کد سوال : 49944
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به نظر مى رسد كه بين مسئله هاى 345و 346در در صورت تناقض چگونه مى توان منى را غز غير آن تشخيص داد؟ در چه زمانى مى شود به جنب شدن مطمئن شد؟ خروج منى چه نشانه هايى دارد؟
پاسخ : تناقضى بين دو مسئلهء مذكور مشاهده نمى شود. مراد در مسئله 345اين است كه هرگاه مطمئن شدجنب شده , بايد غسل كند; حالا از هر طريقى اطمينان حاصل شود, چه در خواب باشد و چه در بيدارى .مسئله 346تنها ناظر به بيدارى است ; يعنى اگر كسى در حال بيدارى رطوبتى از او خارج شود و نداند منى است يا غير منى , براى تشخيص منى , سه مشخصه وجود دارد: با شهوت ; با جستن و سست شدن بدن بعد از خروج , البته بعضى از علايم در زن و مريض صادق نيست . گفتنى است : كسى كه در خواب منى از او خارج شده , بعد ازبيدارى بايد ببيند لكهء جامه اش زبر و ضخيم است و يا بوى تعفن دارد, تا مطمئن شود منى است .
کد سوال : 49945
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر كسى شك كند و يا احتمال دهد مجتهدى كه از او تقليد مى كند, از ديگران اعلم است يا قبلاً اعمل بوده و الآن احتمال مى دهد يا شك دارد فردى داناتر از او پيدا شده است , از ديدگاه امام (ره ) مى تواند از مرجع خودعدول كند؟
پاسخ : برادر عزيز و گرامى ! از اين كه با ما مكاتبه كرده و شبهات خود را با ما در ميان گذاشتيد سپاس گزاريم .اغلب مراجع از جمله امام معقتدند وقتى انسان مى توان از مرجع خود عدول كند كه علم به اعلميت ديگرى داشته باشد يا به قول برخى حداقل مساوى باشد. بنابراين با احتمال يا شك نمى توان از مجتهد زنده اى به مجتهد زنده ديگرعدول كرد.
کد سوال : 49946
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اينجانب دخترى بيست ساله هستم . به خاطر اين كه خواهرم چهار سال از من بزرگتر است و ازدواج نكرده است , موقعيت هاى مناسبى كه براى تشكيل زندگى جديد داشتم , از دست دادم . اكنون مى خواهم براى مشغول نگه داشتن خود, به تحصيلات ناتمام خود در مقطع راهنمايى ادامه دهم
پاسخ : خواهر گرامى ! از اين كه با ما مكاتبه نموديد سپاسگزاريم . انسان در زندگى با موقعيت هاى مناسبى مواجه مى شود كه بايد سعى كند از آن ها بهترين استفاده را بنمايد. شمادر خصوص درخواست ازدواج برادر دوست خود رفتار خوبى نداشتيد. با پند گرفتن از گذشته و اين كه گذشته را چراغى فراروى خود قرار دهيد, خواهيدتوانست در آينده به سر منزل مقصود برسيد و آيندهء روشنى را براى خود ترسيم كنيد.در كارهاى مهم و سرنوشت ساز انسان نياز به راهنمايى افراد دلسوز و متقى دارد تا بتواند در موقعيت حساس ,تصميم مناسب را اتخاذ نمايد. با توجه به فرهنگ حاكم بر خانوادهء شما, به نظر مى رسد اگر طرف مشورت شماشخص مورد قبول پدر و مادر شما باشد, مى تواند مؤثرتر و مفيدتر باشد, چون بهتر مى تواند خواسته هاى به حق شمارا منعكس كند و در موقعيت هاى حساس شما را يارى كند.ادامهء تحصيل امر مطلوبى است , اما با نگاهى مثبت به آينده , سعى كنيد موقعيت هاى سرنوشت ساز را به خوبى پشت سر بگذاريد و به آينده اميدوار باشيد و با توكل بر خدا و تلاش و كوشش به سلاحل موفقيت خواهيد رسيد.در مورد ظرف ها و وسايل يكه پيدا كرديد و صاحبان آن را نمى شناسيد, اگر توانستيد صاحبان آن ها را بيابيد, به صاحبان آن برگردانيد و در صورت عدم شناخت صاحبان مال , احتياط واجب آن است كه از طرف صاحبان صدقه بدهيد.()(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 2 ص 486 مسئله 2564در خصوص شخصى كه احتمال مى دهيد ربا خوار است و در ايام عزادارى اطعام مى دهد, خوردن آن طعام ازلحاظ شرعى اشكالى ندارد, چون يقين نداريد اطعامى كه اين شخص مى كند, از ربا باشد; حداكثر اين كه غذا و طعام مشكوك باشد, كه در اين صورت خوردن آن اشكالى ندارد.
