشى ايجاد نشود. بايد بر روحيهء خود مسلطباشيد و كارى انجام ندهيد كه بعد از آن دچار مشكل شويد. اعصابتان را بى جهت و به خاطر مسائل جزئى ناراحت نكنيد. اين تنها شما نيستيد كه اين مشكل را داشته باشيد. بسيارى از مراجعات ما اين گونه مناقشات است . همان طورى كه بعضى از مردان خُلق به خصوصى دارند, در بعضى خانواده ها مردان از دست زنانشان چنين ناراحتى ها رادارند, اما سعى مى كنند بر اعصابشان مسلط باشد و با اخلاق زنشان بسازند و آن را نزد خدا به عنوان وظيفهء الهى محسوب كنند. اصلاً صبر و بردبارى كه اين همه در آيات و روايات بدان تأكيد شده , براى اين گونه مشكلات است ,چون اگر صبر نباشد, بسيارى از زندگى ها متلاشى مى شود. قرآن دربارهء صبر و ثواب آن فرمود: (1)مى گويند. پس عاقبت صابران خوب جايگاهى است >.سلام رو به رو مى شوند>.(2)(پـاورقى 1.نحل (16 آيهء 126(پـاورقى 2.نساء (4 آيهء 25
کد سوال : 50680
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : شاغل هستم و ماهيانه حقوقم به حسابم واريز مى شود و چون نيازى به آن نداريم , از آن برداشتى نمى كنم . از طرفى شوهر كه شاغل است , تمام اختيارات مرا به دست خود گرفته , حتّى دسته چك مرا برداشته است .البته او هر چه نياز داشته باشيم , تهيه مى كند>.
پاسخ : بحمدالله از شوهرتان راضى هستيد و او را آدم خوب و صادقى يافتيد. بنابراين اگر دسته چك شمانزد ايشان است , نگران نباشيد. او نمى تواند بدون امضاى شما پولى از حساب شما بردارد. ان شاءاللّه پولهايتان راذخيره مى كند تا كم كم بتوانيد خانهء مناسبى تهيه كنيد. شايد اين كه شوهرتان خانهء مستقلى نمى خرد, به جهت اين است كه هنوز پول كافى ندارد. اگر مشكلى با خانوادهء شوهرتان نداريد, زندگى كردن در خانهء آنان اشكالى ندارد.البته چون شما در خانه با وجود برادر شوهرتان معذّب هستيد, مى توانيد از شوهرتان بخواهيد در جايى مستقل زندگى كنيد. فعلاً با رعايت حجاب , خود را از نامحرم حفظ كنيد. آشنايى با روحيات شوهرتان راهكارهاى مناسب مى طلبد; يعنى شما كه روحيهء او را خوب دريافته ايد, با روشى مناسب سعى كنيد از روز ناآرامى خوددارى كنيد.
کد سوال : 50681
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با همسرم اختلاف دارم و اين سبب ميشود كه تفاهم ما در زندگى خيلى كم باشد، لطفاً مراراهنمايى كنيد و بگوييد چگونه ميتوانم به يك تفاهم مشترك با ايشان در زندگى برسم ؟
پاسخ : از اين كه ميبينم در محيط خانواده شما صفا و صميميتى كه بايد باشد، كمى كمرنگ شده متأسفم،اما خوشبختانه مسايل شما چندان حاد نيست كه ديگر نتوان جبران كرد. به نظر ما شما در صدد جبران گذشتهخود هستيد، در غير اين صورت مطمئناً چنين نامهاى براى ما نمينوشتيد. حقيقت اين است كه ما نيز چون شما نگران هستيم، در نتيجه، "حال كه امكان گفتار هست" و "زمان عملنگذشته است" مطالب و نكات مهمى را برايتان ميگويم، اميد كه مورد استفاده شما قرار بگيرد .انگيزههاي ازدواج انگيزههاى بسيارى براى ازدواج وجود دارد كه بعضى در مراتب عالى و بعضى درجات پايين قرار دارند.