کد سوال : 50264
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا حركت به سوى تكامل فقط در زندگى دنيوى امكان دارد يا در عالم برزخ ادامه پيدا مى كند؟ آيا مراسم شب هفت , چهلم و سالگرد تأثيرى در وضع برزخى دارد؟
پاسخ : عالم برزخ , عالى است بين دنيا و قيامت كبرى كه از جهاتى به دنيا شباهتدارد و برخى ويژگى هاى آن مشابه قيامت است . در برزخ همانند دنيا شب و روز وجود دارد. جايگاهى موقتى است و گذرگاهى است كه هيچ انسانى در آن بقا و خلودندارد. پروندهء اعمال خير و شر انسان مسدود نمى گردد, بلكه نامهء عمل هم چنان گشوده است تا آثار و تبعات اعمال خوب وبدى كه در دنيا انجام داده , در آن نامه درج گردد و اگر بازماندگان هدايايى از دعا و خيرات و طلب مغفرت براى وى بفرستندو حتى ذكر خيرى از وى به ميان آورند, در كاهش كيفر يا افزايش ثواب و جلب رحمت و مغفرت الهى مؤثر است .(1) بنابراين در عالم برزخ همانند دنيا, رشد و تكامل ياانحطاط و خسران وجود دارد و تداوم مى يابد, اما تفاوت هايى بادنيا دارد كه از اين جهت مشابه قيامت كبرى است . مهم ترين آن است . انسان در دنيا مختار است راه هدايت و رشد و كمال را برگزيند و از راه تفهّم و تدبّر در آيات تكوين (طبيعت ) و تشريع (قرآن ) بندهء شاكر خدا گردد و به لوازم و اوامر و نواهى آن عمل نمايد و سيره و سنت انبيا و اوليا مخصوصاً چهارده معصوم : را تابلوى راه زندگى خويش برگزيند و در گروه صالحان و مقرّبان پيشگاه ربوبى درآيد, يا بندهء كافر گردد و با بى توجهى و بى اعتنايى به نعمت هاى الهى ولوازم آن مخصوصاً نعمت (قرآن و عترت ) راه كفران را در پيش گيرد و حقايق را ناديده گيرد و راه سعادت و كمال راپشت سر اندازد و كوره راه هاى شقاوت و بدبختى را پيش گيرد.(2) اما بدانيم دنيا مزرعهاست . آن چه را روز برداشت محصول و قل الحق من ربّكم فمن شاء فلْيؤمن و من شاء فليكفر... .كهف است . نتيجهء بحث : بدون ترديد عامل برزخ جهان ركود و توقف نيست , بلكه روح و عقل انسان ها در برزخ به سوى تكامل علمى وفرهنگى و دينى در بُعد نظرى حركت مى كند. بدين سان كه دور هم جمع مى شوند و مطالب علمى و معارف اسلامى به وسيله ءارواح عالِمان و نوابغ , براى كسانى كه اين گونه معلومات را كسب كرده اند, مطرح مى گردد. مطابق بعضى روايات , آموزش وحفظ قرآن در برزخ انجام مى گيرد, زيرا ارتقا به درجات بهشت در قيامت در گرو خواندن آيات قرآن است . ملائكه مى گويند:قرآن بخوان و بالا برو.(3) كسانى كه در دنيا از معلومات بى خبرند, در برزخ نيز چنين هستند. در برزخ فرصتى مساعد و طولانى براى تعليم و تعلم وجود دارد.(4)معرفى كتاب جهت مطالعه :1 حيات پس از مرگ , اثر علامه طباطبايى ; 2 معاد, اثر شهيد مطهرى (مجموعهء آثار, ج 4;3 معاد در نگاه عقل و دين , اثر محمد باقر شريعتى ;4 معاد انسان و جهان , اثر جعفر سبحانى ;5 معاد از نظر روح و جسم , اثر محمد تقى فلسفى ;6 به سوى جهان ابدى , اثر زين العابدين قربانى .(پـاورقى 1. شهيد مطهرى آ حيات اخروى و مجموعهء آثار ج 2 ص 519(پـاورقى 2.(18 آيه 29و الانسان (76 آيهء 3(پـاورقى 3ً.. از نبى مكرّم ـ چهل حديث , امام خمينى , ص 259(پـاورقى 4.محمد باقر شريعتى سبزوارى , معاد در نگاه عقل و دين , ص 324
کد سوال : 50265
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در زمان كدام پيغمبر حرمت ازدواج خواهر و برادر قرار داده شد.
