کد سوال : 49694
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : عرفان و تصوف چيست و نظر اسلام و علماى اسلام در اين مورد چيست ؟
پاسخ : يكى از علومى كه در دامن فرهنگ اسلامى زاده شد و رشد يافت و تكامل پيدا كرد علم عرفان است .دربارهء عرفان از دو جنبه مى توان بحث كرد. يكى از جنبه اجتماعى و ديگر از جنبه فرهنگى .اهل عرفان هر گاه با عنوان فرهنگى ياد شوند, با عنوان و هر گاه با عنوان اجتماعيشان ياد شوند غالباً باعنوان متصوفه ياد مى شوند. عرفا و متصوفه هر چند يك انشعاب مذهبى در اسلام تلقى نمى شوند, در عين حال يك سلسله افكار و آداب و معاشرت ها و لباس پوشيدن ها, و سكونت در خانقاه به آن ها به عنوان يك فرقه مذهبى رن مخصوص داده است . و البته همواره خصوصاً در ميان شيعه عرفايى بوده و هستند كه هيچ امتياز ظاهرى با ديگران ندارند و در عين حال عميقاً اهل سير و سلوك عرفانى مى باشند, و در حقيقت عرفاى حقيقى اين طبقه اند, نه گروه هايى كه صدها آداب از خود اختراع كرده و بدعت ها ايجاد كرده اند.() بنابراين به بخش نظرى عرفان (پـاورقى 1.مرتضى مطهرى , آشنايى با علوم اسلامى (كلام , عرفان ) ص 70ـ 71گفته مى شود و به بخش عملى آن و سير و سلوك گفته مى شود. موضوع عرفان شناخت خدا و اسماء وصفات او است كه عرفان نظرى عهده دار تبيين آن است و راه اين شناخت هم سير و سلوك عملى است , يعنى بايدعارف با قدم سير و سلوك به حق برسد و از خود فانى و به حق باقى باشد.() به عبارت ديگر, عرفاى واقعى (پـاورقى 2.همان , ص 77مى خواهند با عمل به خدا برسند, و چنين عرفايى هيچ وقت نم يتوانند از خود و بدون توجه به عبادت هاى عملى اسلام دستورهاى عملى صادر كرده و بدان عمل نمايند, لذا علماى اسلام و فقهاى شيعه با كسانى كه داراى افكار واوهام باطل هستند و به جاى اجتماع در مساجد, در خانقاه ها به صوفى گرى و انجام كارهاى من درآوردى و نشأت نگرفته از شرع انور اشتغال مى ورزند مخالف بوده و هستند. در اين زمينه جزوهء تصوف و نظر علما ارسال مى شود وبهتر است كتاب ارزشمند آشنايى با علوم اسلامى بخش را مطالعه فرماييد.در پايان بايد گفت عرفان نظرى و علمى همان عرفان محى الدين عربى است كه صوفى ها هيج خبرى ندارند چراكه فلسفه مقدمهء چنين عرفانى است چنانچه علم منطق مقدمه براى فهم فلسفه است . صوفى گرى يك سلسله مسايل اخلاقى است كه در مقام آداب و سلوك عمل مى شود.
