• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 50074
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : حكمت 6نهج البلاغه را توضيح دهيد.
پاسخ : ترجمهء جملهء اول اين است : سينهء عاقل صندوق راز او است . چنان كه صندوق هر چه را در آن جاى داده شود, حفظ مى كند, اسرار آدمى نيز تا زمانى در سينه نهفته باشد, محفوظ است .اين سخن به صورت ضمنى امر به پوشيده داشتن اسرار است و تعبير سينهء عاقل به اين اعتبار است كه بفهماندعاقل كسى است كه سينه اش را صندوق رازهايش قرار دهد و آن را محفوظ دارد.در جملهء دوم فرمود: . انسان به وسيلهء خوشرويى مردم را جذب مى كند و آنان را به دوستى خود متمايل مى سازد, همانند دام صياد كه به وسيلهء آن مرغ را صيد مى كنند.معناى جملهء سوم اين است : (1)معناى جمله حكمت 5اين است : دانش , ميراث شايسته است . اين سخن در مقام بيان ارزش علم و فكر است ,چنان كه ابن ابى الحديد مى نويسد: از اين نظر كه هر انسانى چون علم مى آموزد, زير نظر دانشمندى پرهيزكار قرارمى گيرد, و همانند فرزندى كه ثروت را از پدر ارث مى برد, اخلاق و علم را ارث مى برد, دانش به ميراث تشبيه شده است و وظيفهء مردم اين است كه علم بياموزد و دانش را از دانشمندان فرا گيرند.يكى از حكيمان گفته است : آتشى كه روشن شد, با استفاده , كم نمى گردد و خاموش نمى شود, بلكه وقتى خاموش مى شود كه هيزم نباشد; يعنى تا زمانى دانشجو و طالب علم باشد, علم رونق دارد و از عالم به متعلّم منتقل مى گردد, بدون اين كه از علم عالِم چيزى كاسته شود.علت اين كه فرمود: علم وراثت بزرگوارانه است , براى آن است كه علم , فضيلت نفس عاقله و شريف ترين صفت كمالى است كهبه آن پرداخته مى شود. بنابراين ارث گرانمايه بلكه بالاترين چيزى است كه به دست مى آيد. مراد از ارث معنوى است , چنان كه در قرآن از قول زكرياى پيغمبر نقل شده است .(2)پيداست كه مراد ارث علم و حكمت است . در جملهء بعد مى فرمايد: . منظور آداب شرعى ومكارم اخلاق است . علت اين كه از آن به يعنى زيورهاى كهنه نشدنى تعبير فرمود, براى اين است كه به وسيلهء آن زينت آدمى دوام مى يابد و ارزش و اعتبارش و خوبى ها و تهذيب نفسش با گذشت زمان و با وجود اين كرامت هاى اخلاقى فزون مى شود و محاسن اخلاق بسان زيور از وجودش استخراج مى گردد. جملهء يعنى قوّه و فكر انسان بسان آيينهء صافى است كه هر مطلب تصورى و تصديقى را درمقابلش قرار دهند, آن را درك مى كند, چنان كه هر چه را مقابل آيينه قرار دهند, منعكس مى كند. (پـاورقى 1. ر.ك : شرح نهج البلاغهء ابن ميثم , ج 5(پـاورقى 2.سوره (19 آيه .
کد سوال : 50075
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كلمهء نعم القرين الرضا از حكمت 4نهج البلاغه , مضامين حكمت 5 را برايم توضيح دهيد.
