کد سوال : 50054
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اين كه در سورهء اعراف آمده است : عده اى ميان بهشت و جهنم هستند و منتظرند كه خداوند آنان راببخشد, آيا خداوند آن جا هم كسى را مى بخشد؟
پاسخ : آيه اى كه در مورد اعراف است , چنين است :. از جمله آخر استفاده مى شود اشخاصى كه بر اعراف هستند, اميد رفتن به بهشت را دارند. اعراف منطقه اى است حدّ فاصل ميان بهشت و جهنم , با ويژگى هايى كه دارد. بر آن مردانى قرار دارند كه هر يك از بهشتيان و دوزخيان رادر جايگاه خود مى بينند. اين مردان مقدارى با بهشتيان سخن مى گويند ومقدارى با جهنميّان . اعراف جايگاه چه كسانى است ؟ رواياتى كه در زمينهء اعراف و اصحاب اعراف نقل شده , دو گونه است ; در برخى آمده : كه ما امامان بر اعراف هستيم يا آل محمد7اهل اعراف اند. در برخى از روايات اصحاب اعراف را افراد وامانده اى مى دانند. كه نيكى ها وبدى هاى شان مساوى است . يا گنهكارانى هستند كه اعمال نيكى نيز داشته باشند. امام صادق 7فرمود: . از امام صادق 7روايت شده است : .(1)(پـاورقى 1.تفسير نمونه ج 6 ص 187به بعد, با تلخيص .
کد سوال : 50055
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ـ وقتى كه مرده چشم خود را باز مى كند, دليلش چيست ؟
پاسخ : انسان وقتى كه از دنيا رفت , همين طور موجودات زندهء ديگر وقتى كه مردند, ديگر چشمشان را بازنمى كنند, حتى وقتى انسان در قبر مى گذارند, در شب اوّل قبر يا بعد از آن , نكير و منكر از روح او سؤال مى كنند, نه ازجسم او. مرده هرگز در قبر زنده نمى شود كه جوابگوى سؤالات باشد, بلكه روح او جواب مسائل را مى دهد. حقيقت انسان حتى در حال زنده بودن به روح او است و جسم , مركب روح است , يا به تعبير ديگر جسم قالب روح است .همه كاره در حال حيات و زندگى , روح انسانى است كه در وجود انسان است . فرق زنده و مرده در اين است كه روح انسان زنده در قالب جسمى او محصور و محبوس است , ولى وقتى مرد, روح از جسم او خارج مى شود و سير و سفرمى كند و از قفس آزاد مى شود.(1) ]مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك چند روزى قفسى ساخته اند از بدنم ](پـاورقى 1.با استفاده از معاد در نگاه عقل , دين , ص 98 مؤلف محمد باقر شريعتى سبزوارى .
کد سوال : 50056
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دو نفر پسر با هم صيغه أخوّت (برادرى ) مى خوانند. آيا يكى از آن دو مى تواند با خواهر ديگرازدواج كند؟
پاسخ : صيغهء اخوّت يك نوع پيمان برادرى دو مسلمان با يكديگر است كه در شدايد يار و كمك كاريكديگر باشند و همديگر را به انجام كارهاى خير سفارش كنند و براى يكديگر دعا كنند. اين كار بسيار خوب راپيامبر6در سال اوّل هجرت (1) در مدينه بين مسلمانان ايجاد كرد تا در ضمن اين كه محبتشان به يكديگر زياد مى شود, از تفرقه و جدايى كه بين افراد پيش مى آيد, جلوگيرى كند. اين كار در صدر اسلام در حل مشكلات , بسيارمفيد واقع شد و گره هاى مشكل از كار مسلمانان در جنگ ها و ديگر امور اجتماعى را باز كرد. امّا عقد اخوت ربطى به محرمى و نامحرمى ندارد. بنابراين , اين دو نفر هر كدام مى توانند با خواهر ديگرى ازدواج كنند, در صورتى كه ديگر شرايط ازدواج موجود باشد و مانعى در كار نباشد. ضمناً توجه كنيد كه صيغهء اخوت عقدى نيست , بلكه تعهدى است كه دو نفر برادر ايمانى با هم مى بندند, ولى صيغهء خواهر و برادرى نداريم و اين يك نوع بدعت مى باشد و حرام است . (پـاورقى 1.فروغ ابديت , ج 2 حوادث سال اول هجرت .
