• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 50174
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چند نفر از مراجع در قم و نجف و مشهد صاحب رساله اند؟
پاسخ : فقها و محتهدان والامقام چه آنانى كه صاحب رسالهء عمليه هستند يا از باب شدت احتياط رساله ننوشته اند, در بلاد اسلامى و عراق و لبنان و سوريه زيادند. آنان به منزلهء ستاگان آسمان اند و نورافشانى مى كنند, ولى مجتهدان كه صاحب رساله اند و تقليد از آن ها روا است , باز زيادند كه مرعوف ترين آنان عبارتند از آيات عظام :فاضل لنكرانى , بهجت , وحيد خراسانى , سيستانى , شبيرى زنجانى و حاج شيخ جواد تبريزى . فعلاً اين ها بيشتر موردتوجه مى باشند.
کد سوال : 50175
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پس از حضرت على 7و حضرت خديجه 3دومين و سومين مرد و زنى كه مسلمان شدند, چه نام داشتند؟
پاسخ : در مورد ترتيب ايمان آوردن در اسلام جز 3نفر اول يعنى خديجه و على 7و زيدبن حارثه كه به ترتيب ايمان آوردند, مورد اتفاق نظر است , در بقيهء افراد اخلاف نظر است . ذيلاً به برخى اقوال توجه نماييد:ابن كثير از بيهقى نقل مى كند كه ابوذر غفارى (ره ) گفت : پيش ازمن سه نفر ايمان آورده بودند و من چهارمين نفرى بودم كه ايمان آورده ام .(1)مرحوم آيتى در كتاب تاريخ پيامبر اسلام از مورخان در اين مورد اقوال متفاوتى را نقل مى كند. از ابن هشام نقل مى كند كه : پيش از همه , خديجه , سپس به ترتيب على و زيدبن حارثه , ابوذر غفارى و ابوبكر ايمان آوردند. از تاريخ يعقوبى نقل مى كند كه : بعد از خديجه و على و زيد و ابوذر و ابوبكر به ترتيب عمرو بن عبسه سلمى وخالدبن سعيد ايمان آوردند. از جوامع السيره ابن حزم بازگو مى كند كه : بعد از ابوبكر, بلال سپس عمروبن عبسه سلمى و خالدبن سعيد ايمان آوردند. در برخى كتب تاريخى آمده است كه : بعد از خديجه و على و زيد از ميان مردان ابوبكر ايمان آورده است . بنابراين جز سه نفر اوّل در مورد تقدم و تأخر ايمان بقيهء افراد اختلاف نظر است . زنان تاريخ در مورد زنان كوتاهى و قصور زيادترى دارد. برخى از آنان زينب و رقيه وام كلثوم , دخترام پيامبراكرم 6را در شمار مسلمانان اوليه ذكر نكرده اند و برخى ديگر چون حلبى مى نويسد: اگر چه موخان ايمان حضرت خديجه را پيش تر از همه ذكر كرده ادن , ليكن نيم شود گفت كه زينب و رقيه وام كلثوم , دختران نبى مكرم , ديرتر از خديجه ايمان آورده اند. او بر گفتهء ابن اثر كه نوشته : به اجماع مسلمانان از همه ءخلق خدا پيش تر خديجه اسلام آورد و مرد و زنى بر وى پيشى نگرفت , اشكال مى كند كه : چهار دختر رسول خدا دراين تاريخ بوده اند و بعيد است ديرتر از مادر خود اسلام آورده باشند.(2) ابن ابى الحديد در مورد فاطمه بنت اسد مادراميرالمؤمنين 7مى نويسد: .نورى در تاريخ اسلام اگر چه مورخان كه عمدتاً اهل سنت هستند, حضرت ابوطالب و فرزندش جعفر طيّار رحمة ا... عليهما را از جمله پيشگامان اسلام ذكر نكرده اند و برخى از روى عناد نوشته اند كه او تا آخر عمر ايمان نياورد! ولى آن چه از شواهد وقراين تاريخى مى توان استنباط نمود, ايمان ابوطالب و جعفر بعد از خديجه و على و زيد, بر اسلام ديگران تقدّم داشت . ابوطالب ايمان خويش را مخفى نگه مى داشت تا همچون گذشته در موضع مرجعيت و سيد بزرگ قريش قرارگيرد و بتواند با استفاده از نفوذش در ميان مشركان , از پيامبر6حمايت كند و نقشهء شوم دشمنانش را نقش بر آب نمايد.(3)تاريخ سخن مى گويدابن اثير در اسد الغابه مى نويسد: جعفربن ابى طالب , اندكى بعد از برادرش على 7 اسلام آورد. همو مى نويسد:روايت شده كه ابوطالب , رسول خدا و على 8را ديد كه نماز مى خوانند و على 7پهلوى راست رسول خدا ايستاده است . پس به جعفر گفت : . پس جعفر بن ابيطالب در طرف ديگر رسول خدا به نماز ايستاد.