• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 49954
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : علت كم رنگ شدن مسايل دينى و مذهبى در ميان خانواده ها و نيز جامعه چيست ؟ باتوجه به اين كه بعضى مواقع ظاهراً مشكل اقتصادى وجود نداشته و يا شديد نيست ؟
پاسخ : طبيعى است دين دارى در هر زمانى , مشكل خاص خود را دارد. مقوله دين اگر چه جاذبه و مقبوليت عامه دارد, اما عمل به دستورهاى آن كه بيشتر سر از التزامات و تقيدات مخصوصى در مى آورد, مقوله اى مشكل است . بسيارى از آدميان در عمل , هم خدا را مى خواهند و هم خرما را! هم از ترس آتش جهنم و رسيدن به وعده هاى چون بهشت و راحتى هاى دايمى , به عبادت خداى متعال بر مى خيزند و هم ديناى پر زنگ و جاذبه و مسكنى راحت و مركبى راهوار و رز زيور مى طلبند. گويا براى هميشه مى خواهند بمانند و حتى از مرگ هم نوعان و خويشان عبرت نمى گيرند!عده اى با دين معارضه و مبارزه مى كنند و عده اى پاك سرشت و نيك نهان باقى مى مانند و عده اى خدا را بافطرت خويش مى جويند, ولى دنيا رابر وفق طبيعت دانسته و با چنگ و دندان محافظت مى كنند! ريشهء بدبختى ها وكم رنگ شدن امور اعتقادى در چيست ؟در احاديث و روايات اشاره شده است دوستى دنيا و علاقه مندى با آن رأس تمام خطاها و لغزش ها است .حديث معروف (1) گواه اين مطلب است كه دوستى با دنيا و نداشتن هدف و عدم استحكام پيوندها و پايه هاى اعتقادى , موجب كم زنگ و يا فراموش شدن مبدأ و معاد مى شود. انسانى كه دنيا دوست مى شود, غير از خوردن و خوابيدن و يا در پى كسب محرمات بودن وياخدعه و نيرنگ زدن به هم نوعان و تهمت و دروغ و غيبت گفتن و به لهو و لعب مشغول شدن , به چيز ديگرى نمى انديشد. طبيعى است هر اندازه بر حب و دوستى دنيا افزوده شود, اندازه و مقدار معنويت و امور مربوط به آن كاسته مى شود, زيرا روح براى پرواز و سير در ملكوت , نياز به تصفيه و پالايش دارد و اين مهم ميسر نمى شود جز به تقواى جسم از محرمات و رياضت هايى كه از حضور مادى بشر كاسته و بر درك معنواش مى افزايد. قرآن مى فرماى :.(2)مفسران دربارهء دوستى دنيا مى فرمايند: اين , نياز به آموزش فكرى و فرهنگى و عقيدتى و سپس تهذيب نفس دارد و از جمله امورى كه مى تواندبالاترين كمك را به سالكان راه در اين مسير كند, ملاحظهء عاقبت كار دنياپرستان است .فراعنه با آن همه قدرت و امكانات مالى , سرانجام چه كردند؟ قارون از اين همه گنج هايى كه كليد آن ها راچندين انسان نيرومند, به زحمت مى كشيدند, چه اندازه با خود برد؟ قدرت هاى عظيمى را كه در عصر و زمان خودمى گيريم و با نسيمى دفتر زندگى شان بر هم مى خورد و با يك گردش ليل و نهاراز تخت فرو مى افتند و كاخ ها وثروت هايشان را مى گذارند و مى گريزند و يا به زير خاك پنهان مى شوند, خود بهترين واعظ ما است >(3).