کد سوال : 49947
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كتابى تحت عنوان تأليف سيدعلى موحّد ابطحى اصفهانى , داستانى از آيةالله شيخ عبدالنبى اراكى (ره ) نقل كرده و در آخر آن از كتاب طرز ختم زيارت عاشورا را بيان كرده است . مستدعى است طرز تهيه آن كتاب را برايم بنويسيد. يا صفحه اى را كه طريقهء ختم زيارت عاشورادر آ
پاسخ : خواهر گرامى , اكرم شفيعى درود بر شما از اين كه اهل دعا - به ويژه زيارت عاشورا - هستيد. و در صددفراگيرى كيفيت ختم اين زيارت مى باشيد, جاى تشكر و تقدير است . خدا را به خاطر داشتن چنين روحيه اى شكرنماييد. متأسفانه كتاب را پيدا نكرديم . به كتاب فروشى هاى معتبر, يا كتاب خانه هاى معروف شهرستان يا محل تحصيل خود مراجعه كنيد. ضمناً نامه دوم شما كه در اين رابطه بود به دست مان رسيد.
کد سوال : 49948
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دختر هفده ساله و دوم دبيرستان هستم . در يك خانواده مذهبى زندگى مى كنم اما مدتى است كه درامر نماز سستى مى كنم . احساس مى كنم رغبتم به نماز كم شده و اين مرا نگران كرده است . خواهشمندم مرا راهنمايى كنيد.
پاسخ : خواهر گرامى ! از اين كه با مكاتبه نموديد سپاسگزاريم . از شوق و علاقهء شما به نماز و اهتمام در جهت تدارك نمازى با حضور قلب و اين كه از حقيقتِ اين عبادت مى خواهيد بهره مند شويد, تقدير مى شود. نماز حقيقتى است كه انسان ساز است و وسيلهء رهايى انسان از هر قيد و بند مادى است . نماز ما را از گناهان و آلودگى ها پاك مى كند. نماز جواب دادن به غريزهء پرستش آدمى است . نماز بهترين وسيلهء ارتباط مخلوق با خالق است . نماز نردبان صعود و معراج مؤمن است . نماز عمود خيمهء دين و فلسفهء خلقت است . نماز دژ محكمى است كه انسان را از حملات شيطان دور نگه مى دارد. نماز روش آدميان پاك روى زمين در طول تاريخ انسان است . نماز وسيله اى براى زدودن صفات منفى و رذايل حيوانى است . نماز او اوصاف پارسايان است . نماز كارخانهء انسان سازى است .()(پـاورقى 1.على اصغر عزيزى تهرانى , حضور قلب در نماز, ص 120نماز عامل مهدمى در تزكيهء روح و درون انسان است و اهميّت ندادن به نماز به لحاظ عدم آشنايى به حقيقت آن و احساس نياز نكردن نسبت به آن , از عوامل ترك نماز و سستى در آن به شمار مى آيد. انسان بر اساس فطرت خود,همواره به سوى چيزى كه برايش اهميت دارد, توجه و اهتمام مى كند. اگر براى انسان , امرى مهم و ضرورى جلوه كند, آن را به هر صورت ممكن انجام خواهد داد. آشنا شدن به حقيقت نماز و اين كه نماز جزء نياز ما است , جزءزندگى حيات ما است و فايده و آثار نماز در دنيا و آخرت تجلّى مى كند, باعث مى شود انسان با شوق بيشترى به اقامهء نماز بپردازد و از سستى در نماز و يا ترك آن خوددارى نمايد.