پاسخ : خداوند مى داند ما چيزى در تاريخ تا كنون نيافتيم .
کد سوال : 50266
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر كسى پول خود را به همان مقدار سود بانكى در اختيار فردى قرار دهد آيا حكم ربا دارد يا حلاف است ؟
پاسخ : گرفتن بهره به عنوان كارمزد در قبال وامى كه بانك ها و قرض الحسنه ها پرداخت مى كنند به شرطى جايز است كه بارضايت وام گيرندگان بشاد و آن را صرف پرداخت حقوق كارمندان و تأمين هزينه هاى جارى براى حفظ حساب ها و سايرخدمات نمايند.(1)بنابراين مجموع پولى كه تحت اين عنوان در هر سال گرفته مى شود نبايد با مجموع هزينه هاى آن سال چنان كه اخذ سودبانكى در صورتى جايز است كه تحت عنوان يكى از عقود شرعى مثل مضاربه و مساقات و جعاله انجام گيرد و انسان اطمينان داشته باشد كه به آن عمل مى شود نه آن كه صرفاً روى كاغذ باشد و جنبهء صورى داشته باشد.(2) بنابراين گرفتن پول در فرض مذكور ربا است و جايز نيست .(پـاورقى 1.آيت اللّه مكارم شيرازى , مجموعه استفتائات جديد, ص 161و جامع المسائل , ج 1 ص 286و آيت اللّه صافى , جامع الاحكام و آيت اللّه حاج شيخ جواد تبريزى , استفتائاتجديد, ص 478ـ 479 (پـاورقى 2.همان .
کد سوال : 50267
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : سودى كه بانك ها در قبال سپرده مردم ارائه مى دهند, چه حكمى دارد؟
پاسخ : اگر آيين نامه هاى بانك كه در زمينه عقود شرعيه و راه هاى نجات از ربا وضع شده , عملى گردد و شما اطمينان به اجراى آن داشته باشيد, اشكال ندارد.(1)(پـاورقى 1.آيت اللّه مكارم شيرازى , مجموعهء استفتائات جديد, ص 161و آيت اللّه حاج شيخ جواد تبريزى , استفتائات جديد, ص 478
کد سوال : 50268
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ملاك حكم حرمت موسيقى چيست ؟ اگر خواننده زن باشد, گوش دادن بهآن حرام است ؟ يا حرمت به خاطرآهنگ و رقم خاص آن و يا به محتوا و مضامين باطل و گمراه كننده آن مربوط مى شود؟
پاسخ : موسيقى مطرب و لهوى حرام است . خواننده آن زن باشد يا مرد حكم آن تفاوتى نمى كند بلكه كليه موسيقى ها وصداها و آهنگ ها و آوازه خوانى هايى كه مناسب مجالس خوشگذرانى و لهو وفساد باشد يا مشتمل بر محتوا و مضامين باطل و گمراه كننده باشد ـ و يا مقدمه اى براى يك گناه ديگر قرار گيرد ـ حرام است .(1)مفهوم كلام اين است كه اگر موسيقى مطرب و لهو و لعب نباشد حرام نيست اگر زن و مرد با هم بخوانند به طورى كه صداى زن مشخص نباشد مانعى ندارد, ولى از زن در ميان مجلس آميخته با مردان بخواند حرام است .(پـاورقى 1.آيت اللّه تبريزى , استفتائات جديد, ص 220 آيت اللّه مكارم شيرازى , مجموعه استفتائات جديد, ص 146ـ 147 آيت اللّه فاضل لنكرانى , ج 1جامع المسائل , ج 1 ص 254
کد سوال : 50269
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : حضرت فاطمه 3توسط چه كسى به شهادت رسيد؟