نتيجه : علت اصلى كم رنگ شدن ارزش هاى معنوى در جامعه , نمودار شدن هر چه بيش تر جلوه هاى مادى ودنيوى است . بنا به گفتهء قرآن زندگى دنيا جز زينت و لهو و لعب و تفاخر نيست : (4). اگر چه وجود مشكلات اقتصادى مى تواند در به وجود آمدن بى نظمى و ناهنجارى ها مؤثر باشد, اما كم نيستند افرادى كه در رفاه كامل به سر برده , ولى از معنويت بهره اى ندارند. اينان مصداق اكمل افرادى هستند كه حتى از زيادى خوشى وراحتى , دل زده و خسته مى شوند, چه رسد به اين كه نسبت به امور معنوى اهميت قائل شوند!(پـاورقى 1. تفسير نمونه , ج 26 ص 404(پـاورقى 2. ق (50 آيه 22(پـاورقى 3. تفسير نمونه , ج 26 ص 408(پـاورقى 4. حديد (57 آيه 20
کد سوال : 49955
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : امروزه با توجه به اين كه اكثر جوانان بى كار هستند و تا حدودى و بلكه كلاً از زندگى نااميد شده اند, به نظرشما چه بايد كرد, البته بعد از توكل به ذات احدى ؟
پاسخ : امروزه يكى از بزرگ ترين معضلاتى كه مملكت اسلامى با آن رو به رو است , پديدهء افزايش جمعيت و در پى آن نيازمندى چنين جمعيتى به كار, مسكن , تحصيل و ازدواج است .عدم برنامه ريزى صحيح در محيطهاى خانوادگى اجتماع , و سهل انگارى در اتخاذ بعضى از تصميم هايى كه مى بايست ساليانى پيش گرفته مى شد, اكنون به بحران جدّى تبديل مى شود. كودك بيست سال پيش , امروز به جوانى پر توقع و زياده طلب تبديل شد. داشتن مسكن , كار, مجلى براى تحصيل و همسر, از جمله حقوق طبيعى او مى باشد.پاسخ گويى به اين سؤال درد مشترك همه است و مورد توقع ما نيز خواهد بود. ما هم مى گيريم كه چه بايد كرد؟البته پاسخ گوى چنين مسايلى مسئولان و كارگزاران نظام مقدس اسلامى هستند كه اميد است هر چه زودتر راه حل مناسبى براى رفع اين مشكل بزرگ بيابند. در عين حال مشكلات زندگى نمى تواند بهانه اى براى فرار از معنويت وبازگشت به قهقراً باشد. زندگى مقوله اى از بهره ورى جسم و روح است , اما چنين نيست كه در اين بهره ورى بين هردو ملازمه اى وجود داشته باشد. جسم گاه به پرورش خويش مشغول شده و حتى روح به خدمت او در مى آيد و طبع مادى مى گيرد, ولى گاهى جسم به اندكى قانع مى گردد و روح بدون توجه به نيازهاى غير واقعى جسم , به پالايش خويش مشغول مى شود. علما و عرفا و فلاسفه و بزرگان , محصول اين تجربه هستند. البته نمى توان چنين نسخه اى رابراى همگان تجويز كرد, ليكن هر كس به فراخور توان و حال خويش مى تواند در اين سمت و سو قرار گرفته و دراين مسير گام بر دارد تا از اندك هاى تحصيل كرده , قناعتى بى پايان به دست آورد.حل مشكل بى كارى به عزمى جدّى و تقسيم عادلانهء امكانات نياز دارد و نبود پشتوانهء اقتصادى مى تواند هرانسانى را زمين گير كند. فقر و فساد و نااميدى و جنايت و سرقت مى تواند از ثمرات بى كارى باشد.اميدواريم مسئولان نظام جمهورى اسلامى بتوانند هر چه زودتر براى رفع اين بحران بزرگ و خسارت زا قدم بردارند.