بعضى فقط براى ارضاى شهوت ازدواج ميكنند و بعضى براى تكامل دين. مسلّماً آنها كه در دسته اوّلند،خيلى زود ارضا ميشوند و دچار نوعى سرخوردگي ميگردند و نوعاً در زندگى دچار مشكل ميشوند. البته بهشرط اين كه در دوران پس از تأهل ناگاه به رشد نرسند و از جهت فكرى بالغ نگردند. از نامه شما پيداست كهداراى بلوغ هستيد و زندگى برايتان با انگيزه ارضاى شهوات آغاز نشده است. حال شايد سؤال كنيد كه پسمشكل شما چيست؟ جواب اين است كه مسأله شما را نبايد در جسم شما جست و جو كرد بلكه بايد آن را درروح و فكر شما كاويد. بنابراين ما به دنبال پاسخ اين سؤالها هستيم: آيا زندگى شما با همسرتان با عشق آغازشده است؟ آيا همديگر را دوست داشتيد و ازدواج كرديد يا اين كه اصلاً يكديگر را نميشناختيد؟ آيا شماداراى روابط زناشويى كامل و سالمى هستيد يااين كه در اين زمينه دچار مشكل هستيد؟ آيا زندگى شما از نظراقتصادي دچار بحران است؟ الان بهتر از زندگى دوران مجردى همسرتان است يا اينكه از آن پايينتر است؟ آياخود شما اهلرفيقبازي، مهمانيهاي دوستانه تا پاسى از شب و... هستيد؟ ميزانمعاشرت و نوع معاشرت شما با خانواه همسرتان و بالعكس ايشان با خانواده شما در چه حدى است؟ آيا فرزندشما حاصل يك تفاهم بود يا اين كه به طور غير مترقبه صاحب اولاد شديد؟ در ايام باردارى آيا همسر شمادچار زحمت ميگرديد، شما در كنار او بوديد؟ فرزند شما به طور طبيعى به دنيا آمد يا با عمل؟ و... برادر گرامي! ممكن است مشكل شما با همسرتان مربوط به دخالتهاى اين و آن باشد و ممكن است بهواسطه مشكلات اقتصادى با هم مشكل پيدا كرده باشيد، حتى شايد به خاطر اخلاقهاى خاص شما و يا بهواسطه افسردگى روحى پس از "زايمان و". ما علم غيب نداريم، ولى همين قدر اطمينان خاطر داريم كه مشكلشما "در جايي همين نزديكيهاست" و "كليد حل آن همين اطراف افتاده" است. بنابراين، بايد در انتظار نامهايمفصل از شما بمانيم تا بتوانيم به درستى به مشكل شما پاسخ دهيم. به هر صورت، در اين نامه به مواردى كلياشاره ميكنيم كه تا آخر زندگى فردى و خانوادگى و اجتماعى شما ميتواند اثرات مفيدى داشته باشد. اگر شمااين نكات را مورد توجه قرار دهيد، اميد است به زودى خود را در خانهاى سبز و خانوادهاى سبزتر بيابيد! آيا همين قدر كه به وضع ظاهرى خود ميرسيد به وضع ظاهرى همسرتان توجه ميكنيد ؟زنها همواره علاقهمند هستند بدانند آيا شوهرشان هنوز به ظاهر آنها توجه دارد؟بعضى از مردها گمان ميكنند كه اوّل هر چيز خوب از آن آنها است و بعد به همسر وفرزندانشان ميرسد! حتى بهترين قسمت غذا را خودشان ميخورند و قسمتهاى پستتر را به زن و بچههاميدهند! اين افراد خيلى زود حرمت و شخصيت خود را از دست ميدهند و موجوداتى حقير و پستمينمايند! در حالى كه در خانواده، برد و موفقيّت از آن مردى است كه خانوادهاش را بر خودش ترجيح ميدهد.اگر شما از آن دسته آدمهايى هستيد كه خودشان ورزش ميكنند، به سر و صورت ظاهرى ميرسند، تفريحميروند، ولى همسرشان در خانه محكوم به بچه دارى است و به زايمان از فرم در آمده و به واسطه بيتوجهيشما از زيبايى افتاده و آن وقت به خاطر زيبايى مورد طعن قرار ميگيرد، بايد حتماً در مورد اخلاقتان تجديد نظرنمائيد. ميزان ارتباط شما با خانوادهتان در چه حدى است؟ چقدر موقعيتهاى شاد براى آنها درست ميكنيد؟درست است كه روزگار با همه مشكلاتش ما را در بر گرفته و دردهايمان از يك و دو و ده گذشته است، ولى باوركنيد شادي خيلى زود در دل آدم جا ميگيرد. شايد باور نكنيد، ولى شادى با اولين نفسى كه انسان در هواى آزادشبانگاه وقتى براى قدم زدن با خانوادهاش بيرون ميرود، وارد رگ و خون آدم ميگردد. از خود بپرسيد چقدردر ساختن موقعيتهاى شاد هنر به خرج دادهايد؟ اگر اين كار را نكردهايد، حالا ديگر وقتش رسيده است از جابرخيزيد و حتى با تظاهر به شادى دل زن و فرزند را شاد كنيد !غمها و غصهها و مشكلات كارى و مادى خود را پشت در بگذاريد و وارد خانه شويد !اين نصيحتى بود كه پدر بزرگها به پدرهايمان و آنها به ما كردند و ما نيز براى آيندگان خواهيم گفت. اتفاقاًنصيحت ارزشمندى است. ما بايد اجازه بدهيمزن وفرزندانمان در نوعي راحتى و بيخيالى زندگى كنند. به راستى اين كه مثلاً نان 10 تومان گرانتر شده يا پدرخانوانده اين مقدار قرض و بدهكارى دارد، براى يك بچه 7 - 8 ساله چه ضرورتي دارد؟ زن چه كارى ميتواندبراى بدهكارى ما بكند؟ هيچ، جز اين كه از ناراحتى شب خواب به چشمش نيايد و همواره نگران آينده باشد. چقدر بايد به خانواده خود محبت كنيد؟ اگر بلد نيستيد، ياد بگيريد و اگر نميدانيد از كه بپرسيد، براى ما نامه بنويسيد يا تماس بگيريد. يادتان باشد"دوست داشتن" مهم است، ولى ابراز آن، مهمتر است. مخصوصاً اين كه "هر سخن جايى و هر نكته مكانيدارد" !خاطرت بد گذشته، اشتباهات قديمى خانوادههمسر و همسرتان را به روى او نياوريد، سركوفت نزنيد. ازكثيفى خانه و بچه و لباسهاى خودتان گرفته تا سوختن غذا و... از هيچ كدام گله نكنيد. اگر ميبينيد سستى وكاهلى در كار است، عكس العمل نشان ندهيد، ولي اگر ميبينيد كه مانع شدهاند، انصاف به خرج دهيد وهمدردى كنيد. اگر بتوانيد كمك كار خانم خود باشيد، بهتر و پسنديدهتر است. زبان خوش داشته باشيد! جر وبحث نكنيد، فحش ندهيد و جنگ بر پا نكنيد و اينها نه تنها مشكلى از شما حل نميكند، بلكه همان طور كهنوشتهايد باعث باز شدن روى انسانها به هم ميشود. و كمكم سبب شيوع نفرت در دل و جان ميگردد. اگرنميتوانيد منطقى باشيد، قبل ازاين كه دعوا كنيد، از منزل خارج شويد. به خانمتان بگوييد "بعداً كه منطقيشدم با هم صحبت ميكنيم" فكر كنيد و اگر حق با ايشان بود، انصاف داشته باشيد. يادتان باشد كه شخصيتانسان بيشتر از اين حرفها ارزش دارد. فرار نكنيد! زندگى يعنى همين لحظات يعنى همين روابط كوچك و بزرگخوب بايد! زندگى اصولاً در همين جاها شكل ميگيرد. به جاى اين كه محبت را در زن و ديگرى بجوييد، بهاصلاح ساختمان نيمه تمامى بپردازيد كه يك انسان (فرزند شما) در آن لانه كرده و پناه آورده است. همه آدمهامثل هم هستند، اوّل خوبند بعد كمكم تكرارى ميشوند و يادتان باشد كه هر چيز جديدشخوب است مگر رفيق كه كهنهاش به درد ميخوردو زن انسان نزديكترين و با گذشتترين رفيق است. خود رامؤظف كنيد كه انسان وظيفه