اهميت دادن به نماز يكى از موجبات حضور قلب است , زيرا قلب تابع همت انسان است . اگر همت بر نماز باشد,قلب در نماز حاضر خواهد بود و اگر همت انسان در پى چيز ديگرى باشد, قلب از نماز غافل خواهد بود و نزد چيزديگرى خواهد رفت . كسى كه نماز را سربار خود و صرفاً يك تكليف طاقت فرسا بداند, به حقيقت آن پى نبرده و اهمتى به آن نمى دهد. در نتيجه از حضور قلب در محضر خداوند غافل مى گردد. اگر بخواهيم در نماز حضور قلب پيدا كنيم , بايداهميت عبادت را به قلب تفهيم و تلقين كنيم و اين امر فقط با فهم اسرار و حقايق نماز ميسور مى شود.از ديگر موجبات سستى در نماز و عدم اهتمام به آن , عادت به عبادت است ; به اين معنا كه انسان , اصل نماز وافعال و اذكار آن را از روى عادت به جا آورد, به طورى كه به حقيقت و روح نماز توجه نداشته باشد. عمل بر اثرعادت , عبادت را از حالت آگاهانه خارج مى نمايد و تبديل به يك عمل غير آگاهانه مى كند, به طورى كه روح اعمال فراموش شده و تنها ظاهر اعمال هدف قرار مى گيرد. مذموم بودن عادت به اين معنا نيست كه استمرار, مداومت و كثرت اعمال اشتباه است , بلكه ملاك ارزش , مقدارتوجه و آگاهى در عمل است . مردان الهى در عين كثرت عبادت و دعا, به مقدار توجه و آگاهى خود در اعمال مى افزايند و از عبادت لذت بيشترى مى برند.انسان وقتى عظمت خالق را شناخت و احساس نياز كرد كه بايد پيوندى عميق با خالق هستى برقرار كند,احساس پرستش معبود در وجود انسان ريشه مى زند. سپس اگر پرستش و عبادت را از نيازهاى اصلى خوداحساس كنيم , محتاجانه و عاشقانه به طرف آن مى رويم و همين موجب حضور قلب مى گردد. انسان بايد در همه حال خود را در محضر خداوند بداند و احساس حضور در محضر خداوند در تمام لحظات زندگى موجبب حضور در نماز مى شود, چرا كه كسب حضور قلب در نماز, يك دفعه ممكن نيست . نمازگزار اگربخواهد نمازش كامل و با توجه باشد, بايد در تمامى لحظاتِ زندگى , خود را در محضرت حق تعالى ببيند و در همه جا و همه چيز جلوهء خدا را ببيند.خواهر گرامى , به لطف الهى , شما توجه داريد كه بايد نماز با حقيقت و معنويت بر پا شود. از اين رو سعى كنيد درمرحلهء اول با همتى بلند, بر اقامهء نماز مداومت و استمرار داشته باشيد و در مرحلهء بعد نماز را به صورت عملى برپاداريد كه در هر نمازى نسبت به نماز قبل شوق و انگيزهء شما بيش تر شود و اين حقيقت نماز است و هر قدر حلقه ءوصل انسان با معبودش مستحكم تر باشد, انسان به آرامش بيشترى مى رسد و از اضطراب و نگرانى مصون مى ماند.
