• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 49804
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در چه زمانى بايد تقيّه كرد و شرايطش به چه صورت است ؟ از كجا مى توان فهميد كه زمان تقيدهست يا خير؟
پاسخ : در اصطلاح شرع : تقيّه , خوددارى از اظهار عقيده و مذهب خويش در مواردى كه ضرر مالى يا جانى يا عرضى متوجّه شخص باشد و به تعبير ديگر رهانيدن خويش از خطرى كه از ناحيهء ديگرى به تو متوجّه است باگفتار يا كردار برخلاف وظيفهء اوليهء شرعيه . در روايتى امام باقر7فرمود: تقيّه بدين جهت واجب شده كه جان هامصون مانند و اگر تقيّه باعث ريختن خون كسى شود آن جا تقيّه جايز نيست . اما شرايط تقيّه : تقيّه به احكام منقسم مى گردد: آن جا كه دفع ضرر واجب باشد, تقيّه واجب است . در مورى كه تقيه بدين منظور صورت گيرد كه خود را از معرض خطر دور دارى , بدين معنا كه ترك تقيه موجب مى شود كه تدريجاً زيانى از ناحيهء طرف مقابل به تو متوجّه گردد, تقيه مستحب مى باشد. در جايى كه پرهيز كردن از ضرر وپرهيز نكردن از آن در نظر شرع يكسان باشد, مانند تقيه در اظهار كفر, چنان كه برخى از فقها گفته اند تقيّه مباح مى باشد در صورتى كه ترك تقيّه و تحمّل ضرر در نظر شرع , يكسان باشد, مانند تقيه در اظهار كلمهء كفر, چنان كه برخى از فقهاء گفته اند. تقيّه مكروه مى باشد آن جا كه تقيه موجب ريختن خون محترمى گردد, تقيه حرام است . امازمان تقيه : زمانى است كه انسان متوجه ضرر مالى يا جانى ياآبرو و يا دينى شود, در اين زمان براى رهانيدن خويش از اين خطرها بايد تقيه و خوددارى از اظهار عقيده صورت گيرد.
کد سوال : 49805
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چه كار كنيم كه ايمان در وجودمان كاملاً مستقر شود؟
پاسخ : همان طور كه مى دانيم آيات و روايات بسيارى دربارهء ايمان وجود دارد, به عنوان نمونه قرآن شريف مى فرمايد: گفتند: ايمان آورده ايم , بگو: شما ايمان نياورده ايد, ولى بگوييد: اسلام آورده ايم , امّا هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است >. از اين آيه ءشريفه و آيات ديگر قرآن استفاده مى شود كه ايمان پذيرفتن امرى قلباً و اختياراً مى باشد و اعتقاد تنها نيز ايمان نمى باشد چنان كه شيطان به خداى سبحان معتقد بود كه مى گفت : خلقنى من نار و خلقته من طين ; مرا از آتش خلق كردى ,ولى انسان را از گل آفريدى , لذا در برابر اسنان سجده نكرد و از درگاه الهى (با وجود شش هزار سال عبادت ) رانده شد.(1)بنابراين , راه هايى كه معصومين 7در جلوى ما گشودند, مى توان ايمان را در وجودمان مستقر كنيم . (پـاورقى 1.سيد مصطفى حسينى دشتى , معاريف , ج 2 ص 614ـ 617
کد سوال : 49806
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دكتر شريعتى فوت كردند؟ آيا مى توان با خانواده ايشان تماس گرفت ؟ چرا كتاب هاى ايشان را به جوانان معرفى نمى كنند و هيچ صحبتى از او و انديشه هايشان نمى شود؟
پاسخ : كيفيت وفات دكتر على شريعتى كه در لندن روى داد, تا به حال بر كسى معلوم نشده است . بعضى معتقدند كه عمّال ساواك او را در محل اقامتش به طور پنهانى به شهادت رساندند و بعضى مرگ ايشان را بر اثر سكته قلبى و طبيعى دانسته اند. اما حقيقت امر به واسطه اين كه از كالبدشكافى ايشان به عمل آمد از مردم پوشيده ماند. در مورد خانواده ايشان و نحوه ارتباط با آنان اطلاع درستى در دست نداريم , اما سال ها است پسر بزرگشان در خارج از كشور به سر مى برند. در مورد آثار