پاسخ : برادر نصرالدين روابندى .! ضمن تشكر از اظهار محبت و مكاتبه شما با اين واحد, توضيح كلماتى راكه از نهج البلاغه خواسته بوديد, در ذيل ذكر مى كنيم . جمله به اين معنا است : بهترين همنشين , رضايت و خشنودى است . انسان در مسير زندگى نشيب و فرازها را مى پيمايد و با راحتى ها و سختى ها مواجه مى شود. گاهى موفقيت كسب مى كند و گاهى شكست مى خورد. گاه سالم است و گاهى بيمار مى شود. خلاصه داراى حالات مختلف است . عكس العمل انسان در برابر اين حالات متفاوت است . بعضى در مواقع خوش و راحتى و موفقيت , بيش از اندازه خوشحال مى شوند, ولى هنگام رويارويى با سختى ها و مشكلات خود را مى بازند و روحيهء خود را از دست مى دهند و ديگر قادر به انجام كارى جهت رفع مشكلات نيستند. اما عده اى هستند كه راضى به مقدرات هستند. نه پيروزى ها آن ها را از اعتدال خارج مى كند و نه شكست . آن ها در هر كارى به وظايف خويش عمل مى كنند و نتيجه هر چه شد, خود را با آن وفق مى دهند و از اضطراب روحى و تشويش به دور مى مانند و به قول شاعر: ]يكى درد و يكى درمان پسندد يكى وصل و يكى هجران پسنددمن از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آن چه را جانان پسندد]ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه مى نويسد: ابو عمر و پسر علام گفت : رانده شدم به زمين خشك و بى حاصل كه جمعى اعراب آن جا زندگى مى كردند. به بعضى از آنان گفتم : اين چه سرزمين است كه شما داريد؟! گفتند: چنان كه مى بينى نه زراعتى داريم و نه دام . گفتم : پس چگونه زندگى مى كنيد؟ گفت : سوسمار مى گيريم و حيوانات را صيدمى كنيم . گفتم : چگونه با اين وضع مى سازيد؟! گفتند: از خدا بپرس . آيا همه را مساوى قرار داده است ؟ راضى هستيم .در علم اخلاق بابى را به بيان مقام رضا اختصاص داده و در تعريف آن گفته اند: رضا عبارتاست از ترك اعتراض برمقدرات الهيه در باطن و ظاهر, در قول و عمل , و خاصيت اين صفت اين است كه صاحب مرتبهء رضا پيوسته در لذّت و بهجت و سرور و راحت است , زيرا آن چه از خدا بر او برسد, موافق با طبع او است , به قول شاعر: ]عاشقم بر لطف و بر قهرش بجد بوالعجب من عاشق اين هر دوضد ناخوش او خوش بود بر جان من جان فداى يار دل رنجان من ]براى توضيح بيشتر مى توانيد به كتاب شريف معراج السعاده , فصل و شرح حديث امام خمينى (ره ) ص 160مقصد ششم مراجعه كنيد.
کد سوال : 50076
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا امام زمان 7داراى علم لدنى است و ديگر نياز به مطالعه ندارد؟
پاسخ : همان طور در پاسخ سؤال شش گفته شد, امام 7واجد علم لدنّى است و جهت استنباط و فهم احكام و معارف اسلامى , نياز به كتاب هاى معمولى و مرسوم حوزه هاى علميه ندارد. او براى استنباط احكام از سه منبع استفاده مى كند: يكى صحيفه هاى پيامبر6كه به دست على نوشته شده است . ديگرى استفاده از قرآن , و سومى الهام گرفتن از عالم غيب .
کد سوال : 50077
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : امام زمان 7در زمينهء دين اسلام و استنباط احكام اسلامى از چه نوع كتاب هايى استفاده مى كند؟
پاسخ : امام 7داراى علم لدّنى است . براى فهم قوانين و احكام اسلامى , نياز به كتاب هاى معمولى جهت استنباط احكام ندارد. در عين حال منابع علم امام 7چند چيز است : 1 قرآن و كلام اللّه مجيد, زيرا منشأ تمام احكام دين , قرآن كريم است . 2 صحيفه ها و كتاب هايى كه از پيامبر6به طور ارث به دستشان رسيده است . از جمله كتاب على 7كه به دست على 7و املاى رسول خدا6نوشته شده است . 3 ارتباط با عالم غيب و الهام . افضل عولم آنان از اين راه به دست مى آيد.(1)(پـاورقى 1.ابراهيم امينى , مسايل كلى امامت , ص 241ـ 252
کد سوال : 50078
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا امام زمان 7بيش تر به كارهاى شخصى مى پردازند يا عمومى و حل مسايل دينى و مذهبى ؟
پاسخ : حضرت فاطمه 3هرگاه دعا مى كردند, هميشهء مؤمنان و مؤمنات را دعا مى كردند و به خودش دعانمى كردند. شخصى معروض داشتند: چرا به مردم دعا مى كنيد و خود را فراموش مى كنيد؟ فرمود: .(1)امام زمان فرزند زهرا3است . قهراً مشخث مى شود بيشتر به رفع معضلات مردم و رفع شبهات دينى مى پردازنديا به كارهاى شخصى .(پـاورقى 1.محمد باقر مجلسى , بحارالاءنوار, ج 43 ص 82 حديث 4
کد سوال : 50079
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : امام زمان 7بيش تر وقت خود را صرف چه مى كند؟
پاسخ : حتماً بيش تر اوقات خود را صرف مسايل مهم و ضرورى مى كنند, از قبيل : عبادت , نيايش , دعا براى رفع گرفتارى مسلمانان و بررسى پروندهء اعمال مردم , تصرف در نفوس مؤمنان و مستكبران , كمك و يارى رساندن به جوامع مسلمانان , نجات گرفتاران , زن دارى و تربيت اولاد, سامان دادن زندگى مادى و معنوى خانواده ها و...