کد سوال : 49956
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چه كنيم تا عاقبت به خير شويم ؟
پاسخ : مرگ حق است و قرآن مى فرمايد: (1) هيچ انسانى بلكه هيچ موجودى نيست جز اين كه آغازى و پايانى دارد. نه آغازش در دست او است و نه اختيار پايان خود را دارد و گرنه يااصلاً نمى آمد و يا حاضر به رفتن نمى شد. در ميان موجودات الهى دو صنف هستند كه بار مسئوليت و عبوديت بر دوش آنها نهاده شده است . آن دو صنف عبارت از جن و انس مى باشند: (2). هدف از عبادت تكامل و رسيدن به تعالى است . سپس مى بايست به سراى آخرت برگردد و از عاقبتى گذر كند كه همگان را از آن بيم و ترس است , زيرا انسان فراموشكار حتى از لحظهء بعدى زندگى اش بى خبر است , تا چه رسد اگر از عاقبتى كه ممكن است زمان وقوعش به درازا بكشد, با خبر باشد: اين كه نمى توانيم از عاقبت خويش با خبر باشيم , امرى مسلّم وقطعى است . قرآن مى فرمايد:.(3)چه بسيار افرادى كه از خوبان و پاكان و مقربان درگاه الهى بودند تا جايى كه اسم اعظم را دانسته و از استجابت دعا برخوردار بودند, ولى به عاقبتى گرفتار شدند, آن گونه كه قرآن از در زمان حضرت موسى 7كايت مى كند(4). و يا حكايت ى عابد كه در آخر عمر به پيروى از شيطان در آمد و به عاقبتى به گرفتار شد و يا داستان پندآموز در واقعه كربلا كه از جمع لشكريان يزيد خارج شد و به صف خاندان پيامبر پيوست و در نهايت در ركاب سالار شهيدان به شهادت رسيد. معلوم مى شود كه همهء انسان ها مى بايست از شرنفس اماره , به خداوند متعال پناه ببرند و هر لحظه لحظه زندگى , به مراقبت و محافظت از خويش مشغول باشند و ازارتكاب به محرمات پرهيز كنند. در آمده است كه حضرت صادق 7به يكى از شيعيان نامه اى بدين مضمون نوشت : اگر بخواهى عملت به خير انجام يابد و چون بميرى بهترين عمل (را) با خود داشته باشد, حق خدا را بزرگ تر از آن دان كه نعمت هاى او را در راه نافرمانى او صرف كنى يا بر بزرگوارى اش بر خود مغررو گردى .هر كه را ديدى از ما سخنى مى گويد و يا در سلك دوستان ما قرار دارد, او را گرامى دار.(5)در هر حال آدمى مى بايست هميشه بين خوف و رجا زندگى كند تا شامل لطف الهى شود, اگر چه اميدوارى به رحمت و فضل الهى , بر درجات عبوديت بندهء حقير مى افزايد.(پـاورقى 1. نساء(4 آيه 78(پـاورقى 2. ذاريات (51 آيه 56(پـاورقى 3. لقمان (31 آيه 34(پـاورقى 4. اعراف (7 آيهء 175(پـاورقى 5. سيد مصطفى حسينى دشتى , معارف و معاريف , ج 7 ص 181
کد سوال : 49957
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : شخص هم گناه مى كند و هم كارهاى عادى انجام مى دهد. با توجه به مسئلهء حبط عمل و يا تكفير, حكم اين شخص چگونه است ؟
پاسخ : متكلمان و بزرگان عقايد مى گويند: حبط عبارت است از اين كه ثواب اعمال پيشين بر اثر گناهان بعد ازبين برود.در معناى تكفير چنين بيان كردند, كه كيفر گناهان پيشين بر اثر اعمال نيك از بين برود.(1)پس حبط و تكفير به معناى پوشاندن و محو كردن است . حبط, عمل نيك و تكفير, عمل بد را مى پوشاند.چه گناهانى موجب حبط عمل مى شود. اگر انسانى سال ها به عبادت مشغول بوده و اينك مستحق جزا و خيركثير است , به دليل نافرمانى , ممكن است به عقوبت و عذاب الهى گرفتار شود. گويا چنين شخصى عمل نيكى انجام نداده است و عمل بد او فراگير خواهد شد؟! قرآن , كفر را از مهم ترين عوامل حبط عمل دانسته و بى شك آن را از بين برنده تمام اعمال نيكى مى داند كه شخص قبل انجام داده است .