و انديشه هاى ايشان هم , اوضاع آن طور كه شما نوشته ايدنيست و مجموع آثار ايشان هر ساله به چاپ مى رسد و نوارهاى سخنرانى آن مرحوم تكثير و انتشار مى يابد و اتفاقااين چند سالهء اخير بر روى آثار ايشان بيش تر تبليغ شده است و جز معدود آثارى , الباقى در دست خوانندگان قراردارد. البته بايد توجه داشت كه ايشان حدود 24سال است كه در گذشته اند, از اين روى به واسطه تغيير اوضاع زمانه و طرح مسائل نو, آثار ايشان خود به خود دچار مهجوريت مى گردد. از سوى ديگر هم , در سالگرد وفات ايشان رسانه هاى ارتباط جمعى , مجله ها روزنامه ها, راديو و تلويزيون و... به نقد و بررسى و شناسايى افكار و آراى آن مرحوم مى پردازند. بنابراين , اگر مخالفتى با افكار ايشان در جامعه هست , موافقانى هم وجود دارند كه در صددمعرف صحيح ايشان هستند. به هر صورت , عزيز گرامى , هر انسانى جايز الخطا است و مرحوم دكتر شريعتى هم ازاين قاعده مستثنا نيست , اما به هيچ وجه .()(پـاورقى 2.شريعتى از ديدگان شخصيت ها, گفتگو با مرحوم دكتر بهشتى و مقام معظم رهبرى , با اندكى تلخيص . ايشان دو دهه است كه وفات كرده اند و بر انديشمندان است كه .(1)(پـاورقى 1.شريعتى از ديدگاه شخصيت ها, گفتگو با مرحوم دكتر بهشتى و مقام معظم رهبرى , با اندكى تلخيص .
کد سوال : 49807
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر كسى مقدارى مال حرام , در مال حلالش آميخته بود, براى از بين بردن آن مال حرام چه بايدبكند؟ جدر ضمن نداند آن مال حرام دقيقاً چه مقدار است ج ؟
پاسخ : در رسالهء توضيح المسائل حضرت امام آمده است : اگر مال حلال با حرام به طورى مخلوط شود كه انسان نتواند آن ها را از يك ديگر تشخيص دهد و صاحب مال حرام و مقدار آن , هيچ كدام معلوم نباشد, بايد خمس تمام مال را بدهد و بعد از دادن خمس , بقيهء مال حلال مى شود.(1)(پـاورقى 1.امام خمينى , توضيح المسائل , احكام خمس , ص 346 مسئله ء1813
کد سوال : 49808
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا درست است كه مى گويند جبران خليل جبران يك نويسنده پوچ گراست ؟ آيا شما خواندن كتاب هاى او را براى جوانان مفيد مى دانيد؟
پاسخ : جبران خليل جبران نقاش شاعر و نويسندهء بزرگ جهان عرب (ولادت 1883در لبنان ـ وفات 1931ر بوستون آمريكا) يكى از اركان نهضت ادبى نوين عرب است . آثار او كه به دو زبان عربى و انگليسى به رشته تحرير درآمده اند, نوعاً بيانگر و راوى ذهنيت خاصى هستند كه ادبا به آن مى گويند. برداشت هاى شاعرانه از وجود آدمى , ماهيت روح و هستى , انديشه هاى لطيف درباره خلقت و مظاهر خوبى و بدى ـ كه به زشتى ها و زيبايى هاى نسبى تغيير يافته اند ـ و آن شوق بازگشت به اصل و به قول جبران به و انگيزه همدلى وهماهنگى دوباره نفوس بشرى در نقطه وحدت كه جبران آن را مى داند, تمام از روح هنرمند اين شاعر بزرگ حكايت مى كند كه آندور رسيدن و وصل شدن را داشته است . با اين حال , جبران نويسنده اى مسيحى است و در عمدهء آثار خود, يافته هاى خويش از كتاب مقدس را به تماشامى گذارد, هرچند اين دستمايه ها همواره با انديشه هاى او آميخته شده و رنگ و لعابى ديگر مى يابند, اما به هيچ روى , جبران متهم به پوچ گرايى و نيهيليسم نيست . با اين حال , آثار جبران كاملاً مطابق به موازين دين اسلام نيست واين بديهى است كه نمى تواند هم چنين باشد. در مورد مطالعه آثار ايشان هم بايد گفت كه و چون كتاب هاى جبران جزء كتب ضاله دانسته نشده اند خواندن آنها بلا اشكال است .