کد سوال : 49949
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : گفتن ذكر در قلب به جز مواردى كه نذر كرده ايم با صداى بلند باشد, آيا اشكالى دارد؟
پاسخ : ذكر بايد با زبان ادا شود مثل خواندن نماز كه با صداى بلند و آهسته خوانده مى شود و نيز دعاهايى كه به صورت فردى و يا جمعى اجرا مى شود, اما نوع ديگرى از ذكر وجود دارد كه قلب و جوانه انسان پذيراى آن است .چه بسا ممكن است ذكر واقعى همان باشد كه صدايش را هيچ كس حتى صاحبش نشوند, ولى خداى متعال آن راقبول مى كند. مثلاً سكوت يك ذكر بزرگ است . انسانى كه كم حرف مى زند و در عوض به سير و سياحت باطنى درآفاق و انفس مشغول مى شود, قلب و دل را به حركت در آورده و به گفتن ذكر مشغول مى شود.قرآن مجيد در بسيارى از سوره ها تسبيح و ذكر خدا را به طور عام بر تمام موجودات جاندار و به ظاهر بى جان سريان داده است . موجوداتى غير از آدميان , از حيوانات گرفته تا جمادات , به ذكر خدا مشغولند و حال آن كه درمحاسبهء ما ذكر و تسبيح آن است كه به زبان ادا شود, اگر چه چيزى آ آن فهميده نشود و خداى ناكرده فقط لقلقهء لسان باشد. خداوند در قرآن مى فرمايد: پادشاه پاك و عزيز و حكيم >(1).پس كوه ها, درياها, آسمان ها, درختان , جان داران و انسان ها كه اشرف مخلوقاتند, همه در حال ذكر خداهستند. عالم هستى مظهر تجلى و معرفت خداوند است و با تمام سكوتى كه دارد, نمادى بزرگ و پر عبرت و نشأت گرفته از حيات الهى است . كوه ها در ظاهر ساكتند, اما يك دنيا معنى و حرف دارند. ايستادگى , صلابت , سرسختى وشكوه كوه به ذكر ربّ است . سكوت انسان ها نيز مى تواند نوعى ذكر مخفى باشد, زيرا سكوت , عزت و آبرو و هيبت مى آورد. سكوت آدمى را به تفكر و تعقل وا مى دارد. انسان در هنگام مسافرت مى تواند با انديشه و ذكر قلبى , كسب تعالى و معنويت بكند. مفسران در باب معنا و حقيقت ذكر مى فرمايند: نيست . بلكه منظور اين ا ست هنگامى كه كار حرامى در مقابل او قرار مى گيرد, ازخدا بترسد و آن را ترك كند.(2)قرآن مى فرمايد: .(3)مقصود از ذكر ابتدا خطور قلب و سپس حضور لسان بر اداى كلام است . خاستگاه تمام ذكرها قلب است . اگر قلب نپذيرد, زبان فقط به لقلقه مشغول مى شود. بسيارى از عبادت ها و ذكرهاى بى حاصل , محصول غافل بودن قلب است . .(پـاورقى 1. جمعه (62 آيه 1(پـاورقى 2. تفسير نمونه , ج 1 ص 515(پـاورقى 3. نساء (4 آيه 188189
کد سوال : 49950
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : موقع وضو, هنگام شستن دست ها, با كدام دست بايد شير آب رابست ؟
پاسخ : خواهر س . سبحانى درود بر شما; از اين كه با ما مكاتبه كرده و شبهات خود را مطرح ساختيد, سپاس گزاريم . بهتر با دستى شير آب راببنديد كه مشغول شستن آن هستيد. مثلا اگر داريد دست راست را مى شوييد, با دست راست شير را ببنديد.