شناس، مسئوليتپذير و متعهدى باشيد! لازم نيست با وسوسههاى شيطانى ياافكار موذى مبارزه كنيد. كافى است براى خودتان به عنوان يك انسان قيمت بگذاريد و خودتان و اعتمادى راكه ديگران نسبت به شما دارند، ارزان نفروشيد. به جاى يافتنگوهر عشق اين جام جم جهان نما در دلهاى اينو آن و طلب آن از گم شدهگان لب دريا، به خودتان رجوع كنيد و "آنچه خود داريد، زبيگانه تمنا نكنيد". در پايان به چند نكته توجه فرماييد: 1ـ رابطه و گفتگوى با نامحرمان گذشته از گناه و معصيت قلب را مى ميراند و محبت را تقسيم مى كند. كسى كه به زن و دخترى دلبستدى داشته باشد قطعاً نسبت به خانه و خانواده دلسرد مى شود و در نتيجه بى مهرى و تنفر باعث ايجاد شكاف مى گردد. هوسبازى هاى انسان گرچه لذت مقطعى دارد، ليكن به حسرت و اندوه دراز مدتى منتهى مى شود. بهتر اين است كه انسان اوقات فراغت را صرف خودسازى و كاري بكند كه رفاه بيشتر بچه هاى خود را فراهم سازد وگرنه رابطة نامشروع و حس شهوات اشباع ناشدنى است . انسان از اين گونه كارها سير نمى شود و ممكن است به رسوايى و اخراج از اداره منتهى شود و از هم بدتر انسان مطرود خدا و رسول مى شود.2ـ مسئلة زيبايى و غير زيبايى مقطعى است اگر انسان با زنش خوش رفتارى كند و حرمت او را پاس دارد متقابلاً او نيز حرمت نگهدارد، زندگي شيرين و لذت بخش مى شود. اگر از نظر جنسى مى تواند شما را اقناع كند بهتر است به خانوادة خود فكر كنيد. بهخودتان بياييد با فكر ديگران براى هميشه شما را رها كند. ما ايمان داريم كه شما موفق خواهيد شد! ما را ازحال خودتان بيخبر نگذاريد چشم به راه نامهاى ديگر از شما هستيم! .
کد سوال : 50682
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مي گويند خدا از باب رحمت مرا آفريد. من مي خواستم آفريده شوم. چرا خدا مرا آفريد؟
پاسخ : فلسفه و متكلمان گفته اند: هر چيزى كه پا به عالم وجود مي گذارد، ارزشمند است و عَدَم بى ارزش است . غزالى مي گويد: " ليس فى الاءمكان أبدع ممّا كان؛ نظامي زيباتر از نظام موجود امكان ندارد".مسلمان معتقد است : اساساً بدى وجود ندارد. جهان ساية حق است و محال است كه زيبا نباشد . اگر به جهان هستى با ديد جمعى و گسترده نگاه كنيم، آن را زيبا مي بينيم.[9]در هر صورت فيض هستى از سوى فياض مطلق در جريان است. موجودات طبث قانون و قابليت ميتوانند از فيض هستى كه انواع مختلفى دارد، بهره مند شوند. در مورد انسان ازدواج ها و توالد و تناسل ، زمينة بهره بردارى از فيض هستى را فراهم مي سازند. در اين صورت معنى ندارد كسى بگويد خداوند چرا مرا خلق كرد.خداوند آدم و حوا را خلق كرد و نسل آدم و حوا در ساية توليد مثل خلق مي شوند و طبعاً از فيض هستى برخوردارند. هر موجودى در روى زمين ظهور كند، طبعاً از شعاع آفتاب بهره مند مي شود. شعاع خورشيد همه جا را فرا گرفته است. هر موجودى به نحوى از آن بهره بردارى مي كند . مواليد انسان به طريقى ، گياهان نيز به نوع ديگر از خورشيد استفاده مي كنند و اين معنى ندارد كه من فيض خدا را نمى خواستم. [9] مرتضى مطهرى ، مجموعة آثار ، ج 1، ص 92 ، عدل الهي.