کد سوال : 50057
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مى گويند: امام على 7هنگام ركوع انگشتر به فقير داد. با توجه به اين كه هنگام نماز بايد بدن بدون حركت باشد, آيا نماز امام 7باطل نشده است ؟
پاسخ : درباره اين كه چه كارهايى نماز را باطل مى كند, بايد عرض شود همان طور كه در توضيح المسائل آمده است , يكى از مبطلات نماز, يعنى كارهاى زياد در بين نماز است . در صورت نماز را به هم بزند(1), اما تكان دادن دست يا باز كردن و يا بستن دكمه يا انگشتر را بيرون آوردن و يا به دست كردن و از اين قبيل كارهاى جزئى , نماز را باطل نمى كند. بنابراين با دادن انگشتر به فقير نماز باطل نمى شود و نماز حضرت 7صحيح بوده است ,بلكه ايشان با اعطاى انگشتر اقامهء نماز كرد و به فلسفهء نماز عنايت شد. (پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 65
کد سوال : 50058
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : 7ـ آيا مى شود مال ميت را خرج مراسم ختم و هفت و چهلم و سال او نمود)
پاسخ : خرج كردن مال ميت در اين گونه مراسم , بستگى به رضايت تمامى ورّاث دارد. اگر همه راضى باشند,اشكالى ندارد, ولى اگر در بين آنها صغير باشد يا بعضى راضى نباشند, نمى توان از سهم همهء ورّاث آن خرج ها را براى ميّت انجام داد.
کد سوال : 50059
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ـ كسى كه پولى را در بانك قرار مى دهد و هر ماه مقدارى از سود آن را به او پرداخت مى كنند, چه حكمى دارد؟
پاسخ : چون بانك هاى جمهورى اسلامى ايران براساس معاملات شرعى عمى مى كنند و پول هايى كه از شمابه صورت سپردهء دراز مدت يا كوتاه مدت مى گيرند, در حقيقت شما را در معاملات شريك مى كنند و استفادهء آن معاملات را با شما تقسيم مى كنند, بنابراين مقدارى كه ماهانه على الحساب به شما مى پردازند, اشكالى ندارد.(1)(پـاورقى 1.آيت الله فاضل , جامع المسائل , ج 1 ص 287
کد سوال : 50060
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ـ چنانچه زنى صبح از خواب بيدار شود و ببيند قاعده شده است , چنانچه نداند بعد از اذان صبح ياقبل از آن قاعده شده است , چه وظيفه اى دارد؟
پاسخ : نماز آن روز را قضا كند, چون استصحاب طهارت دارد و استصحاب عدم حدوث حدث دارد.(1)(پـاورقى 1.اين مسئله در عروة در بحث احكام حيض و احكام صلاة قضا نبود و در جاى ديگر يافت نشد.
کد سوال : 50061
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ـ اگر شخصى كه خمس مال خود را پرداخت نمى كند, چيزى را براى فردى بفرستد, چه بايد كرد؟
پاسخ : كسى كه خمس نمى دهيد, اگر براى انسان هديه اى بفرستد, در صورتى كه بداند اين هديه از اموالى است كه خمس آنها پرداخت نشده است , نمى توان از آن مصرف كرد, مگر اين كه از مرجع تقليد اجازه بگيريد. ولى اگر هديه اى كه آورده , مشكوك باشد, يعنى شك داشته باشيد كه متعلق خمس قرار گرفته ؟ مى توان از آن مصرف كرد.(1)(پـاورقى 1.آيت الله فاضل , جامع المسائل , ج 1 ص 25
کد سوال : 50062
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : شاخصهاى يك شخصيت متعادل در اجتماع چيست؟
پاسخ : تا تعادل را به چه معنا و مفهومى فرض كنيم. امروزه روانشناسانى كه به علوم رفتارى گرايشدارند و شاخه اصلي مطالعاتشان رفتارشناسى است (مانند حكما و اطباى قديم كه سخن از مزاج و اخلاطميكردند معتقدند كه يك "شخصيت متعادل" وجود ندارد. از اين رو صحبت از معتدل فرضى ميكنند. در نظراينان يك شخصيت متعادل اجتماعى شخصيتى است كه در سازگارى كامل با فرهنگ اجتماع خود بوده و درتعاملات خود با جامعه دچار هنجارها و ناهنجاريهاى افراطى و تفريطى نميگردد. البته بايد توجه داشت كهكلمه سازگارى به معناى متابعت، پيروى يا كنار آمدن با فرهنگ نيست، بلكه به معناى كنش و واكنشهايمعقول است. ندا گاهي سازگارى با يك فرهنگ در ترك آن فرهنگ و هجرت از آن جامعه معناى مييابد و گاه درتلاش براى اصلاح آن و... به هر صورت، يك شخصيت متعادل اجتماعى در نزد روانشناسى امروز شخصيتياست كه نقش اجتماعى ( سوسيودرام) و نقش روانى (پسليكودرام) خود را به گونه مطلوب و معقول ايفاميكند. البته واضح است كه اين بحث داراى ابعاد گستردهاي است، ولى در اين جا به كلياتياز منظرروانششناسي جديد بسنده نموديم. در انتظار نامههاى بعدى شما هستيم!