پاسخ : همه كسانى كه قدرت دفاع از حضرت صديقه طاهره فاطمه 3را داشتند, ولى دفاع نكردند يا با حضورشان به عنوان تماشاچى و سياهى لشكر در جناح و طرفى كه مخالفان على و فاطمه 3بودند و يا با شعار دادن و فرياد نمودن كارابوبكر و عمر را تأييد نمودند, شريك جرم و جنايتى هستند كه منجر به شهادت آن مظلومه فريده گشته است . اگر چه جرم برخى از آنان كه با صدور فرمان يا با دخالت مستقيم مجرى دستورى شدند كه خانه آن مظلومه را به آتش كشيدند, فرزندداخل رحمش , محسن كشته شد و آمد بر سر اهل بيت آن مصيبتى كه قلم از بيان آن شرم و حيا مى كند ـ بيشتر است ,مخصوصاً جرم ابوبكر, عمر, قنفذ و مغيره كه جرم دو نفر اولى قابل مقايسه با ظلم و جنايات ديگران نيست همان دو نفرى كه حضرت صديقهء مظلومه 3فرمود: من از شما راضى نيستم و هيچ نمازى را نمى خوانم مگر اين كه شما را لعن و نفرين خواهم كرد. خوش تر آن باشد كه سرّ دلبران گفته آيد در حديث ديگران]براى بيان گوشه اى از واقعيت ,به مسانيد و كتب اهل سنّت مراجعه مى كنيم :عبدالفتاح عبدالمقصود (يكى از نويسندگان اهل سنت ) داستان غم انگيز عجوم به خانه وحى و هتك حرمت بضعةالرسول 6را چنين بيان مى كند: عمر بن خطاب در حالى كه گروهى او را همراهى مى كردند, جهت اخذ بيعت از على بن ابيطالب 7براى ابوبكر به در خانه فاطمه 3آمد و فرياد زد: سوگند به آن كسى كه جان عمر در دست اوست بايد از خانه بيرون بياييد در غير اين وصرت خانه را به سر ساكنانش آتش مى زنم . عده اى از صحابه كه از خدا مى ترسيدند و حرمت پيامبر6را در مورد فرزندانش رعايت مى كردند گفتند: اباحفص (كنيه عمر) چگونه مى خواهى خانه را به آتش بكشى درحالى كه فاطمه 3در اين خانه است ؟ عمر با بى پروايى و بى حيايى تمام با صداى بلند گفت : اگر چه فاطمه باشد به آتش مى كشم . سپس عمر به خانه فاطمه 3هجوم برد و با مشت و لگد به در مى كوبيد تا به زور وارد خانه شود. على 7از خانه بيرون آمد. در همان هنگام طنين صداى گريه و نالهء جان سوز فاطمه 3دخت گرامى پيامبر كه در نزديكى در خانه بود, بلندشد. استغاثه كنان از صميم قلب و عمق جان فرياد مى زد و مى فرمود: يا ابتاه يا رسول اللّه , ببين بعد از رحلت تو عمر و ابوبكرچه به روزگار دخترت آورده اند(1)! صداى جان سوز زهرا3آن چنان جدّى و دردناك بود كه گويا ميخواهد پدرش رسول خدا را كه به ظاهر در نزديكى خانه اش خفته و در رضوان پروردگارش جاى گرفته , به دنيا برگرداند تا يكى از اصحاب سركش گردن فراز بى پروا را كه به خانه اش هجوم آورده , به جاى خود بنشاند و جبروتش را زايل سازد و شدت عمل و سخت گيريش را نابود سازد.(2)عبدالله الصفدرى شافعى از قول نظام بصرى نقل كرده : در روزى كه عمر بن خطاب جهت بيعت گرفتن از على 7براى ابوبكر,به خانه فاطمه 3هجوم برد آن چنان ضربه اى به پهلوى فاطمه وارد كرد كه فرزند داخل رحمش يعنى محسن را ساقط كرد.(3)ذهبى در ميزان الاعتدال مى نويسد: محسن با ضربه لگدى كه عمر به پهلوى فاطمه زد كشته شد. مسعودى مى نويسد: درِ خانه فاطمه 3راآتش زدند. و زهرا سيده زنان را آن چنان با در فشار دادند تا اين كه محسن او كشته شد.