کد سوال : 50683
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در قرآن و سنت از بعضى از امامان، سورهها، شبها، به بهترين ياد مىكنند كه انسان نمىداند، كدام بهترين است، لطفاً دقيق شرح دهيد؟
پاسخ : سؤال شما خيلى واضح و روشن نيست، ولى با توجه به مفهوم سؤال شما به آن جواب داده مىشود و اين را هم يادآور مىشويم كه در قرآن مجيد چيزى در خصوص بهترين امام معصوم(ع) و يا بهترين سوره نيامده است ولى در سنت و بعضى از روايات از حضرت على (ع) به عنوان أبوالائمه (ع) يعنى "پدر ائمه معصومين (ع)" و اول آنها و أفضل آنها و بهترين آنها ياد مىشود، مثلاً در كتاب بحار الانوار كه بابى را به عنوان فضل و برترى حضرت على (ع) بر سائى ائمه (ع) آورده است. روايات زيادر را در همين خصوص مطرح مىكند. براى نمونه در روايتى شخصى بنام بُرَيْدْ به امام باقر(ع) عرض مىكند: مراد از "قل كفى بالله شهيداً بينى و بينكم و من عنده علم الكتاب"(1) كه در قرآن مجيد آمده است چيست؟ امام در جواب فرمود: خداى سبحان ما ائمه (ع) را قصد كرد در حالى كه حضرت على(ع) اولين از ما است و افضل از ماست و بهترين ما در ميان ائمه (ع) بعد از پيامبر(ص) مىباشد. (2) و نيز در روايت ديگرى از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمود: همانا بدان حضرت على (ع) در نزد خدا از تمام ائمه(ع) برتر و با فضيلتتر است و براى آن حضرت ثواب اعمال بقيه ائمه (ع) مىباشد و ائمه (ع) نيز به اندازه اعمالشان فضيلت داده شدهاند.(3) در نتيجه از اين روايات معلوم مىشود كه بهترين و با فضيلتترين امام درميان ائمه (ع)، همانا حضرت على(ع) مىباشد، اما بهترين سوره در ميان سورههاى قرآن مجيد، سوره "حمد" است كه اساس قرآن و ام لكتاب مىباشد. در روايتى از پيامبر اكرم (ص) مىخوانيم كه جابر بن عبداللَّه انصارى خدمت آن حضرت رسيد و پيامبر (ص) به او فرمود: آيا برترين سورهاى را كه خدا در كتابش نازل كرده به تو تعليم كنم. جابر عرض كرد: آرى، پدر و مادرم به فدايت، به من تعليم كن. پيامبر سوره حمد كهام الكتاب هست را به او آموخت، سپس فرمود: اين سوره شفاى هر دردى است مگر مرگ (4) و نيز از پيامبر(ص) نقل شده كه فرمود: قسم به كسى كه جان من به دست او است، خداوند نه در تورات و نه در انجيل و نه در زبور و نه حتى در قرآن، مثل اين سوره را نازل نكرده است و اين ام الكتاب است. (5) اما بهترين شب در ميان شبهاى سال شب قدر است؛ چرا كه قرآن مجيد مىفرمايد: "ليلة القدر خير من ألف شهر" يعنى "شب قدر از هزار ماه بهتر است" اين تعبير نشان مىدهد كه عظمت اين شب به قدرى است كه حتى پيامبر اكرم (ص) با آن علم وسيع و گستردهاش قبل از نزول اين آيات به آن واقف نبود. و مىدانيم كه هزار ماه بيش از هشتاد سال است. به راستى چه شب با عظمتى است كه به اندازه يك عمر طولانى پر بركت، ارزش دارد. انشاء اللَّه از فيض اين شب بهرهمند شويد. پاورقىها: 1 - قرآن مجيد، سوره رعد آيه 43. 2 - بحارالانوار، ج 39، باب 75، ص 91، حديث پنجم. 3 - همان، ص 92، حديث ششم. 4 - مجمع البيان، ج 1، آغاز سوره حمد. 5 - همان و تفسير نمونه، ج 1، ص 3، ويژگىهاى سوره حمد.