• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 50614
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : لطفاً راهى و برنامه‌اى پيش پاى من بگذاريد تا بتوانم براى خدا باشم و از كشمكش‌ها و ناراحتي‌روحى رهايى يابم و به آرامش برسم.
پاسخ : زندگى درياى متلاطم و حيرت انگيزى است كه دائماً از امواج حوادث زير و رو مي‌شود. هيچ‌كس از هجوم امواج مصايب و سختي‌هاى اين درياى ژرف، آسوده و در امان نيست. در اين جهان لذت و درد‌مانند نيروى مثبت و منفى همه جا همراه يكديگر انجام وظيفه مي‌كنند.[1] خداوند سبحان انسان را مختار‌آفريد تا بتواند در اين امواج متلاطم خود را به ساحل نجات برساند يا اين كه گرفتار شرور و گناهان شود و در‌درياى متلاطم زندگى غرق شود. از طرف ديگر، راه هدايت و رستگاري را از طريق ارسال انبيا و امامت امامان‌معصوم7 به مردم نشان داد تا انسان بتواند خود را به سر منزل مقصود برساند. انسان اگر براساس فرامين الهي‌رفتار كند و زندگى خود را بر اين محور تنظيم نمايد، به ساحل نجات و رستگارى خواهد رسيد. ‌در دوران جوانى هر شخصى با سؤالات متعددى مواجه مي‌شود كه سعى در يافتن پاسخى مناسب براي‌آن‌ها مي‌تواند راهگشا باشد و انسان را به سرمنزل مقصود برساند و آينه روشن را براى او ترسيم نمايد.‌كسى كه بر اثر پاره‌اى اشتباهات، دستخوش هراس و انديشه بى جا مي‌شود، بايد بداند كه اگر كارى كه‌نبايست صورت بگيرد انجام شد، فكر را با سوهان اضطراب و نگرانى ساييدن بي‌حاصل است، وانگهى حق‌ندارد از مصايبى كه در نتيجه اعمال گذشته‌اش به وقوع پيوسته، شكايت كند. چون هر كسى بذرى كاشت، بايد‌حاصل آن را بردارد. حال اگر بذر بدى افشاند، مقصر كيست؟ آيا بايد از خود سلب مسئوليت كرد و گناه را به‌گردن ديگرى گذاشت؟ اگر انسان آن گونه كه ذكر شد، با تأسف و حسرت گذشته زندگى كند، تنها نتيجه‌اى كه‌براى او حاصل مي‌شود، اين است كه زندگى اش تاريك و فعاليتش فلج مي‌شود. از اين رو، انسان بايد از گذشته‌پند گرفته و توجه خود را به حال و آينده معطوف دارد تا به آسايش روحى برسد.[2] انسان در پرتو ايمان به خدا‌و عشق به او، به اطمينان و آرامش درونى مي‌رسد و آن چنان مصونيتى در جان خود احساس مي‌كند كه‌ناكامي‌ها و گرفتاري‌ها و شكست‌ها هرگز نمي‌توانند در ضمير پاك اين گونه افراد طوفان به پا كنند و آن‌ها را دچار‌زبونى و يأس و خودباختگى سازند. البته انسان بايد حقيقت ايمان را در جان و وجود خود متبلور سازد و از ثمره‌و نتيجه عبادات كه ياد خدا است، بهره‌مند شود و لذت آن را بچشد قرآن كريم مي‌فرمايد: "‌الا بذكر اللّه تطمئن‌القلوب[3]؛ با اتكاى به خداوند، دل‌هاي پريشان، مطمئن و آرام خواهد شد". "‌هو الذى انزل السكينهْْ فى قلوب المؤمنين[4]؛ خدا است كه به دل‌هاى مؤمنان سكون و آرامش مي‌بخشد". ‌قرآن ثبات و آرامش را از آنِ كسانى مي‌داند كه قلبي سرشار از ايمان داشته باشند. "‌ألا ان اولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون[5]؛ آگاه باش ترس و اندوهى براي دوستان خدا نيست".‌انسان بايد خود را در مسيرى قرار دهد كه موفق شود به حقيقت ايمان برسد و اين امر ميسر نمي‌شود مگر اين كه‌براساس موازين الهى حركت كند و اهل مراقبت باشد. اعمال و رفتار انسانى كه در مسير جلب محبت الهى گام‌برمي‌دارد، بايد سير صعودى را طى كند تا شخص در هر مرحله‌اى بالاتر از مرحله قبل باشد و بتواند محبت‌خداوند را جلب كند. محبت خدا عبارت است از تطهير باطن بنده از غير خدا و خالي نمودن وجودش از هر‌مانعى كه بين او و مولايش حايل مي‌شود، تا جز با حق بنا شد و از حق نشنود و جز با حق نبيند و جز با حق‌نگرويد.[6]‌هر قدر شما در طريق عبادت و خودسازى گام برداريد، موجب جلب رضايت الهى مي‌شود و‌صفاى باطن و رفع حجاب قلبى در جان شما محقق مي‌شود و هميشه از لطف و كرم بهره‌مند خواهيد شد.([1])‌سيد مجتبى موسوى لاري، رسالت اخلاق در تكامل انسان، ص 153. ([2])‌سيد مجتبى موسوى لاري، رسالت اخلاق در تكامل انسان، ص 157 ـ 158، با تخليص. ([3])‌سوره رعد (13) آيه 28. ([4])‌سوره فتح (48) آيه 4. ([5])‌سوره يونس (10) آيه 62. ([6])‌سيد عبدالله شبر، اخلاق، ص 413.