(4) عبداله بن عباس نقل ميكند: روزى پيامبر اكرم 6را ديديم كه به شدت گريه مى كرد. از علت آن پرسيديم فرمود: مى بينم روزى راكه فاطمهء من مورد بى احترامى قرار مى گيرد. ارث و حق او را غصب مى كنند. پهلوى او رامى شكنند, محمول رحم او را مى كشند دخترم پيوسته گريه و ندبه مى كند و مى گويد: يا محمداه ! ولى كسى به او جواب نمى دهد.(5)ضربه هايى كه از عمر بن خطاب به پهلو و صورت و از قنفذ و مغيره به بازوى حضرت صديقهء طاره وارد شد و غم و اندوه وخون دلى كه از هتّاكى و بى حرمتى عده اى و سكوت و بى تفاوتى ديگران نسبت به ظلم و ستم هايى كه به فاطمه 3و اهل بيتش وارد شد موجب گشت كه فاطمه 3در بستر بيمارى بخوابد و بعد از رحلت پدر بزرگوارش نتواند بيشتر از دو ماه و نيم يا حداكثر سه ماه و پنج روز ـ به اختلاف روايات ـ زندگى نمايد.(پـاورقى 1.ابن قتيبه دينورى در الامامه و السياسه , ج 1 ص 16 مطلب را اين گونه بيان مى كند: فلمّا سمعت اصواتهم نادت بأعلى صوتها, يا ابتاه يا رسول اللّه ماذالقينا بعدك من ابن الخطاب و ابن ابى قحافه .(پـاورقى 2.عبدالفتاح عبدالمقصود, الامام على 7 ج 4 ص 274ـ 277 (پـاورقى 3.الوافى بالوفيات , ج 6 ص 17 حديث شماره 2444(پـاورقى 4.اثبات الوصيه , ص 110(پـاورقى 5.فرايد السمطين , ج 2 ص 34(چاپ بيروت ).
کد سوال : 50270
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا حضرت عيسى زنده است و در غيبت به سر مى برد و روزى ظهور خواهد كرد؟
پاسخ : در انجيل هاى چهارگانه (يوحنا, مرقس , متى و لوقا) آمده است كه عيسى به صليب و دار آويخته و كشته شده است .يهوديان نيز معتقدند و افتخار مى كنند كه ما عيسى را كشتيم ,(1) ولى قرآن كريم مى فرمايد: و ما قتلوه و ما صلبوه و لكن شبّه لهم ; آنان نه مسيح را كشتند و نه او را به دار آويختند ليكن واقعيت امر بر آن ها مشتبه شد.(2) يهوديها فرد ديگرى ـ به احتمال قوى شخصى به نام كه شباهت خيلى زيادى به حضرت عيسى 7اشت و از شاگردان او بود و با جاسوسى خود به آن حضرت خيانت كرد ـ به جاى حضرت مسيح دستگير كردند و او را به صليب كشيدند و كشتند.(3) اسخريوطى فردى ضعيف النفس بود كه به علت ترس و اضطرابى كه پيدا كرده بود نتوانست از خود دفاع كند. وقتى كه يهودى ها در صدد دستگيرى و كشتن حضرت عيسى برآمدند, خداوند جريان امر را به او خبر داد و فرمود:اذ قال اللّه يا عسى انّى متوفّيك و رافعك الى ّ....(4); به ياد آوريد هنگامى را كه خدا به عيسى فرمود من تو را بر مى گيرم و به سوى خود بالا مى برم ... .بر اساس مضمون بسيارى از روايات عيسى زنده است و هنگام ظهور امام زمان 7از آسمان نازل مى گردد و جزء اصحاب خاص آن حضرت قرار مى گيرد. امام زمان 7هنگام اقامهء نماز, امامت جماعت را به او پيشنهاد مى كند, ولى حضرت عيسى قبول نمى كند و مى گويد امير و امام غير از من است ـ ارادهء خدا بر اين تعلق گرفته كه امير و امام شما باشيد ـ سپس نماز به امامت امام زمان 7اقامه مى گردد و حضرت مسيح نيز به او اقتدا مى كند.(5)(پـاورقى 1.نساء (4 آيهء 157(پـاورقى 2.همان .(پـاورقى 3.ناصر مكارم شيرازى و همراهان , تفسير نمونه , ج 4 ص 202(پـاورقى 4.آل عمران (3 آيه 55(پـاورقى 5.تفسير نمونه , ج 21 ص 100