کد سوال : 49809
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بسته شدن بخت چگونه است و تا چه حدّى صحت دارد؟ آيا دختران دم بخت هم دچار چنين مشكلى مى شوند؟ وظيفهء ما جوانانى كه در ازدواج نكردن بى تقصير هستيم و در خطر گناهان بزرگ و كوچك هستيم چيست ؟
پاسخ : بخت در لغت به معناى حظّ, بهره و قسمت است . بخت به معناى حدوث چيزى بدون استناد به علت است . دانشمندان وجود علل مجهولى , چون بخت و اتفاق را محال مى دانند. خواجه نصير طوسى معتقد است كه آن چه اتفاق و بخت ناميده مى شود داراى علل و اسباب نهانى و مستور است كه حقيقت آن بر ما روشن نيست و از آن جا كه همه موجودات عالم تابع علل غايى هستند و علل فاعلى خاصى آن ها را ايجاد كرده است كه ما نسبت به آن علل آگاهى نداريم , سپس نمى توانيم به چيزى با عنوان بخت معتقد باشيم و آن را از حيطه علل و اسباب دور بدانيم .()(پـاورقى 1.سيد مصطفى حسينى دشتى , معارف و معاريف , ج 3 ص 71 و به طور كلى اعتقاد به بخت اعتقاد به امرى موهوم و خرافى است و شما سعى كنيد از اين انديشه ناصحيح دورى بجوييد و پيوند معنوى و ارتباط خود را با خداوند سبحان محكم تر نماييد تا آرامش بر زندگى شما حاكم شود وانشاءالله با اميد به فضل و لطف الهى با آرامش خاطر, سختى ها و مشكلات را پشت سر بگذاريم . شما در دوره حساسى قرار داريد و سعى كنيد اين دوره را با پاكى و سلامت نفس طى كنيد. خواهر گرامى سعى كنيد در اين دوران , انس و پيوند معنوى خود را با خداوند سبحان و توسل به ائمه اطهارزيادتر نماييد كه هر چقدر معنويت در جان شما رسوخ كند, هيجان هاى دوران جوانى براى شما بيشتر قابل كنترل خواهد بود. تا زوج مؤمن و متناسب با شأن شما برايتان مهيا شود. از تفكرات خرافى و موهوم دورى گزينيد و سعى كنيد دل به خدا بسپاريد كه آرامش و آسايش شما تأمين خواهد شد. گوهر عفت و نجابت و پاكى خود را حفظ كنيد.حفظ اين گوهر گرانقدر, از واجبات دينى و اخلاقى و انسانى است . اگر ازدواج تان هم به تأخير بيفتد, باز اين پابرجا است . رفتار شما, تقوا و معنويت شما نشانگر شخصيت اسلامى و انسانى شما خواهد بود و زمينه رابراى روى آوردن جوانان متدين و شايسته به شما براى ازدواج , به همراه خواهد داشت .
کد سوال : 49810
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : غريبه و آشنا به خاطر بيمارى ام مرا آزار مى دهند و هيچ كس مرا درك نمى كند. لطفا بگوييد چه كنم ؟
پاسخ : نامهء شما رسيد. در خلال نوشته هاى خويش به مطالب خوب و مهمى اشاره كرده بوديد كه دانستن آن براى ما و بازگو كردن شان براى شما بسيار مفيد بود. اما دو نكتهء مهم از آن استنباط مى شد كه نقش حساس در زندگى آيندهء شما دارند " اوّل ) جسارت و جرأت شما در بيان مشكلات تان بود;دوم ) تشخيص درست تان از موقعيتى كه داريد. همان طور كه مى دانيد در برخورد با هر عامل روانى , داشتن اين دو مؤلفه و عامل , سرنوشت ساز و موفقيت آميزاست . اين كه شما مى دانيد چه چيز شما را ناراحت كرده و مى كند, چه رفتار سبب به هم خوردن آرامش شما مى شود; وهمين كه مى خواهيد از اين اوضاع نجات پيدا كنيد, علامت بسيار خوبى است . در نهايت مشكلات مطروحهء شما را دو قسم كرده و به هر يك جوابى جداگانه مى دهيم : 1 مسأله خانوادگى ; 2 بيمارى . مسألهء خانوادگى شما را با اين دو سؤال آغاز مى كنيم كه شما چه تأثيرى بر ديگران مى گذاريد و برداشت شما ازآن ها چيست ؟ همان گونه كه مى دانيد قانون سوم نيوتن كه قانون عمل و عكس العمل است , در روابط ميان انسان ها نيز وجوددارد. اين قانون مى گويد: اگر جسمى بر جسم ديگر نيروى أ را وارد كند, جسم دوم نيز بر جسم اوّل همان نيرو راوارد مى كند, منتهى در مسير عكس . به همين ترتيب , تفكرات مثبت يا منفى ما در مورد ديگران , سبب بروز تفكرات مثبت يا منفى طرف مقابل مان مى گردد كه اين تأثير را نوعى القاى مغناطيسى مى داند... خلاصه اين كه افكار و احساسات ما بر ديگران تأثير مى گذارد, در نتيجه اين ما هستيم كه در اكثر موارد سبب القاى افكار خاص درديگران در مورد خودمان مى شويم . بنابراين , در اولين گام , شما بايد ببينيد چه تأثيرى بر ديگران مى گذاريد و برداشت شما از آن ها چيست ؟ در اين مورد خوب فكر كنيد و نقاط قوت و ضعف ديدگاه هاى خود را شناسايى كنيد و از آن ها يادداشت برداريد. توجه داشته باشيد آن چه ذهنيت ديگران را نسبت به ما تغيير مى دهد, اغلب وضع ظاهرى ما است , نه افكار واحساسات مان , و پس از آن اخلاق و رفتار ما; اگر لجباز, پرچانه , تنبل , ترسو,, زودرنج و... باشيم , عموم مردم ما رابچه , دروغگو, كله شق و چيزهايى از اين قبيل خواهند دانست . يكى از مشكلات شما برادر گرامى اين است كه از خود در مورد بيمارى تان ضعف نشان مى دهيد و همين باعث مى شود ديگران شما را كودك بپندارند و از اين ضعف سوء استفاده كنند. بنابراين لازم است عزم خود را جزم كنيد وبراى بهبودى تان نهايت تلاش را بنماييد و از اين كه دچار يك بيمارى ساده هستيد, خجالت نكشيد. درد بى درمان كه نداريد; بيمارى ساده اى داريد كه رفع شدنى و بهبود يافتنى است . بر فرض كه چنين نبود, بيمار بودن ننگ و عارنيست و آدمى زاده را با بيمارى پيوندى ناگسستنى است . اين را به خودتان بقبولانيد و از اين كه مردم شما را ناراحت كنند نهراسيد. آن ها به بيمارى حماقت و كوته فكرى و گناه استهزا مبتلايند آنها بايد شرمنده باشند, نه شما. بنابراين ,از هم اكنون به اوضاع تان سر و سامان بدهيد! شما پدر فرزندان فردا مى باشيد و پلى هستيد كه فرهنگ گذشته را به نسل آينده منتقل مى كند. بايد نقش مهم وحساس خود را در زندگى دنيايى به درستى ايفا كنيد. به خودتان احترام بگذاريد و براى خودتان ارزش قائل شويد.به فكر مسؤليت ها و تعهدات خويش باشيد و تا مى توانيد يك انسان واقعى باشيد و خوب زندگى كنيد. اگر كسى به شما توجه نمى كند, ناراحت نشويد. شما هم به آن ها توجه نكنيد و به كار خودتان مشغول باشثيد. اين شعر شهريار راحفظ كنيد و گاهى براى خودتان بخوانيد: ]ما در اين عالم كه خود كنج ملالى بيش نيست عالمى داريم در كنج ملال خويشتن سايهء دولت همه ارزانى نودولتان من سرى آسوده خواهم زير بال خويشتن ]يادتان باشد پس از خدا و اولياى او بهترين پناهگاه براى انسان , خود او است . انسان ها نوعاً به خاطر ضعف ايمان واعتقادمان به خدا و اديان الهى , نكتهء اوّل را سهل مى شمريم و آن را شعار مى پنداريم , ولى هيچ كس نيست كه به خودش ايمان نداشته باشد, بنابراين لااقل مى توانيم به خودمان پناه ببريم و از غوغاى جماعت به دور باشيم و اگراحياناً در جامعه هستيم ـ كه بايد باشيم ـ عنان افكار و احساسمان را به دست مردم ندهيم و بازيچهء حرف هاوحديث ها, اقبال ها و ادبارها, خوشايندها و برآيندهاى ايشان نباشيم . گلستان سعدى و بوستان او پر از حكايات نغزدر اين باره است . مى توانيد به مصاحبت با ايشان بپردازيد و از تجربيات او سود ببريد; او كه دربارهء خودش گفته است : ]هرگز وجود حاضر