کد سوال : 50615
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : موتور سيكلتِ يكى از همكاران به امانت در اختيار معلم ديگرى بوده است . طَلْق باران گير موتور به طور سهوى شكسته است . قيمت طلق موتور 5000تومان بوده و قبلاً نصف آن شكسته بوده است . آن شخص يك طلق باران گير به 7500تومان به صاحب موتور داده است . حال با توجه به
پاسخ : مورد مذكور امانت نيست , بلكه عاريه است . ايشان موتور را عاريه كرده تا سوار آن شود و از آن استفاده كند. كسى كه چيزى را عاريه مى كند, اگر افراط و تفريط نكند و مورد عاريه تلف يا خراب شود, عاريه كننده ضامن نيست , چون دست عاريه كننده , دست امانى است , ولى اگر در حفظ و نگهدارى آن كوتاهى كرده باش , مثلاًموتور را قفل نكرده يا در جايى كه محفوظ باشد, نگذاشته يا اين كه در محلّى موتور را گذاشته كه بنّايى مى كنند وآجرى افتاد و طلق شكست , ضامن است . اگر كوتاهى كرد و طلقى كه معيوب و شكسته بود, بيشتر شكسته , ضامن شكستهء اضافى است .(1) (پـاورقى 1.تحريرالوسيله , ج 1 ص 594
کد سوال : 50616
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : شيشهء روى ميز مدير مدرسه توسط يكى از معلّمان سنى مذهب سهواً شكسته شده , آيا ضامن است ؟نظريهء علماى اهل سنّت در اين باره چيست ؟
پاسخ : برادر عزيز و جانباز گرامى ! خساراتى كه بر امواى ديگران از جمله بر بيت المال ولو سهواً واردمى شود, موجب ضمان است و بايد خسارت زننده آن را جبران كند.(1)محقق صاحب شرايع فرمود: يكى از چيزهايى كه موجب ضمان مى شود, اتلاف مال مردم است . كسى كه مال ديگران را تلف مى كند, ضامن است .(2)صاحب جواهر در ذيل اين كلام فرمود: در اين مطلب (ضمان ) هيچ خلافى بين مسلمانان نيست . شيعه و سنّى همه قبول دارند اگر كسى مال ديگرى را تلف كرد, ضامن است . ثانياً اجماع فقها بر اين مطلب است . ثالثاً حكم ضمان ضرورى عقل و فقه است .(3) از كلام صاحب جواهر استفاده مى شود كه بنا بر عقيدهء اهل سنّت , كسى كه مال مردم را تلف بكند, ضامن است . امام خمينى (ره ) نيز بر اين فتوا هستند.(4)در مستدرك از دعائم الاسلام آورده است كه حضرت امير المؤمنين 7در مورد كسى كه اسب ديگرى را بيهوده كشته يا درختى را قطع كرده يا زرعى را فاسد كرده يا خانه اى را خراب كرده بود... حكم كرد بايد قيمت آن اشيا رابپردازد, به اضافه اين كه اگر عمداً اين كارها را كرده , چند تازيانه بخورد و اگر سهواً بود, فقهاغرامت بپردازد.(5)از اهل سنت نيز رواياتى به همين مضمون در كتاب كنز العمال , جلد 10 كتاب الغصب وارد شده است . بنابراين مسئلهء غرامت , اجماعى و از ضروريات اسلامى است و فرقى بين شيعه و سنّى در اين حكم نيست .(پـاورقى 1.آيت اللّه فاضل , جامع المسائل , ج 2 سؤال 860(پـاورقى 2.جواهر الكلام , ج 37 ص 46(پـاورقى 3.همان .(پـاورقى 4.استفتائات , ج 2 ص 529و 537و 547و 560 تحرير الوسيله ء, ج 2 ص 190 كنز العمال ج 10 حديث 30366(پـاورقى 5ً.ميرزا حسن موسوى بجنوردى , القواعد الفقهيه , ج 2 قاعدهء اتلاف , ص 19