کد سوال : 50271
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پيش از اسلام , نماز چند ركعت بود؟
پاسخ : برادر گرامى ! جهت روشن شدن جايگاه نماز در دين انبيا و سابقه تاريخى آن به سه نكته به عنوان مقدمه اشاره مى كنيم : نكتهء اول : نماز نزديك ترين راه رسيدن به مقام قرب الهى است . همه انسان هايى كه در مسير فطرت خداجويى خويش قراردارند از طريق نماز با خدا ارتباط و راز و نياز و خلوتى دارند. امام رضا7در بيان فلسفهء نماز مى فرمايد: نماز اقرار به وحدانيت و ربوبيت حق تعالى و نفى شرك از او است . نماز بيان كننده مقام تسليم و عبوديت و خضوع هر انسانى در برابرخداوند جبّار است . بنده از راه نماز به گناه خويش اعتراف مى كند و از آن آمرزش مى طلبد.(1) نكتهء دوم : شكى نيست كه همهء انبياى الهى از آدم تا خاتم النبيّين مأمور بودند كه هم خودشان نماز بخوانند و هم ديگران را به اقامه نماز توصيه كنند. به نمونه هايى كه در آيات و روايات بيان شده اشاره مى كنيم :1 وقتى حضرت آدم در زمين مسكن گزيد. جبرييل در هر يك از اوقات پنج گاه (وقت نماز صبح , ظهر, عصر, مغرب و عشا)نزد او آمد و گفت : قم يا آدم فصلّ فهذا وقت الصلوة فقام فصلّى ; اى آدم برخيز, نماز بگذار هم اكنون وقت نماز است پس آدم (در هر يك از اوقات پنج گانه ) برخاست و نماز اقامه كرد.سپس جبرييل به آدم گفت : من صلّى من ولدك فى كلّ يومٍ وليلة خمس صلوات خرج من ذنوبه ;(2)هرگاه فرزندان شما در هر شبانه روز اين پنج نماز را بگذارند از گناه خارج مى گردند.2 قرآن پس از توصيف ايمان و مقام و منزلت حضرت ابراهيم و لوط و اسحاق و يعقوب مى فرمايد: آنان را پيشوايانى قرارداديم كه به فرمان ما مردم را هدايت مى كردند و انجام كارهاى نيك و اقامهء نماز و اداى زكات را به آنان وحى كرديم .(3)حضرت ابراهيم 7از خداوند مى خواهد: او و ذريه اش را از اقامه كنندگان نماز قرار دهد.(4) 3 هنگامى كه خداوند ويژگى ها و صفات عالى حضرت اسماعيل رابيان مى كند مى فرمايد: او همواره خانواده اش را به اقامه نماز و اداى زكات فرمان مى داد.(5)4 حضرت شعيب از بس به اقامهء نماز اهميت مى داد, قومش به او مى گفتند: آيا نمازت به تو دستور مى دهد كه آن چه راپدرانمان مى پرستيدند ترك كنيم .(6) مشركان و بت پرستان از نماز شعيب 7اين پيام را گرفتند كه نماز ضد شرك و بت پرستى است و نمازگزار اهل مبارزه و جهاد و مخالفت با بت پرستان است .5 هنگامى كه حضرت موسى 7به مقام نبوت رسيد اولين پيام الهى و مأموريتى را كه بعد از توحيد دريافت نمود اين بود كه .(7)6 حضرت عيسى 7هنگامى كه در گهواره به سخن آمد, گفت : خداوند به من توصيه فرموده تا زمانى كه زنده ام , نماز بگذارم و زكات دهم .(8)نكتهء سوم : صلوة به معناى نماز, واژه اى عربى است و در اصل به معناى مطلق دعا وضع شده است . به بيان ديگر, در لغت عرب , هرگونه عبادت و دعا و راز و نياز با خدا را گويند. وقتى اسلام آمد نبىّ مكرم اسلام 6اين واژه را در عبادت خاصى كه داراى مقدماتى است و وجوب و صحت آن شرايطى دارد, به كار برده است آن چه مسلم و قطعى است .