کد سوال : 49695
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بنده جانبازى 65 هستم . مورد بى مهرى پدرم قرار گرفته ام . توان كار ندارم . اعصابم خراب است .پدرم عوض اين كه به من توجه بيشترى بكند, مرا رها كرده و بين من و برادرم كه طلبه است , فرق مى گذارد. حق يك فرزند معلول بر پدر چيست ؟
پاسخ : از اين كه غم هاى نهفته در سينه تان را براى ما نوشته ايد و ما را محرم اسرار خويش قرار داده ايدمتشكريم .منتها كه شهيد زندهء انقلاب هستيد, هر رنجى را كه تحمل مى كنيد, نزد خدا مأجور هستيد, گرچه بسيار مشكل است , ولى چاره اى جز صبر و تحمل در برابر مشكلات نيست . خود را با ذكر خدا و قرائت قرآن و با شكر گزارى به درگاه خدا آرامش بدهيد و خود را با جانبازانى كه قطع نخاعى هستند يا از جاى خود نمى توانند تكان بخورند,مقايسه كنيد و شكرگزار خدا باشيد. در عوض خداوند متعال هم در دنيا و هم در آخرت براى شما آبرو و مقام مقدرّرمى فرمايد: .البته وظيفهء مردم به خصوص پدرتان راجع به شما جانباز عزيز سنگين است . بنياد جانبازان بايد بيشتر به شمارسيدگى كند. البته خودتان نيز بايد با قناعت و كم كردن انتظارات بيش از حدّ, زندگى را بر خود آرام كنيد. سفارش مابه شما اين است كه نسبت به پدرتان بى احترامى نكنيد. شايد توانايى كمك بيشتر به شما ندارد. اگر مى توانيد باروحانى مسجد محلّتان صحبت كنيد و او را واسطه كنيد تا با پدرتان صحبت كند و سفارش شما را به او بنمايد. اگرصلاح بدانيد, ما نامه اى به بنياد جانبازان بنويسيم . در نامهء بعدى موافقت خود را بنويسيد. اميدواريم با صبر و متانت و قناعت در امور زندگى و با رفتن به مسجد و شركت در نماز جماعت و نشستن پاى سخنرانى هاى مذهبى و روضه ءآقا اباعبداللّه الحسين 7روحيهء صبر و استقامت در شما تقويت شود. به رضاى الهى راضى باشيد. پيوستى كه خدمت شما ارسال مى شود, به نحوى به پدرتان برسانيد.
کد سوال : 49696
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : راجع به توقيع مارك حضرت مهدى 7به على بن محمد سمرى و همين طور راجع به تأييد كتاب كافى از طرف آن حضرت توضيح دهيد.
پاسخ : توقيع مبارك حضرت مهدى 7به على بن محمد سمرى , آخرين سفير خود را شيخ طوسى در كتاب () و شيخ صدوق در كتاب روايت كرده اند. چون وفات شيخ ابوالحسن على بن محمد سمرى (پـاورقى 3.شيخ طوسى , كتاب الغيبة, ص 242 كمال الدين , ج 2 ص 516نزديك شد, توقيعى بيرون آمد به اين مضمون : كسانى از شيعيان من ادعاى مشاهدهء مرا خواهند كرد. آگاه باشيد هر كس پيش از خروج سفيانى و رسيدن صيحه ءآسمانى , ادعاى مشاهده نمايد, كذّاب و دروغگو خواهد بود>.شش روز بعد از اين توقيع على بن محمد سمرى در سال 329هجرى وفات يافت .يكى از كتاب هاى معروف روايى , كتاب كافى است , كه مؤلد آن محمد بن يعقوب كلينى , متوفاى 328يا 329ست . وى اين كتاب را به درخواست بعضى از شيعيان نوشته است . وى از بزرگ ترين علما و فقهاى عصر خويش بودكه شاگردان فراوانى در درس او حاضر مى شدند. او رياست علماى اماميه در ايام مقتدر عباسى را بر عهده داشت وزمان نوّاب خاص حضرت مهدى 7را درك كرد. بعضى از علما گفته اند: اين كتاب بر حضرت مهدى 7عرضه شده و امام 7آن را نيكو شمرده و فرموده است : .()(پـاورقى 1.مقدمهء اصول كافى به نقل از روضات الجنّات , ص 553 به نقل از منية المرتاد.اما در مورد سفارش حضرت مهدى 7راجع به فقها و ولايت آنان در توقيعى كه به جناب محمد بن عثمان عمرى , ناپب خاص ديگرش ارسال شد, چنين آمده است : حوادثى كه براى شما مسلمانان پيش مى آيد, به راويان احاديث (فقها) مراجعه كنيد. آنان بر شما حجّت الهى هستدن ومن بر آنان حجّت هستم >.از مجموعهء آن چه ذكر شد, به اين نتايج مى رسيم : 1 توقيع شريف حضرت به على بن محمد سمرى , منقول از كتاب الغيبة شيخ طوسى و كتاب كمال الدين شيخ مفيد نقل شده و مرحوم شيح عباس قمى در منتهى الآمال آورده است . 2 كسانى كه ادعاى رؤيت حضرت را مى كنند, كذّاب و دروغگو هستند, همان طور كه در اين توقيع آمده بود. درتوقيع ديگرى به محمد بن عثمان عمرى آمده است : دروغ مى گويند>.البته ممكن است كسانى آن حضرت را ببينند, ولى او را نشناسند و بعد متوجه شوند يا حدس بزنند كه حضرت مهدى 7بوده است . 3 ولايت فقيهان به صورت عالم از طرف آن حضرت در توقيع محمد بن عثمان عمرى و در روايات ديگر ازديگر امامان وارد شده است , مانند روايت عمر بن حنظله از امام صادق 7كه در آن به ولايت فقيه در امر قضاوت وغير آن اشاره , بلكه تصريح دارد: دادم . حكم آنان مانند حكم ما است و كسى كه حكم آنان را قبول نكند و ردّ كند, در حد شرك به خدا است >.پيامبر6سه مرتبه فرمود: . گفتند: خلفا و جانشينان تو كيانند؟ فرمود: .()(پـاورقى 2.همان , ص 101غير از روايات , از نظر عقلى نيز واضح است حاكم مسلمانان بايد شخصى باشد كه اسلام را خوب مى شناسد واحكام الهى را با بصيرت كامل مى داند.