کد سوال : 50063
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به خاطر اعتقادات مذهبى ام با خانواده مشكل پيدا كرده ام و اين در وضع تحصيل ام تأثير گذاشته است چه بايد بكنم ؟
پاسخ : بسيار خوشوقتيم كه ما را محرم اسرار خود دانستيد و مشكلتتان را با ما در ميان گذاشتيد و تصميم داريد مطالب ناگفته اى را بازگو نمائيد خدا را سپاسگزاريم كه منبع مطمئن براى شما هستيم . اگر رشتهء تحصيلى و سن و وضع خانواده را به اجمال مى گفتيد, بهتر بود چيزهايى ديگر كه دانستن آن مفيد بود. به هر صورت , در حد امكان وتوان به دسته بندى بخش هاى نامهء شما مى پردازيم و در بخش هاى جداگانه اى با شما سخن گوييم اميد است حكام مابر دل نشيند و گرهى از كارتان بكشايد.الف ـ تحصيل تعجب مى كنيم از اينكه در عرض شش ترم فقط چهل واحد درسى را پاس كرده ايد با خودمان احتمال داديم ازدو ترم مرخصى استفاده كرده ايد. در غير اين صورت در ازاى هر ترم شما شش تا هفت واحد قبولى داشته ايد كه خيل نزديك به مشروط شدن است . از طرفى , با تلاشهايى كه به آن اشاره كرده ايد, بايد موفق تر باشيد! حال , گمان ما اين است كه شما از تلاشهايتان خوب استفاده نمى كنيد و احتمالاً برنامه ريزى صحيحى نداريد. لطف كنيد در نامهء بعدى رشتهء تحصيلى , واحدهاى قبولى و نمرات آن ها و برنامه ريزى درسى تان را براى ما بفرستيد و از نوع درس خواندنشان ما را مطلع كنيد. مسلماً همكاران ما كه به مشاورهء تحصيلى مى پردازند, مى توانند با راهنمايى هاى خود,مددكار شما باشند. در عين حال , مستحضر باشيد انصرافتان از تحصيل كار صحيحى نيست و مى تواند مشكلات روحى و روانى زيادترى در آينده براى شما ايجاد كند. با قدرت و قاطعيت به تحصيل ادامه دهيد.ب ـ علاقه به مقام رهبرى و انجام فرايض دينىاسلام يك دين خشك و متعصب و سخن نيست , بلكه دينى آسان و راحت است كه درس انسان بودن و انسان شدن مى دهد. هدف اين دين و ساير اديان الهى , انسان سازى است . از اين رو اكرام بندگان توسط پروردگار و كرامت بخشيدن به انسان در سر لوحهء قوانى آن قرار دارد. اسلام هر كس را كه يگانگى خدا و رسالت پيامبر و روز جزا راپذيرفته , و سايرين را مى داند. از اين رو پيروان خود را به با غير ايشان فرا مى خواند. مى توانيد در آيات قرآن بخوانيد و ببينيد كه چگونه خداوند مسلمانان را از نهى كرده و دستور به داده است و چگونه در برابر لغو, فرمان سفارش نموده است . ريشه هاى قول را در قرآن بنگريد و ببينيد در برابر كفار, منافقان ,مسلمانان , ذوى القربى , يتيمان و فقيران و... به چه نوع سخن گفتنى امر كرده است : . وقتى به اين نكات توجه كرديد, در نوع رفتار و سخن گفتن خود با مردم دقت كنيد. اگر با مردم برخورد درستى داشته باشيد, افعال و گفتار شما الگوى آنان خواهد بود و انديشه و مرام شما برايشان محترم خواهدبود. ترس ما از اين است كه محبت و علاقهء فراوان شما, بر اثر برخوردهاى خيلى لطيف كه اصلاً به چشم نمى آيند, درافراد پيرامون شما مقدار زيادى مخالف آن هم نه از سر انديشه , بلكه از سر لجاجت ـ ايجاد كند. عنايت داشته باشيدچه مى گوييم ! مى گوييم نكند بر اثر يك برخرود احساسى , زير پا گذاشته شود و محبتى از دلى زايل گردد.