(4)2 در روزگار غربت اسلام و پيامبر6كه هنوز كسى جز على و خديجه ايمان نياورده بود, تا با وى به نمازبايستند, رسول خدا براى اقامهء نماز به دره هاى اطراف مكه مى رفت و على 7نيز همراه وى بود. آنان نماز ظهر وعصر را در آن دره ها برگزار مى كردند و شب هنگام بر مى گشتند. مرحوم آيتى به نقل از تاريخ يعقوبى و تاريخ طبرى وسيرةالنبى ابن اسحاق مى نويسد: چندى به اين منوال گذشت تاروزى ابوطالب آن دو را در حال نماز ديد. پس ازسؤال و جواب با رسول خدا به على گفت : پسر جان ! اين چه دينى است كه دارى ؟ گفت : من به خدا و رسولش ايمان آورده و او را در آن چه آورده , تصديق كرده ام , و همراه وى براى خدا نماز مى گزارم و از وى پيروى مى كنم . ابوطالب گفت : البته پر عمّت تو را جز به خير و صلاح دعوت نكرده , پس همراه وى باشد.ابن كثير مى نويسد: وقتى ابوطالب فرزندش را ديد كه با پيامبر6نماز مى گزارد, از او پرسيد: آيا مسلمان شدى ؟ على پاسخ داد. بلى . ابوطالب گفت : از پسر عمّت پشتيبانى كن و ناصر و ياور او باش . اگر ابوطالب اسلام رانمى شناخت و به آن ايمان نياورده بود, چگونه فرزندانش را توصيه مى كند كه ياور و پشتيبان پيامبر باشيد؟ابوطالب و فاطمه بنت اسد چهل سال پيش از بعثت , به پيامبر ايمان آورده بودند! مرحوم كلينى در جلد دوم اصول كافى مطلب مهمى را درباره ابوطالب از دو طريق از امام صادق 7نقل كرده است . آن حضرت فرمود: .در روايت ديگرى گفته است : تو آبستن مى شوى و وصى و وزير او را مى زايى >.(5)مى دانيم كه پيامبر اكرم 6در سن چهل سالگى به مقام نبوت رسيد و ابوطالب در هنگام ولادت پيامبر6ازنبوت او سخن مى گويد و از وزارت و وصايت و جانشينى فرزندش على گفت گو مى نمايد.(پـاورقى 1.البداية النهايه , ج 3 ص 34(پـاورقى 2.همان .(پـاورقى 3.از مجموع مطالبى كه ابن كثير در البداية و النهايه , ج 3 ص 47تا 49و 53تا 57راجع به ابوطالب نوشته , همين علت را براى كتمان ايمانش مى توان فهميد.(پـاورقى 4.ابن اثير, اسدالغابه , ج 1 ص 287(پـاورقى 5ً.اصول كافى , ج 2 كتاب الحجة, مولد اميرالمؤمنين 7 مترجم , ص 349
کد سوال : 50176
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كدام يك از پيامبران به كار كشاورزى و كدام يك به كار چوپانى مشغول بودند؟
پاسخ : از امام صادق 7روايت شده : .(1)در مورد كشاورزى , يزيدبن هارون واسطى مى گويد: از امام صادق 7دربارهء كشاورزان پرسيدم , فرمود:.(2)يك تذكرسخن بر حسب مجاز گفتن امرى رايج و مشهور در همهء فرهنگ ها و تمدن ها است , مثلاً چيزى كه نزديك ده من است , مى گويند ده من . گاهى جهت بيان كثرت و زيادى مى گويند: من صد يا هزار بار به شما گفتم ! يا مى گويند: همه بااين حرف موافق هستند. چنان كه در روايت آمده است : امام سجاد7بعد از عاشورا چهل سال پيوسته همهء روزهاروزه و همهء شب ها به عبادت ايستاده بود, در حالى كه ـ امام چهار7ـ بعد از عاشورا 34ال زنده بود.مفهوم آن روايت اين است كه قريب چهل سال بعد از عاشورا زندگى كرد و اكثر روزها روزه بود, چون روزه ءبعضى ايام سال , حرام و برخى روزها مكروه است .بنابراين اگر در دو روايت ذكر شده آمده : همهء انبيا پيش از مبعوث شدن چوپان بوده يا كشاورز بودند, جز ادريس پيامبر7از باب تغليب و مجاز است , زيرا برخى انبيا همانند يحيى و عيسى در كودكى به مقام نبوت رسيدند,مخصوصاً عيسى 7كه چيزى از ولادت وى نگذشته بود كه گفت : .(3)(پـاورقى 1.سيد مصطفى حسينى دشتى , معارف و معاريف , ج 4 ص 283(پـاورقى 2.همان , ج 8 ص 507(پـاورقى 3.مريم (19 آيهء 30
کد سوال : 50177
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : تاريخ تولد و شهادت حضرت رقيه و حضرت على اصغر را بيان كنيد.