کد سوال : 49951
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به اتفاق چند نفر از خواهران , پنج سال است كه در حوزهء علميهء كاشمر مشغول به تحصيل هستيم . براى حفظ دين و شؤنات مذهبى بسيار متمايليم با طلاب جوان ساكن حوزهء علميهء قم ازدواج كنيم . خواستگاران ما نوعاًاز نظر مالى وضع خوبى ندارند يا خيلى پاى بند به مذهب نيس
پاسخ : خواهر گرامى ! از اين كه با اين واحد مكاتبه كرده و مشكل خود را مطرح ساختيد, سپاس گزاريم . براى اين كه به شما كمك فكرى كرده و بتوانيم مشكلتان را برطرف سازيم , راهكارهاى زير ارايه مى شود. اميداست با تعقلّل دربارهء آن و به كار بستن قرار بگيرد:قبلاً بايد از شما به خاطر مذهبى و آينده نگر بودن و علاقه مندى به داشتن زندگى پاك و پاكيزه و عشق به تحصيل علوم دينى , قدردانى كرد. از خداوند بزرگ مسئلت مى نماييم شما را در اين راه ثابت قدم نگه دارد.1 گرچه تشكيل زندگى مشرتك در شهر مقدس قم با يك طلبهء جوان و متدين و خوش فكر, خيلى خوب است , اما معنايش اين نيست كه تشكيل زندگى با يك جوان مذهبى و متديّن غير روحانى در شهر ديگر ناكار آمداست و بد عاقبت . از بزرگ ترين عوامل موفقيّت براى ادامهء زندگى مشترك تفاهم بين زوجين است ; يعنى يكديگر رادرك كنند و حرف هم را بفهمند و از افراط و تفريط بر حذر بوده و در مسير حق گام بردارند. فرق نمى كند مى خواهدطلبه باشد يا غير طلبه ; در قم باشد يا ساير شهرها.2 ازدواج منافاتى با درس و بحث و سير در عالم معنويت ندارد, بلكه بهترين وسيله است براى سير تكاملى وتمركز حواس و برطرف نمودن افكار شيطانى .3 بار ديگر متذكر مى شويم مبادا اصرار كنيد بايد با طلبه هاى جوان ازداج كنيم , بلكه اگر جوانان متدين و نجيب و خانواده دار, به خواستگارى آمدند, جواب رد ندهيد, هر چند از وضع مالى خوبى برخوردار نباشند. خداوند وعده داده است اين گونه افراد را از فضل خودش كمك كند.قرآن مى فرمايد: .()(پـاورقى 1.نور (24 آيهء 324 در حوزهء علميهء قم , محل مخصوصى وجود ندارد كه طلاب جوان به آن جا رفته , آمادگى خود را براى ازدواج با دختران متديّنى مثل شما اعلان كنند. لذا خيلى به انتظار حوزه نباشيد.5 به ندرت اتّفاق مى افتد كه انسان بتواند با همسر ايده آل خويش ازدواج كند.تا گذشت و عقب نشينى از خيلى خواسته ها و علايق در زندگى نباشد, بعيد است زندگى ادامه داشته باشد. براين اساس ممكن است جوان نجيب و خانواده دارى به خواستگارى بيايد, اما خيلى پاى بند نماز و روزه و مقررّات دينى نباشد. فوراً نگوييد دين ندارد و مرد زندگى نيست , و در نتيجه دست رد به سينهء او بزنيد.صبر كنيد به خواستگارى بيايد و با هم صحبت كنيد. اگر ساير صفات مرد زندگى را داشته باشد, به او بگوييد: به شرطى با تو ازدواج مى كنم كه قول بدهيد نماز بخوانيد و روزه بگيريد و پاى بند امور مذهبى باشيد. اگر زير بار نرفتند,اختيار با خود شما است .6 شادابى و طراوت جوانى زمان خاصى دارد. بعد از گذشت آن بى رغبتى به ازدواج و سستى و بهانه گيرى چهرهء خود را نمايان مى كند.در اين صورت كسى ديگر به خواستگارى نمى آيد يا اگر بيايد, به بهانه هاى واهى جواب رد مى شنود, كه نتيجه اش خستگى و افسردگى و دل مردگى مى باشد. سفارش اكيد مى كنيد فرصت را از دست ندهيد و هر چه زودتر بساط ازدواج را راه بيندازيد, كه فردا دى راست . معذالك با مسئول واحد آقاى شريعتى سبزوارى با تلفن 7743183تماس حاصل كنيد تا بهتر راهنمايى كنيد.