از سوى ديگر, بايد توجه داشته باشيد يك مقام و رتبهء حقوقى است , نه يك فرد حقيقى . نظريه ءولايت فقيه , يكى از انديشه هاى سياسى مذهب تشيع در اسلام است و اين انديشه , خيلى بيش از آن كه مبتنى بر باشد, متكى بر است . در انديشهء سياسى ولايت فقيه , آن چه مهم است , پذيرش اين مقام حقوقى وفرمان برى از آن است , نه عشق و علاقه به شخصى ولى فقيه . متأسفانه اكثر علاقمندان مقام معظم رهبى , عشق و علاقه به شخص رهبرى و احساساتى مريد و مرادى به خرج دادن در مورد ايشان را با پيروى و طرفدار ولايت فقيه و ولى فقيه اشتباه گرفته اند. در نتيجه , هر كس را كه باز بان به ابزار احساسات نمى پردازد, در تبعيت داراى مقامى پايين تر,و هر كس را كه اعتراض يا حتى سؤالى دارد, ضد ولايت مى دانند اين طرز تلقى ناصحيح از ابتداى انقلاب تاكنون سبب مهجوريت و ناكار آورى اين انديشهء پيشروى سياسى اسلام و بروز اختلافات در ميان مسلمانان شده است . اگربتوانيد كتاب ولايت فقيه امام خمينى را مطالعه كنيد, به ارزش و اعتبار اين نظريه پى خواهيد برد. سعى كنيد بامسلمانان به احترام رفتار كنيد, چه دوم خوددارى باشند, چه راستى , چه چى و... اصلاً اين طور خيرها سبب تفرقه نبايد باشد, زيرا هر انسانى داراى انديشه اى است و هر انديشه اى قابل نقد و بررسى . ما نبايد از انديشه ها ترسيم . مابايد از وقتى بتريم كه اجازهء نقد و بررسى يك انديشه را نداشته باشيم و مجبور به پذيرش و انقياد آن باشيم .سخن آخر اگر تقيد شما به نماز و روزه و... سبب طعنه هاى ديگران مى شود ناراحت نشويد سعى كنيد نماز مثل ديگران باهم بخوانيد هيچ كدام از مراجع بين نماز ظهر و عصر جدايى نمى اندازند, شما وظيفهء خودتان اين گونه انجام دهيد تارفع طقن گردد.اما اين كه حتماً در مسجد نماز بخوانيد, ضرورتى موارد روايت هم داريم كه پرهيز كنيد از اين كه بابت هر چيز كوچك و بزرگ به شما توهين شود يا خداى نكرده كتك بخوريد.بنابراين , به عنوان يك مسلمان نگذاريد ديگران به هر بهانه اى به شما توهين كنند.دستاويز و بهانه را از ديگران بگيريد. نسبت به هيچ جناحى حساس نباشيد كه در ميان همهء جناح ها خوب و بدپيدا مى شود. سعى كنيد مادرتان را ناراحت نكنيد. با سكوت , ادب او را نگهداريد. با عروس تازه خوشرفتارى كنيد.در انتها سفارش مى كنيم كه : در هر صورت قدر خواهر گرامى تان را بدانيد, بدانيد خداوند به هر بنده اى نعمتى خاص مى دهد و خواهر شما احتمالاً از همان نعمت هاى خاص است . اميدواريم به زودى اسباب ازدواج ايشان وشما با همسرانى شايسته ولايق فراهم شود و عمرى در آسايش و راحت توام با عزت و سربلندى زندگى نماييد. درانتظار نامهء بعدى شما هستيم . اما اينكه برادرتان نگذاشت خواهر محترم همسر انتخاب كند, شايد چيزهايى مى دانست و او را شايسته نمى دانست . در عين حال بايد از طريق مادر و يا دايى تذكر داده شود. اگر خواهرتان درمنزل بماند, غصهء او را بايد تحمل كنيد. مخالفت با ازدواج گناه بزرگى است .