پاسخ : وقتى در تاريخ ولادت و شهادت اكثر ائمه عليهم السلام , حتى صديقهء طاهره حضرت فاطمه 3كه دخت پيامبر6و تنها يادگار او است , در ميان مورخان سنى و شيعه اختلاف آرا وجود دارد, شما انتظار نداشته باشيد در مورد بقيهء افرادِ خاندان اهل البيت عليهم السلام نقل صائب و قطعى وجود داشته باشد. در مورد ولادت حضرت على اصغر7دو قول است : يكى اين كه نام او عبداللّه بوده و معروف به عبداللّه رضيع است . او در سرزمين كربلا و در روز عاشورا يا تاسوعا به دنيا آمده است . برخى گفته اند لا سيدالشهدا فرزندى به نام عبدالله داشت كه در كلابلا كشته شد, ليكن غير از على اصغر است .قول مشهور و صحيح آن است كه حضرت على اصغر3هنگام شهادتش در روز عاشورا حدود شش ماه داشت و درمدينه به دنيا آمد. مادرش (مادر حضرت سكينه ) رباب بود.(1)(پـاورقى 1.شيخ عباس قمى , منتهى الامال , ج 1 در بيان شهادت طفل شيرخوار; عبدالرحيم عقيقى بخشايشى , سه مقتل گويا, ص 62
کد سوال : 50178
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : انتقاد از يك شخص يا اعتراض به نحوهء عملكرد يك فرد در چه صورت غيبت محسوب نمى شود؟
پاسخ : برادر گرامى ! از اين كه با ما مكاتبه نموديد سپاسگزاريم . فقها براى تحقق غيبت , شرايط و قيودى راذكر كرده اند, كه با تحقق و عينيت يافتن آن ها غيبت محقق مى شود. اين شرايط و قيود عبارت است از: غيبت جنبهء كشف سرّ و افشاگرى داشته باشد. بنابراين , بازگو كردن عيب ها و گناهان آشكار غيبت نيست , به ويژه اگر كار دولتى باشد كه لازم است كارها روى قانون و با سرعت و دقت انجام گيرد, هر چند ممكن است از لحاظتوهين و تحقير يا اشاعهء فحشا ممنوع و حرام بوده و كيفر و عقوبتش با درجهء اين گناه تناسب نداشته باشد. ب ) عيب مذكور دروغ نباشد; يعنى در شخص وجود داشته باشد. پس , اگر واقعيت نداشته باشد, تهمت است وگويندهء آن به عنوان مفترى تحت كيفر قرار مى گيرد و گناهش از غيبت بيشتر و شديدتر است .ج ) انگيزهء عيب جويى در ميان نباشد. اگر ذكر عيوب ديگران براى حفظ مصلحت آنان باشد, شرعاً اشكالى ندارد, هر چند طرف مقابل راضى نباشد, مثلاً بازگو كردن خصوصيات بيمار نزد پزشك از اين قبيل است كه مصلحت بيمار درافشاى آن است , هر چند ممكن است بيمار در بدو امر از اظهار آن ناراحت شود. هم چنين ذكر محاسن اشخاص به عنوان تعريف و تمجيد آن ها غيبت نيست , هر چند آن ها از افشاى محاسن خود ناراحت شوند. البته درصورتى كه افشاى محاسن موجب اذيت و آزار شخص شود, كار خوبى نيست , نه به عنوان غيبت , بلكه به عنوان ايذاى برادر مؤمن , كه حكم جداگانه اى دارد و جائز نمى باشد.ه) شخص مورد غيبت مسلمان و برادر دينى باشد. بنابراين , غيبت كافران و مشركان و ملحدان اشكالى ندارد. و) شخص مورد غيبت متجاهر به فسق نباشد. اگر كسى آشكارا مرتكب گناه مى شود, غيبت او جايز است , زيرااز گناه كردن و گناهكار بودن باكى ندارد و از اين كه مردم رفتار ناشايسته او را بفهمند, هراسى به دل راه نمى دهد.()(پـاورقى 1.آيت ا... محمد رضا مهدوى كنى , نقطه هاى آغاز در اخلاق عملى , ص 140و 141انتقاد از شخص اگر در غياب او و به منظور عيب جويى باشد, غيبت محسوب مى شود. اما اگر انتقاد از شخص به منظور اصلاح امور باشد و انگيزهء عيب جويى وجود نداشته باشد و براى حلّ مشكل طريقى غير اين وجود نداشته باشد, امرى است ضرورى كه غيبت محسوب نمى شود.