کد سوال : 50617
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : رنگ زدن موى سر از نظر دين اسلام چه حكمى دارد؟
پاسخ : رنگ كردن موى سر و ابرو و ريش براى وضو و غسل اشكالى ندارد(1) و اگر باعث رغبت شوهر يا زن شود, خالى از استحباب نيست . خضاب كردن مستحب است . در روايات آمده است : (2)امام صادق 7فرمود: .(3) و پيامبر به زنان امر مى كرد خضاب كنند.(4) فوائدى براى خضاب كردن در روايات آمده است : براى نور چشم مفيد است ; بوى بد را از انسان دور مى كند; بدن را نرم مى كند و باعث لطافت پوست مى شود; لثه ها را محكم مى كند; باعث شادمانى قلب مى شود, در نتيجه وسوسه هاى شيطانى از انسان دور مى شود; باعث خشنودى ملائكه مى شود.(5) دربارهء پيامبر6و امام حسين و امام باقر8نقل شده كه خضاب مى كردند.(6)(پـاورقى 1.آيت اللّه فاضل , جامع المسائل , ج 1 ص 49(پـاورقى 2.سفينة البحار, مادهء خضب .(پـاورقى 3.همان .(پـاورقى 4.همان .(پـاورقى 5.همان .(پـاورقى 6.همان .
کد سوال : 50618
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مقاربت با زن هنگامى كه باردار است , آيا از نظر پزشكى و شرعى مشكلى به وجود مى آورد؟
پاسخ : از نظر شرعى مشكلى ندارد و از نظر پزشكى موارد مختلف است . براى اغل زنان مشكلى پيش نمى آيد و در مورد برخى دچار مشكل مى شوند در اين مورد به پزشك متخصص مراجعه كنيد. البته اگر به نظر پزشك متخصص , آميزش هنگام باردارى براى بچه يا مادر ضرر داشته باشد, از نظر شرعى جائز نخواهد بود. لذا مواردى كه احتمال ضرر هست , خوب است با پزشك مشورت شود.
کد سوال : 50619
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا به كار بردن ژل يا روغن مو براى وضو اشكال دارد؟
پاسخ : استفاده از ژل و روغن اگر مانع رسيدن آب به اعضاى وضو يا مانع مسح باشد, وضو را باطل مى كند,ولى اگر مانند رنگ باشد و مانعيتى براى وضو نداشته باشد, اشكالى ندارد.(1)(پـاورقى 1.آيت اللّه فاضل , جامع المسائل , ج 1 ص 49
کد سوال : 50620
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : قربانى و ذبح گوسفند هنگام عروسى و مقابل ماشين عروس , از نظر شرعى چه حكمى دارد؟
پاسخ : ذبح گوسفند اشكالى ندارد, ولى مستحب نيست . وليمه دادن بعد از عروسى مستحب است .
کد سوال : 50621
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : فردى كه به عنوان امام جماعت نماز برگزار مى كند, نيت وى چگونه است ؟
پاسخ : امام جماعت مانند مأمومين نيت نماز جماعت مى كند, مثلا نيت مى كند: چهار ركعت نماز ظهر به جماعت به جا مى آورم , قربتاً الى اللّه .
کد سوال : 50622
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيه يا روايتى نقل كنيد كه در آن از آزادى انديشه و بيان مردم (حتّى آزادى مخالفان) سخن گفته باشد.