خداوند در قرآن خطاب به پيامبر6مى فرمايد: (2)در اين جا كفر از عوامل حبط عمل شمرده شده است كه تمامى نيكى ها را از بين مى برد. به نظر مى رسد اگر چه بعضى ديگر از گناهان حابط عمل خواهند بود, ولى به اندازهء كفر فراگير نيستند مفسران مى نويسند:مى شود, ترديدى نيست و آياتى از قرآن گواه اين گفتار است . بنابراين اگر انسان در حالت كفر از دنيا برود, اعمالش از بين مى رود, زيرا گناه كفر به قدرى زياد است كه بر ثواب هاى پيشين فائق مى آيد.هم چنين اگر ايمان بعد از گناهان باشد و تا آخر عمر ادامه پيدا كند, گناهان پيشين را از بين مى برد. ولى بحث در اين است كه آيا افراد با ايمان كه هم گناه كرده اند و هم اطاعت فرمان خدا و بدون توبه از دنيا مى روند, اعمال بدشان , پاداش اعمال نيك را از بين مى برد؟در اين مورد بين متكلمان و علماى عقايد بحث و گفت گو هست .(3) البته منشأ اختلاف , آيات و احياناً رواياتى است كه شايد از نظر ظاهر با يك ديگر قابل جمع نيستند, مثلاً آيهء شريفهء (4). نشان از اين موضوع دارد كه عمل هر كسى , هر چند به اندازه ذره اى ناچيز باشد, ثبت شده و نيتجه اى خواهد داد, كه با مسئلهء حبط سازگارى ندارد. ازطرفى با آيه شريفه اى كه گذشت () و با اين آيه خواهد بود>(5) و در جاى ديگر خوبى ها بدى ها را مى برند.(6) با توجه به آياتى كه گذشت , تفاسير مختلفى ارائه شده كه از حوصلهء بحث خارج است , ولى بايد دانست بقاى كفر و يا ايمان , تا لحظهء مرگ , موجب سقوط ثواب و يا سقوطكيفر مى شود. علامه مجلسى در اين باره فرمود: حق اين است كه سقوط ثواب به وسيلهء كفر لاحق و يا سقوط كيفر بعداز ملحق شدن ايمان , قابل انكار نيست (7). البته ايمان و كفر دو مصداق كامل تكفير و يا حبط عمل است . شخص مسلمان مؤمن تا به حالت كفر و ارتداد در نيامده , هر چند گناهانش موجب حبط عمل او شود, در نهايت به دليل مسلمان و مؤمن بودنش مشمول عذاب دايمى خداوند نخواهد شد. علامه مجلسى مى فرمايد: بدان كه در بين اماميه در اين مسئله (كه افراد مؤمنى كه مرتكب گناهان كبيره مى شوند, در آتش جهنم دچار عذاب هميشگى نخواهند شد) اختلافى وجود ندارد.(8) پس مى توان به اين موضوع معتقد شد كه ميان گناهان مرزى وجود دارد كه در صورت ارتكاب بعضى از آن چون ارتداد و كفر و بقاى آن تا هنگام مرگ , تمام اعمال خوب گذشته از بين مى رود,ولى در صورت ارتكاب بعضى از گناهان , تمام اعمال نيك از بين نمى رود, مگر آن كه اصرار بر انجام گناه به اندازه اى باشد كه ديگر چيزى از عمل خوب در بين نماز, آن گونه كه قرآن مى فرمايد: (9) در اين صورت كه گناه به كسب تبديل شود و شخص جز گناه به كار ديگرى مشغول نشود, مستحق عذاب دائمى خواهد بود. خداوند عاقبت همه رابه خير و خوبى ختم كند.(پـاورقى 1. ر, ك , تفسير نمونه , ج 2 ص 69(پـاورقى 2. بقره (2 آيه 217(پـاورقى 3. تفسير نمونه , ج 2 ص 70(پـاورقى 4. زلزال (99 آيه 8و 7(پـاورقى 5. جن (72 آيه 23(پـاورقى 6. هود (11 آيه 117(پـاورقى 7. بحارالانوار, ج 5 ص 333(پـاورقى 8. بحارالانوار, ج 5 ص 334(پـاورقى 9. بقره (2 آيه 80
کد سوال : 49958
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ديدن فيلم و عكسى هاى مبتذل چه حكمى دارد؟