کد سوال : 50080
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : امام زمان 7شبانه روز چه فعاليتى دارد؟
پاسخ : كارهاى گوناگونى انجام مى دهد, از جمله : 1 عبادت خدا, و نيايش به درگاه حق , براى رفع گرفتارى مردم به خصوص مسلمانان و به ويژه شيعيان وتعجيل در ظهور خود.2 بررسى اَعمال مردم كه به صورت پرونده خدمت امام عرضه مى شود كه اصطلاحاً به آن مى گويند.3 رفتن به زيارت قبور ائمه و حضرت رسول خدا6و زهراى مرضيه و زيارت كعبه و در ايام حج رفتن به منى و عرفات . 4 شركت در مجالس عزادارى و تشييع جناره .5 دستگيرى از ايتام و مستضعفان به وسيلهء دوستان مخلص .6 بنابر قولى حضرت , فرزند و نوه دارند. قهراً قسمتى از اوقات خود را صرف تربيت آنان مى كند.7 تصرّف در افكار و تصميماتِ ابرقدرت ها و انصراف آنان از اِعمال تصميمات خطرناك عليه مستضعفان ومسلمانان . هم چنين تصرف در آراى سران كشورهاى اسلامى .8 ايجاد شبهه در اذهان بعضى علما تا در مسئلهء ناصوابى اجماع نكنند و فردا به عنوان مدركى براى متأخران محسوب نشود.
کد سوال : 50081
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا اكثر روحانيونى كه به سراسر كشور اعزام مى شوند, بيش تر پيرامون موضوعات فرعى صحبت مى كنند, نه اصلى ؟ بيش تر به مستحبات مى پردازند, نه واجبات ؟
پاسخ : متأسفانه با همه تلخى ها بايد بپذيريم مطلب همان است كه اظهار كرده ايد. از شما به خاطر تيزهوشى واين كه طالب مسايل اصلى و وجوبى هستيد, بايد قدردانى نمود.البته همهء روحانيون اين گونه نيستند. زيادند افرادى كه در منابر خواستهء شما را مطرح مى سازند.مگر اثبات وجود خدا, معاد و قبر و برزخ و گفتن حديث پيامبر6و امام 7و ولايت واجاز و عدم تحريف قرآن و... از مسايل اصولى و وجوبى و اعتقادى نيستند كه بسيارى از روحانيون پيرامون آن ها بحث مى كنند؟عده اى كه غالباً مسايل فرعى را مطرح مى سازند, شايد به خاطر جهات زير باشد: 1 متأسفانه برخى از توانايى علمى كافى برخوردار نيستند و نمى توانند از عهدهء طرح برآيند.2 مثلى است معروف بين طلبه كه صرفيون چنان كردند, ما هم چنين مى كنيم . از قديم رسم چنان بود كه مسايل شرعى مثل نماز, روزه , معاملات و اصول دين در ماه رمضان گفته مى شد. متأسفانه همان شيوه در امروز هم براى عده اى محفوظ مى باشد. 3 معمولاً در اكثر شهرها و روستاها مجالس قرائت قرآن و بيان احكام برقرار است . لذا اين عده طرح آن گونه مسايل را ضرورى نميدانند.4 نوعاً در مجالس عمومى افراد مختلفى اعم از بى سواد و كم سواد و با سواد, شهرى و روستايى , ادارى وبازارى و... شركت مى كنند. چون طرح مطالب استدلالى , زمان و شرايط خاصى را مى طلبد, از طرح اين گونه مسايل خوددارى مى شود.5 در هر عصر و زمانى يكسرى مسايل سياسى و تاريخى و اقتصادى و عقيدتى و... در جامعه پيدا مى شود كه در مجالس عمومى طرح آن ها ضرورت دارد.6 در مواردى مؤسسان و اقامه كنندگان مجالس مقصرند, چون افراد متعددى را در ظرف چند ساعت دعوت مى كنند كه براى هر كدام بيست الى نيم ساعت وقت بيشتر نيست . بديهى است طرح مسايل استدلالى در اين گونه مجالس خيلى مناسب نيست .با همهء اين توجيهات بايد بپذيريم كه كيفيت تبليغات روحانيون مطلوب نيست . اميدواريم بعداً بهتر شود.