پاسخ : تفكر و انديشه در حوزه علوم عقلى و نقلى از لوازم حيات فرهنگى هر فرد است. يك انسان از اين جهت كه بايد بينشى و ديدگاهى درباره جهان و خدا و پيامبران و اديان الهى داشته باشد بايد با فكر و تعقل و انديشه آزادانه و بدون هيچ اكراه و اجبار بتواند تحقيق بكند، سؤال بكند، كاوش و جستجو كند تا بتواند مسير حقّ را پيدا كند و يا لااقل براى خودش حقّى را پيدا كند تا نزد عقل و وجدان و خدا جوابگو باشد و حجّت بر او تمام شود. براى نمونه ابن ابى العوجا كه شخصى دهرى و بى دين بود اشكالات و پرسش‏هاى خود را با شاگردان امام صادق(ع) مانند هشام بن حكم و ديگران مطرح مى‏كند و با يكديگر بحث و گفتگو مى‏كردند و حتى با خود امام صادق(ع) نيز بحث و مذاكره مى‏كردند يا جاثليق و كشيشهاى مسيحى و علماى اديان ديگر با امام رضا(ع) بحث و مذاكره مى‏كردند و امامان بزرگوار نيز از بحث‏هاى آنان استقبال مى‏كردند و جواب شبهات آن‏ها را مى‏دادند. بنابراين، هر فرد بايد دنبال كشف حقيقت باشد و با متخصّصان هر رشته به بحث و گفتگو بنشيند تا بتواند حجت و برهان عقلى بر روش و متد و افكار خود داشته باشد. اصولاً دين و تديّن كه زير بناى اعمال انسان است و به عمل‏ها و كارهاى انسان شكل مى‏دهد، قابل اجبار و اكراه نيست و نمى‏توان كسى را بر آن مجبور ساخت. اعتقاد قلبى آن چنان در قلب انسان رسوخ مى‏كند كه حتى با سرنيزه نيز نمى‏توان آن را تغيير داد، مانند گاليله كه اعتقاد داشت كه زمين به دور خورشيد مى‏چرخد، ولى ديگران او را تهديد به مرگ كردند كه چرا مى‏گويى زمين به دور خورشيد مى‏چرخد، ولى ايشان دست از عقيده خود برداشت.اسلام و علماى اسلام بر اين مطلب تأكيد دارند كه هر انسان عاقل و بالغى بايد حجت و برهانى بر معتقدات خود داشته باشد در اصول دين نمى‏توان تقليد كرد. اسلام موافق با آزادى بيان است، اما نه آزادى مطلق، براى اين كه آزادى بيان نبايد موجب شبهه و انحراف و نحل به مبانى و انديشه‏هاى دينى و آزادى‏هاى عموم مردم شود، براى نمونه شخصى با بيان خود مطالب خرافى پوچى را به مردم القا مى‏كند در زمان حضرت موسى(ع) سامرى با بيان خود مردم را به گوساله پرستى كشاند و آنان را از خداپرستى كه راه صحيح و همراه با حجّت و برهان بود، منحرف كرد. بيان و سخن گفتن مانند دست وپاى انسان، وسيله و حربه ايت است كه با آن مى‏توان به ديگران ظلم كرد و مى‏توان به مردم و جامعه كمك كرد. اگر دست و پاى انسان آزاد مطلق است بيان هم بايد آزاد مطلق باشد در حالى كه چنين نيست. همان طورى كه انسان نمى‏تواند به عنوان آزادى صبح كه از خانه بيرون مى‏آيد با پاى خويش به هر كس و هر چيز كه مى‏رسد اذيّت و آزار برساند يا با دستش به هر كس كه مى‏رسد ظلم كند، همين طور با زبانش هم نمى‏تواند و نبايد هر چه خواست بگويد. از كلمات زيباى اميرالمؤمنين(ع) است كه مى‏فرمايد: ربّ قول أنفذ من صول؛(1)چه بساگفتارى كه از شمشير برنده‏تر است.اعتقادات انسان بايد بر ميزان و مبانى صحيح و عاقلانه استوار باشد اما ابراز و بيان آن‏ها در جامعه و القاى آنها به ديگران در صورتى آزاد است كه بر اساس عقل و منطق و برهان استوار باشد، اگر بيان و سخنى بر ميزان حقّ و عدل نباشد نبايد براى ديگران مطرح شود و انسان نبايد به خود حق دهد كه آن را به ديگران القا كند.