کد سوال : 49952
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : تقاضا دارم از نظر روحى و روانى , مورد مطالعهء شما قرار گيرم .
پاسخ : برادر گرامى ! دقيقاً منظور شما را نفهميديم . اگر منظورتان اين است كه مى خواهيد تلفنى با اين واحدمشاوره كنيد, لطفاً با شمارهء 7743183با جناب حجة الاءسلام والمسلمين حاج آقاى شريعتى , مسئول واحد تماس بگيريد. اگر مراد اين است كه مى خواهيد شبهات و سؤالات خود را به وسيلهء نامه بفرستيد و پاسخ دريافت نماييدلطفاً به نشانى زير ارسال نماييد:
کد سوال : 49953
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر خواهى نشوى رسوا, هم رنگ جماعت شو! به نظر شما آيا بايد كارهاى يك جمع را اگر اشتباه هم بود, تاييد كرد و استقلال فكرى و عملى نداشت , مثلاً اگر جمع همگى مشغول نوشيدن شراب هستند, بايد شراب خورد تارسوا نشد؟!
پاسخ : متأسفانه اين مثل دستاويز بسيارى از مردم شده است كه به غلط از آن استفاده مى كنند. در نظام هستى جمع عقلايى جز در مراكز خاص تشكيل نمى شود. اين جمع عقلايى نوعاً از ميان توده مردم خارج شده و در پناهى مأوى مى گيرند و سخت از عادات و رسوم عوام الناس مى پرهيزند. اين فاصله موجب مى شود مردم عادى به رفتارهايى رو آورند كه از گردونه اخلاق و حتى عرف عادى خارج است . همين به عرفى ها موجب تشكيل نمودها والگوهاى قابل پيروى براى سايرين مى شود.مردمى كه از آداب و رسوم و سنت حسنهء اسلامى بهره اى نبرده باشند, به اقتضاى حال روى كردهاى خاصّى خواهند داشت كه هر كدام مظّنهء تأثير در جمع ديگر دارد و حتى افرادى را به كيش خويش دعوت كرده وادار به پيروى مى كنند. عادات كوچه و بازار حتى اگر از گناه و معصيت به دور باشد, نمى تواند جهت الگو گرفتن و تبعيت كردن مناسب باشد, تا چه رسد به حضور در شب نشينى هايى كه خداى ناكرده شيطان آن را هدايت مى كند. جمعى به كشيدن سيگار و يا استفاده از مواد مخدر مشغول مى شوند و علاوه بر اين كه خود را آلوده و گمراه مى كنند, از دوستان دعوت به عمل آورده و ايشان را نيز به تباهى مى كشانند. اگر شخص به دلايل مختلف , حاضر به حضور در جمع ايشان نشود, او را عقب افتاده پنداشته و طرد مى كنند, حال آن كه ملاك امتياز و برترى انسان هانسبت به يك ديگر جز به تقوا و عبوديت نيست . خداوند متعال مى فرمايد: (1). خداوند انسان را عاقل و با شعور آفريد كه با تكيه بر عقل راه خويش را انتخاب كند و راه از چاه تشخيص دهد و اگر ديد جمعى مشغول به كارى هستند, آن را بسنجد; اگر ديد مطابق با عقل و مذهب و عرف است , به آن جمع بپيوندد و گرنه از ايشان پرهيز كرده و از شماتت و از ناصواب گويى آن ها در رأس و گفتار نهراسيد,چون خداى متعال پشتيبان او است : .(2)(پـاورقى 1. حجرات (49 آيه 13(پـاورقى 2. زمر (39 آيه 38