و غائب شنيده اى ؟! من درميان جمع و دلم جاى ديگرست ]اصولاً خواندن كتاب هاى گذشتگان براى آرامش و تمدد اعصاب مفيد است , چون هم تحصيل علم است و هم تكميل حلم . پرورش گل و گياه , ماهى و پرنده , نرمش و ورزش در آرامش مثل دويدن در اوايل صبح , نه مثل فوتبال كه باعث هيجان مى شود, دوش گرفتن با آب سرد ـ البته نه خيلى سرد شست و شوى دست و پا و صورت با آب خنك و صابون , به دفعات در روز ـ به خصوص قبل و بعد از خواب , نخوردن غذاهاى حساسيت زا مثل غذاهاى سرخ كرده ترشى و نوشابه ها و آبميوه هاى بازار و گوجه و بادمجان و فلفل , خوردن غذاهاى ساده همراه با آب فراوان و لبنيات و سبزى و ميوه هاى فصل , استفادهء بيش تر از نان هايى كه كمتر جوش شيرين دارند, مثل نان سنگك پوشيدن لباس هاى نخى و سبك و هم چنين كفش هاى سبك و نرم كه پا خيلى در آن ها عرق نمى كند و به پا فشارنمى آيد, مى تواند براى شما مفيد باشد. البته پر واضح است كه داشتن چنين زندگى اى , نياز به برنامه ريزى دقيق دارد. در عوض به زودى به آرامش وامنيت خاطر بيش ترى خواهيد رسيد. پرواضح است كه سخن در اطراف اين مقوله بسيار مى توان گفت , ولى اين نامه گنجايش آن را ندارد. در مورد بيمارى شما, با چند پزشك مشورت كرديم كه يكى از آن ها متخصص طب قديم و داروهاى گياهى است . چون شما مشكل گوارشى عصبى داريد, حتماً بايد با اراده و مشاورهء صحيح براى بهبود خود قدم برداريد. امادر حال حاضر مى توانيد از يكى از عطارى هاى معتبر شهرتان يك شيشه عرق زيتون و يك شيشه عرق نعنا تهيه كنيد. آن ها را مخلوط كنيد و در جاى خنك بگذاريد و پس از هر وعدهء غذا نصف استكان از آن ميل كنيد. اگر احياناًتلخ بود, با مقدارى آب مخلوط كنيد, ولى تلخ نوشيدنش بهتر است . به هر صورت ما را از احوال تان ناآگاه نگذاريد.
کد سوال : 49811
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا عملى مانند برداشتن گوشى تلفن در هنگام نماز به لحاظ اين كه تلفن كننده متوجه عمل نمازگذار باشد چگونه است ؟
پاسخ : اگر برداشتن گوشى تلفن صورت نماز را به هم بزند و مستلزم فعل كثير باشد, نماز را باطل مى كند و اگربرداشتن گوشى به صورتى است كه شخص نمازگزار از حالت نمازگزار بودن خارج نمى شود, اشكالى ندارد.(1)(پـاورقى 1.ر. ك : توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 65
کد سوال : 49812
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر كسى در ركعت سوم و چهارم نماز عمداً يا سهواً حمد و سوره را كامل بخواند نمازش چگونه است .
پاسخ : اگر در ركعت سوم و چهارم نماز عمداً حمد و سوره را كامل بخواند نمازش باطل است امّا اگر سهواًباشد نمز او صحيح است (1)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 577
کد سوال : 49813
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر با زن خود به حدّى شوخى و بازى كند كه وى از خود بى خود و دچار رخوت و سستى گردد وعمل دخول هم صورت نگيرد, غسل جنابت بر او واجب مى شود؟
پاسخ : به واسطه دو چيز انسان جنب مى شود 1ـ جماع 2ـ بيرون آمدن منى چه در خواب باشد يا بيدارى ,كم باشد يا زياد, با شهوت باشد يا بى شهوت , با اختيار باشد يا بى اختيار.(1) در قضيه مورد سئوال اگر منى خارج شد غسل جنابت واجب مى شود در غير اين صورت هر چقدر بدن دچار رخوت و سستى شود ولى با خروج منى همراه نباشد غسل جنابت واجب نمى شود. (پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 221 مسأله 345