اسلام و عالمان اسلامى هرگز مخالف با آزادى اعتقاد نيستند، بلكه اصرار دارند كه چشم بسته چيزى را قبول نكنيد. در اعتقادات بايد تحقيق كنيد و تقليد از ديگران نكنيد و اگر كسى با عالمان دينى مجالست داشته باشد و در درس‏هاى آنان شركت كند متوجه مى‏شود كه هر شخص با هر مرامى كه باشد مى‏تواند سؤال كند و حرف خود را مطرح كند و جواب بشنود. البته اين گونه بحث‏ها و سؤال و پرسش‏ها در محيطهاى مخصوص علم و دانش و مربوط به حوزه انديشه دينى آزاد است و هيچ كس مخالف با آن نيست، ولى اگر كسى بدون تحقيق كافى و بدون بحث و گفتگو با اهل فنّ و با متخصصان آن علم بخواهد مطالب غير منطقى خود را در بين مردم مطرح كند و تراوشات فكرى خود را به ديگران القا كند آزاد نيست و خود او نيز نبايد به خود اجازه دهد هر حرفى را به ديگران القا كند، چون سطح معلومات مردم متفاوت است و در بين آنان افراد كم سواد، كوتاه بين، كم ظرفيت، ناتوان وجود دارد. القاى افكار انحرافى در سطح عموم جامعه مانند ايناست كه داروهاى يك داروخانه را آزادانه در اختيار اقشار مختلف مردم قرار دهند، بديهى است كه تمامى اين داروها براى همگان مفيد نيست و امكان دارد سوء استفاده‏هاى خطرناكى از آن‏ها بشود. پاورقى1 نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره 394.
کد سوال : 50623
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيه يا روايتى نقل كنيد كه در آن از برترى رحمت بر خشونت سخن گفته باشد.
پاسخ : در زندگى اجتماعى انسان‏ها و ارتباطات بين آن‏ها آن چه بسيار ضرورى و لازم است تفاهم و همدلى و بيگانگى و احترام به يكديگر است و اصل اوّلى در زندگى اجتماعى بر رحمت و عطوفت و صلح و صفا استوار است. اجتماعى بودن انسان اقتضا دارد كه بين انسان‏ها برخورد و خشونتى نباشد. همه انسان‏ها بايد به اين اصل احترام بگذارند تا بتوانند در كنار يكديگر با صلح و صفا زندگى كنند، ولى گاهى بعضى افراد به حدّ و حدود خود قانع نيستند با تجاوز به حدود ديگران، حق ديگران را از بين مى‏برند، در اين جا بايد آنان را از تجاوز بازداشت و براى اين مواقع از نيرويى كه خداوند در انسان قرار داده به نام غضب، استفاده مى‏شود. بنابراين بايد اصل اوّلى در زندگى بشر بر رحمت و عطوفت باشد و گاهى از نيروى قهريه استفاده كرد. در حقيقت خشونت و غضب وسيله جلوگيرى و دفاع و به منزله درمان است. همان طورى كه پزشك گاهى مجبور مى‏شود بيمار را آمپول بزند يا جرّاحى بكند، ولى اصل اوليه غلبه رحمت بر غضب است، در دعا دارد يا من سبقت رحمته غضبه، اى كسى كه رحمتش بر غضبش مى‏چربد.از ديدگاه ديناسلام، انسان مسلمان بايد در مواردى ناخشنودى خود را ابراز دارد. از جمله:1- در برخود با اهل اديان ديگر، اگر آنان با مسلمانان ناخشنودى و اظهار دشمنى كنند يا عليه مسلمانان توطئه يا جنگ راه بياندازند، آنان هم بايد مقابه كنند. قرآن مى‏فرمايد: "لتجدنّ اشدّ النّاس عداوةً للّذين آمنوا اليهود و الّذين اشركوا (1) به طور مسلم دشمن‏ترين مردم نسبت به مؤمنان را يهود و مشركان مى‏يابى (يهود و مشركان با شما مسلمانان عداوت و دشمنى بيشترى دارند) و قاتلو فى سبيل اللّه الذين يقاتلونكم و لا تعتدوا إنّ اللّه لا يحبّ المعتدين و اقتلوهم حيث ثقفتموهم واخرجوهم من حيث اخرجوكم و الفتنة اشدّ من القتل و لا تقتلوهم عند المسجد الحرام حتّى يقاتلوكم فيه فإن فاتلوكم فاقتلوهم كذلك جزاء الكافرين. فان انتهو فانّ اللّه غفور رحيم و قاتلوهم