پاسخ : ديدن فيلم تصويرهاى مبتذل براى نوع انسان ها موجب آسيب هاى فراوان روحى و روانى شده و سلامت فرد و جامعه را به خطرى مى اندازد.نوع انسان ها به داشتن زندگى اى دور از اضطراب , هيجان و سوء استفاده هاى احتمالى نيازمند هستند اگرپرده هاى اخلاق به كفار رود, تندبادهاى گناه و ابتذال , سرمايه هاى انسان را به تاراج خواهد برد. كدام انسان اخلاق گرا و آبرومند حاضر مى شود با ديدن فيلم هاى مهيج و هوس برانگيز سلامت خود را به خطر انداخته و شهوت هاى خفته را بيدار كند؟ و چون ارضاى شهوت از راه صحيح نخواهد بود, به اضطراب و دل بستگى هاى كاذب تبديل مى شود و از آن پس چنين آدمى كه اينك دل در گرو سكس بسته است , نمى تواند خواب و خيال راحتى داشته باشد.اگر داراى خانواده باشد, زمينه هاى انحراف در آن رشد مى كند. جامعهء سالم ثمرهء تقيد است و تعهد است اخلاقى ومذهبى است . در اين باب مراجع عالى قدر فتاواى روشنى دارند كه نظر به فيلم ويديويى مبتذل حرام است كه به بعضى اشاره مى شود:1 استفاده از فيلم هاى مسهجن و ماهوره اى چگونه است ؟جواب ) استفاده از فيلم هاى فوق كه به منظور انحراف تدارك ديده شده , جايز نيست (1). 2 خريد و فروش و نگه دارى عكس هاى مبتذل حرام است و بايد آن ها را از بين برد(2). اسلام , دين تسليم شدن در مقابل او امر پروردگار و گردن كشيدن در برابر هواى نفس است و ديدن تصاوير و فيلم هايى كه با شئون انسانى مغايرت دارد, نتيجه اى جز تعلق خاطرى كه آسايش برانداز و اضطراب آور باشد, ندارد. زيرا نفس امّاره اشتهايى سيرى ناپذير دارد و اگر افسارش رها شود, قابل كنترل نخواهد بود. چشم هايى كه به ديدن تصاوير غير شرعى واخلاقى عادت كند, هميشه باز و طمع كارانه و جسارت مند خواهد شد, چشمى كه دل بستگى مادى پيدا كند, به حريم شكنى رو مى آورد.(پـاورقى 1. آية الله فاضل لنكرانى , استفتاءات , ج 1 ص 485 سوال 1729(پـاورقى 2. احكام روابط زن و مرد, ص 57 برگرفته از فتاواى امام خمينى (س ) وحضرت آيةالله العظمى گلپايگانى و حضرت آيه الله العظمى اراكى .
کد سوال : 49959
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر به گفتهء امام خمينى (س ) معامله با بانك حرام است , چرا مردم با بانك همكارى مى كند؟
پاسخ : امام خمينى (س ) چنين چيزى نفرمودند, در نظام جمهورى اسلامى قراردادهاى مردم با بانك , تحت عقود شرعى انجام مى شود. پس معامله مردم با بانك و يا معامله بانك با سپرده هاى مردم اشكالى ندارد.در عين حال در پى استفتاءات مكررى كه از حضرت امام در خصوص سود و بهرهء بانكى شد. امام گرفتن آن راجايز ندانسته است و آن ربا مى داند, ولى بايد دانست در پى اصلاحات بعدى كه با عوض شدن موضوع و تحقيق وتفحص شوراى محترم نگهبان انجام گرفت , صورت موضوع تغيير يافته , در نتيجه ثمرهء مسئله عوض شده است , مثلاًآيةالله فاضل لنكرانى در پاسخ به اين سؤال كه : حكم سودهاى على الحساب كه در مشاركت هاى بانكى به سپرده گذار پرداخت مى شود چيست ؟ فرمود: هر گاه سپرده هاى ثابت به نحو مضاربه و يا وكالت در تجارت و توليد باشد,مشروع است و اخذ سود طبق شرط و قرار به نحو كسر مشاع جايز است و پرداخت مبلغ معيّن به عنوان على الحساب مانعى ندارد(1). آيةالله صالحى مازندرانى نيز در پاسخ به اين سؤال كه : معاملاتى بانكى از نظر قوانيى فقهى آيا همان معاملات اشخاص با يك ديگر است يا متفاوتند و اگر فرقى است , در چه جهاتى است ؟ فرمود: معاملاتى چه بانكى و يا غيربانكى و چه بين اشخاص حقيقى و يا حقوقى , اگر تحت يكى از عقود اسلامى باشد, صحيح است (2).(پـاورقى 1. آية الله فاضل لنكرانى , استفتاءات , ج 2 ص 290 صوال 796(پـاورقى 2. آية الله صالحى مازندرانى , استفتاءات , ج 1 ص 99