کد سوال : 50082
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به طور كلّى توضيح دهيد كه تأويل و تنزيل يعنى چه و تفاوتشان چيست ؟
پاسخ : برادر گرامى ! از اين كه با ما مكاتبه كرديد متشكريم .تنزيل در مقابل تأويل به معناى روشن و تحت اللفظى آيت مى گويند لازمهء تنزيل , نزول تدريجى و از بلندى به سوى پايين فرود آمدن است , ولى چون قرآن با همين عبارات ظاهرى , به تدريج نازل شده است , تنزيل گفته مى شود. تأويل از گرفته شده و مراد از تأويل , حقيقت خارجى است كه آيه به آن بر مى گردد; يعنى برگردانيدن يك جزء آيه به حقيقت معنا. آيات متشابه را به محكمات بر مى گردانيم تا حقيقت روشن شود. در احاديث دارد: حضرت على با خوارج كه به حسب ظاهر مسلمان بودند, طبق تأويل جنگيد, اما با مشركان مطابق تنزيل . ظاهراً تعبير وتأويل از يك مقوله اند, به معناى عبور دادن يك صورت به واقعيات عينى خارجى كه اتفاق افتاده و يا خواهد افتاد.حضرت يوسف 7در خواب ديد كه يازده ستاره و آفتاب و ماه او را سجده كردند.(1)وقتى بعد از رسيدن به مقام وزارت , يازده برادر و پدر و مادرش پيش او رفته و تعظيم كردند, به پدر گفت : تعظيم يازده برادر و شما و مادرم , تعبير خوابى است كه ديده بودم .در اين آيه تنزيل , معناى تحت اللفظى است ; يعنى سجدهء يازده ستاره و ماه و خورشيد.لذا در قرآن كريم بعد از حكومت يوسف بر مصر آمده : .(2) تأويل , حقيقت و واقعيت خارجى است ; يعنى خضوع يازده برادر به اتفاق پدر و مادر.پادشاه زمان حضرت يوسف در خواب مى بيند هفت گاو لاغر و نحيف , هفت گاو چاق و فربه را خوردند.(3)حضرت يوسف فرمود: مراد از هفت گاو لاغر, هفت سال قحطى است و منظزر از هفت گاو چاق , هفت سال پردرآمد و محصول است كه در هفت سال قحطى , همهء محصولات ذخيره شده تمام مى شود.روشن است و در اين قصه , تنزيل , معناى روشن و تحت اللفظى آيه است ; يعنى خوردن هفت گاو لاغر توسطهفت گاو چاق , و تأويل حقيقت خارجى است ; يعنى هفت سال قحطى و هفت سال پر محصول .(4)بعضى گفته اند: رساندن كار و هر سخن و يا هر چيزى به هدف و مقصد نهايى را تأويل گويند.مثلاً اگر كسى به كارى اقدام كند و هدف اصلى او مشخص و روشن نباشد, اما در پايان آن را مشخص كند, اين كار را تأويل گويند. به عنوان نمونه , حضرت موسى 7به خضر پيامبر7اعتراض كرد: چرا كشتى را سوراخ مى كنيد؟ چرا جوان بى گناهى را كشتيد و چرا ديوار خراب شده را تعمير و ترميم كنيم ؟! حضرت خضر وقتى هدف كارهاى خود را مشخص كرد, حضرت موسى قانع شد و عذر خواهى نمود.(پـاورقى 1.يوسف (12 آيهء 4(پـاورقى 2.همان , آيه 100(پـاورقى 3. يوسف آيه 43 (پـاورقى 4.آشنايى با قرآن , از كتب درسى مراكز تربيت معلم , ص 130 تفسير نمونه , ج 2 ص 326
کد سوال : 50083
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : براى اطلاع از واقعهء كربلا به طور كامل چه كتاب هايى را معرفى مى كنيد؟
پاسخ : در زمينهء واقعهء كربلا كتاب هاى فراوانى نوشته شده است . كتاب هايى كه به زبان فارسى نوشته شده وبراى همگان مفيد است , عبارتند از: 1 درسى كه حسين به انسان ها آموخت , تأليف آيت اللّه حسينى نورى .2 منتهى الآمال , شيخ عباس قمى .3 حسين بن على را بهتر بشناسيم , آيت اللّه محمد يزدى .4 مرد ما فوق انسان , آيت اللّه حسين نورى .5 ترجمه اللهوف فى قتلى الطفوف .6 ترجمه الارشاد شيخ مفيد.7 قصهء كربلا, على نظرى منفرد.8 چهارده معصوم , حسين عمادزاده اصفهانى .9 حماسهء حسينى , مرتضى مطهرى .10 سيرهء پيشوايان , مهدى پيشوايى .