کد سوال : 49697
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با چه ذكرى خود را بيمه كنيم كه از گناه و معصيت به دور باشيم ؟ معناى تقوا چيست و چگونه مى توان به تقوا و اخلاص رسيد؟
پاسخ : تمامى ذكرها خوب و مفيد و جلا دهندهء قلب است . اما از بين آن ها ذكرهايى را كه در روايات به آن هابيشتر اهميت داده شده است , ذكر مى كنيم . از رسول خدا6روايت شده كه فرمود: .(1)پيامبر6فرمود: .(2)روايات فراوان ديگرى در اين باره آمده است . معناى تقوا, حفظ و نگهدارى نفس است از انجام گناهان به تعبير ديگر: كنترل و خودنگهدارى از پليدى ها وزشتى ها معناى تقوا است ; يعنى انسان مواظب خود باشد كه دروغ نگويد, غيبت كسى را نكند, فحاشى و بدزبانى ازاو صادر نشود, نگاه به ناموس ديگران نكند, به اموال مردم مخصوصاً بيت المال تجاوز نكند, به حقوق ديگران احترام بگذارد و وظائف اجتماعى خويش را انجام دهد.امام صادق از پدرانش از اميرالمؤمنين 7نقل كرد كه فرمود: .(3)در ورايت ديگر فرمود: (4) بعد امام گريه كرد و اين آيات راخواند: .(5)(پـاورقى 1.بحارالانوار, ج 87 ص 166(پـاورقى 2.همان , ص 168(پـاورقى 3.همان , ج 71 ص 379(پـاورقى 4.همان , ص 380(پـاورقى 5.انفطار (82 آيهء 11
کد سوال : 49698
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا حاجت خواستن از امامان : و امام زاده ها صحيح است ؟ آيا حاجت خواستن از آنان ثمره اى دارد و انسان به حاجت خود مى رسد؟
پاسخ : در آيهء 35سورهء مباركهء مائده مؤمنان را به تقوا و گرفتن وسيلهء نجات و جهاد در راه خدا سفارش كرده است : .با جملهء انتخاب وسيله به افراد با ايمان دستور داده شده است . وسيله در اصل به معناى تقرب جستن و يا چيزى كه باعث تقرب به ديگرى از روى علاقه و رغبت مى شود مى باشد.على 7در نهج البلاغه فرمود: .(1)از آيات ديگر قرآن و نيز از روايات به خوبى استفاده مى شود كه وسيله قرار دادن مقام انسان صالحى در پيشگاه خدا و طلب چيزى از خداوند به خاطر او ممنوع نيست و منافات با توحيد ندارد. در آيهء 64سورهء نساء مى خوانيم :.برادران يوسف از پدر تقاضا كردند كه در پيشگاه خداوند براى آنان استغفار كند و يعقوب نيز اين تقاضا راپذيرفت .(2)از روايات متعددى كه از طرق شيعه و اهل تسنّن در دست داريم , به خوبى استفاده مى شود كه توسل بهآن معنا كه در بالا گفتيم , هيچ گونه اشكالى ندارد, بلكه كار خوبى محسوب مى شود.در كتاب تأليف دانشمند معروف سنّى چنين مى خوانيم كه مدد گرفتن و شفاعت خواستن در پيشگاه خداوند از پيامبر6و از مقام و شخصيت او, هم پيش از خلقت او مجاز است و هم بعد از تولّد و هم بعداز رحلتش . سپس روايت معروف توسل حضرت آدم را به پيامبر اسلام نقل كرده كه آدم به درگاه خدا عرض كرد:.