کد سوال : 49960
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : شخصى در بيابان جنب شده است و به هر دليلى نمى تواند غسل كند. براى خواندن نماز چه بايد بكند؟
پاسخ : در شرع مقدس اسلام مبحثى به نام تيمم وجود دارد كه جايگزين وضو و غسل است . علما و مراجع مى فرمايند: در هفت مورد به جاى وضو و غسل بايد تيمم كرد: 1 پيدا نكردن آب ;2 مشقت بيش از حدّ;3 ترس از ضرر;4 نياز به آب براى حفظ جان ;5 نياز به آب براى تطهير;6 نداشتن آب مباح ;7 نداشتن وقت برا وضو يا غسل .(1)پس اگر شخصى با يكى از حالات بالا مواجه شد, وظيفه اش تيمم است . نتيجه اين كه اگر كسى در بيابانى به جنابت گرديد و از يافتن آب نااميد شد, براى خواندن نماز بايست تيمم كند. البته اگر شخصى جنب هم نباشد, ولى براى وضو آب در دست رس ندارد, بايد به جاى وضو تيمم كند.(پـاورقى 1. توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 385
کد سوال : 49961
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا واحد پاسخ به سؤالات تنها به سؤالات مذهبى پاسخ مى دهد يا آن كه در زمينه هاى ديگرى چون مسائل فلسفى , فرهنگى , علمى , اخلاقى و احتماعى نيز پاسخ گو خواهد بود؟
پاسخ : واحد پاسخ به سؤالات در اطلاعيه هاى تبليغاتى خود را مسئول پاسخ گويى به شبهات در زمينه هاى احكام , فلسفه , اخلاق , مسايل فرهنگى , علمى , اخلاقى , اجتماعى و هم چنين مشاوره در مشكلات زندگى مى داند وتاكنون ده ها هزار نامه از داخل و خارج كشور جهت پاسخ گويى به اين واحد ارسال گرديده و جواب آن به فراخورحال تقديم شده است .
کد سوال : 49962
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به كتاب هايى مثل مفاتيح الجنان , نهج البلاغة و صحيفهء سجاديه علاقهء شديد دارم .به خاطر عدم امكان مالى قادر به تهيهء آن نيستم . مستدعى است فراهم كرده و برايم ارسال نماييد. متشكرم .
پاسخ : آفرين بر شما جوان متديّن و مذهبى كه به مطالعهء كتب مذهبى علاقه مند هستيد. از خداوند بخواهيد كه شما را در اين راه ثابت قدم بدارد.كار اين مركز, تنها پاسخ به شبهات اعتقادى , تاريخى , فلسفى , كلامى , اخلاقى و غيره مى باشد.از ارسال كتاب جداً معذوريم و از اين بابت شرمنده هستيم .
کد سوال : 49963
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : سربازم . براى خريد وسايل مورد نياز سربازان پولى در اختيارم گذاشته اند. گاهى از آن استفاده ءشخصى نمودم و جمعاً مبلغ دو هزار تومان شده است . آيا شرعاً موظفم آن را به بيت المال برگردانم ؟
پاسخ : برادر گرامى ! از اين كه با ما مكاتبه كرده و سؤالتان را مطرح ساختيد, سپاسگزاريم . حتماً مى دانيد يكى از نشانه ها و صفات مؤمن , اداى امانت است و خيانت به آن از گناهان كبيره است . امام صادق 7فرمود: .با اين وصف , بايد مبلغ مذكور را به عنوا اضافى پول ها, به مسئول مربوطه برگردانيد. در ضمن بايد از امثال شماجوانان قدردانى كرد كه الحمدللّه در جوانى به اين گونه مسايل شرعى توجه مى كنيد.