پاسخ پرسشاز سه نكتهء ذكر شده نتيجه مى گيريم , كه نماز در دين همه پيامبران از حضرت آدم تا خاتم النبيين : واجب بود, اما منظور ازنما آيا همين عبادت خاصى است كه الان انجام مى دهيم ؟ يا به گونه اى ديگر بوده ؟ به طور دقيق نمى دانيم , اما از ظواهر برخى آيات و روايات به دست مى آيد كه در مكتب انبياى گذشته نماز, داراى قيام و ركوع (9) و سجود بوده و در مكان خاصى , يعنى 1 ب ـ يا مريم اقنتى لربّك واسجدى واركبى مع الراكعين : اى مريم ! براى پروردگار خويش , خضوع كن وسجده بهجا آور و با ركوع كنندگان ركوع كن آل عمران (3 آيهء 43محرابو در اوقات پنج گانه (شب و روز چنان كه مسلمانان الان مى خوانند) اقامه مى شده است , و در مورد حضرت آدم 7پـاورقى 3.جايگاه ويژه اى كه براى اقامه نماز اختصاص داده مى شد, را محراب مى گويند.آمده كه نمازهاى خويش را در مواقع پنج گانه صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشا اقامه مى كرد او نماز مغرب را سه ركعت مى خواند.(11)(پـاورقى 1.محمد بن حسن الحر العاملى , وسائل الشيعه , ج 3 ص 4و 5 حديث شماره 7و 9(پـاورقى 2.همان , ص 9ـ 10(پـاورقى 3.انبياء (21 آيهء 73(پـاورقى 4.ابراهيم (14 آيهء 40(پـاورقى 5.مريم (19 آيهء 55(پـاورقى 6.هود (11 آيهء 87(پـاورقى 7.طه (20 آيهء 14(پـاورقى 8.مريم (19 و آيهء 31(پـاورقى 9. الف ـ فنادته الملائكه و هو قائمٌ يصلى فى المحراب : هنگامى كه او (زكريا) در محراب ايستاده ومشغول نماز بود, فرشتگان او را صدا زدند كه ... (قيام ,محراب ). آل عمران (2 آيهء 39(پـاورقى 11.وسائل الشيعه , ج 3 ص 9
کد سوال : 50272
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر بلند شديم و براى روزه گرفتن سحرى خورديم ولى فهميديم صيح بوده است , آيا روزه ايرادى دارد؟
پاسخ : اگر بدون تحقيق كه صبح شده يا نه , غذا بخورد. بعد معلوم شود صبح بوده است , بايد روزهء آن روز را بعداً قضانمايد, ولى اگر گمان يقين كرد صبح نشده و غذا خورد و بعد معلوم شد صبح بوده است , قضا ندارد.(1)(پـاورقى 1. توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 975 مسئله 1688; عروة الوثقى , فصل فى موارد وجوب القضا دون الكفارة.
کد سوال : 50273
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر در بين نماز در حال سجده , آيهء سجده را فهميديم يا خوانديم , بايد سر از سجده برداريم و دوباره به مسجدبرويم ؟ آيا نماز ايرادى ندارد.(1)(پـاورقى 1. توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 530
پاسخ : اگر در بين نماز آيهء سجده را بشنود و به اشاره سجده كند, نمازش صحيح است و بعد از نماز هم مى تواند سجده را به جا آورد. بنابراين اگر در حال سجده آيهء سجده را شنيد, پس از سر برداشتن از سجده , با اشاره سجده مى كند (سجدهء واقعى نمى كند) و نمازش صحيح است . در بين نماز نبايد آيهء سجده را بخوانيم .(1)(پـاورقى 1. توضيح المسائل مراجع , ج 1, ص 529