در مواردى كه شخص به تعهد خود عمل نكرده يا اشتباهى مرتكب شده , در مرحلهء اول بايد سعى شود از طريق تذكر و گفت گو مشكل را برطرف كرد. اگر مصلحت اجتماع ايجاب مى كند كه مسئله با انتقاد از شخص در مجموع ذى نفع حل شود, با رعايت شروط ذكر شده , اشكالى ندارد و غيبت محسوب نمى شود. نكتهء مهمى كه نبايد از آن غفلت شود, رعايت حدود و احترام مؤمن است . نبايد به بهانهء انتقاد سازده و ضرورى ,حرمت مؤمت هتك شود كه گناهى نابخشودنى است .بنابراين در اجتماع كه حقوق فردى و اجتماعى مطرح مى باشد, بايد سعى شود ضمن رعايت حقوق فردى , ازحقوق اجتماعى دفاع شود و در عمل به گونه اى رفتار شود كه ضمن رعايت احترام و حقوق فردى , حقوق اجتماعى محفوظ بماند.
کد سوال : 50179
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مدرك زيارت عاشورا چيست و از كدام امام نقل شده است ؟
پاسخ : زيارت امام حسين 7در روز عاشورا معروف به زيارت عاشورا در كتاب كامل الزيارات از حكيم بن داوود از محمد بن موسى همدانى از محمد بن خالد طيالسى از سيف بن عميره از علقمة بن محمد حضرمى از صالح بن عقبه از مالك جُهنى از امام باقر7نقل شده است . اين زيارت را مرحوم مجلسى در بحار از كامل الزيارت نقل فرموده است . ثواب فراوانى در خواندن اين زيارت در روز عاشورا از دور يا نزديك نقل شده است .(1) امام باقر7به علقمه فرمود: .(2)(پـاورقى 1.بحارالانوار, ج 98 ص 290(پـاورقى 2.همان , ص 2960
کد سوال : 50180
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دعاى ندبه از كدام امام نقل شده است ؟ سند و مدرك آن چيست ؟
پاسخ : دعاى ندبه يكى از دعاهاى جالب و پرمعنى است . از نظر فصاحت بسيار فصيح و روان و حساب شده و متين است . از نظر محتوا دعاى علمى , انقلابى , عقيدتى , سياسى و پر احساس و عاطفى است . اگر درست به مفهوم آن آگاهى حاصل گردد, مى تواند منبع الهام بخشى براى مبارزات اجتماعى و بر ضدّ باشد.اين دعا در كتاب تأليد محمد بن جعفر المشهدى كه از علماى قرن ششم است , آمده است . دومين متن قديم اين دعا در كتاب است كه مؤلف آن در قرن ششم مى زيسته است . سومين مدرك دعا, كتاب تأليف سيد بن طاووس , از زهاد و بزرگان و محدثان قرن هفتم است . مرحوم علامهء مجلسى اين دعارا در جلد 99بحارالانوار(1) از كتب فوق نقل كرده است . در هر سه كتاب دعا از محمد بن على بن يعقوب بن اسحاق بن ابى قره و او از محمد بن حسين بن سفيان البزوفرى كه ايشان در زمان غيبت صغرى مى زيسته , نقل شده است .قاعدتاً ايشان به وسيلهء مكاتبه از طريق نواب خاص با امام 7تماس گرفته است و او از حضرت مهدى صاحب الامر7نقل مى كند كه دستور دادند كه اين دعا را بخوانند.محمد بن حسين بن سفيان بزوفرى از اساتيد شيخ مفيد (ره ) و مورد وثوق و اطمينان است . همين طور محمد بن على بن يعقوب , كه از روات شيعه و مورد وثوق است .علاوه بر اين به فرض اين كه سند دعا مجهول باشد, باز طبق قاعدهء معروفى كه در اصول داريم . به نام در سند دعا نمى توان سختگيرى كرد. مطابق اين قاعده كه متّكى به احاديث زياد و معتبرى است , فقهاى اسلام هيچ گاه دربارهء سند مستحبات و دعاها ايراد نمى گيرد و همين اندازهكه در كتاب هاى مشهور نقل شده و داراى مضمون صحيحى باشد, قناعت مى كنند.(2)(پـاورقى 1.بحارالانوار, ج 99 ص 104(پـاورقى 2.ناصر مكارم شيرازى , پاسخ به سؤالات مذهبى , ج 2 ص 120 با تلخيص و اضافات .