بنابراين توسل جستن از روح بلند پيامبران و امامان و صالحان مانعى ندارد, امّا به چند نكته بايد توجه كرد:1 منظور از توسل اين نيست كه كسى حاجت را از پيامبر يا امام يا امام زاده بخواهد, بلكه منظور است است كه به مقام او در پيشگاه خدا متوسل شود و اين در حقيقت توجه به خدا است , زيرا احترام پيامبر نيز به خاطر اين است كه فرستادهء او بوده و در راه او گام برداشته است .2 بعضى اصرار دارند كه ميان حيات و وفات پيامبر و امامان فرق بگذارند, در حالى كه گذشته از روايات , از نظريك مسلمان , پيامبران و صلحا بعد از مرگ حياتى وسيع تر از عالم دنيا دارند و مى توانند به ما و دعاهاى ما آگاهى داشته باشند.(3)3 بهترين راه توسّل اين است كه در كنار قبر پيامبر يا امامان يا صلحا و امامزاده ها خدا را به حق آنان قسم بدهيم كه خدا حاجت ما را روا كند, و آنان را وسيلهء برآورده شدن حاجت خود بدانيم در ذيل آيهء .(4) از امام صادق 7نقل شده كه فرمود: وقتى دعا مى كنيد, خدا را بخوانيدو او را به ما قسم بدهيد تا دعاى شما مستجاب شود>.لذا از نظر روايات و قرآن توسل به اهل بيت مسلّم است .(5)4 حاجت خواستن از امامان به معناى شفاع و دعا كردن آنان نزد خدا است . در زيارت نامه مى خوانيم : يامولاى حاجتى كذا و كذا فاشفع لى فى نجاحها;(6) اى مولاى من ! حاجت من چنين و چنان است . پس تو شفاعت كن و از خدا بخواهد كه آن ها برآورده شود. (پـاورقى 1.نهج البلاغه , خطبهء 110(پـاورقى 2.نهج البلاغه , خطبه 110(پـاورقى 3.تفسير نمونه , ج 4 ص 366با تلخيص . (پـاورقى 4.بحارالانوار, ج 91 ص 6(پـاورقى 5.آيت اللّه حسن مظاهرى , جهاد با نفس , ج 4 ص 184(پـاورقى 6.بحارالانوار, ج 91 ص 32
کد سوال : 49699
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : علاقه زيادى به طلبه شدن دارم , ولى دوبار به حوزهء قم مراجعه كردم نپذيرفتند, لطفاً راهنمايى فرماييد.
پاسخ : اين كه شما علاقه و شوق زياد به تحصيل علوم دينى داريد و طلبه شدن را دوست داريد روحيهء خوبى است براى شما كه مى تواند منشأ ترقى و تعالى علمى باشد, و داشتن چنين روحيه اى قابل تحسين است . شما از عدم پذيرش حوزهء علميه قم مأيوس نشويد, چون تحصيل در حوزه علميه قم شرايطى دارد كه ممكن است فعلاً شامل حال شما نشود, ولى طلبه شدن منحصر به آمدن به قم نمى باشد, لذا شما به حوزهء علميه شهرتان مراجعه كنيد و با مديرحوزه علميه علاقه و مشكل خود را در ميان بذگاريد و راه حل بخواهيد.