حتّى لا تكون فتنة و يكون الدين للّه فان انتهوا فلا عدوان الاّ على الظالمين(2) در راه خدا با كسانى كه با شما مى‏جنگند نبرد كنيد و از حدّ تجاوز نكنيد؛ زيرا خدا تجاوز كاران را دوست ندارد و آنان (مشركان و كفارى كه با شما مى‏جنگند) را هر كجا يافتيد به قتل برسانيد و از آن جا كه شما را بيرون ساختند آن‏ها را بيرون كنيد و فتنه گرى از كشتار بدتر است و با آنان در نزد مسجد الحرام جنگ نكنيد مگر اين كه با شما پيكار كنند. با آنان بجنگيد چنين است جزاى كافران و اگر خوددارى كردند خداوند بخشنده و مهربان است و با آنان پيكار كنيد تا فتنه باقى نماند و دين مخصوص خدا گردد. اگر دست برداشتن شما هم به آنان تجاوز نكنيد مگر بر ظالمان.از اين آيات استفاده مى‏شود اگر دشمنان اسلام دشمنى و فتنه گرى و توظئه كردند بايستى در مقابل آنان ايستادگى ومقاومت و مقابله به مثل كرد و كوتاهى كردن و سهل انگارى در اين موارد از گناهان بزرگ است.در سوره فتح فرموده است: محمد رسول اللّه و الّذين معه اشداء على الكفّار رحماء بينهم(3). محمد رسول اللّه است و كسانى كه همراه با او هستند بر كفّار شديد و سخت هستند و بين خودشان رحيم و مهربان هستند.از اين آيه استفاده مى‏شود كه مسلمانان بايد به يكديگر مهربان باشند و در برابر دشمنان قوى و محكم باشند. در اوصاف پيامبر(ص) آمده است: ايشان شخصى لَيّن و نرم خو و مهربان بود. فيما رحمة من اللّه لِنْتَ لهم و لو كنت فظّاً غليظ القلب لا نفضّوا من حولك. فاعف عنهم و استغفرلهم و شاور هم فى الامر.(4). از رحمت الهى بر تو اين بود كه نسبت به مردم نرم خو بودى و اگر بد اخلاق و تُند خو بودى از دور و برِ تو پراكنده مى‏شدند. بنابراين از آنان عفو و گذشت داشته باش و از آنان بگذر و با آنان مشورت كن.2- مورد دوم كه ابراز خشونت مفيد و لازم است. برخورد با گناهان و گناهكاران است. بر اساس روايات بايد در برابر گناه و گناهكار راضى نباشيم و ناخشنودى خود را به عنوان نهى از منكر اظهار كنيم. البته نهى از منكر هم اگر با زبان محبت باشد بهتر اثر مى‏كند.از اميرالمؤمنين(ع) نقل شده است: الراضى بفعل قوم كالداخل فيه معهم؛(5). هر كس به گناه ديگران راضى باشد مانند اين است كه با آنان در آن كار شريك بوده است.رسول خدا(ص) فرمود: هر چشمى كه كارى زشت و منكر و معصيت خداى را ببيند و آن را تغيير ندهد و يا بر آن خشمگين نشود خداوند در روز قيامت آن چشم را مى‏گرياند گرچه صاحب آن چشم ولىّ خدا باشد(6) حضرت عيسى بن مريم(ع) به اصحاب خود فرمود: به سوى خدا دوستى و تقرّب بجوئيد. گفتند: يا روح اللّه به چه وسيله محبّت و تقرّب به خدا بجوييم؟ فرمود: به وسيله دشمن داشتن گناهكاران و رضايت و خشنودى خدا را با دشمنى معصيت كاران بجوييد(7) بنابراين، اصل در روال زندگى اجتماعى بر عطوفت و رأفت است و تا آن جا كه ممكن باشد بايد با عفو و گذشت و تعاطف به يكديگر زندگى اجتماعى را زيبا و خوشگوارا كرد، ولى در مواردى كه دشمنان تجاوز مى‏كنند يا فردى در جامعه به حدّ و حدود ديگران تجاوز مى‏كند براى جلوگيرى از تجاوز، چاره‏اى جز مقابله و دست زدنب ه خشونت نيست.(پاورقى1 مائده (6) آيه 82.)(پاورقى بقره (2) آيه 191.)(پاورقى3 فتح (48) آيه 29.)(پاورقى4 آل عمران (3) آيه 159.)(پاورقى5 نهج البلاغه، كلمات قصار 154.)(پاورقى 6 آثار الصادقين، ج 13، ص 267.)(پاورقى7 همان، ص 268.)