کد سوال : 50181
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مورد مصادرهء اموال كه در بعضى مواقع توسط دولت انجام مى گيرد, چه مدركى وجود دارد؟مصرف آن ها در صورتى كه صاحبانشان راضى نباشند, چه حكمى دارد؟
پاسخ : ما در اسلام عنوانى به نام مصادرهء اموال نداريم . مقصود از مصادرهء استرداد اموال بيت المال است كه اگر بر اساس حكم حاكم اسلامى و مقررات و ضوابط مصوّب و مورد تأييد فقهاى شوراى نگهبان باشد و مصادره كننده يعنى مجرى قانون فردى متدين و محتاط باشد و در كارش افراط و تفريط نباشد, از باب تعزيرات حكومتى ,استرداد اشكالى ندارد. مثلاً اگر بر اساس قانون مصوّب و مورد تأييد شوراى محترم نگهبان ورود و خروج فلان كالااز مرزهاى كشور جائز نباشد, اگر فردى بر اين كار خلاف اقدام كرد, حاكم اسلامى به ظابطين خود اجازه داده كه او رامجازات و تعزير كنند. تعزير ممكن است بدنى يا مالى باشد. اما اگر كسى كه مصادره مى كند, فرد غير محتاطى باشد وافراط و تفريط بكند, مصادره كردن او بيجا و خلاف است و بدون رضايت مالك اجناس استفاده از آن مجاز نيست .همين طور در بحث جرائم نقدى و غير نقدى كه توسط ضابطان راهنمايى و رانندگى يا دارايى و يا شهردارى صورت مى گيرد. اين جرائم از باب تعزيرات اسلامى عليه كسانى است كه بر خلاف قانون مصوّب شرعى عمل مى نمايند.اميرالمؤمنين 7 را كه عامل و فرماندار شهر اصطخر بود و خلاف هايى مرتكب شده بود, نزدخود فراخواند و او را عزل كرد و او را 30000درهم جريمه و مجازات كرد.(1)نيز حضرت در مورد كه بر قرقيسا فرار كرده بود. وارد خانهء او شد و آن را به آتش كشيد.(2)شخصى با استفاده از آلات موسيقى مانند دفّ و يا آوازه خوانى (غنا) كاسبى مى كرد. پيامبر6به او فرمود:.(3)بنابراين حاكم اسلامى مى تواند براى جلوگيرى از مفاسد و قانون شكنى و قانون گريزى دست به مصادرهء اموال بزند. اين كار تحت عنوان تعزير و مجازات متخلفان صورت مى گيرد.(پـاورقى 1.دراسات فى ولاية الفقيه , ج 2 ص 338(پـاورقى 2.همان , ص 337 به نقل از وقعة الصفين , ص 60(پـاورقى 3.همان , ص 334
کد سوال : 50182
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : رسالهء عمليه از زمان كدام مرجع تقليد بين مردم مرسوم گرديد؟
پاسخ : بعضى گمان مى كنند كه در گذشته رسالهء عمليه و يا استفتاءاتى نبوده و مثلاً در پنجاه سال اخير باب شده , همان گونه كه نسبت به مرجعيت ّ چنين تصورى شده است . اين گمان با واقعيت فرسنگ ها فاصله دارد. ماتاريخچهء كوتايه از رساله هاى مراجع تقليد و فقهاى ارجمند را تقديم مى كنيم :از فقهاى قبل از شيخ صدوق , رساله اى در دست نيست مگر اين كه نام رساله ها و كتاب هاى آنان در كتاب تراجم و رجال آمده است .1 فتاواى على بن بابويه قمى (متوفاى 329هجرى قمرى ) و حسن بن ابى عقيل (متوفاى 340 در كتاب مختلف الشيعهء علامه نقل شده كه اخيراً به چاپ رسيده است ;2 شيخ صدوق صاحب دو رسالهء عمليه المقنع و الهداية مى باشد كه سير بحث هاى رساله هاى امروز به روال آن دو كتاب است ;3 ابن جنيد اسكافى بغدادى كتاب فقهى اش تهذيب الشيعه