کد سوال : 49700
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا انسان مى تواند براى برآورده شدن حاجتى نذر كند؟ اين كه مى گويند در دنيا ثواب كنيد و به ديگران كمك كنيد, تا خدا بركت و رحمت خود را زياد كند, چرا بر عكس مى شود؟
پاسخ : نذر كردن در حقيقت عهد بستن با خدا است كه اگر فلان حاجت من روا شود و گرفتارى از من دفع شود, فلان كار خير را انجام دهم . اين كار (نذر كردن ) جائز است ; يعنى انسان مى تواند نذر كند. اگر نذر كرد وحاجتش روا شد, حتماً بايد به نذرش عمل و به آن وفا كند.اما دربارهء اين كه اگر انسان كار خيرى انجام دهد, خدا ثواب و بركت عطا مى فرمايد, اين مطلب صحيح است .قرآن فرمود: بيآورند و با تقوا شوند, ما درهاى رحمت آسمان و زمين را بر آنان مى گشاييم و بركات خود بر آنان نازل مى كنيم >.عوامل بركت و موانع بسيار است . بعضى از آن ها مربوط به تك تك افراد است . بعضى مربوط به دولت و حكّام است . در بعضى موارد بركت به وجود مى آيد, ولى ما از آن ها مطلع نمى شويم و تشخيص نمى دهيم .امام رضا7فرمود: .عوامل بركت و موانع بسيار است . بعضى از آن ها مربوط به تك تك افراد است . بعضى مربوط به دولت و حكّام است . در بعضى موارد بركت به وجود مى آيد, ولى ما از آن ها مطلع نمى شويم و تشخيص نمى دهيم . اما رضا7رمود: .(1)امام على 7فرمود: (2)يكى از عواملى كه بركات را از بين مى برد, تكذيب حقّ است : پيامبران را تكذيب كردند و با آنان مخالفت كردند, آنان را عذاب كرديم و مؤاخذه نموديم >.پيامبر6فرمود: .(3)امام على 7فرمود: علنى شود, بركت ها برداشته مى شود>.در پايان نشانى حضرت آيت اللّه جوادى آملى : قم ـ خ ارم ـ مدرسه سعادت ـ آيت اللّه جوادى آملى . نشانى حضرت آيت اللّه حسن زاده آملى : قم ـ خ صفائيه كوچه ممتاز آيت اللّه حسن زاده آملى . (پـاورقى 1.محمد رى شهرى , ميزان الحكمة, ج 1 عنوان 352(پـاورقى 2.همان .(پـاورقى 3.ميزان الحكمة, ج 1 عنوان 353
کد سوال : 49701
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كسى كه محتلم شود, آيا بايد كليهء لباس هاى خود را عوض كند يا بايد فقط لباس هايى را كه آلوده است , عوض كند؟
پاسخ : كسى كه محتلم شده , اگر لباس هايش آلوده به منى نشده باشد, تمامى لباس ها پاك است و لزومى ندارد لباس هايش را عوض كند.
کد سوال : 49702
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كسى كه در خواب محتلم شود و بنا به دلايلى دير از خواب بلند شود, يعنى زمانى كه وقت براى غسل كردن تنگ باشد و بايد براى نماز تيمم كند,آيا بايد براى نماز لباس هاى خود را عوض كند و آلت تناسلى راشستشو دهد يا با بدن لباس نجس و آلوده مى تواند نماز كند؟
پاسخ : چنين فردى اگر فرصت دارد خود را بشويد و لباس هايش را عوض كند, بايد خود را بشويد و لباس هارا عوض كند و با بدن و لباس پاك نماز بخواند, اما اگر فرصت ندارد, مى توان با بدن نجس نماز بخواند, ولى اگرمى تواند بايد لباس هاى نجس را كمتر كند; يعنى اگر شلوار و شورت آلوده شده است , شلوار را بيرون بيآورد و باشورت نجس نماز بخواند يا برهنه نماز بخواند.(1)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 475
کد سوال : 49703
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر فردى در پاك بودن مخرج غائط شك كند, چه حكمى دارد؟ اگر بعد از مدتى بفهمد مخرج غائطرا نشسته است , چه حكمى دارد؟
پاسخ : اگر در پاك بودن محل غائط شك كند و شك ابتدايى باشد, يعنى قبلاً نجس نبوده , پاك است , ولى اگرقبلاً نجس بوده است , مثلاً هنگام شستشو در توالت شك مى كند كه محلّ غائط پاك شد؟ بايد خود را بشويد تا يقين پيدا كند و نجاست برطرف شده است . اگر قبلاً پاك بوده مثل اين كه , در خيابان راه مى رود و شك مى كند محلّ غائطنجس شده پاك است . اگر بعد از مدتى بفهمد محل غائط را نشسته , محل غائط نجس است و بايد آن را بشويد و اگرلباس هايش به آن جا ماليده شده است , نجس هستند.