لاءحكام الشريعه است ;4 كتاب فقهى شيخ مفيد مقنعه است . استفتاءات او در رسال مختلف تدوين شده , نظير صاغانيه , دينورية,جوابات ابى جعفر قمى , مسائل حرّانيه , مسائل جرجانيه , مسائل مازندرانيه , مسائل المنثوره و مسائل النيشابوريه ;5 سيد مرتضى صاحب جمل العلم و العمل , ناصريات و انتصار مى باشد و استفتاءات ايشان عبارتند از:محمديّات , بادرائيات , موصليات و... ;6 استفتاءات شيخ طوسى عبارت است از مسائل الحائريه , مسائل الجنبلائيه , مسائل الدمشقيه و مسائل الحلبيه ;7 ابوصلاح حلبى , نويسندهء كتاب كافى ;8 سلاّر نويسندهء كتاب مراسم العلوية;9 ابويعلى جانشين شيخ مفيد بوده و رساله هاى استفتايى گوناگون از شهرهاى مختلف از او شده است ;10 ابن برّاج , مؤلف جواهر الفقه و مهذّب ;11 راوندى مؤلف فقه القرآن ;12 ابن زهره مؤلف غنية النزوع ;13 ابن ادريس مؤلف سرائه ;14 محقق , مؤلف شرايع و كتاب هاى ديگر;اين ها همه از علماى قديم بوده اند كه در رساله هاى فقهى خود را به صور خاصى ارائه كرده اند. البته همهء آن ه ابه زبان عربى بوده است . بنابراين با توجه به اين كه از همان ابتداى غيبت كبرى , رسالهء عمليه و استفتاءات وجود داشته و از مراجع تقليدو مجتهدان اصول گرا بوده , هرگز نمى تون گفت : رساله در جريان هاى اخير بوجود آمده يا استفتاءات نشانهء ضعف رساله ها بوده است .(1)ظاهراً اولين رسالهء فارسى كتاب جامع عباسى از شيخ بهايى بوده و بعد از آن رسالهء فارسى معروفى نبوده تا اين كه در زمان آيت اللّه بروجردى (ره ) (سال 1381 شاگردان از ايشان درخواست مى كنند رسالهء فارسى كه قابل استفاده براى همگان باشد, نوشته شود. ايشان موافقت مى كند و از آن زمان مراجع تقليد رساله هاى توضيح المسائل خود را بر آن روش تنظيم كرده و در معرض مقلّدان قرار داده اند. (پـاورقى 1.سيد هدايت اللّه طالقانى , مرجعيت , ص 348با تلخيص و اضافات .
کد سوال : 50183
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا رساله هاى عمليه آيات عظام : سيستانى , صافى , صالحى مازندرانى , سيد كاظم مرعشى , حسن زاده آملى , شيخ يوسف صانعى , سيبويه , حسن قمى , علوى گرگانى , سيد صادق روحانى , حسين مظاهرى , نورى همدانى و سيد محمد شيرازى مورد تأييد حوزهء علميه قم است ؟
پاسخ : عالمان دينى بعد از مدت طولانى تحقيق و تدريس به مرحله اى مى رسند كه توانايى استنباط احكام شرعى را از قرآن و روايات و عقل و اجماع پيدا مى كنند. هرگاه به اين مرحله رسيدند, اصطلاحاً به آنان مجتهد ياآيت الله مى گويند. تشخيص اين كه به اين مرحله رسيده اند, با خودشان است و مى توانند رسالع عمليه چاپ كنند.اما تشخيص اين كه مردم مى توانند از اينان تقليد كنند, به عهدهء متخصصان اين رشته است . مقلدان بايد از افرادى كه در اين رشته خبرويت و آگاهى دارند و با حالات و روش مراجع مأنوس بوده و به تقواى آنان پى برده اند, سؤال كنند,تا وظيفهء خود را در اين زمينه انجام دهند. فعلاً جامعه مدرسين نام هفت نفر از مراجعى را كه از بقيهء علما از جهاتعلمى و تقوا و سياسى , برتر مى دانسته اند, معرّفى كرده اند.